چکیده امروزه سلامت نوجوانان، در ارتباط با رفتارهای وابسته به بهداشتی است که آنها در زندگی پیش می‌گیرند. رفتارهای پرخطر بهداشتی که منجر به مرگ و میر و بیماری در میان جوانان و نوجوانان می‌گردند، شامل صدمات عمدی و غیرعمدی، سیگار کشیدن، استفاده از الکل و مواد مخدر، نزدیکی جنسی، رژیم بد غذایی و عدم فعالیت فیزیکی می‌باشند. هدف: هدف از این مطالعه تعیین میزان رفتارهای پرخطر بهداشتی دانش‌آموزان دختر دبیرستان‌های دولتی شهر تهران بود. روش مطالعه: این مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی، حجم نمونه 1192 نفر و نحوه نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای بود. روش و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه بود و با حضور در کلاس‌های درس توسط دانش‌آموز پر می‌شد. داده‌ها، با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی و آزمون‌های کای دو، تی تست، مک نمار و لگاریتم خطی و به کمک نرم‌افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها یافته‌ها نشان داد که میزان رفتارهای پرخطر بهداشتی در جامعه پژوهش (داشتن حداقل 1 رفتار از 6 رفتار پرخطر) 2/98% بود. میزان رفتارهای پرخطر بهداشتی عبارت بودند از: صدمات عمدی 8/86% و صدمات غیر عمدی 4/60% مصرف سیگار 6/5%، مصرف الکل 7/3% در یکماه گذشته نسبت به زمان مطالعه، تجربه استفاده از مواد مخدر 8/2% و نزدیکی جنسی 8/12% در طول زندگی، رژیم بدغذایی 5/17% و عدم فعالیت فیزیکی 9/79% که در یک هفته گذشته نسبت به زمان مطالعه دیده شد. فراوانی رفتارهای دوتایی و چندتایی پرخطر بهداشتی بترتیب؛ 2/30% و 8/37% بود. بین انجام رفتارهای پرخطر بهداشتی ارتباط معنا‌دار آماری وجود داشت. بیشترین ارتباط بین مصرف سیگار، الکل، مواد مخدر و نزدیکی جنسی دیده شد. ارتباط بین عدم فعالیت فیزیکی و دیگر رفتارهای پرخطر در بیشتر موارد بی‌معنی بود. ویژگی‌های فردی با انجام رفتارهای پرخطر بهداشتی ارتباط داشت. بین سن و صدمات عمدی و غیرعمدی و نزدیکی جنسی ارتباط وجود داشت. بین پایه تحصیلی و انجام رفتارهای پرخطر بهداشتی ارتباطی یافت نشد. بین رشته تحصیلی انسانی و صدمات عمدی و نزدیکی جنسی ارتباط وجود داشت. همچنین بین تحصیلات والدین (مادر) و عدم فعالیت فیزیکی و درآمد والدین و رژیم بد غذایی ارتباط یافت شد. در دانش‌آموزانی که توسط والدین کنترل می‌شدند و نظر مثبت نسبت به خود داشتند، به نحو معنی‌داری میزان رفتارهای پرخطر مثل سیگار کشیدن، استفاده از الکل و مواد مخدر، نزدیکی جنسی و رژیم بدغذایی کمتر بود. بین عدم فعالیت فیزیکی و کنترل والدین و نظر مثبت به خود ارتباط وجود نداشت. فشار همسالان با انجام رفتارهای پرخطری مثل سیگار کشیدن، استفاده از الکل و مواد مخدر و نزدیکی ارتباط معنی‌دار و مستقیم داشت. نتیجه‌گیری: باتوجه به میزان بالای رفتارهای پرخطر بهداشتی در جامعه پژوهش، نیاز به بازنگری جامع، طراحی و اجرای برنامه‌های آموزش بهداشت از طریق آموزش و پرورش، کتب درسی، مراکز آموزشی، رسانه‌های گروهی و سیستم بهداشتی کشور و ارائه خدمات بهداشتی خاص نوجوانان با استفاده از پرسنل بهداشتی موجود به ویژه ماماها می‌باشد.

