چکیده: در اين پژوهش ارتباط ميان ساختار قدرت در خانواده با تعارضات زناشويي مورد بررسي قرار گرفته اند. از يك نمونه در دسترس شامل 67 زن و مرد در اين مطالعه استفاده شده است. همچنين از يك پرسشنامه 42 سؤالي براي تعارضات زناشويي و يك پرسشنامه 63 سؤالي براي اندازه گيري ساختار قدرت در خانواده استفاده شده است. به منظور تحليل داده هاي جمع آوري شده از ضرايب همبستگي پيرسون استفاده شده است. در اين پژوهش اينگونه بحث شد كه بين ساختار قدرت در خانواده با 1-تعارضات زناشويي 2- تملك ارزشمند (تحصيلات زوجين، درآمد زوجين تملك دارايي زوجين) 3- متغيرهاي جمعيتي (بعد خانواد، مدت ازدواج، فاصله سني زوجين و مرحله چرخه زندگي) ارتباط وجود دارد. نتايج نشان داد كه بين ساختار قدرت خانواده با تعارضات زناشويي ارتباط وجود دارد و دو فرضيه ديگر مبني بر ارتباط ميان ساختار قدرت خانواده با تملك منابع ارزشمند و متغيرهاي جمعيتي به دليل عدم معناداري رابطه مورد تأييد قرار نگرفت. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: پژوهش حاضر با هدف بررسى ارتباط بين ساختار قدرت دو خانواده و هوش هيجانى زنان شهر تهران انجام گرفته است. نمونه تحقيق شامل 150 نفر از زنان شهر تهران مى باشد كه به روش نمونه‌گيرى خوشه اى تصادفى انتخاب شدند ابزار تحقيق شامل پرسشنامه هوش هيجانى بار- ان و پرسشنامه ساختار قدرت در خانواده مى باشد. نتايج نشان داد: 1- بين نمرات ساختار قدرت در خانواده و نمرات هوش هيجانى زنان رابطه وجود دارد.2- بين نمرات ساختار قدرت در خانواده و نمره مهارتهاى درون فردي (خودآگاهى هيجانى، جراتمندى، حرمت نفس، خودشكوفايى و استقلال عمل) زنان رابطه وجود دارد. 3- بين نمرات ساختار قدرت در خانواده و نمرات مهارت‌هاى برون فردي (همدلى، مسووليت‌پذيرى اجتماعى و روابط اجتماعى) زنان رابطه وجود دارد.4- بين نمرات ساختار قدرت در خانواده و نمرات مؤلفه خلق و خوى عمومى (احساس شادى و خوشبختى) زنان رابطه وجود دارد. 5- بين نمرات ساختار قدرت در خانواده " زنان خانه دار و نمرات مولفه تنظيم استرس (تحمل فشار روانى وكنترل تكانه ها) رابطه وجود دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: در اين پژوهش 230نفر دانش‌آموز به روش نمونه‌گيري تصادفي انتخاب شدند. براي جمع‌آوري داده‌ها از مقياس عملكرد خانواده بلوم، آزمون استدلال اخلاقي ‏‎(DIT)‎‏ رست و آزمون سازگاري سينا و سينگ استفاده شد. تجزيه و تحليل داده‌ها با استفاده از همبستگي پيرسون و رگرسيون چند متغيره به روش گام به گام نشان داد كه: بين عملكرد خانواده و قضاوت اخلاقي رابطه معناداري وجود دارد. بين همبستگي خانواده و قضاوت اخلاقي رابطه معناداري وجود دارد. بين ميزان ابراز و بيان خود و قضاوت اخلاقي رابطه معناداري وجود دارد. بين گسيستگي خانواده و قضاوت اخلاقي رابطه معني داري وجود دارد. بين منبع كنترل بيروني و قضاوت اخلاقي رابطه معناداري وجود دارد. بين سبك خانواده آزادمنش و قضاوت اخلاقي رابطه معناداري وجود دارد. بين عملكرد خانواده و سازگاري دانش‌آموزان رابطه معناداري وجود دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: خانواده یکی از مهم‌ترین عوامل اجتماعی‌شدن کودکان و نوجوانان است که گاهی شرایط و عواملی دست به دست هم داده، سبب اختلال رفتار اعضا شده و نابهنجاری رفتاری کودکان و نوجوانان را به دنبال دارد. نویسنده در پایان نامه حاضر به بررسی مسائل ذیل می‌پردازد. 1. بررسی شناسایی تأثیر عوامل خانوادگی بر رفتار و شخصیت کودک و نوجوانان 2. عوامل و شرایط خانوادگی که باعث کارکرد این نهاد می‌گردد، 3. این شرایط و عوامل چگونه سبب بزهکاری و ناهمنوایی نوجوانان می‌گردد، 4. نشان دادن میزان تأثیر این عوامل و هم بستگی‌های موجود میان آن‌ها. روش این تحقیق پیمایشی و ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه می‌باشد. جامعه‌آماری تحقیق حاضر را دانش‌آموزان پسر سال‌های دوم، سوم و چهارم مشغول به تحصیل در دبیر‌ستان‌های شهر کرمانشاه، تشکیل می‌دهند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که اگر پایگاه اجتماعی خانواده پایین باشد امکان ناکامی و محرومیت، بیشتر و احتمال روی آوردن نوجوانان به بزهکاری بیشتر می‌گردد. بطوریکه در این تحقیق، نیمی از بزهکاران،‌ از پایگاه اجتماعی پایینی برخور‌دار بودند. از سوی دیگر، هر چه قدر سطح تحصیلات رو به بالا میل کند، امکان احساس محرومیت و ناکامی کاهش می‌یابد. همچنین اگر اختلاف و ستیزه میان والدین وجود داشته باشد. محرومیت و ناکامی افزایش یافته و بزهکاری بین نوجوانان بیشتر می‌شود. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: بزهکاری پدیده‌‌ای اجتماعی و دارای بستر اجتماعی است هر چند که عوامل زیستی، روانی، جغرافیائی و... در نحوه شکل‌گیری و بروز نوع بزه، نقش بسیار مهمی ایفاء می‌کند، تبیین مسأله براساس عامل محیط اجتماعی، تحدید نگرش حوزه جامعه‌شناختی و روانشناسی اجتماعی است، خصوصاً نحوه عملکرد کوچکترین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده که نقش مهمی را در همکاری و متجانس کردن رفتار‌های هنجاری افراد با محیط اجتماع برعهده دارد. در تحقیق حاضر به بررسی نقش خانواده به عنوان عامل و مانع بزهکاری نوجوانان (با تکیه بر نظم در خانواده) می‌پردازیم. هرچه افراد خانواده در روابط خود بتوانند به نفع مشترک رسند (همبختی) و برای رسیدن به نفع مشترک سازش بیرونی دو جانبه داشته باشند (همگامی) و همچنین نسبت به یکدیگر احساس تعلق داشته باشند (همدلی) و از درک مشترک و ارزشیابی مشترک نسبی (تفاهم) برخور‌دار باشند (همفکری) لذا نظم آن خانواده متعادل و با ثبات است و احتمال طلاق و از هم گستگی و اختلال در آن کاهش می‌یابد و این مسئله خود روی کاهش بزهکاری نوجوانان در خانواده مؤثر خواهد بود. اینگونه تحقیقات ضرورت می‌یابند تا کجروی‌ها و جرایم بهتر و عمیق‌تر شناخته شود، منشاء آنها کشف گردد و بالاخره راه‌های اصلاح و باز‌پروری بزهکاران هموار گردند. هدف ما در تحقیق حاضر این است که ببینیم چه عوامل باعث ایجاد اختلال در نظم خانواده می‌شود، نظم را با چه معرف‌هایی می‌توان سنجید. آیا اختلال در نظم خانواده می‌تواند منجر به طلاق شود و آیا اختلال در نظم خانواده می‌تواند منجر به بزهکاری اعضاء خانواده از جمله فرزندان گردد و بالاخره آیا طلاق والدین روی بزهکاری فرزندان تأثیر می‌گذارد. تحقیق حاضر مشتمل بر 7 فصل می‌باشد و در بخش اول به مقدمه و طرح مسأله، اهمیت و ضرورت موضوع و اهداف تحقیق پرداختیم. در فصل دوم ابتدا به تعریف مسأله پرداخته و سپس تئوری‌های مختلف که در مورد بزهکاری و انحراف و نظم در خانواده بود، مورد بررسی قرار گرفت. از آنجا که چلبی عوامل مؤثر بر نظم در سطح خرد را به طور کامل و جامع مطرح کرده در بخش سوم یعنی چهارچوب تئوریکی به نظریه چلبی پرداختیم و سپس فرضیات محوری تحقیق و الگوی علّی بزهکاری مطرح گردید. فصل چهارم به بحث روش تحقیق اختصاص دارد. واحد تحلیل در این پژوهش خانواده است و سطح مشاهده فرد می‌باشد. پرسشنامه به عنوان ابزاری برای سنجش نقش خانواده در بزهکاری فرزندان در نظر گرفته شد. سپس متغیرها و معرف‌ها و سطح سنجش‌ متغیرها مشخص گردید و برای سنجش نظم در خانواده از طیف لیکرت یا مجموع نمرات استفاده شد. پرسشنامه در ابتدا با 50 نفر از پاسخگویان در زندان و مدارس تست گردید و جهت حذف گویه‌های نامناسب آزمون روایی انجام گرفت و ضریب آلفا کرونباخ محاسبه گردید که ضریب روایی برای طیف همگامی مشترک، همبختی مشترک، همدلی مشترک و همفکری مشترک در تحقیقات مقدماتی و اصلی، در حد بالا و قابل قبول می‌باشد. در تحقیق حاضر علاوه بر جامعه آماری بزهکار (در کانون اصلاح و تربیت و زندان اوین) به عنوان گروه آزمایش، دانش‌آموزان سطح شهر تهران را به عنوان گروه گواه در نظر گرفتیم که در محدوده سنی 19ـ14 سال قرار داشتند. حجم نمونه در تحقیق حاضر 240 نفر می‌باشد (که مشتمل بر 30 دختر و 70 از زندان و 70 دختر و 70 پسر از مدارس می‌باشد). آزمودنی‌های گروه آزمایش را با استفاده از روش‌ نمونه‌گیری اتفاقی ساده انتخاب کردیم و برای انتخاب اعضاء گروه گواه از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای استفاده کردیم و دو منطقه 1 و 14 انتخاب شد سپس در هر دو منطقه چند مدرسه انتخاب و با استفاده از روش سیستماتیک تعداد دانش‌آموز در هر مدرسه انتخاب و با آنان مصاحبه شد. در فصل پنجم به نتایج تحقیق اشاره شد ابتدا به تحلیل تک متغیرها سپس به تحلیل دو متغیری و چند متغیری نظیر رگرسیون چند متغیری و رگرسیون لجستیک و در نهایت به تحلیل مسیر پرداختیم. بین متغیر همگامی مشترک، همبختی مشترک، همدلی مشترک، همفکری مشترک با شاخص نظم در خانواده رابطه مثبت و معنا‌دار وجود دارد. همچنین هر چه همگامی مشترک، همبختی مشترک، همدلی مشترک، همفکری مشترک و نظم در خانواده بیشتر باشد نمره انضباط فرزند هم بیشتر می‌باشد و مدت محکومیت در زندان کمتر (بزهکاری کمتر) می‌باشد. علاوه بر این بین ابعاد نظم و شاخص نظم در خانواده با متغیر طلاق و بزهکاری فرزند رابطه منفی وجود دارد. هر چه نظم در خانواده با ثبات‌تر باشد وقوع طلاق والدین و بزهکاری فرزند کمتر می‌باشد. همبختی مشترک به عنوان مانع طلاق والدین و همدلی مشترک باعث تداوم خانواده و حفظ آن می‌گردد. همچنین بین طلاق والدین و بزهکاری رابطه مثبت معنا‌داری وجود دارد و هر چه اعتقادات مذهبی والدین قوی‌تر باشد نظم در خانواده با ثبات‌تر و امکان وقوع طلاق کمتر می‌باشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: دراين پژوهش محقق سعى نموده است با تنظيم پرسشنامه ويژگيهاى خانوادگى نوجوانان بزهكار فرارى از منزل را با ويژگيهاى خانوادگى نوجوانان غير بزهكاردر شهر تهران به عنوان جامعه آمارى اين تحقيق، مورد مقايسه قرار دهد. تا از اين طريق به ميزان نقش خانواده وشرايط موجود درآن درايجاد انحرافات اجتماعى وبزهكارى نوجوانان پي ببرد. براى اين تحقيق تعداد 80 نفر از نوجوانان دختر وپسر 12تا 18 ساله موجوددركانون اصلاح وتربيت شهر تهران وهمچنين تعداد 80 نفرازنوجوانان غير بزهكار 12 تا 18 ساله درمدارس ودبيرستانهاى شهر تهران را ازطريق نمونه گيرى تصادفى كه جمعا 160 نفر را تشكيل مى دهند به عنوان جامعه نمونه انتخاب نموده است. سپس باتكميل پرسشنامه اى كه به همين منظور تهيه شده بودتوسط نوجوانان مذكور اطلاعات مورد نياز جمع آورى گرديد. پس ازمشخص شدن نمرات وامتيازات مربرط به هر سوال ومطابقت دادن آنها بافرضيات تحقيق محاسبات آمارى انجام شد. روش آمارى دراين تحقيق كه بصورت ميدانى صورت گرفته است، استفاده از آزمون T گروه هاى مستقل مى باشد كه باكمك نرم افزارآمارى SPSS انجام شده وميانگين نمرات مربوط به پاسخهاى ارائه شده در دو گروه با يكديگر مقايسه و، بدست آمده درنمودار تعيين و موردتحليل قرار گرفت. فرضيات تحقيق عبارتند از: 1- يين روابط عاطفى خانواده با فرزندان و بزهكارى نوجوانان رابطه وجود دارد. 2- بين وضعيت اقتصادى خانواده و بزهكارى نوجوانان رابطه وجود دارد. 3- بين ميزان اعتقادات و پايبندي اعضاى خانواده به مساثل شرعى و بزهكارى نوجوانان در آن خانواده ارتباط وجود دارد. 4- بين وجود اختلاف و مشاجره در خانواده و بزهكارى نوجوانان ارتباط رجود دارد. 5- بين ميزان استفاده اعضاى خانواده ازمحصولات فرهنگى (كتاب، مجله، روزنامه) با گرايش نوجوانان، به بزهكارى ارتباط وجود دارد. 6- بين ميزان حفظ شخصيت و احترام نوجوان در خانواده با گرايش آنها به بزهكارى ارتباط وجود دارد. 7- بين ميزان تحصيلات پدر و مادر با بزهكارى نوجوانان ارتباط وجود دارد. درفصل دوم كه مربوط به مبانى نظرى وپيشينه تحقيق ميباشد به نظريات تعدادى از دانشمندان وصاجنظران علوم اجتماعى وعلوم تربيتى درخصوص انحرافات اجتماعى وبزهكارى نوجوانان اشاره شده وبرهمين اساس چارچوب نظرى تحقيق وپژوهش كه تلفيقى از نظريات مطرح شده ومرتبط با فرضيات پژوهش ميباشد تعيين گرديده است. همچنين دراين تحقيق به تعدادى از پژوهشهاى بعمل آمده پيرامون موضوع موردنظر درداخل وخارج از كشور اشاره شده است. پس از انجام محاسبات آمارى روى اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه ها، نتايج ذيل بدست آمد. فرضيه هاى اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم و هفتم تاييد كرديد و فرضيه ششم تاييد نگرديده و رد شد. درپايان اين پژوهش پيشنهادات متعددى درارتباط با نتايج بدست آمده وپيشنهادات پژوهشى ارائه گرديده است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: هدف اصلي اين پژوهش بررسي عملكرد خانواده هاي دختران نوجوان بزهكار و غيربزهكار و مقايسه آنها با يكديگر است و سؤال محوري تحقيق اين است كه آيا بين عملكرد خانواده و بزهكاري نوجوانان رابطه وجود دارد. جامعه آماري را دو گروه نوجوانان بزهكار و غيربزهكار تشكيل مي دهند. به دليل حجم كم جامعه نوجوانان بزهكار حجم نمونه به صورت غيراحتمالي بدست آمده است كه تعداد آن 50 نفر از نوجوانان كانون اصلاح و تربيت مي باشند در انتخاب حجم نمونه 50 نفري نوجوانان غيربزهكار از روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي و از مدارس دوره دبيرستان و براي جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه ابزار سنجش خانواده استفاده شده است. يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهد كه بين عملكرد كلي نقشهاي خانوادگي ابراز عواطف تعداد اعضاي خانواده و نحوه سرپرستي در خانواده هاي نوجوانان بزهكار و غيربزهكار تفاوت معني داري وجود دارد و در رابطه با متغير حل مشكل با 1 درصد احتمال خطا مي توان پذيرفت كه بين عملكرد خانواده و بزهكاري نوجوانان رابطه وجود دارد و هر چه سطح عملكرد خانواده پايين باشد احتمال بروز بزهكاري در خانواده بويژه افراد نوجوان زياد است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده