پایان نامه ها (500)
چکیده: در اين تحقيق تلاش گرديد تفاوت بين عملكرد تحصيلي و ناسازگاري اجتماعي دانشآموزاني كه مادرانشان ازدواج مجدد كردهاند و دانشآموزاني كه مادرانشان ازدواج مجدد نكردهاند و همچنين دانشآموزان غيرشاهد، بر اساس متغير جنسيت (پسر و دختر) معلوم گردد. مراحل مختلفي براي انجام اين تحقيق صورت گرفته است كه تفصيلا در پنج فصل گزارش تحقيق آورده شده است . خلاصهء مسائل مطرح شده در هر فصل بدين شرح ميباشد. در فصل اول طرح تحقيق معرفي و ضمن بيان اهداف تحقيق، ضرورت و اهميت آن بيان شده است و نهايتا فرضيههاي تحقيق ارائه شده است . در فصل دوم مباحث نظري و ادبيات موضويع تحقيق و تحقيقات انجام شده در خارج از كشور بطور خلاصه مرور شده است . در فصل سوم، توضيحاتي در ارتباط با شيوههاي تحقيق، نمونه و ابزار و... آورده شده است . روش تحقيق توصيفي است . جامعهء آماري عبارتست از كليه دانشآموزان سالهاي سوم، چهارم، پنجم ابتدائي مدارس شاهد شهرستان مشهد كه در سال تحصيلي 72-73 مشغول تحصيل ميباشند. نمونهء آماري 3 گروه صد نفري و در مجموع 300 نفر آزمودني از هجده مدرسه شاهد دخترانه و پسرانه بود. نمونهها با استفاده از شيوهء نمونهگيري تصادفي سيستماتيك انتخاب شدهاند. وسيله جمعآوري اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته، تست راتر، جهت ارزيابي ناسازگاري اجتماعي و جهت سنجش عملكرد تحصيلي از معدلهاي پايههاي سوم تا پنجم استفاده شده. در تجزيه و تحليل اطلاعات از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شده است در فصل چهارم اطلاعات گردآوري شده توسط نرمافزار spss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتهاند اين عمل بصورت ترسيم جداول، نمودار و تحليل آماري واريانس دو طرفه، آزمون t انجام پذيرفته است . در فصل پنجم نتايج حاصله از تحقيقات و پيشنهادات مورد نظر آورده شده است . پس از انجام تحليلهاي آماري مورد نياز مشخص گرديد كه تفاوت معناداري چه از نظر عملكرد تحصيلي و چه از نظر ناسازگاري اجتماعي بين آزمودنيهاي سه گروه (دانشآموزان غيرشاهد، دانشآموزاني كه مادرانشان ازدواج مجدد كردهاند و دانشآموزاني كه مادرانشان ازدواج مجدد نكردهاند) وجود دارد ولي ميان دخترها و پسرها از نظر اين دو متغير تفاوتي وجود ندارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: پدر و مادر دو ركن اساسي خانواده هستند كه با بوجود آوردن محيط امن و سالم رشد رواني فرزندان خود را ميسر مي سازند، لذا عدم حضور هر يك از والدين در خانواده تعادل آن را بر هم زده و آثار سوئي بر رشد طبيعي فرزندان مي گذارد (شين، 1989). طي چند دهه اخير عنوان فقدان پدر توجه بسياري از محققان علوم تربيتي و روان شناسي را به خود جلب كرده است و نتايج تحقيقات اجرا شده در اين زمينه موجب تغيير و اصلاح ديدگاههاي سنتي شده است (بيلر،1971). پترسن (1995) يافته است كه يك خانواده سالم و بهنجار مي تواند آثار مرگ پدر را تحمل كند. در چنين خانوادهاي، عزاداري دوره خاص خود را طي مي كند و افراد آن به بازسازي هويت خود موفق مي شوند(عطاران، باقري، 1370). هترينگتون (1998) طي تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده است كه كلا بيشتر كودكان، تشكيل دوباره خانواده و به صحنه آوردن جانشين پدر را امري فشارزا مي يابند و گروهي از آنها چندان واكنشي نشان نمي دهند در حاليكه گروه ديگر دچار مشكلات رفتاري متوسط يا شديد مي گردند و اگر در سنين نوجواني باشند ممكن است بناي پرخاشگري و ناسازگاري را با مادران بگذارند. بيشتر مطالعات و پژوهشهايي كه ساخت خانواده و مسائل خانواده هاي تك والدي را مورد بررسي قرار داده اند به مسئله ازدواج مادر نيز پرداخته است. يافته هاي تحقيقاتي مختلف در اين زمينه حاكي از آن است كه جانشين پدر (پدرخوانده) مي تواند هم تاثيرات مثبت و هم آثار سوء بر شخصيت فرزندان داشته باشد. امروز جامعه ما با تعداد قابل توجه اي از خانواده ها و نوجواناني مواجه است كه پدر خود را در جنگ از دست داده اند. با توجه به اهميت سلامت روان در دوره نوجواني پژوهش حاضر به بررسي تاثير ازدواج مجدد و يا تك والد بودن همسران شاهد بر سلامت روان نوجوانان آنان پرداخته است. فرضيه تحقيق : نيمرخ روان شناختي (سلامت عمومي) نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند در مقايسه با نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند تفاوت دارد. نمونه مورد مطالعه كه به روش نمونه گيري تصادفي مرحله، شامل 200 نوجوان، 100 (50 دختر و 50 پسر) كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند و 100 (50 دختر و 50 پسر) كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند از دبيرستانهاي شاهد تهران مناطق 1 و 3 و 8 انتخاب شدند. روش تحقيق در اين پژوهش علي مقايسه اي است و ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه سلامت عمومي گلدبرگ مي باشد. به منظور تجزيه و تحليل اطلاعات حاصل از پژوهش از روشهاي آماري، آمار توصيفي آزمون t براي دو گروه مستقل استفاده شده است. در پايان بررسي فرضيه تحقيق نشان داد كه : بين سلامت روان نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند و نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند تفاوت معناداري وجود دارد. بدين معني كه دختران و پسران شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند از سلامت روان بالاتري برخوردارند. البته با توجه به تحقيقات ضد و نقيض داخل و خارج از كشور نتايج اين پژوهش فقط قابل تعميم به جامعه مورد مطالعه است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: موضوع رساله حاضر بررسی میزان رعایت هنجارهای سنتی ازدواج و عوامل مؤثر بر آن در سطح فردی است. 340 نفر از دو منطقه امیریه ـ منیریه (بافت سنتی) و شهرک غرب (بافت مدرن) تهران که به صورت نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدهاند جمعیت تحقیق را تشکیل میدهند. مدل تئوریک تحقیق براساس ترکیبی از نظریات پارسونز، وبر، هومنز، ایوان نای، گهلن، بات و... شکل یافته است. یافتههای تحقیق بیانگر این است که میزان پاداش در شهرک غرب رابطه مثبت و شبکه روابط متراکم خانوادگی و عشق در امیریه رابطه منفی با رعایت هنجارهای سنتی ازدواج داشتهاند. گرایش ارزشی فرد و والدین و پیگیری برنامههای تلویزیون نیز در هر دو منطقه رابطه مثبت با رعایت هنجارهای سنتی ازدواج نشان داده است. پیگیری و مطالعه مطبوعات نیز در شهرک غرب رابطه مثبتی با متغیر وابسته داشته است. در خصوص سایر یافتهها رابطه منفی میان میزان تحصیلات پاسخگو در زمان ازدواج و سطح تحصیلات پدر، رابطه مثبت میان منزلت شغلی پدر با رعایت هنجارهای سنتی ازدواج حائز اهمیت است. همچنین پاسخگویان امیریه (بافت سنتی) بیشتر از پاسخگویان شهرک غرب هنجارهای سنتی ازدواج را رعایت کردهاند. هر چه تعداد سالهای ازدواج بیشتر بوده رعایت هنجارهای سنتی ازدواج نیز بیشتر است. در تحیل رگرسیون چند متغیری، ضریب همبستگی هفت متغیر مستقل گرایش ارزشی فرد و والدین، تحصیلات پاسخگو و همسرش در زمان ازدواج، منزلت شغلی پدر، تماشای تلویزیون و سن همسر با متغیر وابسته 637/0 بدست آمده است. R2 تعدیل یافته نیز بیانگر این مطلب است که 387/0 از واریانس رعایت هنجارهای سنتی ازدواج را این هفت متغیر تبیین میکنند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: پژوهش حاضر، بررسي رابطه وضعيت فرهنگي اجتماعي خانواده با ميزان سازگاري اجتماعي دانشجويان خوابگاهي است. در اين مورد عوامل زيادي بر سازگاري اجتماعي افراد موثرند كه در اين تحقيق به تاثير وضعيت فرهنگي و اجتماعي خانواده روي سازگاري اجتماعي دانشجويان پرداخته شد. همان طوريكه مي دانيم افراد تحت تاثير نظامها و فرهنگهاي جامعه خود از جمله وضعيت فرهنگي اجتماعي خانواده خود قرار دارند. خانواده اولين محيطي است كه روي رشد و سازگاري اجتماعي فرزندان تاثير مي گذارد. دانشجويان نيز به عنوان يكي از عناصر اصلي نظام آموزش عالي، شخصيت آنها تحت تاثير خانواده نيز بوده و ويژگيهاي شخصيتي آنها در ارتباط با ديگران در محيط هاي مختلف از جمله خوابگاه نقش مهمي بازي مي كند و در مواقعي به دليل تفاوتهاي فرهنگي و اجتماعي خانواده خود دچار مشكلات سازگاري با ديگران در خوابگاه مي شوند. لذا توجه به مشكلات دانشجويان خوابگاهي بالاخص مشكلات سازگاري اجتماعي آنها از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. هدف اصلي پژوهش حاضر ارائه تصويري روشن از مشكلات سازگاري اجتماعي دانشجويان در خوابگاه مي باشد و به دنبال اين هستيم كه تا چه اندازه بين وضعيت فرهنگي-اجتماعي خانواده دانشجويان با ميزان سازگاري اجتماعي آنها رابطه وجود دارد. فرضيات تحقيق به اين صورت بود كه: بين فرهنگ بومي دانشجويان خوابگاهي ميزان درآمد، نوع شغل و تحصيلات والدين، مطالعات خانواده: توزيع قدرت در خانواده و شكل روابط خانوادگي با ميزان سازگاري اجتماعي دانشجويان خوابگاهي رابطه معناداري وجود دارد. جامعه آماري مورد پژوهش در اين تحقيق، كليه دانشجويان خوابگاهي شغل به تحصيل دانشگاه الزهرا (اعم از مجرد و متاهل) در سال تحصيلي 80-79 مي باشد كه با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده، تعداد 200 نفر از دانشجويان از دو مجتمع خوابگاهي ((فرزانگان و 16 آذر)) انتخاب گرديد. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه محقق ساخته مي باشد كه در تهيه سوالات آن از پرسشنامه شخصيتي برن رويتر. تست سازگاري بل و نيز پرسشنامه سازگاري اجتماعي دكتر هومن به طور غير مستقيم اقتباس شده است. و حاوي سوالات سازگاري اجتماعي و نيز سوالاتي در مورد وضعيت فرهنگي-اجتماعي خانواده دانشجويان مي باشد. نتايج پژوهش حاصر نشان داد: بين فرهنگ بومي دانشجويان، درآمد و شغل والدين، محل سكونت خانواده، تحصيلات والدين، مطالعات خانواده و بالاخره چگونگي و شكل روابط خانوادگي با سازگاري اجتماعي دانشجويان رابطه معني داري در سطح اطمينان 95% وجود دارد تنها توزيع قدرت در خانواده چنين رابطه اي را نشان نداد. و نيز نتايج ديگر تحقيق نشان داد عمده ترين مشكلات دانشجويان خوابگاهي به ترتيب الويت: مشكلات سازگاري، عاطفي، رفاهي، و بهداشتي، مالي، تحصيلي و بالاخره جسمي (بيماري) مي باشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین طرحوارههای جنسیتی با سازگاری اجتماعی نوجوانان دختر و پسر مقطع پیشدانشگاهی دبیرستانهای شهر تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع توصیفی ـ پس رویدادی میباشد و جامعه آماری ما شامل کلیه دانشآموزان دختر و پسر مقطع پیشدانشگاهی شهر تهران که در سال 81ـ80 مشغول به تحصیل بودهاند میباشد. حجم نمونه شامل 293 نفر 150 دختر و 143 پسر بوده است که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدهاند. ابزار تحقیق شامل 2 پرسشنامه بوده است. 1. فهرست نقش جنسیتی بم (BSRI) که شامل 60 سئوال بوده و براساس مقیاس 7 درجهآی لیکرت درجهبندی شده است. 2. پرسشنامه شخصیتی کالیفرنیا (CPT) که شامل 90 سئوال 2 جوابی بلی و خیر میباشد و شامل 6 خرده مقیاس میگردد. یافتههای حاصل از نمونه مورد مطالعه با استفاده از 2 شاخص آمار توصیفی و استنباطی در مورد فرضیات تحقیق مورد آزمون قرار گرفته و نتایج زیر بدست آمده است. 1. بین طرحوارههای جنسیتی و سازگاری اجتماعی نوجوانان شهر تهران رابطه معنیداری وجود دارد. 2. بین افراد دو جنسیتی (آندروژنی) و افراد نقشآموز جنسی شده (افراد دارای نقش جنسیتی زنانه) از نظر سازگاری اجتماعی تفاوت معنیداری دیده شده است اما بین افراد دو جنسیتی و افراد دارای نقش جنسیتی مردانه از نظر سازگاری اجتماعی تفاوت معنیداری دیده نشده است. 3. بین پسران سازگار و ناسازگار از نظر نقش جنسیتی مردانگی تفاوت معنیداری دیده نشده است. 4. بین دختران سازگار و ناسازگار از نظر نقش جنسیتی زنانگی تفاوت معنیداری دیده نشده است. یافتههای جانبی 5. بین نقشهای جنسیتی و جنس رابطه معنیداری وجود دارد. 6. بین سازگاری اجتماعی و جنسیت رابطه معنیداری وجود ندارد. 7. بین نقشهای جنسیتی و جنس در سازگاری اجتماعی تعامل معنیداری وجود ندارد منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده






