پایان نامه ها

پایان نامه ها (500)

چکیده: به منظور بررسي و مقايسه تاثير منبع كنترل و جنسيت بر سازگاري كلي، فردي و اجتماعي دانش آموزان، نمونه اي مشتمل بر 296 دانش آموز (133 پس و 163 دختر) سال دوم متوسطه، به شيوه نمونه گيري تصادفي خوشه اي ساده انتخاب شدند و داده هاي مورد نياز از طريق اجراي مقياس منبع كنترل دروني-بيروني راتر و پرسشنامه شخصيتي كاليفرنيا ‏‎(CTP)‎‏ بدست آمد. بر اين اساس سه سوال تحقيقاتي مورد بررسي قرار گرفت كه عبارتند از: 1- آيا منبع كنترل و جنسيت موجب تفاوت معني دار در سازگاري كلي دانش آموزان مي گردد؟ 2- آيا منبع كنترل و جنسيت موجب تفاوت معني دار در سازگاري فردي دانش آموزان مي گردد؟ 3- آيا منبع كنترل و جنسيت موجب تفاوت معني دار در سازگاري اجتماعي دانش آموزان مي گردد؟ جهت بررسي سوالات فوق از روش تحليل واريانس دو طرفه استفاده شد. آزمون تحليل واريانس دو طرفه در ارتباط با سوال اول نشان داد كه منبع كنترل در سازگاري كلي دانش آموزان به طور معني داري تاثير دارد و تفاوتها در سطح ‏‎(P<0/0001)‎‏ معني دار است. به طوريكه دانش آموزان داراي منبع كنترل دروني سازگاري بهتري از خود نشان دادند. همچنين نتايج تحليل نشان داد كه تفاوتهاي جنسي در سازگاري كلي در سطح ‏‎(P=0/005)‎‏ معني دار است و دختران نسبت به پسران سازگاري بالاتري از خود نشان دادند. آزمون تحليل واريانس دو طرفه در ارتباط با سوال دوم نشان داد كه تفاوت بين ميانگينهاي نمره سازگاري فردي با توجه به منبع كنترل در سطح ‏‎(P<0/0001)‎‏ معني دار است. بدين معني كه دانش آموزاني كه داراي منبع كنترل دروني بودند سازگاري فردي بالاتري از خود نشان دادند. همچنين نتايج نشان دهنده تفاوتهاي جنسيتي در سازگاري فردي بود. بطوريكه در سطح ‏‎(P=0/045)‎‏ تفاوتها معني داري نشان داد. بدين معني كه دختران سازگاري فردي بالاتري نسبت به پسران از خود نشان دادند. نتايج حاصل از انجام تحليل واريانس حاكي از آن بود كه جنسيت و كنبع كنترل تاثير تعاملي بر سازگاري فردي نداشت. تحليل واريانس دو طرفه در ارتباط با سوال سوم نشان داد كه متغير منبع كنترل به طور معني داري در سازگاري اجتماعي دانش آموزان تاثير مي گذارد ‏‎(P<0/0001)‎‏. بدن معني كه دانش آموزان با منبع كنترل دروني سازگاري اجتماعي بالاتري از خود نشان دادند. نتايج نشان دهنده تفاوتهاي جنسيتي در سازگاري اجتماعي بود كه تفاوتها در سطح ‏‎(P=0/004)‎‏ معني دار بود. به طوريكه دختران سازگاري اجتماعي بالاتري از خود نشان دادند. تاثير تعاملي جنسيت و منبع كنترل بر روي نمرات سازگاري اجتماعي مورد ملاحظه قرار گرفت و تعامل معني دار بدست نيامد. به طور كلي از يافته هاي تحقيق مي توان نتيجه گيري كرد كه هر يك از متغيرهاي منبع كنترل و جنسيت در سازگاري كلي، فردي و اجتماعي دانش آموزان تاثير معنا دار مي گذارد و تاثير تعاملي جنسيت و منبع كنترل در نمره هاي سازگاري كلي، فردي و اجتماعي معنادار نيست. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: در پژوهش حاضر، نقش عوامل تحصيلي، اقتصادي و اجتماعي خانواده در سلامت رواني دختران نوجوان مورد مطالعه قرار گرفته است . هدف كلي پژوهش ، متمركز بر تهيه جواب براي اين پرسش است كه آيا عوامل خانوادگي دختران نوجوان مي‌تواند بر سلامت رواني آنان اثر بگذارد؟ با توجه به دلالتهاي ضمني كه در اثر مطالب گردآوري شده در ادبيات پژوهش حاصل گرديد، سه فرضيه كلي درباره موضوع اصلي پژوهش ، تدوين و توسط مدلهاي آمار استنباطي مورد آزمون قرار گرفت . گروه نمونه مورد مطالعه در اين پژوهش را 524 نفر دانش‌آموزان سال يكم دبيرستانهاي دخترانه نظام واحدي شهر تهران تشكيل مي‌دهند كه در يك نمونه‌برداري چند مرحله‌اي به شيوه تصادفي از چهار منطقه آموزشي شهر تهران انتخاب شده‌اند و همگي آنها در زمان انجام پژوهش در محدوده سن 15 سال و بالاتر قرار داشته‌اند. ابزارهاي پژوهش را دو پرسشنامه تشكيل مي‌دهد. پرسشنامه اول با نام تشخيص مشكلات خانوادگي، به منظور مشخص نمودن اندازه‌هاي متغيرهاي مستقل پژوهش ، بكار رفته و شامل سه بخش عوامل تحصيلي خانواده (13 سئوال)، عوامل اقتصادي (6 سئوال) و عوامل اجتماعي خانواده (18 سئوال) و برخي مشخصات فردي است پرسشنامه دوم تحت عنوان پرسشنامه سلامت عمومي، در سال 1979 توسط گلدبرگ و هيلر در 28 ماده تدوين يافته و كارآئي آن در سرند اختلالات رواني غيرسايكوتيك است . اين پرسشنامه شامل چهار بخش علائم جسماني، اضطراب ، افسردگي و كنش اجتماعي است . گزينه‌هاي مواد هر دو پرسشنامه در طيف ليكرت با چند درجه از خيلي كم تا خيلي زياد مطرح گرديده و اختصاص نمره براي گزينه‌هاي پرسشنامه اول از شدت خيلي كم تا خيلي زياد بين 1 تا 4 و براي پرسشنامه دوم بين 0 تا 3 صورت گرفته است . اعتبار هر دو پرسشنامه در سطح نسبتا قوي و قابل قبول 0/83 قرار دارد. روائي پرسشنامه سلامت عمومي نيز از طريق همبستگي با ابزارهاي ديگري نظير پرسشنامه SCL90، PSE در حدود 0/78 گزارش گرديده است . به منظور تجزيه و تحليل آماري داده‌هاي حاصل از اجراي دو پرسشنامه بر روي آزمودنيها، هر بار با توجه به هريك از صفاتي كه به عنوان متغير مستقل در پژوهش حاضر مطرح گرديده، آزمودنيها به چند دسته تقسيم شده‌اند و سپس ميانگين نمره‌هاي مربوط به اندازه سلامت عمومي آنان (در بخشهاي مختلف و كل پرسشنامه) با استفاده از روشهاي آماري t استودنت و تحليل واريانس يكراهه با يكديگر مقايسه شده است و معناداري آزمون تفاوت ميانگينهاي نمرات زيرگروهها در سطح 0/05 اختيار شده است . دستاوردهاي پژوهش را در دو بخش به شرح زير مي‌توان خلاصه نمود: الف) عواملي كه با ابعاد مختلف سلامت عمومي فرزندان ارتباط نداشته‌اند عبارت است از سطح تحصيلات پدر و مادر، نوع شغل پدر و مادر، نوع سكونت (رهن، اجاره و شخصي) زياد و كم بودن اطاقهاي ساختمان محل سكونت ، تعداد فرزندان يا جمعيت خانواده، چندشغلي بودن پدر، و زندگي در خانواده‌هاي همبسته و گسسته، در تمامي اين موارد ميانگين نمرات سلامت عمومي آزمودنيها به تفكيك سطوح متغيرهاي ياد شده تفاوتي نشان نداده‌اند. ب) عواملي