چکیده: بدون شک نهاد خانواده به عنوان باهویت‌ترین نهاد اجتماعی از دیرباز موقعیت و مقام ممتازی را بین کلیه‌ی تأسیسات حقوقی نوین و کهن احراز کرده است، و پر واضح است که از میان مسایل و موضوعات پرشمار این نهاد «مساله‌ی مهر» به عنوان یکی از مسایل «روابط مالی زوجین»، مهمترین موضوعی است که همیشه ضمن بیان عقد نکاح متبادر به ذهن است و امروزه یکی از موضوعات اصلی و اختلاف برانگیز و گاه لاینحل در عق نکاح، «تعیین مهر» است. اگرچه هدف دین اسلام از تعیین مهر، لحاظ جنبه‌های معنوی آن در کنار آثار اقتصادی و ابعاد بخشی عمیق در روابط ایجادی بین زوجین بوده است، اما نمی‌توان ارتباط مهر را با عطیه و بخشش، کاستی‌های حقوق مالی زن، عواطف روحی و معنوی زوجین و حمایت از موقعیت زن نادیده گرفت. موضوع دیگر، مسأله‌ی تعدیل مهری که وجه رایج بوده یا محاسبه‌ی آن به نرخ روز است، که ضمن تشریح و تبیین مبانی و سابقه‌ی فقهی و حقوقی آن و گذر بر مفهوم مال، نظریه‌ی پول و نحوه‌ی برخورد با مساله‌ی کاهش ارزش پول درمی‌یابیم که تعدیل مهر خلاف شرع نیست و به سایر دیونی که وجه رایج بوده نیز قابل تسری است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: مباحث این بررسی دارای دو قسمت اصلی است : مبحث نظری که به اصول و زمینه‌های تحقیق در باب خانواده و تاثیر اشتغال زنان پرداخته و مبحث عملی و میدانی که دارای فصول متعددی است که جنبه‌های مختلف تاثیر اشتغال بر هرم قدرت و روابط در خانواده را مورد بررسی قرار می‌دهد: - فصل اول: ویژگیهای کلی مادران کارمند را بررسی کرده بیشتر جنبه وصفی داشته و تصویری کلی از مادران ارائه می‌دهد. - فصل دوم: ورود زنان به بازار کار و استقلال مالی ناشی از اشتغال، مورد بحث این فصل قرار گرفته است . و نیاز خانواده به درآمد زنان و نقش آن در گردش امور اقتصادی خانواده همواره مورد توجه بوده است . - فصل سوم: توجه فرزندان در خانواده و رسیدگی به آنها از اهم اموری است که بررسی روابط با آنها و توجه به اینکه چه کسی رسیدگی به کارهای روزمره مربوط به آنها را بر عهده دارد. و در مقابل آن، مسئولیت برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری برای فرزندان بر عهده کدام طرف می‌باشد، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . - فصل چهارم: اثرات اشتغال مادران بر روابط خویشاوندی و شدت و ضعف این روابط بر حسب عوامل مختلف و نقش زنان در تصمیم‌گیریهای مربوط به آن از اهم مباحث این فصل است . - فصل پنجم: بحث در زمینه روابط زن و شوهر در خانواده و نقش اشتغال زنان در ایجاد اختلافات و ناسازگاریها امری طبیعی است که بسیاری آن را در جهت اضمحلال روابط خانوادگی دانسته‌اند. چگونگی این روابط و نقش اشتغال در تغییر آن بحث این فصل را تشکیل می‌دهد. - فصل ششم: موضوع این فصل بررسی وجود خانوداه‌هایی است که نشانه‌های سستی پایه‌های آن مشهود بوده است و چگونگی اثر اشتغال زنان در تسریع این امر در خانواده‌های کارمند به بحث گذاشته شده است . - فصل هفتم: این فصل در واقع جمع‌بندی از فصولی است که تغییر در قدرت زنان از نظر اقتصادی - امور مربوط به فرزندان و روابط خویشاوندی را بررسی کرده که بواسطه آن بتوان به تغییر در هرم قدرت خانوادگی اشاره نمود. - فصل هشتم: این فصل زنان کارمند را با توجه به چهار متغیر سطح تحصیلات - درآمد - نوع محل مسکونی و شغل شوهر به سه قشر بالا - متوسط و پایین تقسیم کرده و اثر این موقعیت‌ها را در روابط خانوادگی آنها مورد بررسی قرار می‌دهد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: مسئله یا موضوع تحقیق حاضر ، سنجش تعارض نقش های شغلی - خانوادگی و عوامل اجتماعی موثر بر آنست . در این تحقیق سعی شده است تا با استناد به دو رویکرد کمیابی و انباشتگی نقش و بویژه نظریه های مجموعه نقشی مرتون ، فشار نقش گود، پاداش های انباشت نقش سایبر و توازن نقش مارکز و نیز با بهره گیری از برخی مدلهای تعارض کار- خانواده که در بحث از رابطه متقابل این دو نهاد در حوزه مطالعات رفتار سازمانی و بهره وری مطرح هستند مدلی برای تبیین تعارض مذکور ارائه شود. این مدل سه اندیشه کلی مطرح می کند که عبارتند از دو سویه بودن ماهیت تعارض ، تاثیر عوامل کاری بر تعارض کار با خانواده و عوامل خانوادگی بر تعارض خانواده با کار ونقش تعدیل کننده جنسیت بر میزان ، جهت و عوامل موثر بر تعارض تجربه شده ، به منظور آزمون تجربی مدل مذکور ، پس از تعریف و تعیین ابعاد و شاخص های هر یک از متغیرهای تحقیق ، با استفاده از مقیاس های استاندارد پیش ساخته و در مواردی مقیاسهای محقق ساخته ، ابزارهای اندازه گیری مورد لزوم طی دو مرحله بررسی مقدماتی و نهایی ساخته شد، و در هر مرحله قابلیت اعتماد و اعتبار مقیاس ها مورد بررسی قرار گرفت که نتایج مربوط در هر مورد مطلوب و قابل قبول است. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: اندیشمندان جامعه‌شناسی خانواده، عمده‌ترین کارکرد خانواده را تربیت و اجتماعی‌کردن فرزندان دانسته‌ و معتقدند که کارکرد‌های دیگر خانواده، بتدریج به نهاد‌های دیگر واگذار شده است. بدین لحاظ، نویسنده در پایان‌نامه حاضر سعی نموده است تا این کارکرد‌ خانواده را مورد بررسی قرار دهد. اهداف اساسی که پژوهش حاضر سعی به پاسخ‌گویی آن‌ها دارد عبارتند‌از: 1. اجتماعی‌شدن چیست؟ چه خصوصیاتی دارد و چگونه و با چه معرف‌هایی می‌توان اجتماعی شدن را در افراد سنجید؟ 2. خانواده و والدین در امر اجتماعی شدن فرزندان چه نقش‌هایی برعهده دارند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامه و مصاحبه می‌باشد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که با افزایش سن والدین و گذشتن از زمان ازدواج، اجتماعی‌شدن فرزند به طور مناسب‌تری صورت می‌گیرد. از سوی دیگر، اجتماعی شدن در خانواده‌هایی بهتر صورت می‌گیرد که والدین با یکدیگر تفاهم بیشتری داشته و از یکدیگر حمایت نمایند. همچنین، مراقبت و سخت‌گیری بر اجتماعی‌شدن تأثیر مثبت دارد. بطوری‌که هر قدر فرزندان، پشتوانه‌های قوی‌تری برای حمایت در شرایط بحرانی داشته باشند و پدر و مادر‌ به آن‌ها توجه داشته، آن‌ها را درک نموده و از ایشان پشتیبانی نمایند، فرزندان بهتر اجتماعی خواهند شد، در‌حالیکه استفاده از روش‌های توبیخ برای اصلاح رفتار، بر اجتماعی شدن فرزندان تأثیر منفی دارد. برای اجتماعی‌شدن فرزندان، والدین باید حتماً به حرفی که می‌زنند یا قولی که می‌دهند عمل کنند. بعلاوه، هر قدر هزینه‌های زندگی و هزینه‌های آموزشی بالاتر، درآمد خانواده بیشتر، وضعیت اقتصادی خانواده بهتر در نهایت، خانواده، از پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی بهتر برخور‌دار باشد، اجتماعی شدن فرزند به نحو نامناسب‌تری انجام می‌گیرد. منبع: مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: دغدغه اصلی پژوهش حاضر، نخست ، ساختن چهارچوب و مدلی است برای مطالعه مساله نظری"علل و موانع همبندی شبکه بین گروهی"، سپس ، آزمون تجربی آن چهارچوب و مدل در حوزه شبکه بین خانواده‌های تهرانی در سال 1377-78 . در این راستا بعد از آنکه ایده‌هایی در مورد مطلوبترین شکل نظریه‌سازی و تبیین در مورد پدیده‌های اجتماعی ارائه شد، نظریه ریاضیاتی تورهای تصادفی و اریب شده به عنوان چهارچوب مشترکی برای صورتبندی قضایا و فرضیه‌های مشتق از نظریه‌های جامعه‌شناختی در مورد علل همبندی شبکه بین گروهی انتخاب می‌شود. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: هدف از انجام این رساله، بررسی و شناخت تاثیر عوامل جمعیت شناختی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در تبیین خشونت شوهران علیه زنان در خانواده میباشد. به عبارت دیگر در این رساله سعی شده است به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که چرا بعضی از شوهران اقدام به خشونت علیه همسرانشان می‌نمایند؟ برهمین اساس ، متغیرها و فرضیاتی از سه دیدگاه نظری عمده یعنی نظریات منابع و یادگیری اجتماعی در سطح خرد، نظریه خرده فرهنگ خشونت در سطح کلان و هم چنین مطالعات و تحقیقات پیشین، جهت تبیین خشونت شوهران علیه زنان در خانواده استنتاج شده‌اند.داده‌های مورد نیاز جهت تست این فرضیات از طریق پرسشنامه خود - گزارشی و با شیوه نمونه‌گیری تصادفی قشربندی شده چند مرحله‌ای، از یک نمونه 530 نفری از زنان متاهل ساکن شهر بوشهر که طول مدت ازدواج آنان بیش از یک سال بود، جمع‌آوری و با استفاده از تکنیک‌های آمار استنباطی مانند تحلیل واریانس یکطرفه، آزمونهای تی‌وشفی، ضرایب همبستگی (ضریب همبستگی پیرسون و اسپرمن) رگرسیون ساده و چند متغیره به (روش چند مرحله‌ای) به کمک نرم‌افزار (SPSS) مورد تحلیل آماری قرار گرفته‌اند.نتایج حاصله نشان داد که متغیرهای سن زن و شوهر، سن ازدواج زن و شوهر، طول مدت ازدواج زوجین، تعداد فرزندان، میزان پای‌بندی زوجین به اعتقادات دینی، میزان آزادی زوجین در انتخاب همسر، میزان تحصیلات زن و درآمد شوهر دارای رابطه معکوس و معنی‌دار و متغیرهای تفاوت سنی زوجین، دخالت خویشاوندان و نزدیکان زوجین، تجربه و مشاهده خشونت والدین توسط زوجین در خانواده خاستگاه میزان تحصیلات شوهر دارای رابطه مثبت و معنی‌داری با انواع خشونت شوهران علیه زنان (روانی، فیزیکی، اجتماعی واقتصادی) و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده میباشند و متغیر درآمد زن دارای رابطه مثبت و معنی‌داری با خشونت روانی، فیزیکی، اجتماعی و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده و رابطه معکوس و معنی‌داری با خشونت اقتصادی شوهران علیه زنان در خانواده میباشد.هم‌چنین نتایج حاصله نشان داد که متغیرهای جنسیت فرزندان، میزان رضایت و علاقه زوجین در انتخاب همسر، وضعیت اشتغال زوجین، نوع شغل زوجین، سابقه وابستگی شوهر به مواد مخدر، تفاوت منزلت شغلی زوجین، تفاوت تحصیلات زوجین و تفاوت درآمد زوجین دارای ارتباط معناداری با انواع خشونت شوهران علیه زنان (روانی، فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی) و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده میباشند و هم‌چنین رابطه متغیر محل تولد شوهر با خشونت روانی، اجتماعی و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده معنادار میباشد.اما این متغیر با خشونت فیزیکی و اقتصادی شوهران علیه زنان و متغیر محل تولد زن نیز با انواع خشونت شوهران علیه زنان (روانی، فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی) و بطور کلی خشونت شوهران علیه زنان در خانواده دارای رابطه معناداری نمی‌باشند.در صورتی که همسان همسری زوجین از نظر محل تولد احتمال اقدام شوهران به انواع خشونت علیه همرانشان را تقلیل میدهد.بطور کلی نتایج حاصله نشان داد که مدل نظری ارائه شده جهت تبیین خشونت شوهران علیه زنان در خانواده از قدرت پیش‌بینی بسیار خوبی برخودار بوده و توانسته است 89/4 درصد از تغییرات شوهران علیه زنان در خانواده را توضیح دهد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: در تحقیق حاضر به دنبال آنیم که به بررسی وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار بپردازیم در راستای این هدف وضعیت رفاهی زنان قبل و بعد از سرپرستی خانوار از سه بعد اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیک مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این زمینه ابتدا مبانی نظری تحقیق مطرح شده به این صورت که پس از تعریف مفاهیم و بررسی انواع زنان سرپرست خانوار مبانی نظری رفاه اجتماعی مورد کنکاش صورت گرفته و در این خصوص نظریه‌ها و مکاتب مربوط به رفاه اجتماعی مطرح شده است و بدنبال آن شاخص‌ها، ابعاد و اهداف رفاه اجتماعی مطرح شده و سپس رابطه رفاه اجتماعی و خانواده بیان گردیده است. در بخش دیگری که مربوط به بررسی پیمایشی تحقیق می‌باشد، فرضیات تحقیق مورد آزمون و بررسی قرار گرفت. فرضیات تحقیق عبارت بود از: 1. زنان سرپرست خانوار به لحاظ رفاهی از بعد اقتصادی در وضعیت مناسبی قرار ندارند. 2. زنان سرپرست خانوار به لحاظ رفاهی از بعد فرهنگی در وضعیت مناسبی قرار ندارند. 3. زنان سرپرست خانوار به لحاظ رفاهی از بعد اکولوژیک در وضعیت مناسبی قرار ندارند. که با توجه به نتایج تحقیق چنین به دست آمد که: فرضیه اول «وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار از بعد اقتصادی» مورد تائید قرار گرفت به این صورت که زنان سرپرست خانوار از لحاظ اقتصادی در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارند و وضعیت آنها قبل از پذیرش مسئولیت سرپرستی خانوار به مراتب بهتر از وضعیت کنونی آنان بوده است و فرضیه دوم «وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار از بعد فرهنگی» مورد تائید قرار گرفت و این دسته از زنان به لحاظ فرهنگی نسبت به قبل از سرپرستی خانوار افت شدیدی پیدا کرده بودند و فرضیه سوم نیز «وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار از بعد اکولوژیک» تائید شد. وضعیت اکولوژیک زنان بعد از سرپرستی خانوار به مراتب بدتر و وخیم‌تر از قبل از سرپرستی خانوار بوده است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده