پایان نامه ها (500)
چکیده: این پژوهش با هدف بررسی رابطه الگوی ارتباط زناشویی دبیران و باورهای منطقی آنها انجام گرفت . دو پرسشنامه الگوهای ارتباط زناشویی و باورهای غیر منطقی ، توسط 171 نفر از دبیران دبیرستان که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند ، تکمیل و بررسی شد . نتایج نشان داد که بین الگوی ارتباط سازنده متقابل و باورهای غیر منطقی دبیران رابطه منفی معناداری وجود دارد . اما همبستگی بین سایر الگوهای ارتباط زناشویی و باورهای غیر منطقی مثبت و معنادار بود . همچنین یافته ها نشان داد مردان دبیری که الگوی غالب ارتباط زناشویی آنها یکی از الگوهای ارتباط سازنده متقابل ، ارتباط مرد توقع / زن کناره گیر و یا زن توقع / مرد کناره گیر است در مقایسه با زنان دبیران که از این الگوها در ارتباط با همسرشان استفاده می کنند ، منطقی تر هستند . در الگوی های ارتباط اجتناب متقابل و توقع / کناره گیری ، تفاوت معنا داری بین باورهای غیر منطقی زنان و مردان بدست نیامد. مبنع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: هدف این پژوهش بررسی جامعهشناختی عوامل اقتصادی، اجتماعی مؤثر بر نگرش زنان نسبت به نابرابری جنسیتی میباشد که به شیوه پیمایشی انجام شده است. دادههای پژوهش از طریق پرسشنامه و از یک نمونه 384 نفری از زنان 54ـ25 ساله شهر شیراز در تابستان 1383 گردآوری شده است. در این پژوهش برای تبیین نگرش زنان نسبت به نابرابریهای جنسیتی از نظریه تضاد و منابع و مدل نظری کالینز استفاده شده است و نگرش نسبت به نابرابریهای جنسیتی در بعد نابرابری در حوزه مشارکت اجتماعی، اشتغال و بازار کار، خانواده و همچنین قوانین حقوقی و مدنی و کلیشههای جنسیتی رایج مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق دو متغیره (آزمون تی، تحلیل واریانس و رگرسیون ساده) نشان میدهد که رابطه معنیداری بین متغیرهای میزان تحصیلات زنان، وضعیت اشتغال ـ نوع شغل زنان ـ میزان تحصیلات پدر و مادر، نوع شغل پدر وضعیت اشتغال مادر، تحصیلات شوهر و نوع شغل و درآمد شوهر، و درآمد والدین با متغیر وابسته وجود دارد. در حالیکه بین متغیرهای سن، وضعیت تأهل، قومیت، با متغیر نگرش زنان نسبت به نابرابریهای جنسیتی رابطه معنیداری وجود ندارد. نتایج رگرسیون چند متغیره به روش مرحله به مرحله، نشان میدهد که متغیرهای میزان تحصیلات زنان تحصیلات مادر، وضعیت اشتغال زنان و نوع شغل «یا به عبارتی مشاغل معلمی و کارمندی» متغیرهایی هستند که به ترتیب رگرسیون چند متغیره شدهاند و مجموع 9/57 درصد از مرحله اول تا مرحله پنجم وارد معادله تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمودهاند منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: هدف از تحقیق حاضر حاضر بررسی جهتگیری هدف و رابطه آن با منزلت اجتماعی، جنسیت و پیشرفت تحصیلی در دانشآموزان پایه سوم متوسطه بود. برای نیل به این امر 331 دانشآموزان (174 دختر و 157 پسر) از 6 مدرسه ناحیه 2 آموزش و پرورش شهرستان شیراز به صورت نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای اندازهگیری جهتگیری هدف در دانشآموزان از مقیاس انگیزش تحصیلی (مک اینرنی، هینکلی، وان اتن و داوسون، 1998) استفاده شد. این مقیاس دارای دو زیر مقیاس با عناوین "موفقیت در مورد خود" و "موفقیت در مورد دیگران"میباشد. هر کدام از این زیر مقیاسها سه بعدی جهتگیری تسلط، عملکرد و اجتماعی را اندازه میگیرند. نتایج این تحقیق شان داد که بین زیر مقیاس "موفقیت در مورد خود" و موفقیت در مورد دیگران" همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد. همچنین، اجرایآزمون t غیرمستقل تفاوت معنیداری را در ابعاد جهتگیری تسلط و عملکرد در دو زیر مقیاس "خود" و دیگران نشان داد (P<0/001). محاسبه تحلیل واریانس برای اندازهگیری مکرر نشان داد که دانشآموزان بطور عمده، دارای جهتگیری مبتنی بر "تسلط" بودند. در رابطه با سئوال سوم تحقیق، نتایج حاکی از آن بود که بین جهتگیری هدف و منزلت اجتماعی دانشآموزان، فقط در بعد عملکرد در زیر مقیاس "خود" تفاوت معنیدار است (P<0/001). در ابعاد دیگر در هیچکدام از زیر مقیاسها تفاوت معنیدار نبود. آزمون تعقیبی توکی (TUKEY) نشان داد که معنیدار بودن تفاوت ، بین طبقات شغلی (x 2/02)8 و (x 2/48) بوده است (P<0/01). طبقه 8 شامل پزشکان و دندانپزشکان و ... است . همچنین طبقه 5 مربوط به هنرپیشه سینما، واعظ دینی، کتابدار، خبرنگار و .. میباشد. همچنین در پژوهش حاضر بین پیشرفت تحصیلی دانشآموزان و جهتگیری هدف در آنان همبستگی معنیداری مشاهده نشد. و بالاخره اینکه نتایج حاصل از بررسی رابطه بین جنسیت (دختر و پسر بودن) دانشآموزان با جهتگیری هدف در آنها تفاوت معنیداری را در بعد "تسلط" در زیر مقیاس "خود" نشان داد (P<0/001). سرانجام با عنایت به پژوهشهای گذشته یافتهها مورد بحث قرار گرفتند و در پایان به ذکر پیشنهادهای علمی و کاربردی تحقیق و نیز محدودیتهای پژوهش در این حیطه و پیشنهادات پرداخته شد. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: بدون شک در تمام جنگها، تنها قشری که حتی بیشتر از نظامیان آسیبدیده است، زنان و کودکان بودهاند؛ چون دشمن همیشه سعی میکند که از طریق فشار بر جمعیت غیرنظامی، طرف مقابل را تسلیم خواستههای خود کند. هدف پایاننامه حاضر بررسی وضع زنان و کودکان در درگیریهای مسلحانه و موضع حقوق بشر دوستانه در قبال این افراد میباشد. موضوعات مهم مورد بحث در این پایاننامه شامل موارد ذیل میباشد: حقوق بشر دوستانه و تفاوت آن با حقوق بشر، ویژگیها، اصول و قواعد این رشته حقوق، زمینههای وقوع جنایت علیه زنان در مناقشات مسلحانه، آثار و پیامدهای جنگ نسبت به زنان و کودکان، تاریخچه حقوق بشردوستانه از ابتدا تا جنگ جهانی دوم و سپس تا دهه 1990 و تحولات این دهه، حقوق بشر دوستانه اسلام، قوانین بشر دوستانه ژنو و نقصان این قوانین در حمایت کامل از زنان، وضع زنان در زمان محاصره نظامی، شرکت مستقیم کودکان در درگیریهای مسلحانه و آثار و پیامد ورود کودکان در جنگ، و در نهایت، مسائل مربوط به کودکان پناهنده و آواره و لزوم حمایت همه جانبه بینالملی از این کودکان، یافتههای برخاسته از این برررسی حاکی است که تاکنون نقش زنان در صحنه بینالمللی و کنفرانسهای دیپلماتیک ضعف بوده است. بهتر است که نقش زنان در مجامع و کنفرانسهای بینالمللی افزایش یافته و حداقل زنان نیز همسطح مردان در مجامع بیناللملی و تصویب اسناد حقوقی حضور داشته باشند. حقوق بینالملل برای اجرای حقوق بشر دوستانه، راهکارهایی در قوانین بینالمللی بهویژه در قوانین ژنو ارائه نموده است. یکی از اصولی که تمام نظامهای حقوقی پایبندی خود را به آن اعلام نمودهاند، اصل وفای به عهد است، که این اصل، بهترین تضمین برای اعمال حقوق بشر دوستانه میباشد. موضوع دیگری که میتواند اجرای حقوق بشر دوستانه را تضمین نماید، اقدامات اجرایی مندرج در ماده 80 پروتکل اول 1977 میباشد. نویسنده در پایان این توصیه را ضروری دانسته که دولتها هر چه زودتر اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری (1988) رم را جهت تصویب به قوه مقننه و یا مقام صلاحتیدار تقدیم کنند تا حد نصاب لازم جهت تأسیس و آغاز فعالیت این دادگاه فراهم شود. تاسیس این دادگاه میتواند نقش مؤثری در تعقیب و محاکمه جنایتکاران داشته باشد. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: مسأله ازدواج با اتباع بیگانه یکی از مباحث عمده مربوط به حقوق بینالملل خصوصی است که در زندگی بینالمللی افراد و اشخاص رخ میدهد. موضوع پایاننامه حاضر، ازدواج ایرانیان با اتباع بیگانه میباشد. نویسنده در این پایاننامه بیان میدارد که امروزه ایران مواجه با ازدواجهایی است که نه میتواند آنها را ابطال کند و نه اعلام اعتبار آنها را فعلاً به صلاح و مصلحت جامعه خویش میداند. نویسنده در پایاننامه حاضر که در دو بخش تهیه شده است، قوانین و مقررات اعم از قانون، تصویبنامهها، آییننامهها و... مورد بررسی قرار داده و مسائل علمی و مربوط به موضوع را نیز در کنار آنها بررسی مینماید. وی تلاش نموده گوشهای از ابعاد حقوقی و اجتماعی این مسأله مهم جامعه را روشن سازد. و از سوی دیگر با توجه به این که موضوع پایاننامه یک موضوع عام است، مسأله ازدواج اتباع ایران با بیگانگان را بطور عام مورد بحث و تحلیل قرار میدهد. تحقیق حاضر یک مطالعه تطبیقی است؛ به طوری که موضوع ازدواج اتباع ایران با بیگانگان هم از دیدگاه حقوق موضوعه و قوانین مدون داخلی و خارجی و هم از دیدگاه حقوق سنتی و فقه اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. برخی از مهمترین نتایجی که نویسنده در پایاننامه خود ذکر نموده است، بدین شرحاند: این گونه ازدواجها را نمیشود ممنوع کرد؛ لذا همیشه نظارت و کنترل دولت و مراجع قانونی و ذیربط بر این گونه ازدواجها ضروری و اجتناب ناپذیر است. در ارتباط با مفهوم تابعیت و بیگانه، میتوان ذکر نمود که بیگانه در حقوق موضوعه و فقه اسلام، ملاکهای متمایز از یکدیگر دارند. بطوریکه در حقوق موضوعه، ملاک اصلی تمایز بیگانه از غیر بیگانه، تابعیت است و تابعیت براساس ملاکهای خاک، خون و یا ترکیبی از این دو حاصل میشود. در حالیکه، مسأله تابعیت در نظام حقوقی اسلام، بر مبنای ارزش مذهب و اعتقاد میباشد و عضویت در جامعه سیاسی اسلام، در پرتو تحقق یکی از دو شرط اسلامپذیری و پیمانپذیری است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده






