پایان نامه ها (500)
چکیده در مطالعه حاضر محتوای کلیه کتب شعر سه تن از برجستهترین شاعران شعر نو به نامهای علی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث متخلص به م. امید و احمد شاملو متخلص به الف. بامداد در ارتباط با سیمای زن در شعر نو مورد مطالعه دقیق قرار گرفته است تا کوششی باشد جهت پاسخگویی به پرسشهای ذیل: 1- تأکید بیشتر این کتب شعر و در کل شعر نو بیشتر بر روی چه مفاهیم و مضامینی است؟ 2- نحوه توزیع مفاهیم و مضامین در کتب شعر شعرای مذکور به چه نحوی است؟ 3- آیا تصویر زن در شعر شعرای مذکور و در کل شعر نو تصویری مثبت است؟ در این تحقیق مطالب کتابهای شعر شعرای مورد نظر براساس چارچوب نظری سطر به سطر مورد بررسی قرار گرفت و کلیه موارد و مضامین آنها به برگهای مخصوص تحقیق (فیش تحقیق) منتقل شد؛ سپس برگهها بر حسب ربط آنها به یکی از عناوین اصلی، تحت عنوان مقوله طبقهبندی گردید. آنگاه مفاهیم و شواهد طبقهبندی شده مربوط به یک مقوله، جدولبندی گردیده و ملفوظات، فراوانی و درصد فراوانی شواهد تعیین شد، و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بدین ترتیب در مجموع تعداد نه مقوله از محتوای کتب شعر مورد نظر مستخرج و مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی واحد محتوا بر حسب موارد مختلف یک مهفوم، یک مضمون، یک مصرع یک مصرع شعری و یا یک عبارات (اصطلاحات شعری) در نظر گرفته شد تا بار ارزشی آنها مورد سنجش قرار گیرد، و براساس معنی طبقهبندی گردند . با طبقهبندیهای مذکور جمعاً تعداد نه مقوله و 39 معرف با فراوانی 569 مورد در سراسر کتب شعر مورد نظر از طریق مجموعاً 35 جدول و 2 نمودار مورد تحلیل آماری قرار گرفت. در نهایت از نتیجهگیری کلی مشخص گردید که سیمای زن در شعر نو سیمای مثبت و والایی میباشد.
چکیده عنوان: بررسی میزان آگاهی نوسوادان زن استان تهران از حقوق فردی و اجتماعی مندرج در قانون اساسی اهداف پژوهش: هدف این پژوهش به این پرسشهاست: 1- آیا آموزشی که نوسوادان در کلاسهای نهضت سوادآموزی تا پایان دوره پنجم ابتدایی میبینند، به افزایش آگاهی و شناخت آنها از حقوق فردی و اجتماعی کمک میکند؟ 2- چه عوامل دیگری به غیر از آموزش سواد در کسب و یا افزایش آگاهی نوسوادان از حقوق فردی و اجتماعی مؤثر است؟ 3- باتوجه به مفاهیم و اهدافی که از سوادآموزی در ذهن دستاندرکاران این امر وجود دارد و با اتخاذ روشها و محتواهای آموزشی موجود، آیا امکان دارد که آموزش سواد به بزرگسالان در ایران بتواند در جهت آگاه کردن آنان نسبت به حقوق فردی و اجتماعی عمل کند؟ اهمیت و ضرورت اجرای پژوهش: اولاً باتوجه به تعاریفی که از آموزش بزرگسالان و سوادآموزی ارائه و در مجامع جهانی پذیرفته شده و اهدافی که برای آن منظور شده است مانند آموزش برای توسعه، آموزش برای احقاق حقوق سیاسی و اجتماعی و این که سواد را نمیتوان از مشارکت جدا کرد و از طرفی مشارکت نیاز به آگاهی دارد، ثانیاً، باتوجه به حقوق قانون اساسی که همه شهروندان یکسان از مواهب آن برخوردارند و این که جهل به این برابری حقوقی، گام اول هر نوع بیعدالتی اجتماعی است و آگاهی از آن، گام اول و لازم جهت احقاق حق و برقراری عدالت اجتماعی است. لزوم انجام پژوهشی که آگاهیهای حاصل از سوادآموزی در زمینه حقوق فردی و اجتماعی را بررسی کند مشخص میشود. فرضیههای پژوهش: الف – فرضیههای مربوط به بررسی میزان آگاهی فرضیه اصلی (1) – تفاوت معناداری بین میزان آگاهی نوسوادان دوره پنجم و نوسوادان دوره مقدماتی در مورد حقوق فردی و اجتماعی وجود ندارد. فرضیه اصلی (2) – تفاوت معناداری بین میزان آگاهی دقیق نوسوادان دوره پنجم و آموزشیاران از حقوق فردی و اجتماعی وجود ندارد. ب – فرضیههای به بررسی عوامل موثر بر آگاهی فرضیه اصلی (3) – شغل نوسوادان بر میزان آگاهی آنان از حقوق فردی و اجتماعی اثر دارد. فرضیه علی (1-3) – نوسوادان کارگر نسبت به نوسوادان خانهدار آگاهی بیشتری از حقوق فردی و اجتماعی دارند. فرضیه اصلی (4) – منطقه سکونت نوسوادان بر میزان آگاهیآنان از حقوق فردی و اجتماعی اثر دارد. فرضیه فرعی (1-4) نوسوادان حاشیه نشین نسبت به نوسوادان روستا نشین آگاهی بیشتری از حقوق فردی و اجتماعی دارند. فرضیه فرعی (2-4) نوسوادان شهرنشین نسبت به نوسوادان روستانشین آگاهی بیشتری از حقوق فردی و اجتماعی دارند. فرضیه اصلی (5) – سطح تحصیلات خانواده نوسوادان بر میزان آگاهی آنان از حقوق فردی و اجتماعی اثر دارد. فرضیه اصلی (6) – وضعیت اقتصادی نوسوادان بر میزان آگاهی آنان از حقوق فردی و اجتماعی اثر دارد. فرضیه اصلی (7) – طبقه اجتماعی نوسوادان بر میزان آگاهی آنان از حقوق فردی و اجتماعی اثر دارد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر روش شبه تجربی است. جامعه آماری پژوهش شامل آموزشیاران و نوسوادان زن دور مقدماتی و پنجم استان تهران میشود. نوسوادان به دو گروه الف و ب تقسیم میشوند. تعداد نمونه ها شامل 31 آموزشیار، 140 نوسواد گروه الف (84 نوسواد دوره مقدماتی و 56 نو سواد دوره پنجم) و 131 نوسواد گروه ب (77 نوسواد دوره مقدماتی و 54 نوسواد دوره پنجم) میباشد. روش نمونهگیری، طبقهبندی چند مرحلهای خوشهای اطلاعات به روش میدانی و به وسیله مصاحبه گردآوری شده و ابزار و الگوی آن پرسشنامه بوده است. در این پژوهش سه گونه پرسشنامه وجود دارد. دو نوع آن اختصاص به نوسوادان دارد. ساختار پرسشنامههای نوسوادان بدینگونه است که حاوی دو قسمت سئوالات مشترک (43 سؤال) و سئوالات ویژه میباشد. در پرسشنامه گروه (الف)، 21 سئوال ویژه و در پرسشنامه گروه (ب)، 24 سئوال ویژه وجود دارد که میزان آگاهی نوسوادان را از حقوق فردی و اجتماعی میسنجد. پرسشنامه آموزشیاران شامل سئوالات اختصاصی آموزشیاران و مجموعه سئوالات ویژه پرسشنامههای گروه (الف) و (ب) میباشد. دادههای به دست آمده از مصاحبه با استفاده از فراوانیها و روش آزمون لامن – ویتنی، آزمون همگونی 2x و آزمون تحلیل لگ خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل دادهها: فرضیه اصلی (1) – باتوجه به نتایج هر دو گروه (الف) و (ب) امکان اظهار نظر قطعی در مورد رد یا پذیرش این فرضیه وجود نداشت. باتوجه به این که میان نوسوادان دوره مقدماتی و پنجم از لحاظ «آگاهی از حق» تفاوتی وجود نداشت، فرضیه در مورد نظر نوسوادان در مورد حقوق فردی و اجتماعی تایید شد. ولی میان نوسوادان دوره مقدماتی و پنجم از لحاظ «آگاهی از قانون» تفاوت وجود داشت بنابراین فرضیه در مورد آگاهی نوسوادان از این که قانون در مورد حقوق یاد شده چه گفته رد شد. فرضیه اصلی (2) باتوجه به نتایج هر دو گروه (الف) و (ب) این فرضیه تایید شد و چنین استنباط شد که افزایش سطح سواد به افزایش آگاهی از حقوق فردی و اجتماعی نمیانجامد. فرضیه اصلی (3) – باتوجه به نتایج گروه (الف) این فرضیه تایید شد. البته شغل نوسوادان بر نظر آنان در مورد حقوق یاد شده اثری نداشت. ولی باتوجه به نتایج گروه (ب) این فرضیه تایید نشد. فرضیه فرعی (1-3) – این فرضیه فقط بر روی سئوالات گروه (ب) مورد بررسی قرار گرفت و در مورد حق آموزش رایگان، حقوق زن و مرد و حقوق زندانیان تایید نشد ولی در مورد حق داشتن مسکن و آزادی احزاب تایید شد. فرضیه اصلی (4) باتوجه به نتایج گروه (الف)، این فرضیه تایید نشد. در مورد گروه (ب) نیز این فرضیه تایید نشد ولی رد هم نشد. زیرا بر میزان آگاهی از حق آموزش رایگان و آزادی احزاب اثر داشته و باتوجه به اهمیت حقوق یاد شده و اثرهای مشاهده شده، امکان نادیده گرفتن متغیر منطقه سکونت وجود نداشت. فرضیه فرعی (1-4) جهت بررسی این فرضیه فقط سئوالان گروه (الف) مورد آزمون قرار گرفت و علیرغم آگاهی بیشتر نوسوادان حاشیهنشین نسبت به روستانشین در مورد حق انجام راهپیمایی فرضیه فوق تایید نشد. فرضیه فرعی (2-4) جهت بررسی این فرضیه فقط سئوالات گروه (الف) مورد آزمون قرار گرفت و علیرغم آگاهی بیشتر نوسودان شهرنشین نسبت به روستانشین در مورد حق انجام راهپیمایی فرضیه فوق تایید نشد. فرضیه اصلی (5) – جهت بررسی این فرضیه فقط سئوالات گروه (الف) مورد آزمون قرار گرفت و براساس جمعبندی نتایج، فرضیه فوق تایید شد. فرضیه اصلی (7) جهت بررسی این فرضیه فقط سئوالات گروه (الف) مورد آزمون قرار گرفت و براساس نتایج، فرضیه فوق تایید نشد ولی رد هم نشد. زیرا هر چند اثر کمی در دو مورد از حقوق دارد ولی به دلیل اهمیت نظر و آگاهی دقیق در بین اجزای آگاهی و باتوجه به اهمیت حق انجام راهپیمایی که از حقوق سیاسی به شمار میرود نمیتوان بسادگی در مورد این فرضیه داوری کرد. به نظر میرسد جهت تبیین بیشتر، لازم است این فرضیه با تأکید بر یکی از حقوق مورد تحقیق و بررسی بیشتری قرار گیرد.
چکیده این تحقیق یک مطالعة توصیفی است که با عنوان «بررسی نگرش معلمان شهر کرمان نسبت به آموزش جنسی و بررسی نظرات آنان در مورد نکات مورد لزوم در آموزش جنسی به نوجوان» انجام گردید. در این تحقیق 400 نفر از معلمان مدارس راهنمایی ناحیه 2 و دبیرستانهای ناحیة 1 به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای پژوهشگر ساخته بود که در سه قسمت تنظیم گردید. بخش اول شامل ویژگیهای فردی؛ بخش دوم شامل 26 عبارت نظرسنج با مقیاس 4 درجهای در زمینة محتوی آموزش جنسی به نوجوانان و بخش سوم شامل 20 عبارت نگرش سنج با مقیاس 5 درجهای لیکرت در زمینة آموزش جنسی به نوجوانان بود که بعد از تعیین روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. به منظور دستیابی به اهداف از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. براساس نتایج تحقیق 83 درصد از معلمان معتقد بودند که «قاعدگی طبیعی، علل، برخورد با آن و مسائل شرعی مربوط به آن» و عبارت «ایدز، علل، روشهای پیشگیری و سرایت آن» به طور کامل به نوجوانان آموزش داده شود و به ترتیب 8/21 و 26 درصد با آموزش «سقط به دختران» و «روشهای پیشگیری از بارداری» به هر دو گروه کاملاً مخالف بودند. در مجموع معلمان مورد مطالعه 7/65% نمرة کل نگرش نسبت به آموزش جنسی را کسب کردند و در مقایسة نگرش معلمان بر حسب ویژگیهای فردی اختلاف معنیداری بین سن و میانگین نمرة نگرش آنان مشاهده گردید (01% P) همچنین در مقایسة نظرات معلمان با ویژگیهای فردی بیشترین اختلاف معنیدار بین عبارتهای (1و2و3و4و6و7و8و12و12و14و15و16و17و18و19و20و23و24و25) و مقطع تدریس آنان مشاهده گردید.
چکیده تبادل نظر میان اندیشمندان و کارشناسان امور جمعیتی، موضوع آموزش امور جنسی در مدارس و دانشگاهها یکی از موضوعات مهمی است که جلب توجه به مسئولین امور جمعیتی بسیاری از کشورهای جهان را در برنامهریزیهای درونگر، به خود معطوف داشته است. نویسنده در پایاننامه حاضر به بررسی سیر آموزش مسائل جنسی در دنیای امروز پرداخته است. اهم مباحث مطرح شد. در پایاننامه، آموزش جنسی، رفتار و تجارب جنسی در فرهنگهای مختلف، رشد روحی جنسی در کودکان و نحوه آموزش مسائل جنسی میباشد. نتایج مطالعات نویسنده نشان میدهد که در جوامع مختلف، یکی از مهمترین علل عدم تطابق جسمانی، فردی و اجتماعی، عدم تطابق عاطفی است. رفتار جوانان و چگونگی برخورد آنان با مسائلی که با عم مسئولیت سنگینی در راهنمایی و کمک جوانان در مورد شناخت مسائل شخصی و اجتماعی آنها و رابطه آن با رشد جنسی و رشد روانی – جنسی به عهده دارند. شخصیت والدین در کودکی میتواند بازتاب کودک را در مورد هم جنس و یا جنس مخالف تغییر دهد و رفتار او را در آینده به همجنس و یا جنس مخالف تغییر دهد به طوری که او را به همجنسگرائی یا بیاعتنایی به مسائل جنسی، وادار کند. تمایلات جنسی دوران بلوغ را میتوان به این صورت تعریف نمود. زندگی جنسی افراد از وقوع بلوغ تا تکامل رشد جسمانی آن که عبارتست از: برجستگی و برآمدگی دستگاه تناسلی، تحریکپذیری نقاط مختلف بدن و تحریکاتی که با انزال خاتمه مییابد و بالاخره تولید مثل. رشد روانی جنسی کودک عبارت است از پیشرفت رشد جنسی و درک مونث و مذکر بودن کودک که ارتباط مستقیم با آموزش دوران کودکی طفل دارد. تئوری اصلی آموزش نقش جنسی عبارت است از: همانند شدن با پدر یا درونگرایی دو جانبه کل شخصیت یا قسمتهایی از شخصیت پدر که در دوران کودکی انجام میگیرد و برای بیان نقش جنسی او در زندگی کودک، موضوع اساسی است. به عبارت دیگر رشد شخصیت در کودک عبارت است از همانند سازیهای پی در پی با نقشهای مشخص و گوناگون پدر. نویسنده در پایاننامه خود اذعان داشته است که در آموزش جنسی، آموزش دهنده در امور جنسی باید به این نکات آگاهی کامل داشته باشد: 1- ساختمان بدن انسان: شامل آناتومی و فیزیولوژی و همچنین نوع توجهی که کودک نسبت به بدن انسان در دروان رشد دارد 2- احساسات: که به طور کلی احساسات به دو دسته مفید و مضر تقسیم میشود که احساسات جنسی معمولاً جزء دسته مضر قرار میگیرند، لذا برای آموزش دهنده ضرورت دارد که از کلیه احساساتی که روی رشد جنسی اثر مستقیم میگذارد آگاهی داشته باشد. 3- نهاد: نهاد به عنوان داور بین وجدان و کشش جنسی، مهمترین نقش را بازی میکند. رشد نهاد 6 ماه پس از تولد کودک شروع شده و در حدود 2سالگی کودک به نهایت قدرت خود میرسد. 4- وجدان: رشد وجدان در کودک مانند رشد نهاد بستگی به رفتار والدین دارد. نویسنده در آخر ذکر کرده که هر برنامه جامع آموزش جنسی باید شامل نکات زیر باشد: رشد بیولوژیکی، سلامت اجتماع، انطباق شخصی، روابط متقابل و بالاخره به وجود آوردن معیارهای اخلاقی. امروزه عقیده بر این است که آموزش جنسی باید از دبستان شروع شده سپس در دبیرستان و بالاخره تا پایدان دانشگاه ادامه یابد.
چکیده موضوع نوشته حاضر از مباحث شایع و رایج علمی سیاسی، در سطح ملی و بینالمللی است. با این که موضوع تقریباً تا یکی دو دهه قبل، به دلایل خاص فرهنگی، تاریخی و شناخته نشدن اهمیت آن، نقش قابل توجهی در میادین علمی فرهنگی نداشته است، اما در عصر حاضر به یکی از پررونقترین دانش روز تبدیل شده است که به دلایل آن در متن اشاره خواهد شد. این مسئله، و این که سؤالاتی زیادی تا هنوز در این موضوع وجود دارد که اذهان عمومی را به خود جلب نموده است؛ سرمنشأ بسیاری از نوشتهها در قالب کتاب و مقاله شده که نوشته حاضر یکی از آن به شمار میرود. این نوشته در سه فصل تدوین گردیده که به ترتیب اهمیت و کاربردشان ذکر و با خاتمه و جمعبندی به پایان میرسد. طرح جوانب جدید و نوپیدا تأمل و تعمق بیشتری میخواهد، که عالمان دینی باید جوابگوی آن باشند. شبهات و سؤاالات ایجاد شده، پیرامون موضوع تحقیق حاضر از یک سو، و تبیین دیدگاه اسلام ناب نسب به آن و جایگاه آن از سوی دیگر، از وظایفی است که فراروی عالمان و اندیشمندان اسلامی قرار گرفته و آنها را به چالش میکشد. مهمترین و اساسیترین سؤال که در این نوشتار مطرح گردیده عبارت است از این که: دیدگاه دین در مورد مشارکت سیاسی زنان چه و مبانی دینی آن کدام است؟ این سؤال به عنوان سؤال اصلی تحقیقمطرح گردیده که کل تحقیق حاضر حول محور آن دور خواهد زد بدین جهت فرضیه یا فرضیههای که میتواند در این نوشتار مطرح باشد از این قرار است: a. باتوجه به این که دیدگاه اسلامی در مورد زن فرانگری بوده به گونهای که احکام آن شامل زن و مرد میگردد این مسأله میتواند مشارکت سیاسی زنان را توجیه نماید. b. دیدگاه اسلام در مورد زن و مرد هم فراجنسی است و هم فراحکمی، چون در اصل انسانیت با هم شریکند. لذا، مشارکت سیاسی زنان در صورتی که آسیبی به اصل کانون خانواده نرساند بلامانع خواهد بود. ضمن این که الگوهای ارزشمندی از صدر اسلام قابل ارائه میباشد. در پایان نتایجی را که از کل نوشتار میتوان استخراج نمود این خواهد بود که: با در نظر داشت مبانی ذکر شده برای مشارکت سیاسی زنان والگوهای قابل ارائه از صدر اسلا و دلائل دیگری که به صورت پراکنده در جای جای این نوشتار به تناسب مطالب آن ذکر گردیده، به نظر میرسد مشارکت سیاسی زنان در صورتی که به اصل کانون خانواده آسیب وارد نساخته، مقام مادری زن را به مخاطره نیانداخته و عفت و پاکدامنی زن مسلمان را تحت تأثیر آن قرار ندهد اشکال نخواهد داشت.