چکیده در سال‌های اخیر افزایش کمی حضور در سازمان‌ها با بهبود کیفی منزلت و جایگاه آنان همراه نبوده، و از این نیروی عظیم و خلاق که نیمی از صاحبان تفکر و اندیشه به شمار می‌روند، در سطوح مدیریتی بهره چندانی گرفته نشده است. بر این اساس سئوال قابل طرح این است که چه چیز باعث شده زنان کمتر به سطوح بالای مدیریتی دست یابند. گرچه برای پاسخگویی به این پرسش راههای متفاوتی را می‌توان در پیش گرفت، اما به نظر می‌رسد بررسی نگرش مدیران ارشد دربارة ویژگی‌ها و مهارت‌های مدیریتی زنان می‌تواند مفید باشد. تحقیق حاضر به همین دلیل به بررسی رابطه بین نگرش مدیران و ارتقاء شغلی زنان اختصاص یافته است. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه و مصاحبه استفاده شد و داده‌های حاصل از پرسشنامه با استفاده از درصد، فراوانی، آزمون میانه و آزمون t تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که شانس مدیر شدن زنان در مقابل مردان 14 درصد است ولی نگرش مدیران به ویژگی‌ها و مهارت‌های مدیریتی زنان مثبت بوده است. محاسبات به عمل آمده نشان می‌دهد که بین شانس مدیر شدن زنان و نگرش مدیران به ویژگی‌ها و مهارت‌های مدیریتی رابطه معنی‌دار وجود نداشته است، بر این اساس می‌توان چنین نتیجه گرفت که یا عمل مدیران ارشد در انتخاب مدیران سطوح پایین‌تر از نگرش آنان تأثیر نمی‌پذیرد و یا آن که شرایط کلی اجتماع و ساختار اداری اقتضای گزینش زنان به پست‌های مدیریتی را ندارد. در هر صورت پیشنهاد می‌شود در گزینش مدیران به مسأله شایستگی بیش از جنسیت توجه شود و مدیران ارشد از آموزش‌های لازم در این زمینه برخوردار گردند.

چکیده زنان می‌توانند در دگرگون کردن چهره اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی کشورها نقش مؤثری داشته باشند. اخیراً حضور زنان در رده‌های مدیریت چشم‌گیرتر شده است. موضوع مشارکت زنان در چالش‌های اجتماعی و پذیرفتن مسئولیت‌های مدیریتی از جمله مباحثی است که بیشتر در جوامع صنعتی مطرح می‌گردد. هر چه کشوری توسعه یافته‌تر باشد، سهم زنان در مدیریت نسبت به اشتغال بیشتر است. پایان‌نامه حاضر در راستای اهداف شناسایی عوامل فردی و مرتبط و بررسی میزان ارتباط این عوامل با احراز پست‌های مدیریتی توسط بانوان در سازمان مرکز دانشگاه تهران به تدوین رسیده است. از دیگر اهداف نویسنده، یاری رساندن به مدیران سازمان مرکزی دانشگاه تهران جهت شناسایی استعدادهای بالقوه بانوان شاغل سازمان و همچنین کمک به این بانوان در جهت شناخت توانایی‌های خود برای دستیابی به موقعیت‌های مدیریتی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می‌باشد، جامعه آماری شامل کلیه کارکنان زن سازمان مرکزی دانشگاه تهران می‌باشند که تعداد 314 نفر به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شدند. روش تحقیق پیمایشی – مقطعی (نظرسنجی) می‌باشد. نتایج پژوهش نشان داد که خودباوری عامل