چکیده در طول تاریخ ایران به ویژه در دوره اسلامی به علت‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و ... زنان تقریباً همیشه در حاشیه بوده‌اند و در عرصه‌های اجتماعی کم‌تر حضور داشته‌اند. گستره ادبیات نیز از این قاعده مستثنا نبوده است و ادبیات کلاسیک فارسی به آثار شاعران و نویسندگان مرد شناخته می‌شود. پایان‌نامه حاضر، بررسی، تحلیل و مقایسه شخصیت زنان در آثار چهار داستان‌نویس معاصر ایران: سیمین دانشور، منیرو روانی‌پور، صادق هدایت و عباس معروفی است. مبنای نظری تحقیق، عمدتاً‌ رویکرد انگلیسی – آمریکایی نقد ادبی فمینیستی است که کارش بررسی تصویر ارائه شده از زن در آثار نویسندگان زن و مرد می‌باشد. روش کار این گونه بوده که شخصیت زنان در آثار نویسندگان مشخص شده، بررسی و مهم‌ترین ویژگی‌های این شخصیت‌ها عنوان‌بندی، توصیف و تحلیل شده‌اند. هدف این پایان‌نامه شناخت دقیق‌تر تصویری است که نویسندگان زن از زنان ارائه می‌دهند و مقایسه آن با تصویر زن در آثار نویسندگان مرد و تحلیل و علت‌یابی نظرگاههای آن نویسندگان نسبت به مسأله زن است. نتایج بررسی‌های نویسنده نشان می‌دهد که آثار چهار داستان‌نویس مورد بحث، با توجه به نحوه ارائه شخصیت زنان در آنها، هماهنگی‌ها و تقابل‌های معنادار با یکدیگر دارند. این هماهنگی‌ها و تقابل‌ها در دسته‌بندی‌های ذیل جای می‌گیرند. آثار سیمین دانشور منیرو در گروه ادبیات زنانه جای دارند. اما مهم‌ترین تفاوتی که در طرح شصخیت زنان در آثار این دو وجود دارد مربوط به دو روشی است که نویسندگان متمایل به فمینیسم در پیش می‌گیرند و آن، اختلاف آنان در نحوه ارائه شخصیت زنان است. دانشور از گروه نویسندگانی است که معتقد به طرح چهره‌های موفق ا زنان است، اما موفق‌ترین داستان کوتاه روانی پدر حول محور مظلومیت و ستمی که بر زنان تحمیل می‌شود، می‌چرخد و وی از این طریق در جست‌وجوی القای تأثیر بر خوانندگان است. وجهه اجتماعی شخصیت زنان در آثار روانی‌پور بیشتر است و آثار او زنانه‌تر از آثار دانشور می‌باشد. 2- زنان در آثار صادق هدایت و عباس حروفی، عنصر اجتماعی موفقی نیستند و به لحاظ این که از خارج از گروه زنان به مسائل آنان می‌نگرند مشترکند. اما به لحاظ سیر تاریخی، معروفی که از متأخرین است خشونت و یکجانبه‌نگری هدایت را ندار و شخصیت زنان آثارش دوست‌داشتی‌اند. اما نکته اساسی این جاست که هرچند زنان آثار معروفی در پیشبرد داستان‌ها نقش اساسی دارند اما دیده می‌شود که شخصیت زنان تنها در سطح رویی این آثار آن هم در طرح و پیشبرد ماجرای عاشقانه داستان حضور دارند. 3- آثار منیرو روانی‌پور و صادق هدایت از این لحاظ که هر دو در طرح شخصیت‌ها موضعی یکجانبه اتخاذ شده به هم شبیه‌اند اما هدایت از زنان عموماً‌ چهره‌ای بسیار منفی نشان می‌دهد و روانی‌پور چهره‌ای عمدتاً مثبت. 4- شخصیت زنان در آثار دانشور و معروفی متعادل‌تر از نویسندگان هم گروهشان مطرح می‌شود اما با این وجود تفاوی عمیق‌ بین آنان است و آن دیدگاه زنانه دانشور و دیدگاه غیر زنانه معروفی می‌باشد. در نهایت، می‌توان گفت در حیطه این تحقیق شخصیت زنان مرح در آثار زنان و مردان، تفاوت‌های بنیادین دارند. مهم‌ترین این تفاوت‌ها خلق زنانی با هویت اجتماعی موفق و مثبت در آثار نویسندگان زن است، چیزی که در آثار مردان به هیچ وجه دیده نمی‌شود.

چکیده تمامی شرایع در گذشته تاریخ و شرایع متأخر بر حرمت زنا اتفاق نظر داشته‌اند و نیز تمدن‌‌های بشری از زمان‌های نخست قبح این دین موضوع را پذیرفته‌اند. حقوق جزا از رحمت عام خداوند بر مردم نشأت می‌گیرد، ولی از آنجا که تجاوز به حقوق مردم را صرفاًً در پرتو تعالیم اخلاقی نمی‌توان از میان برد، و نیز، مصالح عمومی جامعه جز با قانون و عدالت و سلطه و قدرت تامین نمی‌شود؛ بنابراین اعمال قانون جزائی اسلامی امری ضروری است. اجرای حد علاوه بر صیانت جامعه، مجرم را از ارتکاب عمل زشت باز داشته و سبب اصلاح او و عبرت دیگران شده و کفاره گناه او نیز محسوب محسوب می‌شود. همچنین باعث حفظ مصالح عمومی جامعه در پرتو عدالت و امنیت اجتماعی می‌باشد. این پایان‌نامه گامی است در تقریب مذاهب که دارای فوایدی بوده از جمله این که باعث اتحاد و همبستگی مسلمین و رشد و شکوفایی و استحکام فرهنگی می‌گردد. نظرات اهل سنت این پایان‌نامه، ترجمه بخش حدود کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه تالیف عبدالرحمن بن محمد عوض جزیری است که در زمینه تطبیق مذاهب فقهی نوشته شده است. نویسنده در این پایان‌نامه به مطالعه مباحثی همچون اقرار به زنا، شبهات در زنا، شدت شرع در اثبات جرم زنان می‌پردازد. نتایج این مطالعات نشان می‌دهد که از لحاظ کلی میان مذاهب چهارگانه اهل سنت و نظر امامیه، مغایرت زیادی وجود ندارد؛ چون همه، احکام را از قرآن و دستوران نبی گرامی اسلامی اخذ کرده‌اند، مثلاً همه در رجم زنای محصن و تازیانه زدن غیرمحصن اتفاق نظر دارند، یا همه به حرمت لواط معتقدند، همچنین مذاهب خمسه در قطع دست سارق در مرتبه اول سرقت و در قطع ید سارق در مرتبه دوم سرقت اتفاق نظر دارند. اما اختلافی که هست از نحوه تفسیر و برداشت آنان از قرآن و روایات است، مثلاً حنفیه و حنابله و امامیه در اجرای حد زنا، چهار مرتبه اقرار را شرط دانسته‌اند، ولی مالکیه و شافعیه به یک مرتبه اقرار و تمسک به حدیث عسیف کرده‌اند که ذکری از چهار مرتبه اقرار، نشده است. یا گاهی اوقات اختلاف نظرشان از قیاس و استحسان نشأت می‌گیرد مثلاً امامیه و شافعیه و مالکیه و حنابله عقیده دارند که بینة لواط مثل بینة زنا است، ولی حنفیه می‌گویند بینة لواط غیر از بینة زنا است، چون ضرر و جرم لواط از زنا کم‌تر می‌باشد. یا اختلافشان به خاطر اختلاف روایات است که خرقه‌ای، روایت را بر روایتی دیگر ترجیح می‌دهند مثلاً در قطع دست سارق در مرتبه سوم سرقت، امامیه و حنفیه که می‌گویند دست سارق در مرتبه سوم سرقت قطع نمی شود به حدیث حضرت علی (ع) در این زمینه استناد نموده اند. ولی شافعیه و مالکیه می گویند در مرتبه سوم و چهارم سرقت هم عضو سارق قطع می‌شود و استناد به حدیث جابربن عبدالله که پیامبر در مرتبه سوم و چهارم سرقت، حد قطع را بر سارق جاری نمود، کرده‌اند. از این نوع اختلافات زیاد است نویسنده برای نوشتن نظر امامیه، از شرح لمعه تالیف شهید ثانی و شرایع الاسلام تالیف محقق حلی استفاده نموده است.

چکیده این پژوهش یک مطالعه مقایسه‌ای است که به منظور بررسی و مقایسه دلایل پشیمانی زنان و مردان پشیمان از عمل عقیم‌سازی لوله‌‌ای، در ساکنین شهرستان کرمانشاه که در مراکز بهداشتی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه تحت عمل جراح قرار گرفته‌اند، انجام شده است. این پژوهش بر روی 500 نفر (270 زن و 230 مرد عقیم شده لوله‌ای) انجام گردیده و انتخاب نمونه‌ها به صورت تصادفی بوده است. ابزار گردآوری داده‌های در این پژوهش پرسشنامه بوده است که از 3 بخش تشکیل یافته: بخش اول شامل سئوالاتی در مورد مشخصات فردی – خانوادگی، بخش دوم شامل یک سئوال جهت تعیین میزان پشیمانی در زنان و مردان مورد پژوهش و بخش سوم شامل دو سئوال جهت تعیین زمان وقوع و دلایل پشیمانی بوده است. پرسشنامه از طریق انجام مصاحبه با هر یک از شرکت‌کنندگان تکمیل گردید. یافته‌های این پژوهش در 30 جدول خلاصه شده و به منظور دستیابی به نتایج از آمار توصیفی و استنباطی و آزمون‌های کای – دو، فیشر و ضریب توافق چوپروف استفاده شده است. در پاسخ به سئولات پژوهش نتایج نشان می‌دهد که 6/19 درصد زنان و 7/15 درصد مردان عقیم شده لوله‌ای از انجام عمل عقیم‌سازی پشیمان بودند. مهمترین دلایل پشیمانی زنان به ترتیب اولویت عبارت بودند از: نداشتن یا فوت فرزند دختر یا پسر و عوض شدن تصمیم خود یا همسر در مورد تعداد فرزندان (8/52)، عوارض ناشی از عمل (3/28 درصد)، فوت همسر، بروز اختلافات زناشویی و ازدواج مجدد خود یا همسر (9/18 درصد) و مهمترین دلایل پشیمانی مردان پس از عمل عقیم‌سازی به ترتیب اولویت عبارتند از: عوارض ناشی از عمل (3/58 درصد)، نداشتن یا فوت فرزند پسر (25 درصد)، فوت همسر، بروز اختلافات زناشویی و ازدواج مجدد (7/16) نتایج همچنین نشان داد که بین دلایل پشیمانی زنان و مشخصه‌های سن هنگام عقیم‌سازی و جنسی فرزندان ارتباط آماری معنی‌داری وجود ندارد ولی این ارتباط در مورد تعداد فرزندان در قید حیات معنی‌دار است (2% = p 2) برخلاف زنان، بین دلایل پشیمانی مردان پشیمان ومشخصه‌های سن هنگام عقیم‌‌سازی (1% p) و همچنین جنس فرزندان (17% = P2) ارتباط معنی‌داری وجود دارد ولی این ارتباط در مورد تعداد فرزندان در قید حیات معنی‌دار نبوده است. یافته‌های پژوهش نشان دادند که بین دلایل پشیمانی زنان و مردان پشیمان از عمل عقیم‌سازی اختلاف معنی‌داری وجود دارد (2% p و 2 = df و 82/8 = x2 ) در این پژوهش در انتها پیشنهاداتی برای کاربرد یافته‌ها و انجام پژوهش‌های بعدی ارائه شده است با امید به اینکه گامی هر چند کوچک در راه کنترل موالید برداشته شود.

چکیده گفتار زنان در هر جامعه ویژگی‌هایی دارد که آن را از گفتار مردان متمایز می‌سازد. مطالعه تفاوت‌های تلفظّی زنان و مردان فارسی زبان تهرانی نشان می‌دهد که عامل‌های اجتماعی از جمله سن، تحصیلات و به ویژه جنسیت در گفتار و در نتیجه، در تنوع‌های زبانی نقش چشمگیری دارند. الگوی کلی حاکی از آن است که گویشوران مرد تمایل زیادی به کاربرد گونه‌های ناخوشایند اجتماعی دارند در حالی که زنان از کاربرد این گونه‌ها اجتناب می‌کنند و در عوض، تمایل به کاربرد گونه‌های مطلوب‌تر اجتماعی درند. از سوی دیگر پژوهش‌هاب قبلی در زمینه تفاوت‌های گفتاری زنان و مردان نشان داده است که میزان عملکرد ویژگی‌های غیرمعتبر زبانی در گفتار زنان به مراتب کمتر از مردان است. در پژوهش حاضر، تفاوت‌های گفتاری 40 گویشور زن و مرد فارسی زبان تهرانی در زمینه 3 متغیر آوایی (حذف همخوان پایانی، هماهنگی واکه‌ای و افراشتگی واکه)، بررسی گردیده و همبستگی این متغیرهای زبانی با عامل‌های اجتماعی از جمله، جنسیت، سن، تحصیلات و سبک، مورد توجه قرار گرفته است. این بررسی نشان می‌دهد که از میان 3 متغیر زبانی بررسی شده، فقط میزان تظاهر افراشتگی واکه (تبدیل / & / به / e /، که یک ویژگی غیر معتبر در زبان فارسی به شمار می‌آید)، در کلیه سبک‌ها و در همه گروه‌های سنی و تحصیلی مورد تحقیق، بدون استثناء در گفتار زنان به طور نسبی کمتر از مردان است. میزان تظاهر ویژگی هماهنگی واکه‌ای و حذف همخوان‌های پایانی، به طور کلی در گفتار همه افراد مصاحبه شده و به ویژه در سبک‌های غیررسمی، افزایش زیادی را در مقایسه با میزان تظاهر این ویژگی‌ها در بررسی‌های قبلی (جهانگیری 1980 و مدرسی 1987)، نشان می‌دهد.

چکیده طراحی یک ندامتگاه برای ایجاد مرکز اصلاح و تربیت، علاوه بر پژوهش‌های معماری، نیازمند بررسی در روابط پیچیده اجتماعی و بهداشت روانی است. به دین منظور مطالعات اصلی این پروژه در حیطه دو مبحث فوق می‌باشد. در بخش نخست تاریخچه زندان، عوامل جرم‌زا، تاثیر جنسیت بر وقوع جرم و همچنین علل بزهکاری زنان مورد بررسی قرار گرفته، تا بتوان ره‌یافتنی مناسب برای بهینه‌سازی شیوه‌های مطلوب تعلیم و تربیت از نقطه نظر روانشناسی و جامعه‌شناسی به دست آورد. اما با وجود انجام مطالعات و بررسی‌های متعدد به منظور یافتن روش‌های مناسب اصلاحی و تربیتی در جوامع مختلف، هنوز مجازاتی که جایگزین کیفر حبس باشد و مورد قبول صاحب نظران قرار گیرد به تصویب اکثریت آرا نرسیده است. هدف این تحقیقات بررسی مسائل روانشناسی و جامعه‌شناسی و تاریخچه تاثیر کیفرهای متفاوت مانند تادیب، اصلاح و یا محروم نمودن مجرم از حیات اجتماعی است. مسئله مهم این است که آیا اجرای این روش‌ها منجر با ارائه آزادی‌های بیشتر و حمایت مجرمین بازدهی بهتری برای اصلاح آنان خواهد داشت. آیین نامه P.D.B.S حاصل نتایج اولیه تحقیقات در زمینه‌های ذکر شده می‌باشد که از سال 1992 مورد اجرا قرار گرفته است . این اصول به صورت مبانی طراحی و عوامل تعیین کننده معماری زندان، تعیین چگونگی گذراندن دوره محکومیت مطابق با اصول روانشناسی، ایجاد محیطی دوستانه مطرح شده است شایان ذکر است که در بخش دوم (مطالعات فیزیکی) به دلیل کمبود اطلاعات لازم در منابع داخلی (فارسی) ناگزیر متون خاجری اصلی‌ترین ماخذ قرار گرفته است.

چکیده این پژوهش یک مطالعه توصیفی، تحلیلی می‌باشد که به منظور بررسی مشکلات جسمی و روانی زنان مضروب تحت خشونت هسمران انجام گرفته است. تعداد واحدهای مورد پژوهش در این مطالعه 100 نفر می‌باشند و معیار انتخاب، زنان مضروب توسط همسر که از طریق مراجع قضایی به پزشکی قانونی شهر تهران معرفی شده‌اند بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه چک لیست شامل 12 مورد از مشکلات جسمی و پرسشنامه جهت تعیین مشخصات فردی واحدهای پژوهش و همسرانشان، تست استاندارد بک جهت سنجش میزان افسردگی و تست سنجش عزت نفس جهت سنجش آن می‌باشد. یافته‌های این پژوهش در 33 جدول و 4 نمودار آماری خلاصه شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که شایعترین مشکلات جسمی (99 درصد) از واحدها در خشونت‌های خانوادگی، کبودی و کوفتگی می‌باشد، هم چنین (43 درصد) از واحدها دارای افسردگی شدید و 65 درصد آنان نیز فاقد عزت نفس بالا بوده‌اند. در طی تجزیه و تحلیل‌های آماری بین مشخصه‌‌های فردی زنان و همسرانشان با مشکلات جسمی و روانی ارتباطات معنی‌داری مشخص گردید که تأثیر هر یک از متغیرها در خشونت‌های خانوادگی سزاوار پژوهش و مطالعه عمیق‌تری می‌باشد. بر این اساس پیشنهادات جهت پژوهش‌های بعدی بیشتر در رابطه با چگونگی مشخصه‌های فوق و همچنین تأثیر سایر متغیرها متمرکز شده است و سپس کاربرد نتایج و یافته‌های انی پژوهش در یک بعد وسیع اجتماعی – بهداشتی مورد بحث قرار گرفته است.

چکیده زنان که نیمی از جمعیت کشورند، همگام با مردان به اشکال مختلف نقش موثری در رفاه اقتصادی خانواده و جامعه ایفا می‌کنند. زنان روستایی به عنوان یک نیروی عمده دارای نقش چند جانبه‌ای در فعالیت‌های تولیدی و مسئولیت‌های خانوادگی هستند ولی در فرایندهای تصمیم‌گیری در سطوح خانه، و یا روستا نقش چندانی ندارند. نویسنده پایان‌نامه خود را با هدف توصیف میزان و نحوه مشارکت زنان روستایی، و شناخت عوامل و پارامترهای موثر در مشارکت و یا عدم مشارکت زنان روستایی تدوین نمودهاست. از رهگذر شناخت این عوامل زمینه بیشتری برای حضور فعال زنان فراهم شد. و راهنمای موثری در جهت مشارکت بیشتر آنان ‌باشد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش به روش پیمایشی و میدان جمع‌آوری شده است. ولی بر حسب نیاز از روش مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد و مدارک کتابخانه‌ای نیز بهره لازم به عمل آمده است. یافته‌های پژوهش نشان داد مواردی که میزان مشارکت در تصمیم‌گیری‌های امور مربوط به داخل خانه را بیشتر می‌کند عبارتند از: هرچه افراد میانگین سواد خانوارشان بالا باشد، هر اندازه میزان زمین شوهر بیشتر باشد، هر اندازه پایگاه اجتماعی خانواده زن بالاتر باشد، هر اندازه طرز تلقی شوهر نسبت به مذهب سطحی¬تر باشد، هر اندازه باور عمومی نسبت به حضور زنان و دختران در اجتماع مثبت باشد،هر اندازه تعداد اولاد بیشتر باشد، هر اندازه میزان تحصیلات افراد بیشتر باشد، هرچه مسئولیت‌پذیری افراد بیشتر باشد، هر اندازه استفاده از رادیو و تلویزیون بیشتر باشد و هرچه میزان مسافرت افراد بیشتر باشد.