پایان نامه ها (500)
چکیده بحث حقوق زنان چندیست در ایران مطرح، و باعث موضعگیریهای متفاوت با انگیزههای گوناگون شده است. در این رابطه افراد صاحب نظر و غیر صاحبنظر، از دیدگاه خود راجع به این موضوع و مواد قانونی را مورد بررسی قرار دادهاند. همین مسأله باعث میشود که با آلوده کردن جو جامعه، بحثهای حقوق زن از طریق عادی خود خارج شود و به انحراف کشیده شود. مطرح شدن کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و بحث الحاق ایران به آن، لزوم بررسی این کنوانسیون و مقایسه آن با حقوق ایران را ضروری مینماید و این پایاننامه، به طور جزئی به مسائل مالی بین زوجین میپردازد. نتایج این مطالعه حاکی از این میباشد که قانون ایران با کنوانسیون در زمینه امور مالی، در تمام موارد مطابقت ندارند و تنها در بعضی موارد با هم مطابق هستند از جمله این موارد حق مالکیت، حق اشتغال و حق ارث است. در مورادی علیرغم این که در اصل حق تساوی بین زن و مرد در حقوق ایران مانند کنوانسیون وجود دارد ولی از لحاظ کیفیت برخورداری از این حق بین زن و مرد تفاوت وجود دارد مثل حق ارث، که در قوانین ایران سهمالارث مرد دو برابر زن است. در بعضی موارد در حقوق ایران، زن دارای حقوق مالی میباشد که مرد از آنها برخوردار نیست مثل حق مهر. در حقوق ایران در تکالیف مالی بین زن و شوهر، تساوی وجود ندارد، یعنی در این زمینه قوانین ایران مغایر مفاد کنوانسیون در مورد مسئولیتهای مالی زوجین میباشد. از جمله این تکالیف که بر دوش مرد گذاشته شده، نفقه زن و فرزندان میباشد. در مورد حقوق اسلام عقیده بر این است که روابط مالی زوجین را نمیتوان تک تک و منقطع از سایر امور مالی، مورد قضاوت قرار داد؛ بلکه در زمین روابط خانوادگی علیالخصوص حقوق و تکالیف زوجین باید حقوق آن دو را در ارتباط کامل با یکدیگر و به عنوان یک نظام یک پارچه مورد بررسی قرار داد تا بتوان به نتیجه صحیح دست یافت. در زمینه مالی به طور قطع حقوق ایران به نفع زن میباشد، چرا که تکلیف مالی زن در این نظام صغر و تکالیف مرد بسیار است. در حقوق اسلام و به تبع آن حقوق ایران، در بررسی مسائل مربوط به خانواده، به وضوح میتوان دریافت که در روابط خانوادگی به مسائل روانی انسان نیز توجه شده است. در نهایت، با توجه به این که تساوی از جمیع جهات بین زن و مرد مستلزم نادیده گرفتن عواطف و روحیات زن و نیز نادیده انگاشتن تفاوتهای جسمی زن و مرد است، در نتیجه این تساوی باعث تحمیل موارد شاق و غیر متناسب با ظرافت، زیبایی و فیالجمله طبیعت زن میشود. بنابراین مقررات کنوانسیون نمیتواند حقوق واقعی زن را مورد حمایت قرار بدهد.
چکیده اشتغال زنان از جمله مسائلی است که هرچه زمان میگذرد بیشتر در جامعه مطرح میشود و با رشد بیسابقه تعداد زنان تحصیل کرده و افزایش سطح تحصیلی آنان، این مسأله بیشتر جلب نظر میکند. در پایاننامه حاضر سعی شده تا به برخی از مسائل جامعهشناختی زنان از جمله بررسی فعالیت آنان، موانع مشارکت، ارتباط اشتغال زنان با توسعه و تمهیدات جهانی در زمینه اشتغال زنان پرداخته شود. روش کار در این پایاننامه، بررسی نظرات و دیدگاههای متفاوت به روش کتابخانهای و تحقیق میدانی در زمینه تاثیرات اشتغال زنان با استفاده از پرسشنامه بوده است. جامعه آماری، شامل زنان شاغل متأهل میباشد که 150 نفر از آنان انتخاب شدند. نتایج برخاسته از این بررسی نشان میدهد که نوع شغل میتواند بر سه متغیر نزدیکی به فرزند، رابطه زن با دیگران و اولویت به خانواده، تأثیرگذار باشد. ساعات کار، بر رابطه مادر و فرزند و میزان ارتباط با دیگران تاثیر منفی میگذارد. در عوض، با افزایش میزان ساعات کار زن در هفته، قدرت تصمیمگیری وی در خانواده بیشتر میشود. هرچه علاقه زن به کار بیشتر میشود، احساس گناه و ناراحتی از نبود در خانه و در کنار فرزندان کمتر میشود. از طرفی افزایش درآمد، قدرت تصمیمگیری زن را در خانه افزایش میدهد. و باعث رضایت بیشتر زن از زندگی زناشویی میگردد. تحصیلات زن باعث افزایش رابطه نزدیکی با فرزند میشود ولی بر روی رابطه با همسر تاثیر منفی دارد. هرچه سن زن شاغل بالاتر میرود، اشتغال او به صورت امری جا افتاده مطرح میشود. از سویی هر اندازه رضایت مرد از کار زن بیشتر شود رابطه زن با فرزند و با دیگران بهبود مییابد. و با افزایش سن فرزند، مادر نسبت به خانه و نگهداری از فرزند دغدغه کمتری دارد. همانگونه که بررسی شد اشتغال زنان از ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه و نظام شخصیتی خود زنان تاثیر میپذیرد. اشتغال مادر به خودی خود نمیتواند عامل مشکلات رفتاری در فرزندان و یا بروز مسائلی در محیط خانه شود. اصل مهم این است که مادر، چه خانهدار و چه شاغل، باید از زندگی خود لذت ببرد و این موضوع است که بر خشنودی اعضا و ثبات و سازگاری در محیط خانه تاثیر میگذارد. در صورتی که کار برای مادر فشارآور باشد و به جای احساس شایستگی، کمال و افتخار، موجب ناخرسندی او گردد، میتواند بروز مشکلاتی را در رابطه با همسر و فرزندان و یا ارتباطات اجتماعی وی سبب شود.
چکیده زنان که نیمی از جمعیت کشورند، همگام با مردان به اشکال مختلف نقش موثری در رفاه اقتصادی خانواده و جامعه ایفا میکنند. زنان روستایی به عنوان یک نیروی عمده دارای نقش چند جانبهای در فعالیتهای تولیدی و مسئولیتهای خانوادگی هستند ولی در فرایندهای تصمیمگیری در سطوح خانه، و یا روستا نقش چندانی ندارند. نویسنده پایاننامه خود را با هدف توصیف میزان و نحوه مشارکت زنان روستایی، و شناخت عوامل و پارامترهای موثر در مشارکت و یا عدم مشارکت زنان روستایی تدوین نمودهاست. از رهگذر شناخت این عوامل زمینه بیشتری برای حضور فعال زنان فراهم شد. و راهنمای موثری در جهت مشارکت بیشتر آنان باشد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش به روش پیمایشی و میدان جمعآوری شده است. ولی بر حسب نیاز از روش مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد و مدارک کتابخانهای نیز بهره لازم به عمل آمده است. یافتههای پژوهش نشان داد مواردی که میزان مشارکت در تصمیمگیریهای امور مربوط به داخل خانه را بیشتر میکند عبارتند از: هرچه افراد میانگین سواد خانوارشان بالا باشد، هر اندازه میزان زمین شوهر بیشتر باشد، هر اندازه پایگاه اجتماعی خانواده زن بالاتر باشد، هر اندازه طرز تلقی شوهر نسبت به مذهب سطحی¬تر باشد، هر اندازه باور عمومی نسبت به حضور زنان و دختران در اجتماع مثبت باشد،هر اندازه تعداد اولاد بیشتر باشد، هر اندازه میزان تحصیلات افراد بیشتر باشد، هرچه مسئولیتپذیری افراد بیشتر باشد، هر اندازه استفاده از رادیو و تلویزیون بیشتر باشد و هرچه میزان مسافرت افراد بیشتر باشد.
بررسی مشکلات جسمی و روانی زنان مضروب تحت خشونت همسران مراجعه کننده به پزشکی قانونی شهر تهران در 1375
چکیده این پژوهش یک مطالعه توصیفی، تحلیلی میباشد که به منظور بررسی مشکلات جسمی و روانی زنان مضروب تحت خشونت هسمران انجام گرفته است. تعداد واحدهای مورد پژوهش در این مطالعه 100 نفر میباشند و معیار انتخاب، زنان مضروب توسط همسر که از طریق مراجع قضایی به پزشکی قانونی شهر تهران معرفی شدهاند بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه چک لیست شامل 12 مورد از مشکلات جسمی و پرسشنامه جهت تعیین مشخصات فردی واحدهای پژوهش و همسرانشان، تست استاندارد بک جهت سنجش میزان افسردگی و تست سنجش عزت نفس جهت سنجش آن میباشد. یافتههای این پژوهش در 33 جدول و 4 نمودار آماری خلاصه شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که شایعترین مشکلات جسمی (99 درصد) از واحدها در خشونتهای خانوادگی، کبودی و کوفتگی میباشد، هم چنین (43 درصد) از واحدها دارای افسردگی شدید و 65 درصد آنان نیز فاقد عزت نفس بالا بودهاند. در طی تجزیه و تحلیلهای آماری بین مشخصههای فردی زنان و همسرانشان با مشکلات جسمی و روانی ارتباطات معنیداری مشخص گردید که تأثیر هر یک از متغیرها در خشونتهای خانوادگی سزاوار پژوهش و مطالعه عمیقتری میباشد. بر این اساس پیشنهادات جهت پژوهشهای بعدی بیشتر در رابطه با چگونگی مشخصههای فوق و همچنین تأثیر سایر متغیرها متمرکز شده است و سپس کاربرد نتایج و یافتههای انی پژوهش در یک بعد وسیع اجتماعی – بهداشتی مورد بحث قرار گرفته است.
چکیده طراحی یک ندامتگاه برای ایجاد مرکز اصلاح و تربیت، علاوه بر پژوهشهای معماری، نیازمند بررسی در روابط پیچیده اجتماعی و بهداشت روانی است. به دین منظور مطالعات اصلی این پروژه در حیطه دو مبحث فوق میباشد. در بخش نخست تاریخچه زندان، عوامل جرمزا، تاثیر جنسیت بر وقوع جرم و همچنین علل بزهکاری زنان مورد بررسی قرار گرفته، تا بتوان رهیافتنی مناسب برای بهینهسازی شیوههای مطلوب تعلیم و تربیت از نقطه نظر روانشناسی و جامعهشناسی به دست آورد. اما با وجود انجام مطالعات و بررسیهای متعدد به منظور یافتن روشهای مناسب اصلاحی و تربیتی در جوامع مختلف، هنوز مجازاتی که جایگزین کیفر حبس باشد و مورد قبول صاحب نظران قرار گیرد به تصویب اکثریت آرا نرسیده است. هدف این تحقیقات بررسی مسائل روانشناسی و جامعهشناسی و تاریخچه تاثیر کیفرهای متفاوت مانند تادیب، اصلاح و یا محروم نمودن مجرم از حیات اجتماعی است. مسئله مهم این است که آیا اجرای این روشها منجر با ارائه آزادیهای بیشتر و حمایت مجرمین بازدهی بهتری برای اصلاح آنان خواهد داشت. آیین نامه P.D.B.S حاصل نتایج اولیه تحقیقات در زمینههای ذکر شده میباشد که از سال 1992 مورد اجرا قرار گرفته است . این اصول به صورت مبانی طراحی و عوامل تعیین کننده معماری زندان، تعیین چگونگی گذراندن دوره محکومیت مطابق با اصول روانشناسی، ایجاد محیطی دوستانه مطرح شده است شایان ذکر است که در بخش دوم (مطالعات فیزیکی) به دلیل کمبود اطلاعات لازم در منابع داخلی (فارسی) ناگزیر متون خاجری اصلیترین ماخذ قرار گرفته است.






