چکیده: موضوع رساله حاضر بررسی میزان رعایت هنجارهای سنتی ازدواج و عوامل مؤثر بر آن در سطح فردی است. 340 نفر از دو منطقه امیریه ـ منیریه (بافت سنتی) و شهرک غرب (بافت مدرن) تهران که به صورت نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدهاند جمعیت تحقیق را تشکیل میدهند. مدل تئوریک تحقیق براساس ترکیبی از نظریات پارسونز، وبر، هومنز، ایوان نای، گهلن، بات و... شکل یافته است. یافتههای تحقیق بیانگر این است که میزان پاداش در شهرک غرب رابطه مثبت و شبکه روابط متراکم خانوادگی و عشق در امیریه رابطه منفی با رعایت هنجارهای سنتی ازدواج داشتهاند. گرایش ارزشی فرد و والدین و پیگیری برنامههای تلویزیون نیز در هر دو منطقه رابطه مثبت با رعایت هنجارهای سنتی ازدواج نشان داده است. پیگیری و مطالعه مطبوعات نیز در شهرک غرب رابطه مثبتی با متغیر وابسته داشته است. در خصوص سایر یافتهها رابطه منفی میان میزان تحصیلات پاسخگو در زمان ازدواج و سطح تحصیلات پدر، رابطه مثبت میان منزلت شغلی پدر با رعایت هنجارهای سنتی ازدواج حائز اهمیت است. همچنین پاسخگویان امیریه (بافت سنتی) بیشتر از پاسخگویان شهرک غرب هنجارهای سنتی ازدواج را رعایت کردهاند. هر چه تعداد سالهای ازدواج بیشتر بوده رعایت هنجارهای سنتی ازدواج نیز بیشتر است. در تحیل رگرسیون چند متغیری، ضریب همبستگی هفت متغیر مستقل گرایش ارزشی فرد و والدین، تحصیلات پاسخگو و همسرش در زمان ازدواج، منزلت شغلی پدر، تماشای تلویزیون و سن همسر با متغیر وابسته 637/0 بدست آمده است. R2 تعدیل یافته نیز بیانگر این مطلب است که 387/0 از واریانس رعایت هنجارهای سنتی ازدواج را این هفت متغیر تبیین میکنند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: پدر و مادر دو ركن اساسي خانواده هستند كه با بوجود آوردن محيط امن و سالم رشد رواني فرزندان خود را ميسر مي سازند، لذا عدم حضور هر يك از والدين در خانواده تعادل آن را بر هم زده و آثار سوئي بر رشد طبيعي فرزندان مي گذارد (شين، 1989). طي چند دهه اخير عنوان فقدان پدر توجه بسياري از محققان علوم تربيتي و روان شناسي را به خود جلب كرده است و نتايج تحقيقات اجرا شده در اين زمينه موجب تغيير و اصلاح ديدگاههاي سنتي شده است (بيلر،1971). پترسن (1995) يافته است كه يك خانواده سالم و بهنجار مي تواند آثار مرگ پدر را تحمل كند. در چنين خانوادهاي، عزاداري دوره خاص خود را طي مي كند و افراد آن به بازسازي هويت خود موفق مي شوند(عطاران، باقري، 1370). هترينگتون (1998) طي تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده است كه كلا بيشتر كودكان، تشكيل دوباره خانواده و به صحنه آوردن جانشين پدر را امري فشارزا مي يابند و گروهي از آنها چندان واكنشي نشان نمي دهند در حاليكه گروه ديگر دچار مشكلات رفتاري متوسط يا شديد مي گردند و اگر در سنين نوجواني باشند ممكن است بناي پرخاشگري و ناسازگاري را با مادران بگذارند. بيشتر مطالعات و پژوهشهايي كه ساخت خانواده و مسائل خانواده هاي تك والدي را مورد بررسي قرار داده اند به مسئله ازدواج مادر نيز پرداخته است. يافته هاي تحقيقاتي مختلف در اين زمينه حاكي از آن است كه جانشين پدر (پدرخوانده) مي تواند هم تاثيرات مثبت و هم آثار سوء بر شخصيت فرزندان داشته باشد. امروز جامعه ما با تعداد قابل توجه اي از خانواده ها و نوجواناني مواجه است كه پدر خود را در جنگ از دست داده اند. با توجه به اهميت سلامت روان در دوره نوجواني پژوهش حاضر به بررسي تاثير ازدواج مجدد و يا تك والد بودن همسران شاهد بر سلامت روان نوجوانان آنان پرداخته است. فرضيه تحقيق : نيمرخ روان شناختي (سلامت عمومي) نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند در مقايسه با نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند تفاوت دارد. نمونه مورد مطالعه كه به روش نمونه گيري تصادفي مرحله، شامل 200 نوجوان، 100 (50 دختر و 50 پسر) كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند و 100 (50 دختر و 50 پسر) كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند از دبيرستانهاي شاهد تهران مناطق 1 و 3 و 8 انتخاب شدند. روش تحقيق در اين پژوهش علي مقايسه اي است و ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه سلامت عمومي گلدبرگ مي باشد. به منظور تجزيه و تحليل اطلاعات حاصل از پژوهش از روشهاي آماري، آمار توصيفي آزمون t براي دو گروه مستقل استفاده شده است. در پايان بررسي فرضيه تحقيق نشان داد كه : بين سلامت روان نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند و نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند تفاوت معناداري وجود دارد. بدين معني كه دختران و پسران شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند از سلامت روان بالاتري برخوردارند. البته با توجه به تحقيقات ضد و نقيض داخل و خارج از كشور نتايج اين پژوهش فقط قابل تعميم به جامعه مورد مطالعه است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: در اين تحقيق تلاش گرديد تفاوت بين عملكرد تحصيلي و ناسازگاري اجتماعي دانشآموزاني كه مادرانشان ازدواج مجدد كردهاند و دانشآموزاني كه مادرانشان ازدواج مجدد نكردهاند و همچنين دانشآموزان غيرشاهد، بر اساس متغير جنسيت (پسر و دختر) معلوم گردد. مراحل مختلفي براي انجام اين تحقيق صورت گرفته است كه تفصيلا در پنج فصل گزارش تحقيق آورده شده است . خلاصهء مسائل مطرح شده در هر فصل بدين شرح ميباشد. در فصل اول طرح تحقيق معرفي و ضمن بيان اهداف تحقيق، ضرورت و اهميت آن بيان شده است و نهايتا فرضيههاي تحقيق ارائه شده است . در فصل دوم مباحث نظري و ادبيات موضويع تحقيق و تحقيقات انجام شده در خارج از كشور بطور خلاصه مرور شده است . در فصل سوم، توضيحاتي در ارتباط با شيوههاي تحقيق، نمونه و ابزار و... آورده شده است . روش تحقيق توصيفي است . جامعهء آماري عبارتست از كليه دانشآموزان سالهاي سوم، چهارم، پنجم ابتدائي مدارس شاهد شهرستان مشهد كه در سال تحصيلي 72-73 مشغول تحصيل ميباشند. نمونهء آماري 3 گروه صد نفري و در مجموع 300 نفر آزمودني از هجده مدرسه شاهد دخترانه و پسرانه بود. نمونهها با استفاده از شيوهء نمونهگيري تصادفي سيستماتيك انتخاب شدهاند. وسيله جمعآوري اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته، تست راتر، جهت ارزيابي ناسازگاري اجتماعي و جهت سنجش عملكرد تحصيلي از معدلهاي پايههاي سوم تا پنجم استفاده شده. در تجزيه و تحليل اطلاعات از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شده است در فصل چهارم اطلاعات گردآوري شده توسط نرمافزار spss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتهاند اين عمل بصورت ترسيم جداول، نمودار و تحليل آماري واريانس دو طرفه، آزمون t انجام پذيرفته است . در فصل پنجم نتايج حاصله از تحقيقات و پيشنهادات مورد نظر آورده شده است . پس از انجام تحليلهاي آماري مورد نياز مشخص گرديد كه تفاوت معناداري چه از نظر عملكرد تحصيلي و چه از نظر ناسازگاري اجتماعي بين آزمودنيهاي سه گروه (دانشآموزان غيرشاهد، دانشآموزاني كه مادرانشان ازدواج مجدد كردهاند و دانشآموزاني كه مادرانشان ازدواج مجدد نكردهاند) وجود دارد ولي ميان دخترها و پسرها از نظر اين دو متغير تفاوتي وجود ندارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: تحقيق مذكور در صدد بررسي عوامل موثر بر تفاوت نگرش دو نسل متصل از زنان نسبت به مسئله ازدواج و باروري در شهر شيراز بوده است . روش استفاده شده پيمايشي بوده و اطلاعات توسط 384 پرسشنامه كه در بين گروه سني 20-30 و 50-60 توزيع گرديد ، جمع آوري شده است . نتايج تحقيقات نشان داده است تفاوت معني داري بين نگرش دو نسل نسبت به مسئله مهريه ، ميزان جهيزيه ، مراسم نامزدي ، تجرد، ازدواج با افراد بيگانه ( خارجي ) ، سطح اجتماعي - اقتصادي همسر، قدرت نسبي در خانواده ، و تعداد فرزندان مطلوب وجوددارد . به طور كلي ، تفاوت معني داري بين نگرش دو نسل نسبت به مسئله ازدواج و باروري وجود دارد . در اين مطالعه تاثير بعضي عوامل مانند : وضعيت تاهل ، وضعيت اشتغال ، ميزان تحصيل . ميزان درآمد خانوار ، ميزان استفاده از وسايل ارتباط جمعي ، بعد خانوار، سطح اعتقادات مذهبي، منطقه سكونت ، ميزان دسترسي به كالاهاي مدرن ، و سنت احترام به والدين بر تفاوت نگرش دو نسل نسبت به مسئله ازدواج و باروري سنجيده شد . نتايج تحليل چند متغيره نشان داده است ميزان استفاده بيشتر از وسايل ارتباط جمعي ، ميزان اشتغال پايين ، سطح پايين سواد به ترتيب تغيير نگرش بيشتري را نسبت به ازدواج باعث شده اند . در خصوص باروري ، ميزان استفاده بيشتر از وسايل ارتباط جمعي ، سطح بالاي سواد ، و سطح پايين اعتقادات مذهبي سبب تغيير نگرش بيشتري نسبت به باروري شده اند . منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: از آزمون فرضيههاي تحقيق نتايج زير بدست آمده است . -1 بين نگرش به ازدواج در دختران و پسران تفاوت معنيدار وجود ندارد. -2 بين عامل G (فرامن قوي - فرامن ضعيف) و نگرش به ازدواج در دختران همبستگي مثبت وجود دارد. -3 بين عامل N(زيركي - سادگي) و نگرش به ازدواج در پسران همبستگي منفي وجود دارد. -4 بين عامل N(زيركي - سادگي) و نگرش به ازدواج در دختران همبستگي منفي وجود دارد. -5 بين عامل O(بياعتماد- اعتمادكننده) و نگرش به ازدواج در دختران همبستگي منفي وجود دارد. -6 بين عامل Q1(بنيادگرا- محافظهكار) و نگرش به ازدواج در پسران همبستگي منفي وجود دارد. -7 بين عامل Q2 (خودبسنده - وابسته) و نگرش به ازدواج در پسران همبستگي منفي وجود دارد. -8 بين عامل Q4(تنيده - آرام) و نگرش به ازدواج در دختران همبستگي منفي وجود دارد. -9 در عامل B(تفكر انتزاعي - تفكر عيني) دختران به قطب تفكر انتزاعي نزديكتر از پسران هستند. -10 در عامل E (سلطهگري - سلطهپذيري) دختران به قطب سلطهپذيري و پسران به قطب سلطهگري نزديكند. -11 در عامل F(برونگرائي - درونگرايي) دختران به قطب درونگرايي و پسران به قطب برونگرائي نزديكند. -12 در عامل G (فرامن قوي - فرامن ضعيف) دختران به قطب فرامن قوي و پسران به قطب فرامن ضعيف نزديكند. -13 در عامل I(حساسيت هيجاني - سخت و خشن) دختران به قطب حساسيت هيجاني و پسران به قطب خشونت نزديكند. -14 در عامل M(تخيلي - عمگرا) دختران به قطب عملگرايي و پسران به قطب تخيلي و كوليگري نزديكند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: هدف از اين تحقيق بررسي تاثير پايگاه اقتصادي - اجتماعي دختران تحصيلكرده شاغل در سن تاخيري ازدواج بر نگرش آنها در مورد همسر ميباشد. اين تحقيق به صورت پيمايشي صورت گرفته و تعداد 400 نفر از دختران تحصيلكرده در سن تاخيري ازدواج كه در تمامي ادارات و دستگاههاي تابع نظام بودجه استاني مشغول به كار ميباشد را دربرميگيرد. دادهها با استفاده از پرسشنامه و در بهار1377 گردآوري شدهاند. پايگاه اقتصادي - اجتماعي دختران در اين تحقيق در دو بعد پايگاه اقتصادي - اجتماعي محول و محقق مورد ارزيابي قرار گرفت . جهت تحليل دادهها از روش آماري تحليل پراكنش استفاده