بسیار مهمی در جهت قبول مسئولیت‌ها در سازمان مرکزی دانشگاه تهران می‌باشد. نگرش جامعه به خصوص مردان نسبت به کار زنان باید تغییر کرده و این باور در آنها تقویت شود که زنان نیز می‌توانند جامعه را رهبری کنند و مسئولیت‌هایی مشابه مردان را بر عهده گیرند. از سوی دیگر، فراهم کردن زمینه‌های لازم جهت حضور زن در سطوح سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری نیاز به مقدماتی دارد که از آن جمله تأمین امکانات لازم برای حضور اوست. انتخاب و انتصاب مدیران و کارگزاران براساس نظام شایستگی موجب خواهد شد که ضوابط و شایستگی‌ها به عنوان عامل تعیین کننده محسوب شوند. در نتیجه استعدادها و خلاقیت‌ها ظهور پیدا می‌کنند و در این راستا دیگر جنسیت – مگر در موراد خاص – مطرح نبوده، بلکه فرد حائز اهمیت خواهد بود. توسعه بینش و دانش زن، مسئولیت بیشتری به وی می‌بخشد. دستیابی به مهارت‌های مختلف، مرعوب نشدن از انجام کارها، پایداری در دستیابی به اهداف و تفکر آگاهانه، می‌تواند به زنان در دستیابی به مشاغل مدیریتی کمک کند.

چکیده در طول تاریخ ایران به ویژه در دوره اسلامی به علت‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و ... زنان تقریباً همیشه در حاشیه بوده‌اند و در عرصه‌های اجتماعی کم‌تر حضور داشته‌اند. گستره ادبیات نیز از این قاعده مستثنا نبوده است و ادبیات کلاسیک فارسی به آثار شاعران و نویسندگان مرد شناخته می‌شود. پایان‌نامه حاضر، بررسی، تحلیل و مقایسه شخصیت زنان در آثار چهار داستان‌نویس معاصر ایران: سیمین دانشور، منیرو روانی‌پور، صادق هدایت و عباس معروفی است. مبنای نظری تحقیق، عمدتاً‌ رویکرد انگلیسی – آمریکایی نقد ادبی فمینیستی است که کارش بررسی تصویر ارائه شده از زن در آثار نویسندگان زن و مرد می‌باشد. روش کار این گونه بوده که شخصیت زنان در آثار نویسندگان مشخص شده، بررسی و مهم‌ترین ویژگی‌های این شخصیت‌ها عنوان‌بندی، توصیف و تحلیل شده‌اند. هدف این پایان‌نامه شناخت دقیق‌تر تصویری است که نویسندگان زن از زنان ارائه می‌دهند و مقایسه آن با تصویر زن در آثار نویسندگان مرد و تحلیل و علت‌یابی نظرگاههای آن نویسندگان نسبت به مسأله زن است. نتایج بررسی‌های نویسنده نشان می‌دهد که آثار چهار داستان‌نویس مورد بحث، با توجه به نحوه ارائه شخصیت زنان در آنها، هماهنگی‌ها و تقابل‌های معنادار با یکدیگر دارند. این هماهنگی‌ها و تقابل‌ها در دسته‌بندی‌های ذیل جای می‌گیرند. آثار سیمین دانشور منیرو در گروه ادبیات زنانه جای دارند. اما مهم‌ترین تفاوتی که در طرح شصخیت زنان در آثار این دو وجود دارد مربوط به دو روشی است که نویسندگان متمایل به فمینیسم در پیش می‌گیرند و آن، اختلاف آنان در نحوه ارائه شخصیت زنان است. دانشور از گروه نویسندگانی است که معتقد به طرح چهره‌های موفق ا زنان است، اما موفق‌ترین داستان کوتاه روانی پدر حول محور مظلومیت و ستمی که بر زنان تحمیل