چکیده در این پایاننامه ویژگیها و ارزشهای اخلاقی دو قوم ایرانی و یونانی که در روزگاران کهن در یک سرزمین میزیستهاند و دارای مشترکاتی یکسان بودهاند آنگونه که فردوسی و هومر شرح میدهند نقد و بررسی میگردد. این اقوام بعدها بر اثر تغییرات آب و هوایی و مشکلات اقتصادی مجبور میشوند که موطن اولیهشان را رها کنند و به سرزمینهای جدید مهاجرت نمایند اقوام هند و اروپایی که نیاکان اصلی دو قوم ایرانی و یونانی به شمار میآیند در جریان مهاجرتشان به سرزمینهای جدید مقدار زیادی از آراء و عقاید این مردمان پدیدار گردید. اگر چه اساطیر، مذهب و ادبیات این دو قوم مشترکات اولیة خود را حفظ کرد ولی تفاوتهایی نیز در آنها نمایان گشت به نحوی که قوم ایرانی را باید نماینده تفکر شرقی به شمار آورد و یونانیان را نمایندة تفکر غربی. این دو طرز تفکر خود را به شکلی آشکار در حماسههای این ملل – شاهنامه الیاد و ادیسه – نمایان ساختهاند. قهرمانان شاهنامه مبین روح شرقیاند و قهرمانان حماسههای یونان مبین روح غربی قهرمانان شاهنامه برای زنده نگهداشتن انسانیت و راستی میجنگد. مرگ برای او زیستن جاودانه است. او میجنگد تا پاسدار ارزشهایی باشد که در پرتو آنها زندگی چهرة واقعی خود را آشکار سازد. بدون وجود این ارزشها زندگی برای قهرمان ایرانی همانند زندگی کردن در لجنزار است. فنا شدن در راه آرمانهای زندگی برای او هدف نهایی است. اما در حماسههای یونانی هدف، زندگی رنگ باختة مادی است. قهرمانان ایلیاد در برابر خشمشان آنقدر ضعیف ترسیم گشتهاند که هزاران تن را بر سر آن به دیار نیستی میفرستند. نقش زنان نیز به همین گونه است. زنان شاهنامه مکمل شخصیت مردان این کتابند و در تمامی صحنهها حضور فعال دارند. در سیاست، جنگ و فداکاری اگر از مردان جلوتر گام برندارند عقبتر نیز نیستند. جان بر کف میگیرند تا کیان و هستی مردان و سرزمینشان را تضمین کنند. در ایلیاد و ادیسه نیز زنان نقشی مثبت بر عهده گرفتهاند اما آنها را یا در گوشة قصرها میبینیم یا در گریه و زاری بر نعش فرزندان و عزیزانشان. در این دو شاهکار ادبیات جهان، زنان ر گشودن گرههای کور سیاسی نقش بر عهده نمیگیرند و نقش دوم یا سوم را بازی میکنند. در شاهنامه – گرچه کتاب توصیف شهریاری نیست – شاهان آنگونه توصیف میشوند که خود معلم و هدایت گرند. شهر یاران شاهنامه، هر کدامشان پایهگذار و بنیان گذار رسم و آیین نو و سودمندند. بر مسیر حق و عدالت حرکت میکنند و اندیشة آنها پر از عشق به مردمانشان است. اگر شهریاری از مسیر عدالت به دور رود و راه و رسم بدی را پیشة خود سازد، پهلوانان دست به دست هم میدهند تا او را به راه صواب هدایت کنند اما در ایلیاد اینگونه نیست. در این اثر حماسی آگاممنون – شهریار یونانی – آنچنان خیر همسری را پیشة خود ساخت است که حقیقت را نمیبیند. او شهریاری است هوسران و خودسر که در برابر مردم خود کوچکترین احساسی مسئولیتی نمیکند. او نه تنها هدایتگر مردم نیست بلکه خود نیز نیاز به حامی و هدایتگر دارد.
اطلاعات تکميلي
- عنوان کامل: اصول اخلاقی در شاهنامه و ایلیاد و ادیسه
- پژوهشگر: حسن امامی
- استاد راهنما: محمود طاووسی
- استاد مشاور: محمودرضا دستغیب بهشتی
- نام مرکز علمی: دانشگاه شيراز، دانشكده تحصيلات تكميلي
- رشته تحصیلی: فرهنگ و زبانهای باستانی ایران
- مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
- موضوع: زن و ادبيات / خانواده و ادبیات الههها، استورهها، نمادها
- تعداد صفحات: 168
- سال دفاع: 1373
- کلید واژه ها: زن در شاهنامه فردوسی، پادشاهی در شاهنامه، پادشاهی در یونان، پهلوانان شاهنامه قهرمانان یونان، زندگی و افکار هومر، زندگی و افکار فردوسی، اصول اخلاقی در شاهنامه زن در ایلیاد و ادیسه، اصول اخلاقی در ایلیاد و ادیسه
منتشرشده در
پایان نامه ها






