چکیده: این پژهش به بررسی رابطه بین نقش جنسیتی و سازگاری زناشوئی دانشجویان متاهل تهرانی پرداخته است .نمونه مورد نظر پژوهش که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند شامل 142 زوج ( 284 نفر ) از دانشجویان متاهل مقطع کارشناسی دانشگاههای الزهرا و تهران است . ابزارهای مورد استفاده در تحقیق شامل پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ ) ، پرسشنامه نقش جنسیتی بم و پرسشنامه نگرش نسبت به کار خانگی (ODL-Q) می باشد و بمنظور تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پژوهش از روشهای آماری آزمون t مستقل ، آمار توصیفی ، ضریب همبستگی و رگرسیون چند متغیری گام به گام استفاده شده است .نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین نقش جنسیتی مردانگی در مردان و سازگاری زناشوئی آنها رابطه منفی و معناداری وجود دارد، و همچنین بین مدت ازدواج و سازگاری زناشویی زوجین ، بین سازگاری زناشویی مردان و سازگاری زناشویی زنان ، بین نگرش زنان به کار خانگی و سازگاری زناشویی زنان و مردان و بین توافق بر کارهای خانگی و سازگاری زناشویی زنان ارتباط معناداری مشاهده شد، ولی یافته های تحقیق ارتباط معناداری بین نقش جنسیتی زنانگی در زنان و سازگاری زناشوئی زوجین و بین توافق برکارهای خانگی و سازگاری زناشویی مردان نشان نداد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: افسردگی یکی از رایج ترین انواع ناراحتی های روانی به خصوص در بین نوجوانان و جوانان است. عوامل متعددی در ایجاد افسردگی نقش ایفا می کنند که یکی از این عوامل خانواده می باشد. پژوهش ها نشان می دهند با افزایش تعارض زناشوئی، عزت نفس کودکان کاهش می یابد. کاهش سطح عزت نفس و احساس حقارتی که در پی دارد، در انواع افسردگی مشترک است. با توجه به مطالب فوق در این پژوهش رابطه بین میزان رضایت زناشویی والدین و افسردگی فرزندان نوجوان آنها مورد بررسی قرار گرفت. 200 نفر دانش آموز (100دختر و 100 پسر) از بین دانش آموزان 4 ناحیه قم که از هر ناحیه یک دبیرستان دخترانه یک دبیرستان پسرانه و از هر دبیرستان تعداد 25 نفر دانش آموز از کلاسهای اول و دوم و سوم به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده و هرکدام به فرم ؟ سئوالی پرسشنامه افسردگی بک ‏‎(BDI)‎‏ که میانگین ضریب اعتبار ان برابر 86/0 است، پاسخ دادند و والدین هر کدام از این دانش آموزان (تعداد والدین 400 نفر) نیز به فرم 47 سئوالی پرسشنامه رضایت زناشویی ‏‎Enrich‎‏ که ضریب اعتبار آن توسط سلیمانیان 95/0 بدست آمده است، جواب دادند. نتایج پژوهش که از طریق روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و آزمون ‏‎t‎‏ بدست آمد نشان می دهد که : 1- بین میزان رضایت زناشویی پدران و میزان افسردگی فرزندان پسر آنها رابطه منفی معنی داری وجود دارد. 2- بین میزان رضایت زناشویی مادران و میزان افسردگی فرزندان پسر آنها رابطه منفی معنی داری وجود دارد. 3- بین میزان رضایت زناشویی پدران و میزان افسردگی فرزندان دختر آنها رابطه منفی معنی داری وجود دارد. 4- بین میزان رضایت زناشویی مادر و میزان افسردگی فرزندان دختر آنها رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی افسردگی فرزندان پسر از روی رضایت زناشویی پدر و مادر آنها نشان می دهد، از مجموع (1/22 درصد) واریانس افسردگی فرزندان پسر، بیشترین سهم (9/21 درصد) مربوط به رضایت زناشویی پدر و کمترین سهم (2/0درصد) مربوط به رضایت زناشویی مادر می باشد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی افسردگی فرزندان دختر از روی رضایت زناشویی پدر و مادر آنها نشان می دهد، از مجموع (8/33 درصد) واریانس افسردگی فرزندان دختر بیشترین سهم (7/31 درصد) مربوط به رضایت زناشویی مادر و کمترین سهم (1/2 درصد) مربوط به رضایت زناشویی پدر می باشد. همچنین بین رضایت زناشویی پدر و رضایت زناشویی مادر رابطه معنی داری وجود دارد و در آزمون ‏‎t‎‏ نیز تفاوت معنی داری بین رضایت زناشویی پدر و زناشویی مادر وجود ندارد. و بین افسردگی دختران و افسردگی پسران نیز تفاوت معنی داری وجود ندارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: در این پژوهش برای سنجش همسازی زناشویی ، ازشکل تجدید نظر شده پرسشنامه رضایت زناشویی استفاده شد. نتایج بیانگر آنست که در گستره دلبستگی همخوانی بین سبکهای دلبستگی زوجین تایید شدتفاوت همسازی زناشویی زوجهای دلبسته ایمن در مقایسه با زوجهای ناایمن در 3 مقیاس از مقیاسهای آزمون همسازی در سطح مشاهده شد ، ولی در 9 مقیاس دیگر، تفاوت بین دو گروه از لحاظ آماری معنی دار نبود. تفاوت همسازی در زوجین ناایمن و زوجهای مختلط (یکی ایمن و دیگری ناایمن) از نظر آماری معنی دار نبود. همسازی زناشویی زوجهای دارای مهارتهای ارتباطی قوی از زوجهای دارای مهارتهای ارتباطی ضعیف ، بیشتر بود و تفاوت بین آنها از نظر آماری معنی دار بود. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه باورهای غیرمنطقی و رضامندی زناشویی در بین خانواده هایی می پردازد که زوجین آنها در دو سطح تحصیلی لیسانس و بالاتر از آن و دیپلم و پایین تر از آن می باشند. هدف کلی پژوهش بر این استوار است که به سوالاتی از این قبیل پاسخ گوید که:1- آیا میزان باورهای غیرمنطقی زوجین تحصیلکرده (لیسانس و بالاتر) با زوجین فاقد تحصیلات عالیه (دیلپم و زیر آن) تفاوت معنی داری دارد؟2- آیا میزان رضامندی زناشویی بین زوجین تحصیلکرده (لیسانس و بالاتر) با زوجین فاقد تحصیلات عالیه تفاوت معنی داری وجود دارد؟به عبارت بهتر آیا سیستم آموزشی کشور توانسته است وجه تمایزی از نظر سلامت فکر و عقاید و تعادل در نگرشها بین افراد تحصیلکرده و غیرتحصیلکرده ایجاد کند؟ و آیا نظام آموزشی در آماده سازی نسل جوان برای زندگی واقعی در برخورد علاقه با مشکلات زندگی، بخصوص زندگی زناشویی موفق بوده است؟در کنار این دو سوال، چند سوال نیز در مورد تعامل باورهای غیرمنطقی و رضامندی زناشویی در زوجین مطرح می گردد که پس از مطالعه و بررسی پیشینه پژوهش، فرضیاتی برای پاسخگویی به این سوالات تدوین گردید. گروه نمونه مورد مطالعه در این پژوهش را 74 زوج از فرهنگیان شاغل در سه منطقه 6، 10 و 11 تهران و کارگران کارخانه های سطح شهر و بیرون شهر تهران تشکیل می دهد که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب گردیدند و سه متغیر کنترل مدت ازدواج، شغل و سطح تحصیلی نیز به شیوه ذیل کنترل شد:1- هر دو زوج شاغل می باشند (شغل دولتی)2- سن ازدواج زوجین بین 10 - 3 سال می باشد. 3- هر دو زوج مورد مطالعه در خانواده از نظر سطح تحصیلی یکسان می باشند. ابزارهای پژوهش را دو پرسشنامه تشکیل می دهند. پرسشنامه نخست، پرسشنامه رضامندی زناشویی ‏‎ENRICH‎‏ می باشد که شامل 115 سوال و 12 مقیاس می باشد که فرم کوتاه شده و 47 سوالی آن توسط سلیمانیان (1373) تهیه شده و پس از تایید اساتید محترم و اعتباریابی (با ضریب 95%) مورد استفاده پژوهش ایشان و سایر پژوهشهای پس از ایشان قرار گرفته است.پرسشنامه دوم تحت عنوان پرسشنامه باورهای غیرمنطقی ‏‎(IBT)‎‏ می باشد که توسط جونز 1968 تهیه و تدوین شده است و شامل 100 سوال و 10 خرده مقیاس می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از اجرای پرسشنامه ها، میانگین نمرات مربوط به باورهای غیرمنطقی و رضامندی زناشویی زوجین محاسبه گردید و با استفاده از روش آزمون ‏‎t‎‏ مستقل و وابسته و آزمون همبستگی و رگرسیون و ‏‎MANOVA‎‏ این میانگینها مورد بررسی قرار گرفتند و معنی داری تفاوت آنها نیز در سطح 5 0/0 و 1 0/0 مشخص و معین گردید. نتایج پژوهش را می توان به شرح ذیل خلاصه نمود.1- بین باورهای غیرمنطقی و رضامندی زناشویی زوجین رابطه معنی دار مشاهده شد. این ارتباط در مقایسهای ‏‎T, FR,HC, EI‎‏ معنی دار و منفی می باشد. 2- بین باورهای غیرمنطقی کلی زنان و مردان تفاوت معنی داری مشاهده نشد اما دو گروه مذکور در مقیاسهای ‏‎EI, AO,PA, D‎‏ تفاوت معنی داری را از خود نشان دادند. 3- بین باورهای غیرمنطقی در دو گروه زوجین با مدرک تحصیلی یکسان و غیریکسان تفاوت معنی دار مشاهده نشد. 4- بین باورهای غیرمنطقی کلی زوجین و سطح تحصیلات آنان رابطه معنی دار مشاهده نشد اما در مقیاس ‏‎EI‎‏ زوجین، مردان و زنان گروه لیسانس به طور معنی داری میزان بیشتری را در این مقیاس نشان دادند. 5- بین رضامندی زناشویی زنان و مردان تفاوت معنی دار نبود.6- بین رضامندی زناشویی زوجین و سطح تحصیلات آنان رابطه معنی دار نبود7- بین رضامندی زناشویی زوجین با سطح تحصیلات یکسان و غیریکسان تفاوت معنی دار مشاهده نشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده : -1 عوامل اقتصادی بر رضامندی زناشویی تاثیر دارد. -2 اعتقادات مذهبی در رضامندی زناشویی نقش موثری دارد. 3 - عامل آداب و سنن اجتماعی نقش مثبت در رضامندی زناشویی دارد. 4 - تحصیلات زوجین در این بررسی به عنوان عامل موثری شناخته نشده و فرضیه رد شد. 5 - ارضای عاطفی زوجین عامل موثری در رضامندی زناشویی دارد. 7 - تفاهم فکری زوجین عامل موثری در رضامندی زناشویی می‌باشد. 8 - مقایسه نگرش سه گروه پزشکان، کارمندان و کارگران در رابطه با تاثیر عوامل فوق در رضامندی زناشویی نشان داد که تنها در دو عامل مذهب و تحصیلات تفاوت معنی‌داری بین سه گروه وجود دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: تحقیق حاضر نشان داد میزان تفکرات غیرمنطقی در افرادی که دارای نارضایتی زناشویی بودند بیشتر از افرادی بود که دارای رضایت زناشویی بودند و آزمون T معنی‌دار بودن تفاوت را در سطح05ˆ0 نشان داد. بنابراین نتایج این تحقیق با اعتقادات آلیس که معتقد است تفکرات غیرمنطقی باعث نارضایتمندی در روابط زن و شوهر می‌گردد همخوانی دارد. تحقیقات متعدد دیگری نیز در این زمینه انجام گرفته و تاثیر تفکرات غیرمنطقی بر نارضایتی زناشویی را مورد تایید قرار داده‌اند از جمله تحقیقات نورمن اپستاین نشان داد سه طبقه از پدیده‌های شناختی که می‌توانند باعث کاهش رضایت زناشویی گردند عبارتند از : 1 - افکار اتوماتیک 2 - انتظار اتفاق حوادث در رابطه 3 - اعتقادات غیر منطقی و غیر واقع بینانه. تحقیقات تروکس و پل نیز باورها و انتظارات غیرواقعی را بعنوان یک عامل شناخته مهم در بروز اختلالات زناشویی مطرح کرده‌اند. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیق حاضر این بود که هیچ گونه تفاوت معنی‌داری را بین میزان تفکرات غیرمنطقی در زنان و مردان نشان نداد، با توجه به اعتقادات عامیانه که معتقدند زنان غیر منطقی‌تر از مردان هستند، این تحقیق هیچگونه تفاوت تفاوت معنی‌داری را در این زمینه نشان نداد و مشخص شد که بین دانشجو معلمنان زن و مرد از نظر میزان تفکرات غیرمنطقی تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. این تحقیق همچنین نشان داد که میزان نارضایتی زناشویی در زنان بیشتر از مردان است . یکی از دلایل این امر شاید محدودیتهای زنان در جامعه ما باشد، البته سگالن می‌نویسد تعدادی از محققان معتقدند که رضامندی زناشویی با تولد فرزندان کاهش می‌یابد و زنان بیش از مردان آنرا احساس می‌کنند و چون آزمودنیهای این تحقیق در دامنه سنی قرار دارند که در مرحله تولد معلمان زن نسبت به دانشجو معلمان مرد همین مسئله تولد و تربیت فرزند می‌باشد، گرچه وینچ هم در این زمینه می‌نویسد یافته‌های مارلو نشان می‌دهد که زنها همیشه در سطح رضایت زناشویی پایین‌تر از مردان هستند. گرچه زنان و مردان در میزان تفکرات غیرمنطقی با یکدیگر تفاوت معنی‌داری نشان ندادند اما در انواع تفکرات غیرمنطقی بین آنها تفاوتهایی مشاهده گردید. در تفکرات نوع AO و DA میانگین نمرات مردان بطور معنی‌داری بیشتر از زنان بوده و در تفکر نوع PA میانگین نمرات زنان بطور معنی‌داری بیشتر از مردان بود و در بقیه، انواع تفکرات غیر منطقی تفاوت معنی‌داری بین زنان و مردان مشاهده نگردید منبع/ مرکزتحقیقات زن و خانواده

چکیده: خانواده به عنوان یکی از عناصر مهم جامعه و نهادی اجتماعی همیشه مورد توجه محققان مسائل اجتماعی بوده است ، بنابراین در تاریخ تحقیقات اجتماعی بویژه تحقیقات مربوط به مسائل خانواده تداوم و از هم گسیختگی ناشی از تضاد در خانواده بخش وسیعی از تحقیقات را به خود اختصاص داده است . ما نیز با الهام از تعاریف زیر و تعاریف دیگری که محققین از تضاد در خانواده ارائه داده‌اند (که بعدا در فصل چهارچوب تئوریک بدان اشاره می‌شود) به بررسی آن پرداختیم. تضاد هنگامی رخ می دهد که چیزی رضایت (Satisfaction) را برای شخصی فراهم کرده در حالیکه همان چیز برای دیگری محرومیت (Deprivation) را بدنبال می‌آورد (Saxton, 1996:391). تضاد میان زوجین وقتی ایجاد می‌شود که یکی از همسران احساس بد و ناامیدکننده‌ای نسبت به همسر دیگر داشته باشد (Kluwer et.al 1997: 636). در این تحقیق ما به بررسی تضاد در خانواده و ابعاد آن (شدت و محتوی تضاد) بویژه در سطح تضاد میان همسران می‌پردازیم. تضاد در خانواده همانند بسیاری از مسائل اجتماعی تحت تاثیر عواملی در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی قرار می‌گیرد که در اینجا ما به بررسی عوامل فردی (که بعضی از عناصر مهم آن عبارتند از تحصیلات زن و شوهر، انحرافات همسر، اعتقاد و تمایل پاسخگویان به طلاق، تمایل زن و شوهر به تجملگرایی، یادگیری ناسازگاری هر دو همسر از والدین، طول مدت ازدواج، اختلاف در مورد رابطه زناشویی، میزان سختی‌ها و حوادث فشارآور در زندگی، میزان رضایت ، میزان انسجام خانواده، شیوه مثبت تعامل و کنش متقابل میان اعضای خانواده، ادراک زنان از تضاد میان آنها و همسرشان، میزان دست یافتن به انتظارات پیش از ازدواج، انتظار زیاد همسران از نقشهای یکدیگر به عنوان همسر، بی‌اعتمادی و شک داشتن همسر نسبت به زن، ارزیابی مثبت از رابطه زوجی در مقایسه با روابط زوجی دیگران، میزان اهمیت به اهداف یکدیگر و کمک به هم در رسیدن به این اهداف ، اختلاف در عقاید مذهبی، دینی و اعتقادی، میزان عدم طرفداری از فرزندان در مقابل آنها) عوامل خانوادگی (که بعضی از عناصر مهم آن عبارتند از پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده، وضعیت تضاد در میان والدین و دخالت خانواده هر یک از همسران) می‌پردازیم. برای بررسی مسئله مورد نظرمان در سطح مناطق 19گانه تهران با 200 خانم خانه‌دار یا شاغلی که همسرشان در قید حیات بوده و در زمان تحقیق با هم زندگی می‌کردند مصاحبه‌ای انجام دادیم. پرسشنامای که مصاحبه‌ها با آن صورت گرفت حاوی 105 سوال بسته و باز برای سنجش متغیرهای مستقل و 15 گویه برای سنجش شدت تضاد در قالب طیف گوتمن و 21 گویه برای سنجش محتوی تضاد در قالب طیف برش قطبین (در مجموع 36 گویه برای سنجش متغیر وابسته) بود. در نهایت میانگین تضاد کل در خانواده که حاصل ترکیب شدت و محتوی تضاد بود 1/041 یعنی تضاد بین کم تا متوسط بدست آمد. مرکز تحقیقات زن و خانواده