می‌شود، می‌چرخد و وی از این طریق در جست‌وجوی القای تأثیر بر خوانندگان است. وجهه اجتماعی شخصیت زنان در آثار روانی‌پور بیشتر است و آثار او زنانه‌تر از آثار دانشور می‌باشد. 2- زنان در آثار صادق هدایت و عباس حروفی، عنصر اجتماعی موفقی نیستند و به لحاظ این که از خارج از گروه زنان به مسائل آنان می‌نگرند مشترکند. اما به لحاظ سیر تاریخی، معروفی که از متأخرین است خشونت و یکجانبه‌نگری هدایت را ندار و شخصیت زنان آثارش دوست‌داشتی‌اند. اما نکته اساسی این جاست که هرچند زنان آثار معروفی در پیشبرد داستان‌ها نقش اساسی دارند اما دیده می‌شود که شخصیت زنان تنها در سطح رویی این آثار آن هم در طرح و پیشبرد ماجرای عاشقانه داستان حضور دارند. 3- آثار منیرو روانی‌پور و صادق هدایت از این لحاظ که هر دو در طرح شخصیت‌ها موضعی یکجانبه اتخاذ شده به هم شبیه‌اند اما هدایت از زنان عموماً‌ چهره‌ای بسیار منفی نشان می‌دهد و روانی‌پور چهره‌ای عمدتاً مثبت. 4- شخصیت زنان در آثار دانشور و معروفی متعادل‌تر از نویسندگان هم گروهشان مطرح می‌شود اما با این وجود تفاوی عمیق‌ بین آنان است و آن دیدگاه زنانه دانشور و دیدگاه غیر زنانه معروفی می‌باشد. در نهایت، می‌توان گفت در حیطه این تحقیق شخصیت زنان مرح در آثار زنان و مردان، تفاوت‌های بنیادین دارند. مهم‌ترین این تفاوت‌ها خلق زنانی با هویت اجتماعی موفق و مثبت در آثار نویسندگان زن است، چیزی که در آثار مردان به هیچ وجه دیده نمی‌شود.

چکیده تمامی شرایع در گذشته تاریخ و شرایع متأخر بر حرمت زنا اتفاق نظر داشته‌اند و نیز تمدن‌‌های بشری از زمان‌های نخست قبح این دین موضوع را پذیرفته‌اند. حقوق جزا از رحمت عام خداوند بر مردم نشأت می‌گیرد، ولی از آنجا که تجاوز به حقوق مردم را صرفاًً در پرتو تعالیم اخلاقی نمی‌توان از میان برد، و نیز، مصالح عمومی جامعه جز با قانون و عدالت و سلطه و قدرت تامین نمی‌شود؛ بنابراین اعمال قانون جزائی اسلامی امری ضروری است. اجرای حد علاوه بر صیانت جامعه، مجرم را از ارتکاب عمل زشت باز داشته و سبب اصلاح او و عبرت دیگران شده و کفاره گناه او نیز محسوب محسوب می‌شود. همچنین باعث حفظ مصالح عمومی جامعه در پرتو عدالت و امنیت اجتماعی می‌باشد. این پایان‌نامه گامی است در تقریب مذاهب که دارای فوایدی بوده از جمله این که باعث اتحاد و همبستگی مسلمین و رشد و شکوفایی و استحکام فرهنگی می‌گردد. نظرات اهل سنت این پایان‌نامه، ترجمه بخش حدود کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه تالیف عبدالرحمن بن محمد عوض جزیری است که در زمینه تطبیق مذاهب فقهی نوشته شده است. نویسنده در این پایان‌نامه به مطالعه مباحثی همچون اقرار به زنا، شبهات در زنا، شدت شرع در اثبات جرم زنان می‌پردازد. نتایج این مطالعات نشان می‌دهد که از لحاظ کلی میان مذاهب چهارگانه اهل سنت و نظر امامیه، مغایرت زیادی وجود ندارد؛ چون همه، احکام را از قرآن و دستوران نبی گرامی اسلامی اخذ کرده‌اند، مثلاً همه در رجم زنای محصن و تازیانه زدن غیرمحصن اتفاق نظر دارند، یا همه به حرمت لواط معتقدند، همچنین مذاهب خمسه در قطع دست سارق در مرتبه اول سرقت و در قطع ید سارق در مرتبه دوم سرقت اتفاق نظر دارند. اما اختلافی که هست از نحوه تفسیر و برداشت آنان از قرآن و روایات است، مثلاً حنفیه و حنابله و امامیه در اجرای حد زنا، چهار مرتبه اقرار را شرط دانسته‌اند، ولی مالکیه و شافعیه به یک مرتبه اقرار و تمسک به حدیث عسیف کرده‌اند که ذکری از چهار مرتبه اقرار، نشده است. یا گاهی اوقات اختلاف نظرشان از قیاس و استحسان نشأت می‌گیرد مثلاً امامیه و شافعیه و مالکیه و حنابله عقیده دارند که بینة لواط مثل بینة زنا است، ولی حنفیه می‌گویند بینة لواط غیر از بینة زنا است، چون ضرر و جرم لواط از زنا کم‌تر می‌باشد. یا اختلافشان به خاطر اختلاف روایات است که خرقه‌ای، روایت را بر روایتی دیگر ترجیح می‌دهند مثلاً در قطع دست سارق در مرتبه سوم سرقت، امامیه و حنفیه که می‌گویند دست سارق در مرتبه سوم سرقت قطع نمی شود به حدیث حضرت علی (ع) در این زمینه استناد نموده اند. ولی شافعیه و مالکیه می گویند در مرتبه سوم و چهارم سرقت هم عضو سارق قطع می‌شود و استناد به حدیث جابربن عبدالله که پیامبر در مرتبه سوم و چهارم سرقت، حد قطع را بر سارق جاری نمود، کرده‌اند. از این نوع اختلافات زیاد است نویسنده برای نوشتن نظر امامیه، از شرح لمعه تالیف شهید ثانی و شرایع الاسلام تالیف محقق حلی استفاده نموده است.

چکیده این پژوهش یک مطالعه مقایسه‌ای است که به منظور بررسی و مقایسه دلایل پشیمانی زنان و مردان پشیمان از عمل عقیم‌سازی لوله‌‌ای، در ساکنین شهرستان کرمانشاه که در مراکز بهداشتی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه تحت عمل جراح قرار گرفته‌اند، انجام شده است. این پژوهش بر روی 500 نفر (270 زن و 230 مرد عقیم شده لوله‌ای) انجام گردیده و انتخاب نمونه‌ها به صورت تصادفی بوده است. ابزار گردآوری داده‌های در این پژوهش پرسشنامه بوده است که از 3 بخش تشکیل یافته: بخش اول شامل سئوالاتی در مورد مشخصات فردی – خانوادگی، بخش دوم شامل یک سئوال جهت تعیین میزان پشیمانی در زنان و مردان مورد پژوهش و بخش سوم شامل دو سئوال جهت تعیین زمان وقوع و دلایل پشیمانی بوده است. پرسشنامه از طریق انجام مصاحبه با هر یک از شرکت‌کنندگان تکمیل گردید. یافته‌های این پژوهش در 30 جدول خلاصه شده و به منظور دستیابی به نتایج از آمار توصیفی و استنباطی و آزمون‌های کای – دو، فیشر و ضریب توافق چوپروف استفاده شده است. در پاسخ به سئولات پژوهش نتایج نشان می‌دهد که 6/19 درصد زنان و 7/15 درصد مردان عقیم شده لوله‌ای از انجام عمل عقیم‌سازی پشیمان بودند. مهمترین دلایل پشیمانی زنان به ترتیب اولویت عبارت بودند از: نداشتن یا فوت فرزند دختر یا پسر و عوض شدن تصمیم خود یا همسر در مورد تعداد فرزندان (8/52)، عوارض ناشی از عمل (3/28 درصد)، فوت همسر، بروز اختلافات زناشویی و ازدواج مجدد خود یا همسر (9/18 درصد) و مهمترین دلایل پشیمانی مردان پس از عمل عقیم‌سازی به ترتیب اولویت عبارتند از: عوارض ناشی از عمل (3/58 درصد)، نداشتن یا فوت فرزند پسر (25 درصد)، فوت همسر، بروز اختلافات زناشویی و ازدواج مجدد (7/16) نتایج همچنین نشان داد که بین دلایل پشیمانی زنان و مشخصه‌های سن هنگام عقیم‌سازی و جنسی فرزندان ارتباط آماری معنی‌داری وجود ندارد ولی این ارتباط در مورد تعداد فرزندان در قید حیات معنی‌دار است (2% = p 2) برخلاف زنان، بین دلایل پشیمانی مردان پشیمان ومشخصه‌های سن هنگام عقیم‌‌سازی (1% p) و همچنین جنس فرزندان (17% = P2) ارتباط معنی‌داری وجود دارد ولی این ارتباط در مورد تعداد فرزندان در قید حیات معنی‌دار نبوده است. یافته‌های پژوهش نشان دادند که بین دلایل پشیمانی زنان و مردان پشیمان از عمل عقیم‌سازی اختلاف معنی‌داری وجود دارد (2% p و 2 = df و 82/8 = x2 ) در این پژوهش در انتها پیشنهاداتی برای کاربرد یافته‌ها و انجام پژوهش‌های بعدی ارائه شده است با امید به اینکه گامی هر چند کوچک در راه کنترل موالید برداشته شود.

چکیده گفتار زنان در هر جامعه ویژگی‌هایی دارد که آن را از گفتار مردان متمایز می‌سازد. مطالعه تفاوت‌های تلفظّی زنان و مردان فارسی زبان تهرانی نشان می‌دهد که عامل‌های اجتماعی از جمله سن، تحصیلات و به ویژه جنسیت در گفتار و در نتیجه، در تنوع‌های زبانی نقش چشمگیری دارند. الگوی کلی حاکی از آن است که گویشوران مرد تمایل زیادی به کاربرد گونه‌های ناخوشایند اجتماعی دارند در حالی که زنان از کاربرد این گونه‌ها اجتناب می‌کنند و در عوض، تمایل به کاربرد گونه‌های مطلوب‌تر اجتماعی درند. از سوی دیگر پژوهش‌هاب قبلی در زمینه تفاوت‌های گفتاری زنان و مردان نشان داده است که میزان عملکرد ویژگی‌های غیرمعتبر زبانی در گفتار زنان به مراتب کمتر از مردان است. در پژوهش حاضر، تفاوت‌های گفتاری 40 گویشور زن و مرد فارسی زبان تهرانی در زمینه 3 متغیر آوایی (حذف همخوان پایانی، هماهنگی واکه‌ای و افراشتگی واکه)، بررسی گردیده و همبستگی این متغیرهای زبانی با عامل‌های اجتماعی از جمله، جنسیت، سن، تحصیلات و سبک، مورد توجه قرار گرفته است. این بررسی نشان می‌دهد که از میان 3 متغیر زبانی بررسی شده، فقط میزان تظاهر افراشتگی واکه (تبدیل / & / به / e /، که یک ویژگی غیر معتبر در زبان فارسی به شمار می‌آید)، در کلیه سبک‌ها و در همه گروه‌های سنی و تحصیلی مورد تحقیق، بدون استثناء در گفتار زنان به طور نسبی کمتر از مردان است. میزان تظاهر ویژگی هماهنگی واکه‌ای و حذف همخوان‌های پایانی، به طور کلی در گفتار همه افراد مصاحبه شده و به ویژه در سبک‌های غیررسمی، افزایش زیادی را در مقایسه با میزان تظاهر این ویژگی‌ها در بررسی‌های قبلی (جهانگیری 1980 و مدرسی 1987)، نشان می‌دهد.