گرديده است . نتايج حاصل نشان ميدهد كه شاخصهاي پايگاه اقتصادي - اجتماعي محقق پاسخگويان (ميزان سواد، درآمد و منزلت شغلي) با نگرش آنها در مورد همسان همسري رابطه معنيداري داشته و با افزايش سواد، درآمد و منزلت شغلي آنان انتظارات آنها در مورد همسران آيندهاشان نيز بيشتر ميگردد. همچنين از ميان شاخصهاي پايگاه محول با پاسخگويان، تنها سن آنها با نگرش آنها در مورد همسان همسري رابطه معنيدار دارند. اما ارتباط اين متغير با نگرش آنها در مورد همسان همسري منفي است و با افزايش سن پاسخگويان نمره همسان همسري آنها كاهش مييابد و اين بدان معني است كه با افزايش سن پاسخگويان انتظارات آنها از همسران آيندهشان كاهش يافته و معيارهاي آنان براي انتخاب همسر تا حد زيادي داراي حالت متعادل و تعديل يافته ميباشد. شايد عدم ارتباط پايگاه اقتصادي - اجتماعي محول پاسخگويان با نگرشي آنها در مورد همسان همسري به اين دليل باشد كه شخصيت دختران در سن بالاتر از 25 سال كه شاغل بوده و از تحصيلات نسبتا بالايي نيز برخوردار هستند، شكل گرفته شده ميباشد. و وابسته به سطح سواد والدين و نوع شغل آنها و ميزان درآمد والدين نميباشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: مطالعه حاضر به بررسي تاثير زمينههاي اقتصادي - اجتماعي بر شيوهء همسرگزيني در ميان دانشجويان دانشگاه شيراز در سال تحصيلي 1374-1375 ميپردازد. تعداد 492 نفر از دانشجويان متاهل با استفاده از نمونهگيري طبقهاي نامتناسب و نمونهگيري خوشهاي از ميان دانشجويان متاهل دانشگاه انتخاب و با استفاده از روش پيمايش مورد مطالعه قرار گرفتند. دادههاي جمعآوري شده از نمونه فوق به لحاظ آماري در دو سطح دومتغيره و چندمتغيره مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و همچنين اولويتهاي انتخاب همسر در بين آنان نيز مطالعه گرديد. نتايج نشان داد كه در بين مردان "معيارهاي مذهبي مشترك " بالاترين و "دارا بودن مسكن مستقل توسط همسر آينده" پايينترين اولويت را به خود اختصاص دادهاند. در بين زنان پاسخگو بالاترين اولويت "اخلاق و رفتارخوش " و پائينترين آن "فرزندآوري همسر آينده" ميباشد. پاسخهاي حاصله نشان از آن داشت كه در بين زنان و مردان هيچ يك از ويژگيهاي انتخابي از درجه و امتياز مساوي برخوردار نبودند. در تجزيه و تحليل دومتغيره و چندمتغيره، دومتغير وابسته به همسان همسري سني و تحصيلي مورد آزمون قرار گرفتند كه نتايج حاصله نشانگر آن بود كه متغيرهاي جنسيت ، سن، محل سكونت پيش از ازدواج، مرحله ازدواج، تفاوت سني پاسخگويان با همسرانشان، ميزان تحصيلات مادر، خويشاوندي پيش از ازدواج زوجين و پايگاه اقتصادي و اجتماعي پاسخگويان با متغير وابسته همسان همسري تحصيلي در سطح بيش از 95 درصد رابطه معنيدار دارند. نتايج موجود همچنين نشاندهنده آن هستند كه بين متغير وابسته همسان همسري سني متغيرهاي مستقل مرحله ازدواج زوجين، مقطع تحصيلي پاسخگو، ميزان تحصيلات مادر پاسخگو، خويشاوندي پيش از ازدواج زوجين و قوميت واحد زوجين در سطح بيش از 95 درصد رابطه معنيداري موجود ميباشد. در تجزيه تحليل رگرسيوني مشخص گرديد كه متغيرهاي مستقل خويشاوندي پيش از ازدواج زوجين و سكونت پاسخگو در مناطق روستايي(بهنگام ازدواج) بيشترين رابطه با همسان همسري سني زوجين دارا هستند. همچنين دادههاي بدست آمده حاكي از آن بود كه متغيرهاي خويشاوندي پيش از ازدواج زوجين، درآمد دانشجو، سكونت دانشجو در مناطق شهري به هنگام ازدواج، ازدواج زوجين، وابستگي دانشجو به قوم كرد، تفاوت سني والدين دانشجو و وابستگي دانشجو به قوم فارس بيشترين رابطه را با همسان همسري تحصيلي داشتهاند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده






