چکیده پژوهش انجام شده یک مطالعه مقایسه‌ایی بوده است که به منظور مقایسه مشخصات فردی و خانوادگی زنان راضی و ناراضی از روابط جنسی خود در زندگی زناشویی که در یکی از دانشگاههای وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شاغل بودند، انجام شده است. در این پژوهش، پرسشنامة تأیید شده، به طور تصادفی توسط 525 نمونه داوطلبانه تکمیل شد. کلیة نمونه‌ها حداقل سواد خواندن و نوشتن بودند، لازم به تأکید است که این نمونه‌ها ازدواج دائمی داشته و از جمعیت سالم که هیچگونه بیماری را عنوان نمی‌کردند، انتخاب شده بودند. از تعداد 525 نمونه، 354 نفر (4/67%) در گروه راضی از روابط جنسی و 171 نفر (6/32%) در گروه ناراضی قرار گرفتند. در این مطالعه، با میزان خطای (5% = a) از آزمون‌های آماری تست تی، کای دو و چوپروف استفاده شده است. نتایج اختلاف معنی‌داری را با 5% p بین رضایت از روابط جنسی در زندگی زناشویی و متغیرهای ذیل نشان داد: سن زوجین، تفاوت سنی بین آنان، طول مدت زندگی مشترک، سطح تحصیلات زوجین، شغل همسر، وجود فرزند زن از ازدواج قبلی در زندگی مشترک، مورد علاقه بودن رضایت همسر از اشتغال نمونه، کلیة علائق و روابط مشترک خانواده و وضعیت اقتصادی خانواده. یافته‌‌های پژوهش، شواهدی را مبنی بر تأثیر مشخصات دموگرافیک زنان و نیز تشابه این مشخصات بین زوجین بر خوشبختی و رضایت از روابط جنسی در زندگی زناشویی، مشخص کرده است. نتایج بیانگر این مهم است که زنان در صورت تطابق با همسرانشان از نظر دموگرافیکی بیشتر ابراز رضایت از روابط جنسی خود نموده‌اند. در این مطالعه بین دو گروه بیشتر مشخصات فردی و خانوادگی متفاوت بودند. تشابه زوجین از نظر این مشخصات و ارتباط آن با رضایت از روابط جنسی، متغیرهای کلیدی برای تفاوت‌های بین دو گروه بودند. این یافته‌ها مبین نیاز به سیستم‌های آموزشی و مشاورة بهداشتی است تا بدین وسیله نیازهای زنان در قبل و بعد از ازدواج بررسی شوند، بنابراین مشاورین به مهارت‌ها و آگاهی و توانایی‌های کافی نیاز دارند تا به مددجویان یاری دهند. در نتیجه، امر و توافق و تطابق در ازدواج، ارتباطی مثبت با رضایت از روابط جنسی دارد، لذا پیشنهاد می‌شود که در مطالعات آینده، بررسی‌های وسیع در تعداد نمونه‌های بیشتری انجام شود. و مطالعه‌ایی مشابه بین آقایان، خانم‌های خانه‌دار و مشکلات عملکردی جنسی و در بین زوجین پیشنهاد می‌شود.

چکیده در این پایان‌نامه ویژگی‌ها و ارزش‌های اخلاقی دو قوم ایرانی و یونانی که در روزگاران کهن در یک سرزمین می‌زیسته‌اند و دارای مشترکاتی یکسان بوده‌اند آنگونه که فردوسی و هومر شرح می‌دهند نقد و بررسی می‌گردد. این اقوام بعدها بر اثر تغییرات آب و هوایی و مشکلات اقتصادی مجبور می‌شوند که موطن اولیه‌شان را رها کنند و به سرزمین‌های جدید مهاجرت نمایند اقوام هند و اروپایی که نیاکان اصلی دو قوم ایرانی و یونانی به شمار می‌آیند در جریان مهاجرتشان به سرزمین‌های جدید مقدار زیادی از آراء و عقاید این مردمان پدیدار گردید. اگر چه اساطیر، مذهب و ادبیات این دو قوم مشترکات اولیة خود را حفظ کرد ولی تفاوت‌هایی نیز در آنها نمایان گشت به نحوی که قوم ایرانی را باید نماینده تفکر شرقی به شمار آورد و یونانیان را نمایندة تفکر غربی. این دو طرز تفکر خود را به شکلی آشکار در حماسه‌های این ملل – شاهنامه الیاد و ادیسه – نمایان ساخته‌اند. قهرمانان شاهنامه مبین روح شرقی‌اند و قهرمانان حماسه‌های یونان مبین روح غربی قهرمانان شاهنامه برای زنده نگهداشتن انسانیت و راستی می‌جنگد. مرگ برای او زیستن جاودانه است. او می‌جنگد تا پاسدار ارزش‌هایی باشد که در پرتو آنها زندگی چهرة واقعی خود را آشکار سازد. بدون وجود این ارزش‌ها زندگی برای قهرمان ایرانی همانند زندگی کردن در لجنزار است. فنا شدن در راه آرمان‌های زندگی برای او هدف نهایی است. اما در حماسه‌های یونانی هدف، زندگی رنگ باختة مادی است. قهرمانان ایلیاد در برابر خشمشان آنقدر ضعیف ترسیم گشته‌اند که هزاران تن را بر سر آن به دیار نیستی می‌فرستند. نقش زنان نیز به همین گونه است. زنان شاهنامه مکمل شخصیت مردان این کتابند و در تمامی صحنه‌ها حضور فعال دارند. در سیاست، جنگ و فداکاری اگر از مردان جلوتر گام برندارند عقب‌تر نیز نیستند. جان بر کف می‌گیرند تا کیان و هستی مردان و سرزمینشان را تضمین کنند. در ایلیاد و ادیسه نیز زنان نقشی مثبت بر عهده گرفته‌اند اما آنها را یا در گوشة قصرها می‌بینیم یا در گریه و زاری بر نعش فرزندان و عزیزانشان. در این دو شاهکار ادبیات جهان، زنان ر گشودن گرههای کور سیاسی نقش بر عهده نمی‌گیرند و نقش دوم یا سوم را بازی می‌کنند. در شاهنامه – گرچه کتاب توصیف شهریاری نیست – شاهان آنگونه توصیف می‌شوند که خود معلم و هدایت گرند. شهر یاران شاهنامه، هر کدامشان پایه‌گذار و بنیان گذار رسم و آیین نو و سودمندند. بر مسیر حق و عدالت حرکت می‌کنند و اندیشة آنها پر از عشق به مردمانشان است. اگر شهریاری از مسیر عدالت به دور رود و راه و رسم بدی را پیشة خود سازد، پهلوانان دست به دست هم می‌دهند تا او را به راه صواب هدایت کنند اما در ایلیاد اینگونه نیست. در این اثر حماسی آگاممنون – شهریار یونانی – آنچنان خیر همسری را پیشة خود ساخت است که حقیقت را نمی‌بیند. او شهریاری است هوسران و خودسر که در برابر مردم خود کوچکترین احساسی مسئولیتی نمی‌کند. او نه تنها هدایتگر مردم نیست بلکه خود نیز نیاز به حامی و هدایتگر دارد.

چکیده به جرأت می‌توان ادعا کرد که کلیة قوانین راجع به زنان که جنبه کیفری داشته و در آنها مجازات پیش‌بینی شده بود، مورد مطالعه و بررسی گرفته و براساس نوع مجازات در یکی از چهار فصل رساله گنجانده شده است. در مباحث مختلف به نقش زن به عنوان مجرم یا مجنی علیها یا اثبات کنندة جرایم پرداختیم و چنان که ملاحظه گردید، دریافتیم که منبع اصلی قانونگذار در تدوین قانون مجازات اسلامی در سال‌های 1361و 1370، قول مشهور فقها و به ویژه قول مرحوم امام خمینی در تحریرالوسیله بوده است. با نگاه اجمالی به مطالب رساله می‌توان اشکال گرفت که در اسلام و قانون مجازات درخصوص جایگاه زنان و مردان در امور کیفری تفاوت‌ها و تبعیضاتی وجود دارد. مثلا قصاص مردی که یک زن را کشته است با دادن نصف دیة کامل به قاتل امکان‌پذیر است و از طرفی در بحث دیات نیز مقرر شده که دیة زن نصف دیة کامل است. در پاسخ به این اشکالات، ضمن جلب توجه اشکال کنندگان به مطالب کتاب ذکر این نکته لازم است که شارع، این تفاوت‌ها و تبعیضات ظاهری را در جای خود به نفع زنان جبران کرده است که نمونه‌های بارز آن مهریه و نفقه می‌باشد. به علاوه در امور کیفری نیز اینگونه تفاوت‌ها همیشه به نفع مردان نیست بلکه در برخی موارد، این تبعیض‌ها به نفع زنان تمام شده است. مثلا زنان جزو عاقله که عهده‌دار پرداخت دیه در جنایت‌های خطای محض هستند، نمی‌باشند.

چکیده این پژوهش چگونگی سیمای زن و مرد را در قوانین خانواده و مجازات اسلامی مطالعه می‌کند و همچنین تفاوت‌ها و تشابهات حقوقی بین زن و مرد را نشان می‌دهد و دیدگاهها و نظرات مختلف را که در رابطه با قوانین و جنسیت هستند مقایسه می‌کند. پرسش آغازین تحقیق عبارت است از: سیمای زن و مرد در دو مجموعه قانون خانواده و مجازات اسلامی چگونه است؟ براساس این پرسش، 7 هدف که مبتنی بر نظریات جامعه‌شناسی و حقوق است، تدوین شد. این اهداف به عنوان اهداف کلی پژوهش معرفی می‌شود. با در نظر گرفتن اهداف پژوهش، سوالات کلی و در نهایت سوالات جزئی طراحی شد و در قالب آنها سیمای زن و مرد در قانون مورد مقایسه و مطالعه قرار گرفت. روش مطالعه در این تحقیق اساساً‌ توصیفی است . لذا با چگونگی امور و نه چرایی آنها سروکار دارد. بنابراین صرفاً به این سوال پاسخ می‌دهد که در اینجا چه می‌گذرد؟... اهداف پژوهش، سوالات کلی و در نهایت سوالات جزئی طراحی شد و در قالب آنها سیمای زن و مرد در قانون مورد مقایسه و مطالعه قرار گرفت. روش مطالعه در این تحقیق اساساً توصیفی است. لذا با چگونگی امور و نه چرایی آنها سروکار دارد. بنابراین صرفاً به این سوال پاسخ می‌دهد که در اینجا چه می‌گذرد؟ ... از اینرو سوال در مورد این که آیا این تفاوت‌های حقوقی بین زن و مرد عادلانه است یا خیر؟ و آیا حاکی از برتری یک جنس و فروتری جنس دیگر است؟ و ... در صلاحیت پژوهش حاضر نیست. دو مجموعه قانون خانواده و مجازات اسلامی که به ترتیب مربوط به حقوق خصوصی و عمومی هستند برای مطالعه انتخاب گردید و به این دلیل که قوانین ارزش برابری ندارند و در نتیجه هم وزن نیستند، انتخاب نمونه و سپس تعمیم نتایج به تمام قوانین نادرست بود. لذا از شیوه تمام‌شماری استفاده شد و کلیه مواد قانونی در دو مجموعه قانون خانواده و مجازات اسلامی با آخرین اصلاحات و چاپ (1379) به عنوان جامعه آماری مورد تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری اطلاعات در مورد چگونگی سیمای زن و مرد در این دو مجموعه قانون، پرسشنامه معکوس که شامل 20 سوال می‌باشد، تدوین شد. و در نهایت با استفاده از فنون آمار توصیفی، اطلاعات جمع‌آوری شده به وسیله نرم‌افزار رایانه SPSS پردازش و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مطالعه نشان می‌دهد که اعطای حق، تحمیل تکلیف و سلب حق در مورد زنان بیشتر از مردان است. مردان بیشتر از زنان در رأس هرم اقتدار قرار گرفته‌اند و قانون گزار هنگامی‌که از زنان و مردان سخن می‌گوید برای مرد اولویت بیشتری نسبت به زن قایل است. همچنین در این دو مجموعه، فاعل مرد بیشتر از فاعل زن است و از طرفی دیگر مفعول زن بیشتر از مفعول مرد است. این متغیرها یعنی اعطای حق خاص به زنان و مردان، تحلیل تکلیف خاص به زنان و مردان، سلب حق از زنان و مردان، قرار گرفتن زنان و مردان در سلسله مراتب اقتدار، جهت نظر قانون گزار نسبت به زنان و مردان، جنس فاعل و جنس مفعول در ارتباط با متغیرهای دیگر نظیر نوع قانون، میزان ابهام ماده قانونی، نقش قاضی در تفسیر قوانین، انعطاف‌پذیری حکم قانون، اصلاح‌شدگی و زمان تصویب ماده قانونی، ماهیت، نوع و شیوه مجازات مورد مطالعه قرار گرفت. که در بسیاری از موارد بین زن و مرد تفاوت وجود دارد. در نهایت بر مبنای یافته‌های پژوهش، پیشنهاداتی ارایه شده است.

چکیده انحرافات اجتماعی به تمامی رفتارهایی اتلاق می‌گردند که با معیارها و ارزش‌های اجتماعی در تضادند. در این پایان نامه به دلیل گستردگی مقوله انحرافات اجتماعی، انحراف اجتماعی روابط جنسی غیرشرعی بین زنان و دختران برگزیده شده است. این پایان‌نامه یک تحقیق پیمایشی روانی – اجتماعی با تاکید بر روش‌های کیفی و تحلیلی می‌باشد. به طور کلی در این تحقیق، جامعه مورد بررسی را خانوارهای ساکن در شهرک شهید بهشتی مشهد تشکیل می دهند که حدود 350 خانوار عرب و مهاجر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می‌باشند. نمونه مورد نظر که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده است، شامل 50 خانوار برای گروه آزمایش و 90 خانوار برای گروه گواه می‌باشد. روش‌های جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه توأم با مصاحبه، مشاهده، مطالعه اسنادی و ... است. هدف کلی پایان‌نامه حاضر، برتری و تحلیل انحراف در جامعه حاشیه‌نشین شهرک شهید بهشتی مشهد و اهداف جزئی آن شامل 1- بررسی منطقه حاشیه نشین شهرک شهید بهشتی مشهد از جهات مختلف جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی 2- شناخت ارتباط بین انحراف اجتماعی با عوامل اقتصادی از قبیل سطح درآمد، نوع شغل افراد و تصور ذهنی درخصوص وضعیت اقتصادی خانوار 3- شناخت ارتباط بین انحراف اجتماعی با عوامل اقتصادی مانند نظارت و کنترل خانواده 4- شناخت ارتباط بین انحراف اجتماعی با عوامل فرهنگی مانند بعد خانوار و 5- ارائه راهبرد در جهت ساماندهی و جلوگیری از تشدید حاشیه‌‌نشینی و پیشگیری از انحرافات اجتماعی می‌باشد. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که مطابق با نظریه کنترل اجتماعی چون عناصر چهارگانه علاقه، تعهد، مشغولیت و ایمان در جوامع حاشیه نشین کم‌تر است؛ بنابراین احتمال کجروی و انحراف افزایش می‌یابد. ضعف در اعتقادات مذهبی از موارد دیگر بروز احتمال انحراف می‌باشد. حضور خرده فرهنگ‌هایی در داخل فرهنگ کلی جامعه، مسأله انحرافات اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به این دلیل که در جوامع حاشیه‌نشین در اثر پیروی از رفتارهای فرهنگی خاص، خود به خود انحراف از برخی هنجارهای قانونی به وجود می‌آید. با توجه به اینکه در جوامع حاشیه‌نشینی خانواده‌ها در فرایندهای جامعه‌پذیری و کنترل اجتماعی خود دارای مشکل هستند و همواره در یک تناقض شدید به سر می‌بردند، بنابراین نخواهند توانست کنترل‌گر اجتماعی خوبی محسوب شوند. به این ترتیب در این نوع جوامع به دلایل شفاف نبودن هنجارها و تناقض شدید میان ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و خانواده‌ها و ... احتمال انحراف افزایش خواهد یافت.

چکیده زنان نیروی عمده برای ایجاد تحول و منبعی بالقوه برای پیشبرد اقتصاد روستا هستند، آنها نیمی از جمعیت جامعه روستایی را تشکیل می‌دهند و نقش مهمی را در توصعه اقتصادی و اجتماعی به عهده دارند. زنان یک سوم نیروی کار جهان را تشکیل می‌دهند و 67 درصد ساعات کار جهان متعلق به آنها است، با این حال آنها همچنان دوسوم از بی‌سوادان جهان را تشکیل می‌دهند، کمتر از یک درصد از دارائی‌های جهان را در اختیار دارند. آنها در اغلب برنامه‌های توسعه که اغلب اروپا مدار و مردانه‌محورهستند مورد غفلت قرار گرفته‌اند و در اکثر پروژه‌های توسعه به آنها فقط به عنوان همسران و مادران خانواده که وابسته به مردان هستند نگریسته شده است. این عدم توجه به سهم بالای زنان در برنامه‌های توسعه مانع جدی در درک فرایند توسعه و درجات مختلف تأثیر توسعه بر زنان می‌باشد و از آنجایی که عدم توجه به زنان در برنامه‌ریزی‌های توسعه منجربه ایجاد خسارات جبران‌ناپذیری می‌شود بنابراین اطلاع از تأثیر برنامه‌های توسعه بر زنان قبل از طرح‌ریزی و اجرای آن لازم و ضروری می‌باشد و هدف کلی این پژوهش بررسی پیامدهای توسعه روستایی برای زنان به منظور تأثیر‌گذاری بر تئوری‌ها و سیاست‌های عمومی توسعه می‌باشد. روش تحقیق این پژوهش روش تحقیق موردی علمی – مقایسه‌ای (casual-comparative case study) می‌باشد. در این پژوهش همچنین ازرهیافت سه بعدی سازی یا Triangulation به منظور افزایش روانی پژوهش استفاده شده است و اطلاعات لازم به استفاده روش‌های مصاحبه ساختارمند، مشاهده مستقیم و مصاحبه عمیق( با بررسی وضعیت زندگی سه زن روستایی فقیر در روستای توسعه یافته، زن روستایی فقیر در روستای توسعه نیافته و زن روستایی غنی در روستای توسعه یافته بوده‌آند) جمع‌آوری گردیده است. این پژوهش در 4 روستا که شامل 2 روستای توسعه یافته و 2 روستای توسعه نیافته از شهرستان اقلید بوده‌اند انجام گرفت است که به منظور مشخص کردن این روستاها از شاخص‌های بهداشتی، عمرانی و تکنولوژیکی و همچنین از روش تاکسونومی عددی، نظرسنجی از کارشناسان صاحب نظر و مشاهده محقق استفاده شده است و سپس بعد از انتخاب این روستاها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک (systematic random sapling) از 191 زن مصاحبه گردیده است. به منظور انجام مشاهده متقیم و مصاحبه عمیق نیز با استفاده از روش نمونه‌گیری تفاوت حداکثر (Maximum Variation Sampling) وضعیت زندگی سه زن مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌های به دست آمده از این پژوهش نشان می‌دهد که توسعه تأثیری بر تحرک زنان، استقال زنان، دارائی‌های زنان، دسترسی زنان به خدمات ترویجی، مشارکت زنان در فعالیت‌های اجتماعی و در فعالیت‌های دامپروری ندارد اما منجر به کاهش مشارکت آنها در فعالیت‌های کشاورزی، افزایش دسترسی آنها به اعتبارات، افزایش سطح شواد آنها و کاهش قدرت تصمیم‌گیریشان در خانواده می‌شود، همچنین توسعه منجر به افزایش شکاف بین کیفیت زندگی زنان اقشار مختلف درآمدی از طریق افزایش مشارکت زنان قشر درآمدی بالا در تولید محصولات خانگی و کاهش مارکت زنان قشر درآمدی پایین در تولید محصولات خانگی می‌شود. در نهایت و باتوجه به یافته‌های به دست آمده از این پژوهش و به دلیل نامناسب بودن رهیافت‌های موجود (نئوکلاسیک – مدرنیزاسیون، (WID و GAD) در زمینه تأثیر توسعه بر زنان رهیافت اصلاح شده GAD با عنوان (IGAD) (Improved Gender and development))

چکیده موضوع پوشش زن یا حجاب، یکی از ارزش‌های اصیل و مسائل روز، عمیق و ریشه‌ای جوامع انسانی و اسلامی و به ویژه جامعه اسلامی ایران است که در عین سادگی، در برگیرنده عظیم‌‌ترین پیامدهای ممکن از لحاظ اجتماعی، فرهنگی، عقیدتی، سیاسی و اقتصادی در جامعه می‌باشد. موضوع پوشش و حجاب زن جزء جنجال‌انگیزترین مسائل مطرح شده امروز می‌باشد که نتیجه آن حداقل ایجاد تردید در ضرورت آن بوده است. نویسنده در این پایان‌نامه به مطالعه مباحثی همچون، فلسفه پوشش در اسلام، فطری بودن پوشش، غریزه جنسی و خودآرایی، صیانت خانواده، حجاب از نظر قرآن و روایات و فتاوی و اهمیت حجاب و عفاف در دیگر ادیان الهی، می‌پردازد. اکنون این حقیقت روشن شده است که حجاب زن، مانع کسب علم و هنر و آزادی زن نیست؛ بلکه زنان با حجاب می‌توانند حقوق خود را به دست آورند. تمدن و تجدد غربی، حجاب را از زن گرفته و در مقابل چیزی که بتواند سعادت، سلامت، عزت و خوشبختی او را تأمین کند به او نداده است. نتایج مطالعات نویسنده روشن می‌سازد که در ادیان الهی همانند دین مقدس اسلام، برای پاکی و عفت مرد و زن ارزش و اهمیت خاصی قائل شده و در آیین و مقررات مربوط به ارتباط، و آداب معاشرت بین زنان و مردان حدود و دستوراتی معین گردیده است؛ تا هرچه بهتر و بیشتر از محرکات و هیجات غریزه جنسی در مرد و زن کم کرده و در نتیجه سلامت و کمال جسمی و روحی را برای نوع بشر به ارمغان آورد. از سوی دیگر ادیان الهی عموماً بر ضد هوسرانی و هواپرستی قیام کرده‌اند؛ تا آن جا که در میان پیروان غالب ادیان، ترک هوسرانی و هواپرستی به صورت تحمل ریاضت‌های شاقه درآمده است. در نهایت، باید گفت که فقط ادیان الهی و آیین‌های نازل شده‌اند از جانب دانای مطلق و حکیم است که قادر به پاسخگویی در زمینه‌های نیاز مادی و معنوی، جسمی و روحی و دنیوی و اخروی همه انسان‌ها در تمام شئون زندگی و در مکان و زمان می‌باشد.