چکیده: این مطالعه به منظور بررسی تاثیر آموزگاران زن بر دانشآموزان پسر دوره ابتدایی در الگویابی جنسیتی آنان انجام گرفتهاست . گروههای شرکت کننده دراین بررسی دو گروه بودند : گروه اول گروهی بودند که حداقل سه سال در دوره ابتدایی آموزگار مرد داشتهاند که تعداد آنها (102 نفر) بودهاست و گروه دوم گروهی بودند که حداقل سه سال در دوره ابتدایی آموزگار زن داشتهاند که تعداد آنها نیز (90 نفر) بودهاست . ضمنا مادران هردوگروه نیز به آزمون پاسخ گفتهاند. که پاسخهای مادران با فرزندان آنها مقایسه شده است . آزمودنیها تماما از طبقه اقتصادی اجتماعی متوسط پائین بودند. برای جمعآوری اطلاعات از آزمون زنانگی هال و هابرستات استفاده گردیده است و به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون معنیدار T استفاده شده است . - یافتههای این مطالعه نشان میدهد : الف - بین نمرات گروه اول و گروه دوم از دانشآموزان از نظر آماری تفاوت معنیداری بدست آمد و اولین فرضیه این تحقیق تایید گردید بدین معنی که دانشآموزانی که حداقل 3 سال در دوره ابتدایی آموزگار زن داشتهاند نسبت به دانشآموزانی که سه سال معلم مرد داشتهاند از خود زنانگی بیشتری نشان دادهاند. ب - بین نمرات گروه اول و گروه دوم مادران دانشآموزان از نظر آماری تفاوت معنیداری بدست آمد و دومین فرضیه این تحقیق نیز تایید گردید. ج- بین نمرات آزمودنیهای دانشآموز و مادران نیز از نظر آماری همبستگی مثبت معنیداری بدست آمد بدین معنی که بین نمرات دانشآموزان و مادران آنها رابطهای معنیدار وجود دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده:این نوشتار به حقوق و تکالیف زن و مرد پس از انعقاد عقد نکاح، هنگام انحلال آن و پس از انحلال زوجیت اختصاص دارد. بررسی این حقوق و تکالیف در زمان جریان عقد نکاح قسمت اول این تحقیق و بیان حقوق و تکالیف زوجین در هنگام انحلال نکاح و پس از آن بخش دوم این تحقیق را شامل می شود. در گفتار ششم فصل اول به بررسی تطبیقی مبتحث فصل در حقوق ایران، مصر و فرانسه اختصاص یافته است. گفتار هفتم از فصل دوم نیز به بررسی تطبیقی آن مباحث در سه کشور یادشده دارد منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: این تحقیق، با تاکید بر خانواده به عنوان مهمترین عامل موثر بر رفتار به بررسی اختلالات رفتاری نوجوانان، با نگرش آنان به خانواده پرداخته است . هدف کلی این تحقیق، نشان دادن رابطه اختلالات رفتاری نوجوانان با نگرش به خانواده است . به منظور رسیدن به این هدف ، ابتدا نگرش نوجوانان دارای اختلاف رفتاری نسبت به خانواده تعیین شد و سپس به مقایسه نگرش به خانواده در نوجوانان دارای اختلال رفتاری، با نوجوانان عادی پرداخته شد پس از آن با تعیین همبستگی بین نگرش به خانواده با اختلالات رفتاری (گسیخته خوبی، سلطهگری، ادوار خویی متهورانه، کولیگری، و غیرمقرراتی بودن، خلق نارس و وابسته)، رابطه دو متغیر با یکدیگر مشخص گردید. جامعه آماری این پژوهش ، دانشآموزان کلاسهای اول دبیرستانهای روزانه مناطق 15، 16، 17، 18 تهران است . از بین این گروه 114 نوجوان دارای اختلال رفتاری بصورت "نمونهگیری تصادفی خوشهای" در سال تحصیلی 72-73 انتخاب شدهاند. با توجه به موضوع تحقیق، (رابطه اختلالات رفتاری با نگرش نسبت به خانواده)، از روش همخوانی یا همبستگی استفاده شده است . ابتدا با استفاده از دو پرسشنامه (بخشی از آزمون 16 عاملی شخصیت کتل و نگرشسنج خانواده) به جمعآوری اطلاعات پرداخته شده است ، پس از جمعآوری اطلاعات ، با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، نما، ضریب همبستگی) اطلاعات بدست آمده، خلاصه و طبقهبندی شد. و با استفاده از آمار استنباطی (آزمونهای معناداربودن ضریب همبستگی و تفاوت میانگینها) به تحقیق در مورد فرضهای تحقیق پرداخته شد: فرض صفر در این تحقیق فقدان رابطه دو متغیر را بیان مینماید. (بین اختلالات رفتاری نوجوانان و نگرش به خانواده رابطه وجود ندارد، (r x.y=0) . فرض تحقیق : بیان میکند که، بین نگرش نوجوانان نسبت به خانواده با اختلالات رفتاری رابطه معکوس وجود دارد. =(r x.y<0) پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات ، کلیه فرضهای تحقیق با اطمینان 95 درصد مورد تائید قرار گرفت : الف - نگرش نوجوانان دارای اختلال رفتاری نسبت به خانواده منفی است . ب - نگرش دختران و پسران دارای اختلال رفتاری به خانواده متفاوت است . ج - بین نگرش نوجوانان دارای اختلال رفتاری به خانواده، با گسیخته خویی، سلطهگری، خلق نارس و وابسته، ادوار خویی متهورانه، کولیگری آنها رابطه معکوس وجود دارد. به عبارتی میتوان گفت که : هرقدر یکی از متغیرها کاهش یابد، متغیر دیگر افزایش مییابد و بالعکس . به طور مثال، هر قدر نگرش به خانواده منفیتر باشد سلطهگری افزایش خواهد یافت و یا هرقدر سلطهگری نوجوانان بیشتر باشد، نگرش آنها نسبت به خانواده منفیتر است . در پایان، با توجه به یافتههای پژوهش ، پیشنهادات اجراییی و پژوهشی برای بهبود کیفیت تحقیقات مشابه ارائه شد، و همچنین توصیههایی به نهادهای تعلیم - تربیت جامعه و اولیاء و مربیان بعمل آمد، از جمله : - همکاری بیشتر وزارتخانهها و نهادهایی که به نوعی در تعلیم - تربیت جامعه شرکت دارند، و توجه بیشتر مسئولین با ارائه برنامههای تربیتی هماهنگ برای پیشگیری از این اختلالات در نوجوانان . - ارتباط بیشتر مربیان و مسئولین مدرسه، با والدین و برقراری واحدهای در انجمن اولیاء و مربیان برای مشاوره خانواده . - توجه بیشتر به برنامه درسی، محتوای کتابهای درسی و توجه به اهداف حیطه عاطفی و اجتماعی کردن نوجوانان با برنامههای تربیتی مناسب در مدارس . - تربیت نیروی انسانی متخصص برای ورود به نظام آموزشی کشور. - بالابردن آگاهی عمومی نسبت به ویژگیهای دوره نوجوانی با استفاده از وسایل ارتباط جمعی . - ایجاد مراکز مشاوره خانواده . استفاده از شیوههای انضباطی مناسب در برخورد با مشکلات نوجوانان در مدارس. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: این پژوهش یک پژوهش بنیادی و کاربردیست که با عنوان ؛بررسی تاثیر تعارضات خانوادگی در بروز نوع اختلالات رفتاری دانش آموزان دختر دوره راهنمایی شهر تهران؛ انجام گردیده و هفت فرضیه را مورد بررسی قرار داده است. هدف کلی این پژوهش این است که تاثیرتعارضات خانوادگی را در بروز نوع اختلالات رفتاری دانش آموزان مشخص کند. ابزار این پژوهش: فرم ثبت مشخصات دانش آموز و والدین، پرسشنامه اختلالات رفتاری کانرزفرم والدین (توسط خسروی 1374 ترجمه و هنجاریابی شده است) و پرسشنامه تعارضات زناشویی (توسط ثنایی 1375 هنجاریابی شده است) می باشد. روش تحقیق علی-مقایسه ای می باشد. در این پژوهش 200 دانش آموز دختر دوره راهنمایی به همراه مادران (جایگزین مادر) در 10 مدرسه مورد بررسی قرار گرفتند. برای انتخاب این افراد از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده است. اطلاعات و داده های بدست آمده به وسیله روش های آماری خود دو، آزمون تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون، به صورت توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، بعد از بررسی اطلاعات و داده های موجود نتایج زیر بدست آمد: شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزانی که تعارضات خانوادگی دارند بیشتر از دانش آموزانی است که تعارضات خانوادگی ندارند. بین تعارضات خانوادگی و افسردگی دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. بین تعارضات خانوادگی و بیش فعالی دانش آموزان رابطه مثبت وجوددادرو بین تعارضات خانوادگی و مشکلات یادگیری دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. بین تعارضات خانوادگی و مشکلات روانی تنی دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. بین تعارضات خانوادگی و پرخاشگری دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: در این تحقیق اثرات مهاجرت تحصیلی در چهار بعد مورد شناسایی قرار می گیرد بعبارت دیگر این آثار در ابعاد اقتصادی (میزان درآمد)، اجتماعی (شبکه روابط اجتماعی)، فرهنگی (پذیرش فرهنگ جامعه دیگر) و حقوقی (احساس عدم تساوی حقوق) بعنوان متغیرهای مستقل مورد مداقه قرار می گیرند در بخش مربوط به متغیر وابسته که تحت عنوان روابط همسران آمده، میزان گرایش و علاقه همسران به یکدیگر یا میزان همدلی آنان مورد توجه قرار می گیرد که در نهایت روابط آنها مورد سنجش قرار می گیرد علاوه بر متغیرهای مذکور متغیرهای دیگر ی که می توان از آنها به عنوان متغیرهای میانی نام برد مورد استفاده قرار گرفتند. در این پژوهش از نظریات مختلف جامعه شناسی نیز استفاده گردید خصوصا از نظریات اندیشمندان دیدگاه کنش متقابل نمادین و برخی تئوریهای مربوط به فرهنگ و ... که در تبیین مسئله از آنها استفاده شد. جمعیت نمونه در این پژوهش شامل دو گروه می شود گروه نخست که مهاجرت یا تغییر محیط اجتماعی فرهنگی را تجربه کرده اند و گروه دوم که این تجربه را نداشته اند شرایط برای کسانی که در دسته نخست قرار می گیرند عبارتند از : حداقل 6 ماه سکونت در خارج از کشور در طی 5 سال گذشته بنابراین با توجه به شرایط بهترین نمونه ای که واجد شرایط بودند و امکان دسترسی به آنان نیز آسانتر می نمود اساتید دانشگاهها بودند که از هر جهت مناسب می نمودند. و اما نتایج نیز آسانتر می نمود اساتید دانشگاهها بودند که از هر جهت مناسب می نمودند. و اما نتایج حاصله از تحقیق بر اساس فرضیات پژوهش به شرح ذیل می باشد : 1- بین متغیر میزان درآمد و گرایش و علاقه همسران به یکدیگر رابطه معنی دار و مثبت وجود دارد. 2- بین گسترده بودن شبکه روابط اجتماعی افراد و میزان گرایش و علاقه آنان به یکدیگر ارتباط وجود ندارد. 3- بین میزان پذیرش فرهنگ جامعه دیگری و گرایش و علاقه همسران به یکدیگر رابطه وجود ندارد. 4- بین احساس عدم تساوی حقوق و میزان گرایش و علاقه همسران به یکدیگر ارتباط معنی دار و مثبت وجود دارد. شایان ذکر است که روابط بین متغیرها در خصوص فرضیات در مورد زنان هیچ رابطه ای وجود نداشت. بعلاوه اینکه فرضیه نخست نیز در مورد زنان مورد سنجش قرار نگرفت. زیرا در این بعد از همسران آنان نظر خواهی شده بود و لزومی به سنجش آن احساس نمی شد. از جمله متغیرهای دیگری که در این پژوهش مورد سنجش قرار گرفتند، عدم پذیرش نقشهای سنتی، مناسبات زندگی زناشویی، مشارکت در امور داخل و خارج از منزل و گذران اوقات فراغت می باشد که هر کدام دارای رابطه ای مثبت و معنی دار با متغیر وابسته بودند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: تصورت قالبی را طرحوارهای منفی درباره گروههای خاص تعریف میکنند. یکی از انواع تصورات قالبی رایج، تصورات قالبی مربوط به جنس میباشد. با توجه به این که ویژگی اساسی دوران نوجوانی، کسب هویت و انتخاب اهداف شغلی آینده است، تصورات قالبی مربوط به جنس میتواند این دوران را تحت تأثیر قرار دهد. هدف نویسنده پایاننامه حاضر، بررسی تصورات قالبی مربوط به جنس در نوجوانان میباشد. جامعه این پژوهش را دانشآموزان دختر و پسر سنین 13 تا 14 ساله مناطق بیستگانه شهر تهران تشکیل میدهند. ابزار تحقیق در این پژوهش، یک مقاله واحد که در نیمی از موارد نویسنده آن زن و در نیمی دیگر از موارد نویسنده آن مرد معرفی شده است، میباشد. یافتههای پژوهش حاکی از این است که دانشآموزان پسر جامعه پژوهش، تعالیای را که نویسنده آن مرد معرفی میشود، در مقایسه با هنگامی که همان مقام به نویسنده زن نسبت داده میشود، متفاوت ارزشیابی نمیکنند. بعلاوه دانشآموزان دختر جامعه پژوهش نیز، مقالهای را که نویسنده آن مرد معرفی میشود، در مقایسه با هنگامی که همان مقاله به نویسنده زن نسبت داده میشود، متفاوت ارزشیابی نمیکنند. در کل میتوان گفت که دانشآموزان دختر و پسر، مقالهای را که نویسنده آن مرد معرفی میشود در مقایسه با هنگامی که همان مقاله به نویسنده زن نسبت داده میشود متفاوت ارزشیابی نمیکنند. به عبارت دیگر آنها تحت تأثیر تصورات قالبی مربوط به جنس واقع نشدهاند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: هدف اصلی تحقیق، بررسی تفاوت های تصویرسای بین شخصیت اصلی (مرد/زن) در تبلیغات تلویزیونی است. هدف دیگر تحقیق، مقایسه تصویرسازی نقش جنسیت در تبلیغات تلویزیونی ایران و ترکیه به منظور شناخت مشابهت ها و تفاوت های تصویرسازی میان دو کشور است. براساس تحقیقات انجام شده در زمینه تصویرسازی نقش جنسیت در تبلیغات تلویزیونی در اکثر کشورهای پیشرفته و در حال توسعه، مدل مورد استفاده برای بررسی تصویرسازی نقش جنسیت براساس سه مشخصه (تبلیغات، جمعیت شناختی و رفتاری/نگرشی) مورد آزمون قرار گرفته است. روش مورد استفاده در تحقیق، پیمایشی ـ توصیفی است که در راستای اجرای تحقیق عمدتا از تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری موردنظر عبارت است از تبلیغات ساعات پربیننده شبکه های اول و سوم که زنان و مردان بزرگسال، شخصیت های اصلی (بازیگران نقش اصلی) آگهی ها را تشکیل دهند. در راستای اندازه گیری متغیرهای تصویرسازی نقش جنسیت در تبلیغات تلویزیونی، مجموعه آگهی های مورد بررسی (نمونه آماری) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و براساس فرم پرسشنامه (دستورالعمل کدگذاری) ارزیابی و کدگذاری شدند. نتایج تحقیق حاکی از ان است که بین شخصیت اصلی مرد/زن در تبلیغات تلویزیونی از جهات مشخصه های فوق تفاوت وجود دارد و تصویرسازی در راستای نقش های سنتی می باشد. به بیان دیگر، زنان در تبلیغات تلویزیونی بیشتر در آگهی محصولات خانگی، داخل خانه، به همره کودکان، جوان، متاهل، غیر شاغل، خانه دار، مصرف کننده محصول، در نقش های وابسته، در ارتباطات خانوادگی و در معرفی محصولاتی با عملکرد بهتر و کیفیتی بالاتر نشان داده می شوند. اکثرا در آگهی ها سخنگو نبوده، بحصی را ارائه نمی دهند و در زمینه هایی با تعداد دو نفر یا کمتر ظاهر می شوند. از سوی دیگر، اکثر شخصیت های اصلی را در تبلیغات مردان تشکیل می دهند. آنان در تبلیغات بیشتر در آگهی خودرو، بیرون از منزل، بعنوان صدای روی تصویر، در زمینه های مردانه/ تنها، میانسال/ مسن، مجرد، شاغل، حرفه ای، سخنگو، کارشناس، در نقش های زینتی، فاقد هرگونه ارتباط، با پاداش لذت، در زمینه هایی با تعداد بیش از پنج نفر تصویرسازی می شوند و اکثر بحث ها (علمی/نظری) توسط آنها ارائه می شود. نتایج مقایسه تبلیغات ایران و ترکیه نشان می دهد اگرچه بطور مشابه در ماهیت تخصیص جنسیت شخصیت اصلی به طبقات کدگذاری تفاوت وجود دارد تصویرسازی در تبلیغات ایران بیشتر در راستای نقش های سنتی جنسیت است. تطبیق تصویرسازی نقش جنسیت با تغییرات نقش های جنسیتی در جامعه این امکان را برای آگهی دهندگان فراهم می آورد تا با استفاده از تصاویر آشناتر برای مخاطب بهتر بوانند پیام شان را منتقل کنند. امید است از این طریق آگهی دهندگان را در تصویرسازی صحیح از نقش جنسیت به جهت اثربخشی بیشتر تبلیغ یاری رسانیم. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده






