چکیده: تحقيق مذكور در صدد بررسي عوامل موثر بر تفاوت نگرش دو نسل متصل از زنان نسبت به مسئله ازدواج و باروري در شهر شيراز بوده است . روش استفاده شده پيمايشي بوده و اطلاعات توسط 384 پرسشنامه كه در بين گروه سني 20-30 و 50-60 توزيع گرديد ، جمع آوري شده است . نتايج تحقيقات نشان داده است تفاوت معني داري بين نگرش دو نسل نسبت به مسئله مهريه ، ميزان جهيزيه ، مراسم نامزدي ، تجرد، ازدواج با افراد بيگانه ( خارجي ) ، سطح اجتماعي - اقتصادي همسر، قدرت نسبي در خانواده ، و تعداد فرزندان مطلوب وجوددارد . به طور كلي ، تفاوت معني داري بين نگرش دو نسل نسبت به مسئله ازدواج و باروري وجود دارد . در اين مطالعه تاثير بعضي عوامل مانند : وضعيت تاهل ، وضعيت اشتغال ، ميزان تحصيل . ميزان درآمد خانوار ، ميزان استفاده از وسايل ارتباط جمعي ، بعد خانوار، سطح اعتقادات مذهبي، منطقه سكونت ، ميزان دسترسي به كالاهاي مدرن ، و سنت احترام به والدين بر تفاوت نگرش دو نسل نسبت به مسئله ازدواج و باروري سنجيده شد . نتايج تحليل چند متغيره نشان داده است ميزان استفاده بيشتر از وسايل ارتباط جمعي ، ميزان اشتغال پايين ، سطح پايين سواد به ترتيب تغيير نگرش بيشتري را نسبت به ازدواج باعث شده اند . در خصوص باروري ، ميزان استفاده بيشتر از وسايل ارتباط جمعي ، سطح بالاي سواد ، و سطح پايين اعتقادات مذهبي سبب تغيير نگرش بيشتري نسبت به باروري شده اند . منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: از آزمون فرضيه‌هاي تحقيق نتايج زير بدست آمده است . -1 بين نگرش به ازدواج در دختران و پسران تفاوت معني‌دار وجود ندارد. -2 بين عامل G (فرامن قوي - فرامن ضعيف) و نگرش به ازدواج در دختران همبستگي مثبت وجود دارد. -3 بين عامل N(زيركي - سادگي) و نگرش به ازدواج در پسران همبستگي منفي وجود دارد. -4 بين عامل N(زيركي - سادگي) و نگرش به ازدواج در دختران همبستگي منفي وجود دارد. -5 بين عامل O(بي‌اعتماد- اعتمادكننده) و نگرش به ازدواج در دختران همبستگي منفي وجود دارد. -6 بين عامل Q1(بنيادگرا- محافظه‌كار) و نگرش به ازدواج در پسران همبستگي منفي وجود دارد. -7 بين عامل Q2 (خودبسنده - وابسته) و نگرش به ازدواج در پسران همبستگي منفي وجود دارد. -8 بين عامل Q4(تنيده - آرام) و نگرش به ازدواج در دختران همبستگي منفي وجود دارد. -9 در عامل B(تفكر انتزاعي - تفكر عيني) دختران به قطب تفكر انتزاعي نزديكتر از پسران هستند. -10 در عامل E (سلطه‌گري - سلطه‌پذيري) دختران به قطب سلطه‌پذيري و پسران به قطب سلطه‌گري نزديكند. -11 در عامل F(برونگرائي - درونگرايي) دختران به قطب درونگرايي و پسران به قطب برونگرائي نزديكند. -12 در عامل G (فرامن قوي - فرامن ضعيف) دختران به قطب فرامن قوي و پسران به قطب فرامن ضعيف نزديكند. -13 در عامل I(حساسيت هيجاني - سخت و خشن) دختران به قطب حساسيت هيجاني و پسران به قطب خشونت نزديكند. -14 در عامل M(تخيلي - عمگرا) دختران به قطب عملگرايي و پسران به قطب تخيلي و كولي‌گري نزديكند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: هدف از اين تحقيق بررسي تاثير پايگاه اقتصادي - اجتماعي دختران تحصيلكرده شاغل در سن تاخيري ازدواج بر نگرش آنها در مورد همسر مي‌باشد. اين تحقيق به صورت پيمايشي صورت گرفته و تعداد 400 نفر از دختران تحصيلكرده در سن تاخيري ازدواج كه در تمامي ادارات و دستگاههاي تابع نظام بودجه استاني مشغول به كار مي‌باشد را دربرمي‌گيرد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه و در بهار1377 گردآوري شده‌اند. پايگاه اقتصادي - اجتماعي دختران در اين تحقيق در دو بعد پايگاه اقتصادي - اجتماعي محول و محقق مورد ارزيابي قرار گرفت . جهت تحليل داده‌ها از روش آماري تحليل پراكنش استفاده گرديده است . نتايج حاصل نشان مي‌دهد كه شاخصهاي پايگاه اقتصادي - اجتماعي محقق پاسخگويان (ميزان سواد، درآمد و منزلت شغلي) با نگرش آنها در مورد همسان همسري رابطه معني‌داري داشته و با افزايش سواد، درآمد و منزلت شغلي آنان انتظارات آنها در مورد همسران آينده‌اشان نيز بيشتر مي‌گردد. همچنين از ميان شاخص‌هاي پايگاه محول با پاسخگويان، تنها سن آنها با نگرش آنها در مورد همسان همسري رابطه معني‌دار دارند. اما ارتباط اين متغير با نگرش آنها در مورد همسان همسري منفي است و با افزايش سن پاسخگويان نمره همسان همسري آنها كاهش مي‌يابد و اين بدان معني است كه با افزايش سن پاسخگويان انتظارات آنها از همسران آينده‌شان كاهش يافته و معيارهاي آنان براي انتخاب همسر تا حد زيادي داراي حالت متعادل و تعديل يافته مي‌باشد. شايد عدم ارتباط پايگاه اقتصادي - اجتماعي محول پاسخگويان با نگرشي آنها در مورد همسان همسري به اين دليل باشد كه شخصيت دختران در سن بالاتر از 25 سال كه شاغل بوده و از تحصيلات نسبتا بالايي نيز برخوردار هستند، شكل گرفته شده مي‌باشد. و وابسته به سطح سواد والدين و نوع شغل آنها و ميزان درآمد والدين نمي‌باشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: مطالعه حاضر به بررسي تاثير زمينه‌هاي اقتصادي - اجتماعي بر شيوهء همسرگزيني در ميان دانشجويان دانشگاه شيراز در سال تحصيلي 1374-1375 مي‌پردازد. تعداد 492 نفر از دانشجويان متاهل با استفاده از نمونه‌گيري طبقه‌اي نامتناسب و نمونه‌گيري خوشه‌اي از ميان دانشجويان متاهل دانشگاه انتخاب و با استفاده از روش پيمايش مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‌هاي جمع‌آوري شده از نمونه فوق به لحاظ آماري در دو سطح دومتغيره و چندمتغيره مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و همچنين اولويت‌هاي انتخاب همسر در بين آنان نيز مطالعه گرديد. نتايج نشان داد كه در بين مردان "معيارهاي مذهبي مشترك " بالاترين و "دارا بودن مسكن مستقل توسط همسر آينده" پايين‌ترين اولويت را به خود اختصاص داده‌اند. در بين زنان پاسخگو بالاترين اولويت "اخلاق و رفتارخوش " و پائين‌ترين آن "فرزندآوري همسر آينده" مي‌باشد. پاسخهاي حاصله نشان از آن داشت كه در بين زنان و مردان هيچ يك از ويژگيهاي انتخابي از درجه و امتياز مساوي برخوردار نبودند. در تجزيه و تحليل دومتغيره و چندمتغيره، دومتغير وابسته به همسان همسري سني و تحصيلي مورد آزمون قرار گرفتند كه نتايج حاصله نشانگر آن بود كه متغيرهاي جنسيت ، سن، محل سكونت پيش از ازدواج، مرحله ازدواج، تفاوت سني پاسخگويان با همسرانشان، ميزان تحصيلات مادر، خويشاوندي پيش از ازدواج زوجين و پايگاه اقتصادي و اجتماعي پاسخگويان با متغير وابسته همسان همسري تحصيلي در سطح بيش از 95 درصد رابطه معني‌دار دارند. نتايج موجود همچنين نشان‌دهنده آن هستند كه بين متغير وابسته همسان همسري سني متغيرهاي مستقل مرحله ازدواج زوجين، مقطع تحصيلي پاسخگو، ميزان تحصيلات مادر پاسخگو، خويشاوندي پيش از ازدواج زوجين و قوميت واحد زوجين در سطح بيش از 95 درصد رابطه معني‌داري موجود مي‌باشد. در تجزيه تحليل رگرسيوني مشخص گرديد كه متغيرهاي مستقل خويشاوندي پيش از ازدواج زوجين و سكونت پاسخگو در مناطق روستايي(بهنگام ازدواج) بيشترين رابطه با همسان همسري سني زوجين دارا هستند. همچنين داده‌هاي بدست آمده حاكي از آن بود كه متغيرهاي خويشاوندي پيش از ازدواج زوجين، درآمد دانشجو، سكونت دانشجو در مناطق شهري به هنگام ازدواج، ازدواج زوجين، وابستگي دانشجو به قوم كرد، تفاوت سني والدين دانشجو و وابستگي دانشجو به قوم فارس بيشترين رابطه را با همسان همسري تحصيلي داشته‌اند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: یکی از مهم‌ترین پدیده‌های جمعیتی در هر جامعه‌ای ازدواج می‌باشد در دهه‌های اخیر در جامعه ایران به دلیل تحولات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی سن نخستین ازدواج سال به سال افزایش می‌یابد. هدف نویسنده پایان‌نامه حاضر، بررسی، شناخت و تجزیه و تحلیل عوامل که در سن نخستین ازدواج افراد نقش دارند، می‌باشد. این تحقیق به روش پیمایشی انجام گرفته و برای جمع‌آوری اطلاعات از پرس‌وجو شفاهی و نوع سوم (استاندارد‌ شده) استفاده شده است. جامعه آماری مورد نظر تحقیق، مردان و زنان بالاتر از 15 سال ساکن در شهر اصفهان می‌باشند. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که اشتغال و بیکاری، در سن نخستین ازدواج افراد و سن تجرد آن‌ها تأثیر دارد از سوی دیگر، با افزایش اهمیت زناشویی بطوریکه اشتغال سن ازدواج را بالاتر می‌برد. با افزایش اهمیت زناشویی برای افراد، سن تجرد و سن نخستین ازدواج آن‌ها کاهش می‌يابد. همچنین با افزایش درآمد و سطح تحصیلات فرد، بر سن نخستین ازدواج سن تجرد افزوده می‌شود. نوع ازدواج دستیابی به منزل مستقل و وضعیت نظام وظیفه افراد نیز با سن نخستین ازدواج آنان دارد. نویسنده در پایان به این نکته اشاره نموده که نوع خانواده در ایران در حال دگرگونی از شکل گسترده به شکل هسته‌ای می‌باشد. نوع و الگوی ازدواج نیز در ایران در مرحله انتقال از الگوی غیر رمانتیک و سنتی به الگوی رمانتیک و جدید است. با توجه به این تغییرات، افزایش سن ازدواج را می‌توان یکی از آثار و نتایج طبیعی و ناگزیر این رویداد‌ها به شمار آورد.

چکیده: به علت تغییرات اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی، فرهنگی در سال‌های اخیر تغییراتی در ساختار خانواده و وضعیت و شرایط افراد خصوصاً زنان و جوانان در ایران رخ داده است، اما به موازات تغییراتی که در وضعیت و شرایط افراد و تغییراتی که در ساخت خانواده به وقوع پیوسته تغییر در ساختار حقوقی خانواده و ازدواج ایجاد نشده لذا شاهد بروز آسیب‌ها و تعارضات جدی در عرصة خانواده و در حوزة روابط میان دو جنس در جامعه هستیم. یکی از عواملی که از تغییر قوانین خانواده به سمت منطبق شدن بر شرایط واقعی جامعه جلوگیری می‌کند، قوانین حقوق خانواده در نکاح دائم که برگرفته از فقه امامیه است می‌باشد. ساختار حقوقی نکاح دائم به گونه ایست که کمتر امکان تغییر در آن وجود دارد امّا در مقابل ساختار حقوقی عقد متعه توان منطبق شدن بر تغییرات اجتماعی امروز را دارد. لذا برای حل معضلات مذکور و به منظور منطبق کردن ساختار حقوقی خانواده با ساختار واقعی آن با استفاده از سیستم حقوقی عقد متعه الگویی نوینی از ازدواج ارائه شده است که در نهایت با استفاده از تکنیک دلفی میزان کارآیی این الگو در جامعه و کارکرد‌های مثبت و منفی‌ای که در پی خواهد داشت پیش‌بینی شده است. بر طبق نتایج به دست آمده این الگوی جدید ازدواج سبب تقویت نهاد ازدواج در جامعه می‌شود و از شیوع فساد و روابط نامشروع در جامعه جلوگیری می‌کند و سبب کاهش افسردگی، استرس جنسی و انحرافات ناشی از تجرد در میان جوانان می‌شود ولی در مقابل سبب تضعیف نهاد خانواده در جامعه می‌شود و... منبع/ مرکز تحقیقات زن وخانواده

چکیده: پژوهش حاضر با هدف بررسي تاثير روابط قبل از ازدواج بر تعارضات زناشويي در دانشجويان متاهل دانشگاههاي دولتي شهر تهران انجام شده است. حجم نمونه مورد بررسي 80 نفر مي باشد كه از بين دانشجويان متاهل دانشگاههاي دولتي شهر تهران و با روش نمونه گيري تصادفي چند مرحله اي خوشه اي انتخاب شده اند كه با استفاده از دو پرسشنامه پرسشنامه شمار يك كه صرفا يك پرسشنامه اطلاعاتي جمعيت شناختي است و عدم رابطه يا وجود رابطه قبل از ازدواج را مي سنجد و ديگري پرسشنامه تعارضات زناشويي مي بشد. روش آاري مورد استفاده شامل آزمون T براي مقايسه بين ميانگين هاي دو گروه مستقل مي باشد كه با استفاده از نرم افزار SPSS مورد بررسي قرار گرفته و نتايج نشان داد كه: سوال اول تعارضات زناشويي در دانشجوياني كه قبل از ازدواج رابطه داشته اند نسبت به افرادي كه رابطه نداشته اند كمتر است نتايج بدست آمده نشان داد كه بين اين دو گروه تفاوت معني داري وجود دارد و اما نتايج سوال دوم نشان دهنده اين امر بود كه كاهش همكاري زوجين در دانشجوياني كه رابطه داشته اند نسبت به افرادي كه رابطه نداشته اند كمتر بوده و نتايج حاصله نشان داد كه بين اين دو گروه نيز تفاوت معنا داري وجود دارد. و در جواب سوال سوم نتايج نشان داد با وجود اينكه كاهش رابطه جنسي زوجين در دانشجويايني كه رابطه داشته اند نسبت به افرادي كه رابطه نداشته اند كمتر است ولي اين تفاوت معنادار نمي باشد همچنين نتايج سوال چهارم مبين اين امر بود كه ميزان افزايش واكنش هيجاني نيز در دانشجوياني كه رابطه داشته اند كمتر از گروه ديگر بوده است و اين تفاوت نيز معنادار مي باشد ولي نتايج سوال پنجم و ششم نشان دادند كه در دو مولفه كاهش رابطه خانوادگي با همسر و دوستان و افزايش رابطه فردي با خويشاوندان خود گرچه تفاوت به نفع دانشجوياني كه رابطه داشته اند مي باشد ولي اين تفاوت معنادار نيست و اما نتايج سوال آخر نشان داد كه تفاوت معناداري بين دو گروه وجود دارد و دانشجوياني كه قبل از ازدواج رابطه داشته اند نسبت هب دانشجوياني كه قبل از ازدواج رابطه نداشته اند كمتر امور مالي را از يكديگر جدا مي كنند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده