چکیده نفقه یا هزینه زندگی زوجه، براساس قرآن کریم، سنّت و اجماع فقهاء بر زوج واجب است، از جمله آیه «الرّجال ... بما انفقو من اموالهم...» و روایت شهاب از امام صادق(ع) مدارک وجوب نفقه زوجه میباشند. در فصل اوّل علاوه بر مطالب فوق، دو شرط وجوب نفقه یعنی دائمی بودن عقد و تمکین زوجه مورد بررسی قرار گرفته است. تمکین عام یعنی پذیرفتن شوهر به عنوان رئیس خانواده و حسن معاشرت با او. در تمکین خاص، اطاعت همه جانبه زوجه در مواردی که بر او واجب است، لازم است و محدود به زمان یا مکان خاصی نخواهد بود. بنابراین نشوز یا عدم اطاعت از خواسته زوج موجب اسقاط نفقه میگردد. در فصل دوّم، انواع نفقه و کیفیت آن، آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از سنّت معصومین و اقواملی از فقهاء بررسی شده است. در فقه از هشت نوع نفقه، خوراک، پوشاک، مسکن، ... نام بره شده؛ امّا به علّت اطلاق ادّله، مانند آیه «و عاشروهنّ بالمعروف» و باتوجه به معنای معروف که شامل هر عملی که نیکو بودن آن از طریق شرع و عقل شناخته شده است، و روش عمومی مردم در زندگانی و معیشت است، رفع نیازهای زن، در حدّ عادت هم ردیفان او ضروری است. نفقه زوجه امتیازهایی را دارد: مانند تقدّم نفقة او بر خویشاوندان و بر سایر دیون، عدم اشتراط فقر زوجه و قدرت زوج، مالکیت زوجه بر آنچه با انتفاع از آن عین آن از بین میرود، حقّ استقراض زوجه، پرداخت نفقة گذشته، حقّ نقاص برای زوجه، و متقابل نبودن آن. در بخشهای، گوناگون رساله سعی بر تلفیق سخنان فقهاء و حقوقدانها میباشد تا مصادیق بارز از نفقه زوجه به دست آید. و بررسی واژههای عرف، معروف و متعارف نیز در این راستا انجام گرفته است. فصل سوّم به بررسی نفقه پس از انحلال زوجیت، و فصل چهارم به استنتاج و پیام پایاننامه پرداخته است.
چکیده در این تحقیق نظریه خانواده درمانی مینوچین با دیدگاه اسلام در باب خانواده مقایسه شده است. این تحقیق درصدد ارائه آموزههایی از دین اسلامی در خانواده اسلام که در افزایش کارایی و رشد اعضای خانواده بسیار مؤثر است و در دو جنبة بهداشت روانی خانواده و حل مشکلات آن میتواند مؤثر باشد. این تحقیق با روش توصیفی تاریخی بر اساس بررسی محتوا انجام شده و دادههای آن با روش پژوهش تاریخی جمعآوری شده است. نتایج تحقیق حاکی از اشتراک این دو دیدگاه در سه مفهوم اساسی مرزها، زیرمنظومهها و سلسله مراتب در خانواده است. مینوچین منشأ اختلال در کارکرد خانواده را در این سه امر جستجو میکند. اگر مرزهای خانواده نامشخص یا انعطافناپذیر باشد، منظومههای خانواده در انجام وظایف دچار مشکل میشود. همچنین اگر سلسله مراتب در خانواده رعایت نشود و افراد در جایگاه مناسب خود قرار نگیرند، در ایفاء مسئولیتها ناموفق خواهند بود. وی در درمان به اصلاح ساخت خانواده از طریق فنون مرزسازی و تعیین جایگاه افراد در خانواده میپردازد. ساخت خانواده در اسلام با اموری مانند دو نوع ازدواج موقت و تعدد زوجات، گسترة مرزها و مدیریت مرد در خانواده از دیدگاه مینوچین تمایز مییابد. دیدگاه اسلام بر باورهای دینی و اصول اخلاقی تأکید دارد و نقش این دو را در کارایی و تعالی خانواده بسیار مؤثر میداند.
چکیده خانواده سازمانی اجتماعی است که مبتنی بر روابط خویشاوندی سببی یا نسبی میباشد. نقش و وظایفی که هر یک از اعضای خانواده بر عهده میگیرند در تقابل نزدیک با یکدیگر بوده و این ایفای نقش هر یک از اعضاء میتواند موجبات رشد خانواده را فراهم کند. منظور از ساختار قدرت در خانواده الگوی تصمیمگیری زوجین در هزینه کردن پول و خرید امکانات برای خانواده، تربیت فرزندان و ... میباشد. نویسنده پایاننامه خود را با هدف بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده و موارد رضایتمندی زناشویی، میزان تحصیلات زن و شوهر، طول دوره زندگی زناشویی، میزان درآمد زن و شوهر و مشارکت شوهر در انجام وظایف خانگی، تدوین نموده است جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان کارمند و خانهدار شهر تهران است که به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی، تعداد 200 زن انتخاب شدهاند. ابزار مورد استفاده جهت جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه طراحی شده توسط پژوهشگر و پرسشنامه رضایتمندی زناشویی ENRICH میباشد. یافتههای پژوهش حاکی از این بود که با افزایش درآمد زن، تغییر در ساختار قدرت در خانواده رخ نمیدهد. زنان شاغل متحمل فشارهای روانی بیشتری نظیر انتظارات شغلی در مقابل انتظارات خانوادگی، تقسیم کارهای خانگی، تعارض و ابهام در نقشها میباشند. از سوی دیگر با افزایش تحصیلات شوهر، قدرت زن در خانواده کاهش پیدا میکند، اما با افزایش تحصیلات زن تغییر در ساختار قدرت خانواده ایجاد نمیشود. باورهای درونی شده در زن و مرد که مبتنی بر نقشهای جنسیتی است در طول دوره زندگی زناشویی تغییر نمیکند. همچنین با افزایش قدرت زن در خانواده، رضایتمندی زناشویی وی کاهش مییابد و نیز در مشارکت شوهر در امور منزل افزایشی دیده نمیشود.
چکیده در کتب روایی معتبر شیعه، در ذم زن، روایات زیادی بیان شده است. از طرف دیگر در همین کتابها در مدح زن نیز روایات صحیح السندی وجود دارد. البته میتوان گفت تابلویی که عوامالناس از زن ارائه میدهند، همان روایاتی است که در ذم زن بیان شده است. اهداف این پایان نامه عبارتند از: 1- معرفی چهره واقعی زنان با استفاده از احادیث مربوطه و مطابقت این احادیث با آیات قرآن و سیره معصوم(ع)؛ 2- نقد و بررسی سند و محتوای احادیثی که در ذم زن در کتب روایی وجود دارد؛ 3- مشخص کردن مهمترین وظیفه زن در نظام خلقت با توجه به روایات و آیات قرآنی و در آخر، 4- روشن نمودن دیدگاه پیامبر و ائمه در مورد فعالیتهای اجتماعی زن و آداب و حدود این فعالیتها و روش پایاننامه، کتابخانهای در بهرهگیری از کتب روایی شیعه، تفاسیر قرآن کریم و کتابهای تالیف شده درخصوص موضوع میباشد. نتایج این بررسی نشان میدهد که هیچ مزیتی برای مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست و اگر برخی روایات عهدهدار اثبات این مزیتاند یا از لحاظ سند نارسا و یا از جهت دلالت ناتماماند و اگر فرضاً از هر دو جهت تام باشند چون مسأله مورد بحث نظیر مسائل فقهی صرف یک امر تعبدی محض نیست؛ لذا، نمیتوان آن را به یک دلیل ظنی غیرقطعی ثابت کرده در کتب روایی، روایاتی وجود دارد که از لحاظ سند کاملاً صحیح میباشند و در آنها عقل زنان پذیرفته شده است. گذشته از این روایات، مطالعه تاریخ اسلام و تاریخ ادیان نیز حکایت از وجود زنان برجسته و تاریخساز دارد. قرآن کریم مرد و زن را در همه صفات عالی انسانی یکی میداند و میان آن دو تفاوتی نمیگذارد. از سوی دیگر، بدون شک نه تنها اصل انجام فعالیتهای اجتماعی برای زنان جایز است بلکه گاهی ضروری نیز به نظر میرسد. زن مسلمان باید مسئولیتهای خود را مورد توجه و بررسی قرار دهد و همواره مصلحت اهم را بر مصلحت مهم مقدم دارد. تنها از یک بعد به قضایات نگریستن، جامعه را دچار افراط و تفریط میکند. زن مسلمان نباید به بهانه فعالیتهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، وضعیت خانوادگی خود را آشفته سازد و یا نسبت به آن کمتوجه باشد. در حدیثی ذکر شده که جهاد زن، نیک شوهرداری است. بنابراین، پس از رعایت حقوق خانواده، نوبت به پذیرش فعالیتهای اجتماعی خارج از خانه میرسد در روایات نبوی، زنان از انجام مشاغل اجتماعی از قبیل آموزش و پرورش، پرستاری و ... که دخالت عواطف، منافاتی با آنها ندارد، غیر از حکومت، قضاوت و جهاد منع نشدهاند. قرآن مجید نیز از دلالت بر اجازه این قبیل کارها برای زنان خالی نیست.
چکیده باوجود این که مدیریت زنان در سازمانها و مراکز مختلف دستاوردهای خوبی به همراه داشته است، ولی در سازمانها تمایل عمومی به برگزیدن مدیران مرد معطوف است. در این میان آنچه بیش از شایستگی و توانمندی مورد توجه قرار میگیرد، جنسیت است. برای دستیابی به علل و عوامل این گرایش، بررسیهای مختلفی انجام شده است و صاحبنظران عقاید مختلفی ارائه کردهاند. در این تحقیق محقق به دنبال پاسخ به این سؤال است که چرا با وجود این که در سالهای اخیر پیشرفتهای محسوسی در زمینه تحصیلات و مشارکتهای اجتماعی زنان حاصل شده است، ولی تاکنون زنان نتوانستهاند مسیرهای شغلی خود را به درستی طرح ریزی و پیاده نمایند؟ به ویژه در کشور ما، چرا زنان نتوانستهاند سهم شایستهای از پستهای مدیریت قوه مجریه را به خود اختصاص دهند؟ به منظور پاسخ به سوال تحقیق، عوامل مربوط به فرهنگ سازمانی، نگرش مدیران مرد نسبت به زنان و مهارتهای مدیریتی زنان مورد بررسی قرار گرفتهاند. به منظور آزمون فرضیات تحقیق از روشهای آماری توزیع دو جملهای و لا – من – ویتنی استفاده شده است. فرضیهها در سطح 0.05 = a مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحلیلهای آماری نشان میدهد که فرهنگ سازمانی (0.00 = value – p) باعث عدم حضور زنان در پستهای مدیریتی قوه مجریه شده است؛ همچنین مدیران مرد نسبت به تواناییهای مدیریتی زنان نگرش مثبتی ندارند ( value=0.012- p )؛ همچنین آماره لا – من – ویتنی نشان میدهد که بین مهارتهای ادراکی مدیران زن و مرد (.675 0 = sig. Asymp) اختلاف معناداری وجود ندارد، در حالیکه بین مهارتهای انسانی مدیران زن و مرد (0.36 = Asymp.sig) اختلاف معناداری وجود دارد. بنابراین در مجموع میتوان گفت که بین مهارتهای مدیریتی مدیران زن و مرد (279 . 0 = sig. Asymp) اختلاف معناداری وجود ندارد.
چکیده در این رساله به بررسی برابری جنسیت و دین که دو شرط از شرایط قصاص نفس میباشد پرداخته شده است. منظور از برابری دین این است که قاتل و مقتول باید در شرط دین با هم برابر باشند تا قصاص صورت گیرد براساس این شرط مسلمان به واسطة کشت کافر، کشته نمیشود. اما اگر مقتول، کافر ذمی یا معاهد باشد، قاتل او تعزیر میشود و دیه ذمی را غرامت میدهد. که در این مورد اختلاف است. برخی گفتهاند: اگر مسلمان به کشتن اهل ذمه عادت کرده باشد، پس از رد کردن مقدار زائد دیة او، قصاص میشود. خودکفار نیز در میانشان قصاص حکمفرماست و مرد ذمی به واسطه کشتن مرد یا زن ذمی کشته میشود. فقهای امامیه اجماعاً معتقدند که مسلمان در برابر کافر به قصاص نمیرسد، خواه کافر ذمی باشد یا غیر ذمی، به دلیل گفتة خداوند بزرگ «... و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» و در مورد برابری جنسیت ، منظور این است که اگر مرد مسلمانی عمداً زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است، لیکن باید ولی زن، قبل از قصاص قاتل نصف دیه مرد را به ورثة او بپردازد و همچنین اگر زنی، مردی را عمداً به قتل برساند، زن قصاص میشود و علاوه بر قتل زن، باید بهاندازة نصف دیه مرد نیز از اموال زن، به ورثة مرد مقتول داده شود. از نظر مسئولیت جزائی در ارتکاب قتل عمدی میان مردان و زنان تفاوتی وجود ندارد و صرف نظر از خصوصیت زن یا مرد بودن با ارتکاب قتل عمدی هر یک از آنان در معرض اعمال کیفر قرار میگیرد. و در قرآن کریم هم بین جان انسانی از حیث جنسیت و زن بودن یا مرد بودن فرقی گذاشته نشده است. توجیه عقلی و منطقی قابل قبولی نیز برای تفاوت گذاشتن بین زن و مرد در امر قصاص وجود ندارد. روایاتی هم از طریق عامه و شیعه از پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی (ع) و سیره عملی آنها نقل شده که هر یک از زن و مرد که مرتکب قتل عمده دیگری بشوند، قصاص میگردند، اکثر فقهای اهل سنت نیز همین نظر را دارند. که در فصل سوم در دو گفتار به طور مفصل بحث شده است و نظرات فقهای شیعه و سنی در مورد شرط جنسیت و دین آورده شده است. همچنین نظرات و گفتگوهایی که بین آیتالله صانعی و پژوهشنامة متین واقع شده در فصل پنجم نقل شده است و نظر ایشان در تأیید گفتههایی که ذکر کردیم میباشد. روش جدیدی که در این رساله عنوان شده، استفاده از پایگاههای اینترنت در مورد مسألة قصاص و جنسیت و دین است.