كه در سلامت عمومي فرزندان مؤثر شناخته شده عبارتند از: نحوه رفتار والدين در امور تحصيلي فرزندان، تكافوي درآمد ثابت ماهيانه پدر، تقويت حس استقلال و روحيه خودگرداني در فرزندان، اختلاف نظر بين والدين، مطلوبيت رفتار والدين با فرزندان (از لحاظ تبعيض قائل شدن بين آنان و اتخاذ شيوه‌هاي تشويقي و تنبيهي مناسب)، ميزان رضايت از زندگي والدين و زندگي جداگانه با مادر. در تمامي اين موارد، ميانگين نمرات سلامت عمومي آزمودنيها مشتمل بر چهار بخش علائم جسماني، علائم اضطراب ، افسردگي و كنش اجتماعي به تفكيك سطوح متغيرهاي ياد شده تفاوت چشمگير داشته و از لحاظ آماري معنادار بوده است . با توجه به ماهيت پژوهش كه از نوع شبه‌تجربي است ، طبعا نمي‌توان درباره دلائل تفاوتهاي مشاهده شده به طور قطع و يقين مطالبي را عنوان نمود. اما در هر صورت وجود ارتباط برخي عوامل تحصيلي، اقتصادي و اجتماعي خانواده (با تاكيد بر فضاي رواني خانواده) با سلامت رواني فرزندان كه در اين مطالعه، دختران نوجوان سال اول دبيرستان بوده‌اند مورد تاييد قرار گرفته است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: موفقيت در زمينه‌هاي تحصيلي و شغلي، به عنوان يك امر مسلم و ضروري در جوامع رو به توسعه درآمده است و چنين جوامعي چه در سطح رقابتهاي بين‌المللي و چه براي بالا بردن سطح زندگي اجتماعي و اقتصادي افراد جامعه، ناگزير از پيشرفت در تحصيل علم و صنعت مي‌باشند. از اين رو در اينگونه جوامع غالبا اهميت تحصيلات و اشتغال بطور چشمگيري فزوني مي‌يابد. يكي از پيامدهاي فرايند توسعه در جامعه، بالا رفتن سطح علمي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در زندگي روزمره افراد است و افراد جامعه براي يافتن يك هويت قابل قبول اجتماعي بايد به ميزان بالايي از آن دست يابند. تلاش براي دستيابي به منابع موفقيت ، به ويژه اگر روند توسعه به طور موزون و مطابق با برنامه‌ريزي صحيح نباشد عموما به پيامدها و مسائل حاد اجتماعي منتهي مي‌شود.تحقيقات انجام يافته در كشورهاي ديگر حاكي از آن است كه عوامل موثر بر موفقيت تحصيلي و شغلي افراد در چرخه‌اي از عوامل فرهنگي اجتماعي و اقتصادي تمركز يافته و در ميان خانواده‌ها، طبقات ، قشرها و ... جريان دارد. در اين تحقيقات عوامل مذكور تحت عنوان سرمايه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي شناخته مي‌شوند. اصطلاح سرمايه فرهنگي براي اولين بار توسط توسط پيربرديو (P.Bourdieu, 1985) جامعه‌شناس فرانسوي و اصطلاح سرمايه اجتماعي براي اولين بار توسط جيمز كلمن (J.Coleman, 1980) جامعه‌شناس انگليسي بكار رفته است . بر اين اساس ، در پژوهش حاضر سرمايه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي خانواده و تاثير آنها بر موفقيت‌هاي تحصيلي و شغلي فرزندان مورد مطالعه قرار گرفته است . داده‌هاي اين پيمايش از شش منطقه متفاوت شهر تهران براساس موقعيت طبقاتي ساكنين آن جمع‌آوري شده است ، نمونه تحقيق شامل 345، افراد مجرد بالاي 23 است كه از اين تعداد 157 نفر آن دختر و 188 نفر آن پسر مي‌باشد. پردازشها و آزمونهاي آماري اين تحقيق مبين اين واقعيت است كه از ميان عوامل موثر بر موفقيت تحصيلي، يكي از ابعاد سرمايه فرهنگي (آگاهي و اطلاعات ) بيشترين تاثير را داشته و كمترين تاثير مربوط به يكي از ابعاد سرمايه اقتصادي (دارايي) مي‌باشد و در بين بقيه عوامل، جنس نيز در موفقيت تحصيلي تاثيرگذار است و ساير عوامل رابطه‌اي با موفقيت تحصيلي نشان نمي‌دهند. در مورد متغير موفقيت شغلي نيز بيشترين تاثير مربوط به عامل سن، پس از آن ميزان دارايي و سپس آگاهي اطلاعات است . همچنين رابطه متغير جنس با موفقيت شغلي مبين اين واقعيت است كه ميزان موفقيت شغلي در مردان بيشتر از زنان مي‌باشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه بين نقش هاي جنسيتي و وضعيت هاي هويت شغلي و جنس با ترس از موفقيت انجام شد است. سوالهاي پژوهش عبارت بودند از: سوال 1: آيا بين نقش هاي جنسيتي، وضعيت هاي هويت شغلي و جنس در ترس از موفقيت تعامل وجود دارد؟سوال 2: آيا بين نقش هاي جنسيتي و وضعيت هايهويت شغلي در ترس از موفقيت تعامل وجود دارد؟سوال شماره 3: آيا بين نقش هاي جنسيتي و جنس در ترس از موفقيت تعامل وجود دارد؟سوال 4: آيا بين وضعيت هاي هويت شغلي و جنس در ترس از موفقيت تعامل وجود دارد؟سوال 5: آيا بين وضعيت هاي هويت شغلي (دررس، زود رس، موفق، مغشوش و نامتمايز) در ترس از موفقيت تفاوت وجود دارد؟سوال 6: آيا بين نقش هاي جنسيتي (زنانه، مردانه، دوجنسيتي و نامتمايز) در ترس از موفقيت تفاوت وجود دارد؟سوال 7: آيا بين زنان و مردان در ترس از موفقيت تفاوت وجود دارد؟سوالات فرعي:1- آيا بين نقش هاي جنسيتي و جنس رابطه وجود دارد؟2- آيا بين وضعيت هاي هويت شغلي و جنس رابطه وجود دارد؟3- آيا بين نقش هاي جنسيتي و وضعيت هاي هويت هاي شغلي رابطه وجود دارد؟جامعه پژوهش شامل كليه دانشجويان سال چهارم رشته هاي فني و مهندسي دانشگاههاي دولتي شهر تهران، ورودي سال 75 بودندكه 450 نفر با روش نمونه گيري طبقه اي تصادفي براي نمونه تحقيق انتخاب شدند. روش تحقيق، روش توصيفي، از نوع پس رويدادي مي باشد. براي جمع آوري اطلاعات در مورد نقش هاي جنسيتي، از آزون 60 ماده اي نقش جنسي بم (1974)، در مورد وضعيت هاي هويت شغلي، از آزمون هويت شغلي ديلاس (1981) و براي اندازه گيري ترس از موفقيت از آزمون عيني ترس از موفقيت زوكرمن و آليسون (1976) استفاده شد. براي تحليل آماري داده هاي پژوهش از آمار توصيفي (ميانگين، ميانه، انحراف استاندارد، درصد) و از آمار استنباطي (تحيل واريانس سه طرفه، ازمون تعقيبي شفه) استفاده شد. نتايج تحليل داده هاي اين پژوهش نشان داد كه تعامل معني داري بين متغيرهاي تحقيق در سوالات تحقيق وجود نداشت، اما اثرات اصلي نقش جنسيتي و هويت شغلي بر ترس از موفقيت معني دار بود؛ به اين معني كه افراد در وضعيت هويت شغلي موفق، از كمترين و وضعيت هويت شغلي مغشوش و نامتمايز؛ از بيشترين ميزان ترس از موفقيت برخوردار بودند. با اينحال بررسي تفاوتهاي جنسي در ترس از موفقيت، تفاوت معني داري را نشان نداد. يافته هاي مربوط به سوالات فرعي تحقيق نشان داد كه بين جنس و وضعيت هاي هويت شغلي رابطه معني داري وجود ندارد، اما بين جنس و نقش هاي جنسيت رابطه معني داري مشاهده شد. بدين نحو كه زنان و مردان، بيشتر در تيپ بندي جنسيتي مربوط به جنس زيستي خود قرار داشتند. در پايان كاربردهايي براي دانشجويان، برنامه ريزان وزارت علوم، والدين و دست اندكاران امور زنان ارائه گرديد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: هدف از پژوهش حاضر، مقایسه نقش‌های جنسیتی آندروژن، زنانه و مردانه از نظر منبع کنترل درونی و بیرونی و حرمت نفس می‌باشد. نمونه پژوهش حاضر متشکل از 400 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه علامه طباطبایی می‌باشد که در سال تحصیلی 81ـ1380 مشغول به تحصیل بوده‌اند. این نمونه از طریق نمونه‌گیری تصادفی و خوشه‌ای و با مراجعه به جدول مورگان انتخاب گردید. پژوهش مذکور یک پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی با روش همبستگی می‌باشد. فرضیه‌های اصلی پژوهش به شرح زیر می‌باشد: 1. بین دختران دارای نقش جنسیتی آندروژن از نظر منبع کنترل درونی با دختران دارای نقش جنسیتی زنانه تفاوت‌های معنی‌داری وجود دارد. 2. بین پسران دارای نقش جنسیتی آندروژن از نظر منبع کنترل درونی یا پسران دارای نقش جنسیتی مردانه تفاوت معنی‌داری وجود دارد. 3. بین دختران دارای نقش جنسیتی آندروژن از نظر منبع کنترل با پسران دارای نقش جنسیتی آندروژن تفاوت معنی‌داری وجود دارد. 4. بین میزان حرمت نفس دختران دارای نقش جنسیتی آندروژن با دختران دارای نقش جنسیتی زنانه تفاوت‌ معنی‌داری وجود دارد. 5. بین میزان حرمت نفس پسران دارای نقش جنسیتی آندروژن در مقایسه با پسران دارای نقش جنسیتی مردانه تفاوت‌ معنی‌داری وجود دارد. 6. بین دختران دارای نقش جنسیتی آندروژن از نظر حرمت نفس با پسران دارای نقش جنسیتی آندروژن تفاوت معنی‌داری وجود دارد. 7. بین منبع کنترل و حرمت نفس رابطه معنا‌داری وجود دارد. در این پژوهش از سه ابزار اندازه‌گیری جهت جمع‌آوری اطلاعات استفاده شده است. این ابزارها شامل پرسشنامه نقش جنسیتی بم، پرسشنامه منبع کنترل درونی ـ بیرونی راتر و پرسشنامه حرمت نفس کوپر اسمیت می‌باشد. در تجزیه و تحلیل آماری از آزمون t دو گروه مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون آماری F تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی توکی (Q) استفاده شده است. در نهایت فرضیه‌های (1)، (2)، (4)، (5)، (6)، (7) در سطح 1% تایید شدند و فرضیه شماره (3) رد گردید. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بین نقش‌های جنسیتی آندروژن، مردانه و زنانه از نظر منبع کنترل درونی و بیرونی تفاوت معنی‌داری وجود دارد، اما بین زنان دارای نقش جنسیتی آندروژن و مردان دارای نقش جنسیتی آندروژن از نظر منبع کنترل درونی تفاوت معنی‌داری مشاهده نگردید. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده