چکیده: در دوران معاصر توسعه یکی از دغدغههای مهم جوامع مختلف بوده است. در گزارشات جهانی آن را فرآیند بسط انتخابها در بستر اجتماعی قابلیتزا برای دستیابی به زندگی بهتر تعریف کردهاند که خواهان رشد انسانها در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است، بُعد فرهنگی از شاخصهای مهم توسعه میباشد، باید دانست که توسعه فرهنگی زمانی بارور میشود که هویت و نقاط مثبت سنتها و آداب و رسوم و ارزشهای جامعه را حفظ کند و در عین حال به پالایش عناصر نامطلوب بپردازد. لذا این مجموعه به بررسی مبانی توسعه فرهنگی زنان در ایران پرداخته تا در این رهگذر بتواند جهت خروج زنان از وضعیت موجود در حوزه فرهنگ به وضعیت بایسته همراه با تقویت هویت فرهنگی، اجتماعی زنان براساس آرمانهای انقلاب اسلامی گامی بردارد و با یک نگاه مقایسهای به توسعه مبانی فرهنگ دینی و غربی در مورد زنان حرکت جریانهای فمینیستی در ایران را تحلیل و تبیین نماید. در راستای رسیدن به این هدف ابتدا تاریخچهای از پیشینة توسعه فرهنگی زنان در غرب قبل و بعد از جنگ جهانی دوم بیان شده و بعد به بررسی این پیشینه در ایران در دوران قاجار و نفوذ جریان روشنفکری لیبرالی در میان اقشار مختلف جامعه و جریان مشروطه پرداخته شده است و به دنبال آن دوران پهلوی اول، عملکرد نسوان وطنخواه و نحوه نفوذ تفکرات کشورهای غربی بررسی شده است و بعد دوران پهلوی دوم و فعالیتهای انجمنهای مختلف فرهنگی و روند غربگرایی توسط احزاب مختلف و حکومت بیان شده است. انقلاب اسلامی و موقعیت کشور در دوران جنگ و سازندگی و دوران بعد از آن و تاریخچه برنامههای توسعه بهویژه در حیطه زنان و جریانشناسی روند فمینیسم در ایران مطلب حائز اهمیت جهت تبیین بحث بوده است. مبانی نظری توسعه فرهنگی زنان در اندیشه لیبرالی و مقایسه آن با مبانی توسعه فرهنگی زنان در اندیشه اسلامی جهت ارائه رهیافت مناسب در بخش بعدی ارائه شده است. تصویری از توسعه فرهنگی و کارکردهای زنان در مقوله خانواده، تعلیم و تربیت با اشتغال و سیاست و... در اسلام بسیاری از دیدگاههای غلط در مورد کارکرد اجتماعی زن را اصلاح میسازد. و بدین وسیله توسعه در نگرش اسلامی را که فرآیندی هدفدار جهت نیل به کمال نهایی برای زن و مرد است را تبیین مینماید. در ادامه، این اثر از آنجا که رسالت خود را در تحلیل و نقد روند توسعه فرهنگی زنان در ایران میدانست در بخش آخر به بررسی برنامه سوم توسعه در بُعد فرهنگی به عنوان نمونه پرداخت و جهت نیل به این هدف ابتدا ماده قانونی 158 در برنامه سوم توسعه که مورد زنان است را بیان نموده و به وظایف مرکز امور مشارکت زنان به عنوان متولی اصلی پیگیری امور زنان در عرصههای مختلفی همچون آموزش، اشتغال، خانواده، مسائل حقوقی، سازمانهای غیردولتی و... پرداخته شده است. فعالیتهای علمی ـ پژوهشی از آنجا که نقش خطیری در جهت مدیریت دانش و تأمین سرمایههای فکری، فرهنگی جوامع دارد مد نظر قرار گرفت و با بررسی بخشی از روند آموزش و پژوهش با تأکید بر مسائل زنان در برنامه سوم توسعه توانست به طور نسبی به نکات حائز اهمیتی دست یابد از جمله آثار و پیامدهای روند رو به رشد دختران در دانشگاهها، تحلیل محتوای برخی متون و رشتههای آموزشی و مقایسه آن با وضعیت مطلوب و اهداف نظام جمهوری اسلامی به جهت حساسیت مطالعات زنان در گفتمانهای علمی بررسی تحقیقات و پژوهشهایی که در دستور کار مرکز مشارکت زنان جهت رشد و توسعه موقعیت زنان در کشور انجام شده نیز مورد نقد تحلیل قرار گرفته است. موضوع سازمانهای غیردولتی که مورد حمایت برنامههای توسعه کشور است سالانه هزینههای کلانی را به طور مستقیم از ناحیه دولتها به خود اختصاص میدهد که در این مجموعه نحوه شکلگیری و عملکرد آن به ویژه در بُعد فرهنگی مسائل زنان و نقش مؤثر آنها در جریانات اجتماعی بررسی شده است. در فصل آخر بزرگداشت روزهای جهانی از سوی سازمان ملل و احیای این روزها در کشور و آسیبشناسی روند فعالیت سازمان ملل در ایران با همکاری دولت ارائه شده است از آنجا که ایجاد ادبیات مشترک از اهداف مجامع بینالمللی است لذا نقد و تحلیل اینگونه مراسم در کشور خالی از فایده نیست. در نهایت با توجه به تحقیقات انجام شده به دست آمد که هر تلاشی در کشور ایران برای بهبود وضعیت فرهنگی زنان از ناحیه دولتها اگر بدون شناخت جریان قدرتمند همسانسازی فرهنگ جهانی و پالایش دستاوردهای منفی آن صورت گیرد نه تنها در حل مشکلات واقعی زنان مؤثر نیست بلکه کشور را با چالشهای جدّی مواجه میکند؛ از طرفی توجه به ساحتهای معنوی و فرهنگی دینی و هویت شخصی زنان در کنار رفع مشکلات مادی آنهاست که میتواند زنان را به جایگاه انسانی و متعالی نزدیک کند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: اسلام به کيفيت حضور زن در خانه عنايت ويژه نموده و در تقسيم وظائف و مسئوليت¬ها بين زن و مرد، در خانواده، اصل تناسب و عدالت را مدنظر قرار داده است. در ساختار خانواده اسلامي، مرد عهده¬دار تأمين معاش و هزينههاي ضروري همسر است که در اصطلاح فقهي با عنوان «نفقه» از آن ياد ميشود؛ در مقابل، زن موظف به اطاعت از شوهر و پذيرش سرپرستي او است . تبيين مباني، اسباب، شرائط و احکام نفقه زوجه و تشريح برخي از ادله به نحو تطبيقي در مذاهب فقهي پنجگانه علاوه بر ارائه تصويري روشن از اصل تعادل و تناسب اسلامي، ميتواند راهي براي ايجاد تفاهم ميان مذاهب فقهي نیز محسوب شود. اصل وجوب نفقه امري است که مذاهب خمسه به اتفاق پذيرفتهاند. فقهاي امامي براي اثبات آن به کتاب و سنت و اجماع استدال کردهاند و فقهاي عامه به عقل و قياس نيز تمسک نمودهاند. با اينحال از اختلافات مهم در بحث نفقه, اختلاف در اسباب و شرائط وجوب نفقه است، پيرامون سبب وجوب نفقه دست کم سه ديدگاه «سببيت عقد»، «سببيت عقد به همراه تمکين» و «سببيت عقد به شرط عدم نشوز» مطرح شده است. از شرائطي که در وجوب نفقه، تمام مذاهب پنج¬گانه بر آن اتفاق نظر دارند، مي¬توان از «صحيح بودن عقد نکاح»، «وجود توانايي و طاقت وطي در زوجه» و «تسليم شدن زوجه به زوج» نام برد. اگرچه در شرط بودن تمکين ، بالغ بودن زوج، صغيره نبودن زوجه، عدم ارتداد و عدم نشوز وي و در عده وفات نبودن زوجه، بين فقهاي مذاهب اختلاف وجود دارد. اختلال در اسباب و شرائط وجوب نفقه، در حکم نفقه تأثير مستقيم دارد. فقها در اينکه نشوز مسقط حق نفقه است, اتفاق نظر دارند؛ اما در اينکه در چه مواردي نشوز محقق مي¬شود آراء متفاوتي دادهاند. به اتفاق فقهاي مذاهب، خروج زن از منزل زوج، بدون اجازه وي و بدون مجوز شرعي، نشوز محسوب شده و مسقط حق نفقه است. اما در موارد ديگر مانند مسافرت زوجه، يا انجام عبادت¬هايي که با حق شوهر تعارض دارد، اختلاف نظر وجود دارد. بسياري از فقهاي مذاهب «موضوع نفقه» را منحصر در خوراک، پوشاک، مسکن، اثاث منزل و خادم دانستهاند و عدهاي وسائل نظافت و آرايش و هزينه¬هاي درمان را بر آن افزوده¬اند. هم¬چنين «مقدار نفقه» را موکول به عرف و عادت کرده¬اند. هرچند برخي از فقهاي مذاهب، نفقه را به اندازه¬اي که شارع در کفّارات تعيين نموده و به اعتبار حال زوج، واجب ميدانند؛ اما به نظر مي¬رسد موضوعات ياد شده در ادله شرعي به عنوان نمونه بارز نيازمندي¬هاي زن ذکر شده است و قرينه¬اي بر آنکه شارع در مقام تحديد موضوع نفقه باشد, وجود ندارد. هم¬چنين دليلي بر تعيين اندازه خاص در اين موضوعات, در دست نیست. آنچه که مسلّم است شارع و قانون¬گذار، احکام را در امور تغييرپذير بر عناوين عام و انعطاف¬بردار صادر مي¬کند تا تداوم و بقاي آن حکم را تضمين کند. از اين¬رو مي¬توان گفت در اندازه و مقدار نفقه بايد عرف زندگيها با توجه به توان شوهر, ملاک قرار داده شود. «ماهيت نفقه» از موضوعات ديگري است که در فقه شيعه و اهل سنت مورد توجه قرار گرفته است. به اتفاق تمام مذاهب، ماهيت نفقه در مصاديقي مانند خوردني¬ها و نوشيدني¬ها، که عين آن با مصرف نمودن از بين مي¬رود، تمليکي است. هم¬چنين فقها به اتفاق در مورد مسکن، ماهيت نفقه را امتاعي دانستهاند. با اين¬حال در تعيين ماهيتِ ساير مصاديق نفقه، آراء فقها يکسان نيست. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: موضوع پايان نامه حاضر، نقش زن در مشاركت سياسي از منظر قرآن و روايات است و هدف از طرح آن، تبيين جايگاه مشاركت سياسي زنان در اسلام و تعيين حدود آن در عصر جديد مي باشد. براي روشن شدن موضوع پس از تعريف معنا و مفهوم مشاركت سياسي، ديدگاههاي مختلف در باره ي حضور سياسي زنان بررسي شده و با توجه به مبناي فكري هريك از نظريه پردازان، در مورد جايگاه و نقش زن در خانواده و جامعه عقيده آنان بيان شده است. براي تأييد جواز مشاركت سياسي زنان در جامعه، از قرآن و روايات استفاده شده و زناني چون ملكه سباء، مادر و خواهر حضرت موسي(عليه السلام )، مادر و همسران حضرت ابراهيم(عليه السلام ) و حضرت مريم (سلام الله عليها) به عنوان الگوي مشاركت سياسي زنان در قرآن نام برده شده و از روايات نيز به نمونه هاي بارزي چون حضرت خديجه (سلام الله عليها) و حضرت زهرا(سلام الله عليها) و حضرت زينب (سلام الله عليها) و ام سلمه اشاره گرديده و همچنين نمونه هاي قرآني و روايي از الگوهاي منفي مشاركت سياسي ذكر گرديده و در پايان حدود مشاركت سياسي زنان در عصر حاضر بر اساس آموزه هاي ديني و احكام اسلامي بيان شده كه شامل مباني مشاركت سياسي زنان و موانع و پيامد ها مي باشد؛ كه براي هر كدام راهكار جداگانه اي ارائه شده است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: مطالعه در متون اسلامي نشان ميدهد كه دوره بلوغ از اهميت بالايي برخوردار است و با هيچ يك از دورههاي عمر انسان قابل مقايسه نيست. ازنظر پژوهشگران، اگر چه اتفاق نظر در مورد شروع و پايان سن بلوغ وجود ندارد، اما بيشتر محققين بر اين عقيدهاند كه سن شروع بلوغ طبيعي در دخترها 9 ـ 16 سالگي و در پسرها 10ـ 17 سالگي است و در مجموع، اصطلاح بلوغ به دوره بين 12ـ 18 سالگي اطلاق ميگردد و سن متوسط بلوغ، بدون توجه به پسرو دختر بودن، يازده سالگي است ولي به طور مسلم دختران زودتر از پسران مرحله بلوغ زندگي خويش را آغاز ميكنند و زودتر نيز اين مرحله را به پايان ميرسانند. پديده بلوغ داراي ابعاد مختلفي است. 1) بلوغ جسماني که زمان رشد و تكامل اعضاي بدن است. 2) بلوغ شرعي یعنی زماني كه نوجوان مخاطب دستورات پروردگار عالم قرار ميگيرد. 3) بلوغ جنسي به معنای زماني كه نوجوان تأمين نياز جسمي را به شدت در وجود خود احساس ميكند. 4) بلوغ رواني؛ زمان رسيدن به پختگي روحي كه به انسان قدرت تشخيص مسائل و تمييز مصلحت زندگي را ميبخشد. 5) بلوغ عاطفي؛ زمان خروج از انگيزههاي كودكانه و زماني که نوجوان بتواند در عواطف خود تعديل ايجاد كند. 6) بلوغ اقتصادي؛ زماني كه فرد از نظر تأمين معاش و اداره امور اقتصادي مستقل ميشود. داشتن نيروي بدني فوقالعاده، رسيدن به احتلام در پسران و ديدن حيض در دختران از جمله ويژگيهاي جسمي بلوغ از نظر آيات است. ويژگيهايي چون استقلال طلبي، مستي جواني، نوگرايي، زيبايي خواهي، زود رنجي، انعطاف پذيري، ضمير مستعد، گرايش به معنويت، حادثه جويي، الگو پذيري، هويت يابي، آرمان گرايي، آرزومندي و نيازمند محبت و مقبوليت از جمله ويژگيهاي رواني اين دوران محسوب ميشوند. آنچه از جمع بندي ويژگيهاي رواني دختران و پسران در اين دوره به دست ميآيد، اين است كه مهمترين ويژگي در اين دوره هويت يابي است كه ويژگيهاي ديگر چون استقلال طلبي و الگو خواهي و نوگرايي و... همه تحت الشعاع اين ويژگي مهم اند. چون قوام شخصيت به معناداري زندگي و تفسيري است كه فرد از خود و جهات پيرامون خود دارد بنابر اين زماني كه نوجوان در جستجوي هويت شخصي است ضروري است زمينهها ی مناسبي فراهم آيد تا نوجوان هويت شخصي خود را با هويت ديني كامل كند. الگو پذيري در نوجوان از ويژگيهاي مهمي است كه او را در يافتن هويت، مساعدت ميكند. عاطفي بودن از ويژگيهايي است كه در دختران نمود بيشتري دارد؛ اين خصيصه با نقش طبيعي مادرانه آنها در ارتباط است لذا هركدام از ويژگيهايي كه ذكر شد در اثر همين خصيصه جلوه و نمود متفاوتي مييابد در پسران نيز با توجه به روحيه قدرت طلبي، نمود اين ويژگيها متفاوت با دختران است. تحقيقات نشان ميدهد كه چگونگي استقلال جويي پسران با دختران متفاوت است و چگونگي تعامل والدين با فرزندان در جريان استقلال يابي نوجوان باعث بروز رفتارهايي متفاوت در آنان ميشود، كه در اين ميان والدين دانا، قوي و با ابهت که با نوجوانان تعامل دو جانبهاي دارند و هر دو ويژگي پاسخگويي و توقع را بروز ميدهند؛ ميتوانند خود مختاري رشد يافته تري را در ميان آنان پرورش دهند. برخي از آسيبها و ناهنجاريهاي رواني دوره بلوغ از منظر قرآن و روايات عبارتنداز جهل، دورويي، برتري طلبي، پرخاشگري، انحراف جنسي، اضطراب و نااميدي، پرخوري، كم خوري و بياشتهاي عصبي و عقده و حقارت كه عامل مؤثر در بروز چنين آسيبهايي را ميتوان در عواملي همچون هواي نفس، دنيا پرستي و شيطان به طور عام و به عواملي همچون اختلال در امنيت رواني، روشهاي تربيتي نامناسب، دروغ گويي، نگاه حرام، اعتياد و دوستان منحرف به طور خاص جستجو كرد. آسيبهاي شناختي، عاطفي و اجتماعي از مواردي است كه ممكن است به رفتار و شخصيت نوجوان آسيب بزند و او را از راه فطرت و کمال باز دارد. جهل در نوجوانان يكي از مهمترين آسيبهاي شناختي است كه با توجه به روايات ائمه اطهار:، راه بيرون رفت از اين آسيب خطرناك فقط تحصيل علم و آداب است. پرخاشگري يكي از مسائل مشكل آفرين براي نوجوانان است كه به روابط اجتماعي آنان آسيب ميزند. پرخاشگري نشان دهنده شورش دروني فرد وحاكي از وجود احساساتي است كه گويي فرد از بازگو كردن آن وحشت دارد و ميتواند آن را دفع و جبران كند و ناگريز تلافي آن را بر سر ديگر در ميآورد. مشكلات جسمي، ناكاميها و تجربهها ناموفق، تحريك ديگران، عامل فرهنگي و رسانه اي، تشويق رفتار پرخاشگرانه و تنبيههاي والدين و مربيان مهمترين موارد بروز پرخاشگري به شمار ميرود. از راه كارهاي مناسب براي درمان پرخاشگري، آگاهي از مهارتهاي اجتماعي، استفاده از اشتغال مناسب و سرگرميهاي مفيد مانند ورزش و مطالعه و كارهاي دستي، آگاهي از زشتي پرخاشگري و توابع آن و آشنايي با حقوق ديگران و ذكر و ياد خداوند است. يكي از آسيبهاي عاطفي در دوران نوجواني انحراف جنسي است. نياز جنسي در نوجواني فكر نوجوان را به خود مشغول ميسازد، زيرا آنها داراي احساس نياز، به همراه احساس توانايي براي عمل جنسي هستند و تحريكات فراوان، انگيزه و خواستههاي جنسي را در آنها تشديد ميكند. اين نياز چه بسا بحراني را براي آنها پديد آورد كه زمينه مهمترين نگرانيهاي والدين را فراهم ميسازد. پذيرش تمايل جنسي در نوجوانان از طرف والدين و تبيين هدفهاي تمايل جنسي از قبيل (بقاء نسل انساني، همياري زوجين در رسيدن به كمالات و قرب الهي) و توجه به پيامدهاي نامطلوب بيبند و باري جنسي و احتراز از روابط دختر وپسر، تشويق به ادامه تحصيل و علم آموزي ازعوامل مهم در تربيت جنسي نوجوانان است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: موضوع اشتغال و مشارکت اجتماعی زنان و حدود و معیارهای آن، از بحث های پر دامنه و اختلاف برانگیزي است که نظرات متنوعی را به همراه داشته است. به طور مثال، این مساله به عنوان یکی از مهمترین معیارهای سنجش جایگاه و موقعیت زن در اجتماع و تأمین حقوق او، از سوی غالب نظام های غربی مورد سفارش و تأکید قرار گرفته و چنان پررنگ شده است که از سوی برخی نظریه پردازان و برنامه ریزان اجتماعی، خانواده به علت معارضه و ایجاد مزاحمت برای حضور حداکثری زن در اجتماع، به عنوان عاملی برای تبعیض و ستم علیه زنان معرفی شده و مورد شدیدترین هجمه ها قرار گرفته است. از سوی دیگر، معتبر دانسته شدن حق مالکیت و استقلال مالی زن و جواز مشارکت اجتماعی و اشتغال وی در شرع مقدس اسلام، در کنار تأکید این دین آسمانی بر حفظ کیان خانواده و رفع مسئولیت های اقتصادی از دوش زن، احصاء نگاه دینی و شناخت وجوه تمایز آن را از سایر نسخ و رهیافت های بشری به منظور تأمین سعادت فردی، خانوادگی و اجتماعی ضروری نموده است. بدین منظور، انجام تحقیقاتی که به بررسی فقهی این مساله پرداخته و احکام فقهی مرتبط با آن را تشریح نمايد؛ همچنين معیارهای صحیح اشتغال را بازگو نموده و تحلیل جامعی از نحوۀ ارتباط اشتغال با نقش های خانگی و جایگاه استقلال اقتصادی زن و تأثیرات آن، ارائه دهد، نیازی جدّی و مبرم به نظر می آید. پژوهشگر تحقیق حاضر، با ادعای پرداخت جامع به ابعاد این مسأله، هر یک از موضوعات فوق الذکر را عنوان یکی از فصول این پژوهش قرار داده و به تبیین و تشریح هر یک از این مطالب همت گماشته است. وی در بیان نتایج تحقیقات پیرامون اشتغال زنان، بیان می دارد؛ آمارها نشان می¬دهد 81 درصد از زنان، تأمین بخشی از هزینه های زندگی،57 درصد کسب استقلال مالی،34 درصد بهبود پایگاه اجتماعی و8 درصد، تأثیر اشتغال در امور فرهنگی- اجتماعی خانواده را در زمرۀ فواید اشتغال زنان برشمرده¬اند. پژوهشگر پس از تقسیم فواید اشتغال به فواید مثبت و منفی؛ بهره وری بیشتر از منابع مادی و معنوی خانواده، افزایش روحیه اعتماد به نفس زن در اجتماع، پرشدن اوقات فراغت و جلوگیری از آسیب پذیری اجتماعی، تأمین اجتماعی زنان در مواقع بروز بحران های مختلف، شکوفایی استعدادهای انسانی زن، ارتقای سطح خود باوری در زنان را از جمله آثار مثبت اشتغال زنان دانسته است. نويسنده، برخي پيامدهاي منفي اشتغال زنان را مواردي از قبيل فشار جسمی و روحی به دلیل ایفای نقش¬های چندگانه، عدم تأمین نیاز عاطفی در خانواده، فشار روحی و اضطراب ناشی از دوری فرزند، عدم ایفای کامل نقش مادری و همسری، تأثیر اجتماعی سوء روابط زنان به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی در جامعه عنوان مي¬نمايد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: دانشمندان مسلمان در مسأله رشد جمعيت، افزايش يا كاهش آن آراء و نظريات متفاوتي بيان نمودهاند. اين آراء بيشتر مربوط به متفكران معاصر است و همزمان با ورود برنامههاي تنظيم خانواده به كشورهاي مسلمان ابراز شده است. ديدگاه دانشوران مسلمان در اين خصوص به دو دستة كلي: موافقان افزايش جمعيت (مخالفان تحديد نسل) و مخالفان افزايش جمعيت (موافقان تحديد نسل) تقسيم ميشود. عمده ادلهاي كه مخالفان تحديد نسل بر ادعاي خود اقامه كردهاند، بر اصول و مباني کلي شريعت مبين اسلام مبتني است. آنها با استناد به ادلّه شرعي مثل آيات و روايات و ديگر ادله فقهي در صدد اثبات اين مطلب برآمدهاند كه نظر اسلام بر افزايش نسل مسلمانان است و اين اصل مبنايي است كه مخالفت با آن جايز نيست. بنابراین هر برنامهاي كه در صدد تحديد و پيشگيري از افزايش نسل مسلمانان باشد از نظر شرع مردود است. البته در برخي موارد استثنايي آن هم در حالت فردي نه اجتماعي، ممكن است اين برنامهها از راههايي كه مطابق نظر شرع است تجويز گردد. از سوي ديگر موافقان تحديد نسل، علاوه بر اينكه از منظر ديني به طرح ادله شرعي در اثبات مدعاي خود و پاسخ به مخالفان پرداختهاند، توجّه جدّي به نظريات كارشناسان جمعيتي، اقتصادي و اجتماعي را ضروري دانستهاند. به عبارت ديگر مسأله كنترل جمعيت را در زمره مسائل مستحدثه به شمار آورده و با توجه به نظريات كارشناسان، به دنبال صدور حكم شرعي مناسب با اوضاع عصر حاضر بودهاند. به عقيده ايشان، در مباحثي نظير تحديد نسل و مسائل خاص مربوط به آن به ويژه در سطح كلان اجتماعي كه به هيچ وجه در صدر اسلام سابقه نداشته است، نميتوان به روايات و ادلهاي كه يا مربوط به زمان خاص بوده و يا تنها به جنبههاي فردي و شخصي توجه داشته است، استناد نمود. از اين رو ضروري است اين مسأله از منظر احكام ثانوي و يا حكومتي مورد مطالعه قرار گيرد. بنابراين، موضوع شناسي كنترل جمعيت يعني توجه به نظر كارشناسان مورد اعتماد، سپس حكم شناسي آن يعني صدور احكام شرعي مناسب با اوضاع اجتماعي ـ اقتصادي عصر حاضر، امري لازم و ضروري است.از آنجايي كه وحدت رويه در آراء و نظريات كارشناسان در مورد كنترل جمعيت مشاهده نگرديده است، عالمان و فقيهان، نظريات قطعي ابراز نداشته و اغلب به پاسخ چند استفتاء در اين خصوص بسنده كردهاند. تنها معدود افرادي به عنوان مسأله مستحدثه و با مختصر بحثي، در صدد تبيين حكم فقهي آن برآمده¬اند. نظريات موافقان تحديد نسل، در ميان شيعه و اهل سنت سمت و سوي واحدي دارد. هر چند در مقام استناد به ادله شرعي با يكديگر تفاوتهايي دارند. به هر جهت ادعاي اصلي آنها اين است كه گرچه شواهد زيادي بر توجه شريعت مقدس اسلام بر مسأله حفظ و ترغيب بر افزودن نسل مسلمانان وجود دارد اما هدف اسلام تنها افزايش نفوس، بدون توجه به وضعيت ديني، تربيتي و اجتماعي نسل مسلمين نيست، بلكه هدف اصلي به وجود آوردن يك امت اسلامي صالح است. بنابراین بايد در برخورد با ادله و مباني شريعت اسلام، بر مسئوليت دشواري كه در قبال جامعه مسلمين وجود دارد توجه همه جانبه صورت پذيرد. اعلام موافقت با كنترل جمعيت از سوي عالمان و فقيهان مسلمان مبني بر اراده آن معنايي است كه در مباحث جمعيتي، تحت عنوان سياستهاي تنظيم خانواده از آن ياد ميشود و به معناي پذيرش همه نوع سياستهاي تحديد مواليد به طور مطلق نيست. بلكه كنترل جمعيت را تنها در زمان و مواقع خاص جايز ميشمارد. به بيان ديگر سياست تنظيم خانواده مورد پذيرش فقهاي مسلمان، متوجه رفاه، بهزيستي، تسهيلات و آينده افراد خانواده؛ به ويژه كودكان و مادران است. در ميان مخالفان كنترل جمعيت، اين بحث مطرح مي شود كه با وجود اينكه كنترل جمعيت از نظر شريعت اسلامي جايز نيست، آيا دولت و يا حاكم اسلامي مي تواند بنا به تشخيص خود و طبق مصالح و مفاسد امر، اقدام به اين كار نمايد و يا سياستهاي الزامي و اجباري در پيش بگيرد؟ مخالفان كنترل جمعيت از اهل سنت در رابطه با اين سؤال به دو دسته تقسيم ميشوند: گروهي كه به كلي با كنترل جمعيت مخالف هستند و برنامه تنظيم خانواده را چه در سطح فردي و چه در سطح كلان اجتماعي جايز نمي دانند. عدهاي ديگر استفاده از برنامههاي تنظيم خانواده را در سطح فردي جايز ميدانند اما اقدامات پيشگيرانه از رشد جمعيت را در سطع جامعه و طبق برنامههاي عمومي و به صورت الزامي مجاز نميدانند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: «عدّه» در لغت به معنای شمردن و در اصطلاح علم فقه به معنای صبرکردن زن و خودداری نمودن او از ازدواج فردی بعد از جدایی همسر به دلایل مذکور در فقه همچون طلاق، فسخ نکاح، فوت، ارتداد و... است. میان مذاهب خمسه که شامل امامیه، حنفیه، شافعیه، مالکیه و حنبلیه می¬شود، موارد اشتراک و افتراقی مشاهده می گردد که تبیین این موارد، ضمن کمک به تبیین آموزه های هر یک از آنان و جلوگیری از برداشت¬های غلط و تفسیرهای نادرست و در نتیجه تسهیل حرکت به سمت مفاهمه و تقریب میان آرای مذاهب اسلامی، موجب می¬شود که برتری¬های فقه تراوش یافته از اندیشه های ناب ائمه معصومین، به شیعیان و پیروان آنان احساس افتخار و اعتماد به نفس ببخشد. بدین منظور می بایست تعریف عده، فلسفه، اسباب لزوم، اقسام و نیز شبهات مطرح پیرامون آن بررسی گردد و نظرگاه هر یک از مذاهب اسلامی در هر یک از این سرفصل ها، روشن شود. فرق اسلامی اتفاق دارند که طلاق، وطی به شبهه، فسخ به سبب عیوب تدلیس، انفساخ نکاح به سبب اسلام زوجۀ کافر، لعان و رضاع لاحق برعقد نکاح از جمله اسباب لزوم عده هستند. البته امامیه در باب فسخ نکاح به سبب عیوب، به موارد منصوص در روایات اکتفا نموده¬اند، این در حالی است که مذاهب اهل تسنن دامنۀ عیوب را به آنچه نفس از آن تنفر دارد توسعه داده¬اند. فوت، ارتداد فطری و مفقود الاثر شدن زوج از دیگر اسباب لزوم عدّه دانسته شده است. از دیگر موارد اتفاقی میان مذاهب خمسه، شرط دانستن دخول برای اثبات عدّه طلاق و نفی لزوم عده برای زوجۀ غیر مدخوله است. در کناراین اشتراکات، اختلاف در سن یائسگی و لزوم نگاه داشتن عده توسط زن یائسه، از جمله مواردی است که فقه امامیه با فقه مذاهب خمسه همخوانی و همراهی ندارد. فقهای شیعه قائل به عدم وجوب عدّه برای یائسه بوده (ولو اینکه آن زن، مدخوله باشد) و فقهای مذاهب اهل سنت بر خلاف شیعه، متفقند که نگاه داشتن 3 ماه عدّه برای زن یائسه لازم است. از دیگر موارد اختلافی میان مذاهب خمسه، لزوم یا عدم لزوم نگاه داشتن عده در صورت انقضای مدت و یا هبۀ مدت باقیمانده در عقد متعه، زنا و نیز خلوت کردن زوج و زوجه است. در مورد فلسفۀ عده نیز در لابه لای متون مذاهب خمسه می توان حکمت های این حکم الهی را جستجو نمود. بطور مثال، فلسفۀ جعل حکم عدۀ طلاق را جلوگیری از اختلاط نسل و فساد نسبت، ایجاد فرصت برای بازگشت به زندگی و فراهم شدن زمینه¬ای برای بازسازی روحی و روانی زن عنوان کرده اند. همچنین نگاه داشتن عدۀ فوت زوج را موجب حفظ حریم زوجیت، جلوگیری از جریحه دار شدن عواطف بستگان متوفی، حفظ وقار، احترام و حسن وفاداری زن، ایجاد فرصت برای بازگرداندن امور به حالت عادی و اطمینان از عدم بارداری دانسته¬اند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده






