چکیده: پژوهش حاضر که یک تحقیق غیرآزمایشی (توصیفی) از نوع همبستگی است، به بررسی پدیده خشونت در خانوادههای پدر معتاد و رابطه آن با نوع اعتیاد، سابقه جنایی، وضعیت شغلی، سنی و تحصیلی معتادان پرداخته است. بر این اساس تعداد 256 نفر از زنانی که به همراه همسران معتاد خود به مرکز پذیرش و درمان معتادان شهر اصفهان مراجعه کردهاند، به صورت تصادفی برگزیده شدند. برای بررسی پدیده خشونت از پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی خشونت خانوادگی استفاده شده و با توجه به اسمی و فاصلهای بودن مقیاس، دادهها از طریق آزمون مجذور خی و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج نشان داد که در 2/17 درصد خانواده هیچ نوع خشونتی وجود ندارد و در مقابل در کمتر از یک درصد (8/0 درصد) خانوادهها تنها خشونت جسمی، در 2/18 درصد خانوادهها فقط خشونت روانی و در 6/63 درصد خانوادهها هر دو نوع خشونت (جسمی و روانی) وجود دارد. همچنین یافتهها بیانگر آن هستند که بین نوع خشونت و دفعات تکرار خشونت با نوع اعتیاد، سابقه جنایی، وضعیت شغلی و سنی مردان رابطه معنیداری وجود ندارد. اما دفعات تکرار خشونت با تحصیلات مرد رابطه معنادار دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: جامعه مورد بررسی شامل دانشجویان سه دانشگاه تهران، تربیت معلم و تربیت مدرس در چهارده رشته انتخابی بود که جمعاٌ 377 نفر را تشکیل میداند و به عنوان نمونه نیز در نظر گرفته شدند. از این تعداد 119 نفر زن و 258 نفر مرد بودند که 249 نفر در مقطع کارشناسی ارشد و 126 نفر در مقطع دکتری به تحصیل اشتغال داشتند. روش تحقیق توصیفی و ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه میباشد. متغیرهای مستقل این پژوهش جنسیت، دوره تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل دانشجویان و متغیرهای وابسته نیز چگونگی استفاده از کارکردهای اینترنت در سه حوزه استفاده از اینترنت به عنوان ابزار آموزشی، ابزار ارتباطی و ابزار پژوهشی و میزان استفاده از سه کارکرد فوق برحسب ساعتبود. در این پژوهش از روشهای آماری درصد، فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آزمون غیرپارامتریک مجذور کای برای طرحهای دو متغیری استفاده گردید. نتایج نشان میدهدکه بین چگونگی و میزان استفاده از اینترنت به صورت کلی و جنسیت ارتباط وجود دارد و دانشجویان مرد بیشتر از دانشجویان زن از اینترنت بهره بردهاند. در بررسی رابطه بین چگونگی و میزان استفاده از اینترنت به صورت کلی و دوره تحصیلی مشخص گردید، دانشجویان دوره دکتری در مقایسه با دانشجویان دوره کارشناسی ارشد از اینترنت استفاده بیشتری نمودهاند. نتایج بدست آمده در قسمت رابطه بین میزان و چگونگی استفاده از اینترنت به صورت کلی و سه دانشگاه مورد بررسی نشان داد، دانشجویان دانشگاه تهران بیشتر از دانشجویان دو دانشگاه دیگر از اینترنت بهره گرفتهاند. دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس در رتبه دوم و دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در رتبه آخر قرار میگیرند. یافتهها در کل نشان میدهد که پاسخگویان به ترتیب اولویت از اینترنت به عنوان 1-ابزار پژوهشی 2-ابزار آموزشی و 3-ابزار ارتباطی استفاده کردهاند. پیشنهاد میشود درسی برای آموزش اینترنت در بین واحدها گنجانده شود و علاوه بر تقویت کارکرد پژوهشی اینترنت بر روی سایر کارکردها (ارتباطی و آموزشی) نیز تأکید بیشتری شود و همچنین مواردی که در هر سه کارکرد کمتر مورد استفاده قرار گرفتهاند تقویت شود. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: در مورد انگیزه پیشرفت و تصویر روان شناختی آن، نظریهها و تحقیقاتی وجود دارد. نخستین بارمورای، نیاز به پیشرفت را مطرح کرد :،"با دیگران همچشمی کردن و برآنها چیره شدن، بر مشکلات و موانع فایق آمدن، سازمان دادن و متشکل ساختن، اشیاء و افکار بالا بودن قدر خود و ابراز شایستگی و هنرنمایی". بعد از وی، دیویدمک کلهلند، مطالعات و تحقیقات مبسوطی، دراین زمینه انجام داد، و نتیجه گرفت که نیاز به پیشرفت در افراد متفاوت است ، و این نیاز ارتباط تنگاتنگی با رفتار پیشرفت مندانه دارد. اتکینسون، از محققینی است که، انگیزه پیشرفت را با الگوی جدیدی مطرح کرده است . وی انگیزه پیشرفت را، مرکب از دو جزء "امید به موفقیت " و "ترس از شکست " دانست . رفتار پیشرفت مندانه تابع چگونگی جمع این دو جزء است . اتکینسون سعی کردهاست با علایم و روابط ریاضی، نظریه خودش را بیان کند. مقوله انگیزه پیشرفت و ارتباط آن با جنسیت بحث دامنهداری است ، متیتناهورنر، محققی است که بیش از دیگران، دراین زمینه تحقیق کردهاست . وی در تحقیقات خودش به این نتیجه رسید که زنان، به مقدار بیشتری نسبت به مردان ترس از موفقیت را، از خودش نشان میدهند. مطالعات بعدی، نتایج تحقیق هورنر را تایید نکرد. ارتباط بین انگیزه پیشرفت و عزت نفس ، از مباحثی است که، پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص دادهاست . تصور براین است که عزت نفس با انگیزه پیشرفت ارتباط نزدیکی دارد. به منظور آزمون فرضیههای : -1 بین انگیزه پیشرفت و جنسیت دانشآموزان دبیرستانی ارتباط معناداری وجود دارد. -2 بین انگیزه پیشرفت و عزت نفس دانشآموزان دبیرستانی ارتباط معناداری وجود دارد. -3 بین عزت نفس و جنسیت دانشآموزان دبیرستانی ارتباط معناداری وجود دارد. -4 ترتیب تولد برانگیزه پیشرفت دانشآموزان دبیرستانی تاثیر دارد. -5 ترتیب تولد بر عزت نفس دانشآموزان دبیرستانی تاثیر دارد. -6 پایه کلاسی برانگیزه پیشرفت دانشآموزان دبیرستانی تاثیر دارد. نمونهای به حجم 150 نفر با روش نمونهگیری تصادفی خوشهایی انتخاب گردید. نیمی از حجم نمونه دختر، و نیمی دیگر پسر بودند. دو پرسشنامه انگیزه پیشرفت و عزت نفس کوپر اسمیت به دانشآموزان داده شد. پرسشنامه انگیزه پیشرفت ، محقق ساختهاست که بعد لحاظ اعتبار و پایایی بکار گرفتهشد. دادههای جمعآوری شده از طریق روشهای آماری همبستگی، تحلیل واریانس و آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. روشهای همبستگی بکار رفته شامل همبستگی دو رشتهای نقطهای و پیرسون بودند. معناداری نتایج دادهها در سطح 05ˆ0 بررسی شد و نتایج زیر حاصل گشت : فرضیههای شماره 1، 3، 6 رد شدهاست . و فرضیههای 2، 4، 5 تایید شدهاست . در فرضیه شماره 2 ارتباط معنادار بین انگیزه پیشرفت و عزت نفس مطرح شدهاست . با تایید این فرضیه، اهمیت کاربردی آن شایان توجه است . ملاحظات عملی برای سلسله مراتب تولد فرزندان و تاثیر آنها برانگیزه پیشرفت و عزت نفس بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: پژوهش حاضر، با هدف بررسی رابطه بین متغیر مستقل "تحصیلات " و متغیر مستقل "جنس " بر گرایش به متغیر وابسته "سبک رهبری"، در بین جامعه مدیران مدارس متوسط شهرستان تهران اجرا شد. نمونه پژوهش عبارت از یکصد مدیر بود که از یکصد دبیرستان پسرانه و دخترانه از ده منطقه آموزشی -(هر منطقه،ده دبیرستان)- به طور تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش ، جهت تعیین سبک رهبری مدیران از پرسشنامه تعیین سبک رهبری که توسط پالهرسی و کنت بلانچارد در مرکز مطالعات دانشگاه اوهایو تهیه شده بود و دارای "12 موقعیت " و "48 چارهکار" بود استفاده گردید. نتایج آماری بدست آمده نشان میدهد که بین تحصیلات مدیران و گرایش آنها به سبکهای رهبری تفاوت معنیداری وجود داشته و در سطح 0/05 و با احتمال 95 درصد بین "تحصیلات " مدیران و "سبک رهبری" رابطه معنیداری وجود دارد و لذا فرضیه اول را- (که میزان تحصیلات مدیران در گرایش به سبکهای رهبری آمرانه یا آزادمنشانه موثر میداند)- تائید میکند. همچنین نتایج آماری بدست آمده نشان میدهد که بین "جنسیت " مدیران و گرایش آنها به سبکهای رهبری، تفاوت معنیداری وجود نداشته و در سطح 0/05 و با احتمال 95 درصد بین "جنسیت " مدیران و "سبک رهبری" رابطه معنیداری وجود ندارد و به این ترتیب فرضیه دوم را (که تفاوتی بین مدیران زن و مرد در گرایش به سبکهای رهبری آمرانه یا آزادمنشانه قائل نیست)- را تائید میکند. برای سنجش فرضیههای سوم و چهارم نیز آزمون "Z" جهت مقایسه نسبتهای گرایش و تمایل مدیران لیسانس و فوقلیسانس به سبکهای رهبری آزادمنشانه و نیز مدیران دیپلم و فوقدیپلم به سبکهای رهبری آمرانه استفاده گردید که با نتایج آماری که حاصل شده، فرضیههای سوم و چهارم نیز تائید گردید. همچنین با استفاده از جداول توصیفی و تلفیقی، توزیع فراوانی و درصد و درصد تراکمی تعداد مدیران بر حسب تحصیلات و جنسیت در هر "موقعیت " به طور جداگانه بر حسب گرایش به سبکهای رهبری مشخص شده است. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: تهیه و تدوین متون درسی برای آموزش زبان انگلیسی به گونه ای فراگیر با مسائل اجتماعی و سیاسی همچون جنسیت، اختلاف طبقاتی، و تفاوتهای نژادی در ارتباط است چنانکه نگرش دقیق و تفحص در این مسائل می تواند مسیر را برای درک بهتر و بیشتر این مهم هموار سازد.در این تحقیق سعی برآنست تا ارتباط سه گانه میان جنسیت، گرایشهای سیاسی، و کاربرد تاثیر یافته زبان که در کنار هم اجزای لاینفک محیط زبان آموزی را تشکیل می دهند در تهیه و تدوین مطالب و کتابهای دانشگاهی در درس انگلیسی تحقق یابد. براین اساس نخستین اصل در این تحقیق زبان را خنثی و بی طرف نمی پندارد بلکه آن را از شبکه منسجم مناسبات فرهنگی باورهای سیاسی و قوانین آموزشی متاثر می داند که در واقع همان ایدئولوژی حاکم بر جامعه است. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: بررسی مقایسهای هنجارهای جامعه پذیری خانواده و مدرسه و اثرات این دوبر گرایش نوجوانان به هنجارهای اجتماعی موضوعی است که این تحقیق به آن پرداخته است . محقق دراین پژوهش کوشیده است ابتدا هنجارهای اجتماعی خانواده و مدرسه را برگرایش رفتاری نوجوانان به هنجارهای اجتماعی مطالعه نموده وآنگاه تاثیرات خانواده و مدرسه را برگرایش فردبه هنجارهای اجتماعی هم از جهت نوع هنجار و هم از جهت نوع جامعه پذیری از نگاه تحلیلی جامعه شناختی بررسی نماید. نظریههای جامعهشناختی و روانشناختی در ارتباط با جامعه پذیری عوامل و وظایف آنها و همچنین نظریه های جامعهشناختی در زمینه ارزشها و هنجارها و انواع آن به ویژه ارزشها وهنجارهای اجتماعی راهنمای عمل محقق در تمامی مراحل این تحقیق بوده است . محقق از میان هنجارهای اجتماعی مرتبط با خانواده و مدرسه عناصری را برگزیده است که بیشترین نقش را در کنترل آسیبهای اجتماعی متکی به اختلال رابطه ایفا میکنند. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط میان روشهای تربیتی والدین و پایگاههای هویت در نوجوانان شهر تهران با در نظر گرفتن فرضیههای زیر مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است. 1. بین روشهای تربیتی والدین و پایگاههای هویت در نوجوانان رابطه وجود دارد. 2. پایگاههای هویت در دختران از پایگاههای هویت در پسران متفاوت است. 3. روشهای تربیتی که والدین در مورد پسران اعمال میکنند متفاوت از روشهای است که در مورد دختران اعمال میشود. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه هویت شغلی دیلاس (DISI-O) و پرسشنامه محیط خانوادگی شیفر میباشد. جهت بررسی فرضیههای تحقیق 300 دانشآموز دختر و پسر از دوره تحصیلات پیشدانشگاهی از تمامی مناطق آموزش و پرورش تهران بصورت خوشهای تصادفی انتخاب شدند. نتایج حاصله از پژوهش با استفاده از آزمون مجذور کای و t برای گروههای مستقل نشان داد که: 1. رابطه بین روشهای تربیتی والدین (کنترل و محبت) و وضعیتهای هویت در نوجوانان معنادار میباشد. یعنی بین روشهای تربیتی والدین و پایگاههای هویت در نوجوانان رابطه وجود دارد. همچنین با بررسی فراوانی و درصدها در هر یک از وضعیتها مشاهده شد که در مورد وضعیت مغشوش والدین از کنترل پائین و محبت پائین و در مورد وضعیت موفق والدین از محبت بالا و کنترل پایین استفاده میکنند. 2. رابطه بین وضعیتهای هویت و جنسیت معنادار میباشد. یعنی بین وضعیتهای هویت در دختران و پسران تفاوت وجود دارد. با مشاهده فراوانی و درصدها در هر یک از وضعیتها مشاهده شده که در مورد دختران وضعیت هویت زودرس و دیررس و در مورد پسران وضعیت هویت موفق و مغشوش بیشتر دیده میشود. 3. رابطه بین روش تربیتی والدین و جنسیت فرزندان معنادار نمیباشد. یعنی روش تربیتی والدین در مورد دختران و پسران یکسان است. اما با بررسی فراوانی و درصدها در هر یک از روشهای فرزندپروری مشاهده شد که درمورد دختران کنترل بالا و محبت بالا، اما در مورد پسران کنترل پایین و محبت پایین اعمال میشود. 4. فرضیه اکتشافی نشان داد که رابطه بین تحصیلات پدر و کنترل (بالا و پایین) معنادار میباشد. اما رابطه بین تحصیلات مادر و کنترل معنادار نمیباشد. همچنین با بررسی فراوانی و درصدها مشاهده شد که دانشآموزانی که والدین آنها تحصیلات تا ابتدائی داشتند از جانب والدین کنترل و محبت پائین دریافت میکردند و دانشآموزانی که والدین آنها تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتند از جانب والدین کنترل پائین و محبت بالا دریافت میکردند. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده






