چکیده افراد با انعقاد عقود و پیمان‌ها به یکدیگر پیوند می‌خورند. یکی از مهم‌ترین عقود اجتماعی عقد نکاح که بر اساس آن زوج و زوجه با یکدیگر پیمان زناشویی می‌بندند. مطابق قانون با انعقاد این پیمان مقدس هر یک از زوجین وظایفی را به عهده می‌گیرد که باید در ایفاء آن تمام توان خویش را مبذول دارند. در اکثر عقود این امکان وجود دارد که یکی از طرفین از انجام وظایفی که قانوناً به عهده گرفته سرباز زند که عقد نکاح نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد. همانطور که گفتیم عقد نکاح دو طرف دارد که یکی از آنها زوج و دیگری زوجه است حال این امکان وجود دارد که زوج یا زوجه از انجام وظایفی که قانوناً بر عهده دارد سرباز زند. در این رساله سعی بر آن است که اولاً‌ وظایفی را که زوج و زوجه قانوناً موظف به انجام دادن آن هستند را عرفی نماییم ثانیاً‌سعی بر شناساندن ضمانت اجراهائی است که درصورت امتناع هر یک از زوجین از انجام وظایف قانونی خویش در معرفی آن قرار می‌گیرند. برای شناخت وظایف زوجین و ضمانت اجراهای امتناع از آنجام آن در درجه اول باید به قانون مراجعه کرد. نظر به آن که موضوع این تحقیق از مباحث حقوق خانواده است لذا منبع اصلی ما قانون مدنی و قانون حمایت خانواده است. اگرچه مقنن ایران در قانون مدنی موادی را به شناساندن وظایف زوجین و ضمانت اجراهای امتناع از انجام آن اختصاص داده معذلک آن طور که شایسته‌شان قانونگذاری بوده از عهده این مهم برنیامده و قوانین دیگر اعم از قانون حمایت خانواده و قوانین جزایی نتوانسته‌اند این نقیصه را جبران نمایند. شایسته بود مقنن ایران که در تدوین مواد قانونی از فقه الهام گرفته این اقتباس خود را کامل می‌نمود تا نقیصه‌های فعلی تا این حد به وجود نیاید. با توجه به این مطلب و باتوجه به اصل 167 قانون اساسی و ماده 2 قانون مدنی که اشعار می‌دارند و در موارد نقص یا اجمال یا ابهام قوانین باید به منابع فقهی و فتاوی معتبر مراجعه کرد در موضوع بحث سعی بر آن شده است که در موارد اجمال، ابهام و نقص به کتب فقهی و رویه قضائی مراجعه شود لذا در کلیه مباحث سعی بر آن شده که موضوع از دیدگاه فقهی هم مطرح گردد.

چکیده تحقیق حاضر، تحت عنوان: «نقش زنان در فرآیند توسعه، در حقیقت پژوهشی است در باب نقش زنان در پرورش فرهنگ متناسب با توسعه اقتصادی سعی پژوهنده بر آن بوده است تا در قالب یک پژوهش جامعه‌شناختی، به تبیین نقش زن در فرآیند توسعه بپردازد و این معنا را مورد بررسی و کنکاش قرار دهد که: زنان در یکی از کارآمدترین و مؤثرترین زمینه‌های مشارکت در فرآیند توسعه اقتصادی اجتمایی یعنی فرهنگ سازی برای توسعه چگوه می‌توانند ایفای نقش نمایند. به عنوان زمینه‌های اصلی بحث و جمع‌بندی نهایی، جایگاه اجتماعی زن، موانع و معضلات او در راه ایفای نقش شایسته، در راستای استفاده بهینه از قابلیت‌هایش برای حضور فعال در صحنه توسعه اقتصادی نیز مورد بحث و فحص واقع شده است. اندیشه و باور نگارنده بر این است که در صورت توجه به مباحث مطروحه می‌توان، جایگاه فعالیت اجتماعی زن را توسعه داد و با ایجاد زمینه بهره‌گیری از تمام قابلیت‌های سازنده زنان، هم به رفع ستم‌های اجتماعی و تبعیض‌های موجود در حق زنان پرداخت و هم از قابلیت‌های فعلیت یافته ایشان در راه تسریع، تشدید و تند کردن آهنگ توسعه، یاری گرفت. محور اصلی دیگری که در این پژوهش به آن توجه شده، تبیین نقش سرمایه‌‌های انسانی یک جامعه در توسعه اقتصادی است. از آنجا که پژوهش‌های اجتماعی اکنون این معنا را اثبات کرده‌اند که در کنار پس‌اندازهها، ثروت‌ها و توانمندی‌های مالی یک جامعه، شالودة کار ساز و مهم دیگر توسعه اقتصادی، منابع پویا و فعال انسانی هستند، و نیز با عنایت به این که همواره و در تمام جوامع نیمی از این منابع انسانی و شالودة مهم توسعه را زنان تشکیل می‌داده و می‌دهند، بنابراین، باید گفت که در هر توسعة سریع و ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی، باید راه تبدیل قابلیت‌های زنان به فعلیت هموار ساخت تا در راستای این آزادسازی توانائی‌های زنان از قیود عدیده، امکان حیات فعال اجتماعی ایشان میسر گشته و زمینه مشارکت فعال آنان در توسعه اقتصادی فراهم آید. از آنجا که تحقیق درباره موضوع مورد بحث حاضر تازگی داشته و کمتر پژوهشی در این راستا انجام گرفته و یا حداقل در کشور ما مسبوق به سابقه‌ای نیست، بنابراین این تحقیق با صعوبت‌هایی همراه بود که از آن در بخش مقدمه، ذیل عنوان: معضلات و مشکلات پژوهش سخن خواهیم گفت. اهمیت موضوع، معضلات طبیعی موجود در راه این بررسی به دلیل تازگی آن و عدم پژوهش وسیع در این باب، ایجاب می‌کند که صاحب نظران به این موضوع تحقیق توجه جدی نموده و نقش زنان در توسعه اقتصادی را باز نمایند. با همین توجه، لازم به ذکر نیست که نگارنده، علیرغم تلاش تحقیقی گسترده‌ که در این راسهل با توجه به زمینه وسیع موضوع به کار گرفته است. آن را گام نخست در راه بررسی موضوع حاضر در ایران می‌داند و هرگز از کاستی‌های آن غافل نیست. بدیهی است اگر این تحقیق تنها حکم گام نخست را یافته و وموجب توجه محققان و برنامه‌ریزان کشور به نقش زنان در توسعه شود جای بسی خرسندی است. در اجرای این تحقیق، از راهنمائی‌ها، عنایت‌ها و الطاف عدیده‌ای برخوردار بوده‌ام. استاد محترم جناب آقای دکتر عظیمی به عنوان استاد راهما، طبعا اصلی‌ترین بار زحمت و شکل‌گیری این تحقیق را به دوش داشتند. در طول این پژوهش همواره از نکته‌سنجی‌ها و ارشادات ایشان بهره گرفتم که صمیمانه آنها را ارج می‌نهم و سپاسگزارم. از زحمات جناب آقای نفیسی یه عنوان استاد مشاور نیز که همواره سخاوتمندانه با این جانب همکاری نموده و با راهنمائی‌هایشان نقایص متعددی را در بررسی حاضر توانستم برطرف نمایم صمیمانه تشکر و قدردانی می‌نمایم همچنین از تمامی خواهران و برادرانی که به اشکال گوناگون در طول انجام این تحقیق مرا یاری دادند کمال امتنان را دارم. از خداوند متعال توفیق همگی آنان را در راه اعتلای فرهنگ تحقیقاتی کشورمان خواستارم.

چکیده این پایان نامه به نام «چهرة زن در اساطیر ایرانی» گردآوری شده است که هدف از نگارش آن بررسی موقعیت اجتماعی و سیاسی زن در اعصار پیش از تاریخ و همچنین بیانگر افت و خیزهای آن در مراحل بعدی است و این که زن در طی تاریخ چه مراحلی را سپری کرده تا به مقام و منزلت فعلی رسیده است. برای دستیابی به این هدف به بن‌مایه‌های اساطیری – تاریخی که همانا منابع اساطیری می‌باشد رجوع شده و از یافته‌های باستان‌شناسی و کاوش‌های شاهنامه شناسان و پژوهش‌هایی که در مورد اساطیر کهن ایران صورت گرفته یاری جسته‌ایم. این رساله شامل سه بخش می‌باشد که در بخش نخست به تعریف اسطوره پرداخته شده است و در ادامه، حدود و ثغور جغرافیای اساطیری ایران مشخص گردیده و محدودة اقلیمی خاصی را مورد توجه قرار داده‌ایم و سپس به معرفی منابع اساطیری ایران پرداختیم. در بخش دوم چهرة حقیقی زن در فلات ایران بیان می‌شود و این واقعیت خاطر نشان می‌گردد که زن در پهنة زمین نخستین خانه را ساخته، نخستین بذر را افشانده و نخستین ظرف را شکل داده است و نقش او را به عنوان نخستین پایه‌گذار تمدن بشری مشخص و بیان کردیم و او را عامل اصلی قسمت اعظم ترقیات اقتصادی دانسته، که زیربنای اصلی صنایع مهم گردیده است. در ادامة این بخش به شناخت جایگاه آفرینندگی و خلاقیت وی در صحنه زندگی و مقام ایزدبانویی او در اجتماعی و اسطوره و ادبیات و هنر و ذهن ایرانیان پرداخته و به معرفی الگوهای متعددی از این نمودها در قالب خدابانوان ایران زمین اهتمام ورزیدیم و ردپای شکوه و جبروت و جلال زن را در تندیس‌های به جا مانده از کشفیات باستان‌شناسان جستجو کردیم. و اما بخش پایانی رساله نیز اختصاصی به بیان ویژگی‌ها و خصوصیات ظاهری و نفسانی و روحانی زن در اساطیر حماسی و حضور و پویش او در عرصة حماسی ایران دارد که در نگارش این بخش از منابعی چون شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی یاری جسته‌ایم.

چکیده پژوهش انجام شده یک مطالعه مقایسه‌ایی بوده است که به منظور مقایسه مشخصات فردی و خانوادگی زنان راضی و ناراضی از روابط جنسی خود در زندگی زناشویی که در یکی از دانشگاههای وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شاغل بودند، انجام شده است. در این پژوهش، پرسشنامة تأیید شده، به طور تصادفی توسط 525 نمونه داوطلبانه تکمیل شد. کلیة نمونه‌ها حداقل سواد خواندن و نوشتن بودند، لازم به تأکید است که این نمونه‌ها ازدواج دائمی داشته و از جمعیت سالم که هیچگونه بیماری را عنوان نمی‌کردند، انتخاب شده بودند. از تعداد 525 نمونه، 354 نفر (4/67%) در گروه راضی از روابط جنسی و 171 نفر (6/32%) در گروه ناراضی قرار گرفتند. در این مطالعه، با میزان خطای (5% = a) از آزمون‌های آماری تست تی، کای دو و چوپروف استفاده شده است. نتایج اختلاف معنی‌داری را با 5% p بین رضایت از روابط جنسی در زندگی زناشویی و متغیرهای ذیل نشان داد: سن زوجین، تفاوت سنی بین آنان، طول مدت زندگی مشترک، سطح تحصیلات زوجین، شغل همسر، وجود فرزند زن از ازدواج قبلی در زندگی مشترک، مورد علاقه بودن رضایت همسر از اشتغال نمونه، کلیة علائق و روابط مشترک خانواده و وضعیت اقتصادی خانواده. یافته‌‌های پژوهش، شواهدی را مبنی بر تأثیر مشخصات دموگرافیک زنان و نیز تشابه این مشخصات بین زوجین بر خوشبختی و رضایت از روابط جنسی در زندگی زناشویی، مشخص کرده است. نتایج بیانگر این مهم است که زنان در صورت تطابق با همسرانشان از نظر دموگرافیکی بیشتر ابراز رضایت از روابط جنسی خود نموده‌اند. در این مطالعه بین دو گروه بیشتر مشخصات فردی و خانوادگی متفاوت بودند. تشابه زوجین از نظر این مشخصات و ارتباط آن با رضایت از روابط جنسی، متغیرهای کلیدی برای تفاوت‌های بین دو گروه بودند. این یافته‌ها مبین نیاز به سیستم‌های آموزشی و مشاورة بهداشتی است تا بدین وسیله نیازهای زنان در قبل و بعد از ازدواج بررسی شوند، بنابراین مشاورین به مهارت‌ها و آگاهی و توانایی‌های کافی نیاز دارند تا به مددجویان یاری دهند. در نتیجه، امر و توافق و تطابق در ازدواج، ارتباطی مثبت با رضایت از روابط جنسی دارد، لذا پیشنهاد می‌شود که در مطالعات آینده، بررسی‌های وسیع در تعداد نمونه‌های بیشتری انجام شود. و مطالعه‌ایی مشابه بین آقایان، خانم‌های خانه‌دار و مشکلات عملکردی جنسی و در بین زوجین پیشنهاد می‌شود.

چکیده در این پایان‌نامه ویژگی‌ها و ارزش‌های اخلاقی دو قوم ایرانی و یونانی که در روزگاران کهن در یک سرزمین می‌زیسته‌اند و دارای مشترکاتی یکسان بوده‌اند آنگونه که فردوسی و هومر شرح می‌دهند نقد و بررسی می‌گردد. این اقوام بعدها بر اثر تغییرات آب و هوایی و مشکلات اقتصادی مجبور می‌شوند که موطن اولیه‌شان را رها کنند و به سرزمین‌های جدید مهاجرت نمایند اقوام هند و اروپایی که نیاکان اصلی دو قوم ایرانی و یونانی به شمار می‌آیند در جریان مهاجرتشان به سرزمین‌های جدید مقدار زیادی از آراء و عقاید این مردمان پدیدار گردید. اگر چه اساطیر، مذهب و ادبیات این دو قوم مشترکات اولیة خود را حفظ کرد ولی تفاوت‌هایی نیز در آنها نمایان گشت به نحوی که قوم ایرانی را باید نماینده تفکر شرقی به شمار آورد و یونانیان را نمایندة تفکر غربی. این دو طرز تفکر خود را به شکلی آشکار در حماسه‌های این ملل – شاهنامه الیاد و ادیسه – نمایان ساخته‌اند. قهرمانان شاهنامه مبین روح شرقی‌اند و قهرمانان حماسه‌های یونان مبین روح غربی قهرمانان شاهنامه برای زنده نگهداشتن انسانیت و راستی می‌جنگد. مرگ برای او زیستن جاودانه است. او می‌جنگد تا پاسدار ارزش‌هایی باشد که در پرتو آنها زندگی چهرة واقعی خود را آشکار سازد. بدون وجود این ارزش‌ها زندگی برای قهرمان ایرانی همانند زندگی کردن در لجنزار است. فنا شدن در راه آرمان‌های زندگی برای او هدف نهایی است. اما در حماسه‌های یونانی هدف، زندگی رنگ باختة مادی است. قهرمانان ایلیاد در برابر خشمشان آنقدر ضعیف ترسیم گشته‌اند که هزاران تن را بر سر آن به دیار نیستی می‌فرستند. نقش زنان نیز به همین گونه است. زنان شاهنامه مکمل شخصیت مردان این کتابند و در تمامی صحنه‌ها حضور فعال دارند. در سیاست، جنگ و فداکاری اگر از مردان جلوتر گام برندارند عقب‌تر نیز نیستند. جان بر کف می‌گیرند تا کیان و هستی مردان و سرزمینشان را تضمین کنند. در ایلیاد و ادیسه نیز زنان نقشی مثبت بر عهده گرفته‌اند اما آنها را یا در گوشة قصرها می‌بینیم یا در گریه و زاری بر نعش فرزندان و عزیزانشان. در این دو شاهکار ادبیات جهان، زنان ر گشودن گرههای کور سیاسی نقش بر عهده نمی‌گیرند و نقش دوم یا سوم را بازی می‌کنند. در شاهنامه – گرچه کتاب توصیف شهریاری نیست – شاهان آنگونه توصیف می‌شوند که خود معلم و هدایت گرند. شهر یاران شاهنامه، هر کدامشان پایه‌گذار و بنیان گذار رسم و آیین نو و سودمندند. بر مسیر حق و عدالت حرکت می‌کنند و اندیشة آنها پر از عشق به مردمانشان است. اگر شهریاری از مسیر عدالت به دور رود و راه و رسم بدی را پیشة خود سازد، پهلوانان دست به دست هم می‌دهند تا او را به راه صواب هدایت کنند اما در ایلیاد اینگونه نیست. در این اثر حماسی آگاممنون – شهریار یونانی – آنچنان خیر همسری را پیشة خود ساخت است که حقیقت را نمی‌بیند. او شهریاری است هوسران و خودسر که در برابر مردم خود کوچکترین احساسی مسئولیتی نمی‌کند. او نه تنها هدایتگر مردم نیست بلکه خود نیز نیاز به حامی و هدایتگر دارد.

چکیده به جرأت می‌توان ادعا کرد که کلیة قوانین راجع به زنان که جنبه کیفری داشته و در آنها مجازات پیش‌بینی شده بود، مورد مطالعه و بررسی گرفته و براساس نوع مجازات در یکی از چهار فصل رساله گنجانده شده است. در مباحث مختلف به نقش زن به عنوان مجرم یا مجنی علیها یا اثبات کنندة جرایم پرداختیم و چنان که ملاحظه گردید، دریافتیم که منبع اصلی قانونگذار در تدوین قانون مجازات اسلامی در سال‌های 1361و 1370، قول مشهور فقها و به ویژه قول مرحوم امام خمینی در تحریرالوسیله بوده است. با نگاه اجمالی به مطالب رساله می‌توان اشکال گرفت که در اسلام و قانون مجازات درخصوص جایگاه زنان و مردان در امور کیفری تفاوت‌ها و تبعیضاتی وجود دارد. مثلا قصاص مردی که یک زن را کشته است با دادن نصف دیة کامل به قاتل امکان‌پذیر است و از طرفی در بحث دیات نیز مقرر شده که دیة زن نصف دیة کامل است. در پاسخ به این اشکالات، ضمن جلب توجه اشکال کنندگان به مطالب کتاب ذکر این نکته لازم است که شارع، این تفاوت‌ها و تبعیضات ظاهری را در جای خود به نفع زنان جبران کرده است که نمونه‌های بارز آن مهریه و نفقه می‌باشد. به علاوه در امور کیفری نیز اینگونه تفاوت‌ها همیشه به نفع مردان نیست بلکه در برخی موارد، این تبعیض‌ها به نفع زنان تمام شده است. مثلا زنان جزو عاقله که عهده‌دار پرداخت دیه در جنایت‌های خطای محض هستند، نمی‌باشند.

چکیده این پژوهش چگونگی سیمای زن و مرد را در قوانین خانواده و مجازات اسلامی مطالعه می‌کند و همچنین تفاوت‌ها و تشابهات حقوقی بین زن و مرد را نشان می‌دهد و دیدگاهها و نظرات مختلف را که در رابطه با قوانین و جنسیت هستند مقایسه می‌کند. پرسش آغازین تحقیق عبارت است از: سیمای زن و مرد در دو مجموعه قانون خانواده و مجازات اسلامی چگونه است؟ براساس این پرسش، 7 هدف که مبتنی بر نظریات جامعه‌شناسی و حقوق است، تدوین شد. این اهداف به عنوان اهداف کلی پژوهش معرفی می‌شود. با در نظر گرفتن اهداف پژوهش، سوالات کلی و در نهایت سوالات جزئی طراحی شد و در قالب آنها سیمای زن و مرد در قانون مورد مقایسه و مطالعه قرار گرفت. روش مطالعه در این تحقیق اساساً‌ توصیفی است . لذا با چگونگی امور و نه چرایی آنها سروکار دارد. بنابراین صرفاً به این سوال پاسخ می‌دهد که در اینجا چه می‌گذرد؟... اهداف پژوهش، سوالات کلی و در نهایت سوالات جزئی طراحی شد و در قالب آنها سیمای زن و مرد در قانون مورد مقایسه و مطالعه قرار گرفت. روش مطالعه در این تحقیق اساساً توصیفی است. لذا با چگونگی امور و نه چرایی آنها سروکار دارد. بنابراین صرفاً به این سوال پاسخ می‌دهد که در اینجا چه می‌گذرد؟ ... از اینرو سوال در مورد این که آیا این تفاوت‌های حقوقی بین زن و مرد عادلانه است یا خیر؟ و آیا حاکی از برتری یک جنس و فروتری جنس دیگر است؟ و ... در صلاحیت پژوهش حاضر نیست. دو مجموعه قانون خانواده و مجازات اسلامی که به ترتیب مربوط به حقوق خصوصی و عمومی هستند برای مطالعه انتخاب گردید و به این دلیل که قوانین ارزش برابری ندارند و در نتیجه هم وزن نیستند، انتخاب نمونه و سپس تعمیم نتایج به تمام قوانین نادرست بود. لذا از شیوه تمام‌شماری استفاده شد و کلیه مواد قانونی در دو مجموعه قانون خانواده و مجازات اسلامی با آخرین اصلاحات و چاپ (1379) به عنوان جامعه آماری مورد تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری اطلاعات در مورد چگونگی سیمای زن و مرد در این دو مجموعه قانون، پرسشنامه معکوس که شامل 20 سوال می‌باشد، تدوین شد. و در نهایت با استفاده از فنون آمار توصیفی، اطلاعات جمع‌آوری شده به وسیله نرم‌افزار رایانه SPSS پردازش و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مطالعه نشان می‌دهد که اعطای حق، تحمیل تکلیف و سلب حق در مورد زنان بیشتر از مردان است. مردان بیشتر از زنان در رأس هرم اقتدار قرار گرفته‌اند و قانون گزار هنگامی‌که از زنان و مردان سخن می‌گوید برای مرد اولویت بیشتری نسبت به زن قایل است. همچنین در این دو مجموعه، فاعل مرد بیشتر از فاعل زن است و از طرفی دیگر مفعول زن بیشتر از مفعول مرد است. این متغیرها یعنی اعطای حق خاص به زنان و مردان، تحلیل تکلیف خاص به زنان و مردان، سلب حق از زنان و مردان، قرار گرفتن زنان و مردان در سلسله مراتب اقتدار، جهت نظر قانون گزار نسبت به زنان و مردان، جنس فاعل و جنس مفعول در ارتباط با متغیرهای دیگر نظیر نوع قانون، میزان ابهام ماده قانونی، نقش قاضی در تفسیر قوانین، انعطاف‌پذیری حکم قانون، اصلاح‌شدگی و زمان تصویب ماده قانونی، ماهیت، نوع و شیوه مجازات مورد مطالعه قرار گرفت. که در بسیاری از موارد بین زن و مرد تفاوت وجود دارد. در نهایت بر مبنای یافته‌های پژوهش، پیشنهاداتی ارایه شده است.