پایان نامه ها

پایان نامه ها (500)

چکیده: این پژوهش یک پژوهش بنیادی و کاربردیست که با عنوان ؛بررسی تاثیر تعارضات خانوادگی در بروز نوع اختلالات رفتاری دانش آموزان دختر دوره راهنمایی شهر تهران؛ انجام گردیده و هفت فرضیه را مورد بررسی قرار داده است. هدف کلی این پژوهش این است که تاثیرتعارضات خانوادگی را در بروز نوع اختلالات رفتاری دانش آموزان مشخص کند. ابزار این پژوهش: فرم ثبت مشخصات دانش آموز و والدین، پرسشنامه اختلالات رفتاری کانرزفرم والدین (توسط خسروی 1374 ترجمه و هنجاریابی شده است) و پرسشنامه تعارضات زناشویی (توسط ثنایی 1375 هنجاریابی شده است) می باشد. روش تحقیق علی-مقایسه ای می باشد. در این پژوهش 200 دانش آموز دختر دوره راهنمایی به همراه مادران (جایگزین مادر) در 10 مدرسه مورد بررسی قرار گرفتند. برای انتخاب این افراد از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده است. اطلاعات و داده های بدست آمده به وسیله روش های آماری خود دو، آزمون تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون، به صورت توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، بعد از بررسی اطلاعات و داده های موجود نتایج زیر بدست آمد: شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزانی که تعارضات خانوادگی دارند بیشتر از دانش آموزانی است که تعارضات خانوادگی ندارند. بین تعارضات خانوادگی و افسردگی دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. بین تعارضات خانوادگی و بیش فعالی دانش آموزان رابطه مثبت وجوددادرو بین تعارضات خانوادگی و مشکلات یادگیری دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. بین تعارضات خانوادگی و مشکلات روانی تنی دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. بین تعارضات خانوادگی و پرخاشگری دانش آموزان رابطه مثبت وجود دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: این تحقیق، با تاکید بر خانواده به عنوان مهمترین عامل موثر بر رفتار به بررسی اختلالات رفتاری نوجوانان، با نگرش آنان به خانواده پرداخته است . هدف کلی این تحقیق، نشان دادن رابطه اختلالات رفتاری نوجوانان با نگرش به خانواده است . به منظور رسیدن به این هدف ، ابتدا نگرش نوجوانان دارای اختلاف رفتاری نسبت به خانواده تعیین شد و سپس به مقایسه نگرش به خانواده در نوجوانان دارای اختلال رفتاری، با نوجوانان عادی پرداخته شد پس از آن با تعیین همبستگی بین نگرش به خانواده با اختلالات رفتاری (گسیخته خوبی، سلطه‌گری، ادوار خویی متهورانه، کولی‌گری، و غیرمقرراتی بودن، خلق نارس و وابسته)، رابطه دو متغیر با یکدیگر مشخص گردید. جامعه آماری این پژوهش ، دانش‌آموزان کلاسهای اول دبیرستانهای روزانه مناطق 15، 16، 17، 18 تهران است . از بین این گروه 114 نوجوان دارای اختلال رفتاری بصورت "نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای" در سال تحصیلی 72-73 انتخاب شده‌اند. با توجه به موضوع تحقیق، (رابطه اختلالات رفتاری با نگرش نسبت به خانواده)، از روش همخوانی یا همبستگی استفاده شده است . ابتدا با استفاده از دو پرسشنامه (بخشی از آزمون 16 عاملی شخصیت کتل و نگرش‌سنج خانواده) به جمع‌آوری اطلاعات پرداخته شده است ، پس از جمع‌آوری اطلاعات ، با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، نما، ضریب همبستگی) اطلاعات بدست آمده، خلاصه و طبقه‌بندی شد. و با استفاده از آمار استنباطی (آزمونهای معناداربودن ضریب همبستگی و تفاوت میانگینها) به تحقیق در مورد فرض‌های تحقیق پرداخته شد: فرض صفر در این تحقیق فقدان رابطه دو متغیر را بیان می‌نماید. (بین اختلالات رفتاری نوجوانان و نگرش به خانواده رابطه وجود ندارد، (r x.y=0) . فرض تحقیق : بیان می‌کند که، بین نگرش نوجوانان نسبت به خانواده با اختلالات رفتاری رابطه معکوس وجود دارد. =(r x.y<0) پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات ، کلیه فرض‌های تحقیق با اطمینان 95 درصد مورد تائید قرار گرفت : الف - نگرش نوجوانان دارای اختلال رفتاری نسبت به خانواده منفی است . ب - نگرش دختران و پسران دارای اختلال رفتاری به خانواده متفاوت است . ج - بین نگرش نوجوانان دارای اختلال رفتاری به خانواده، با گسیخته خویی، سلطه‌گری، خلق نارس و وابسته، ادوار خویی متهورانه، کولی‌گری آنها رابطه معکوس وجود دارد. به عبارتی میتوان گفت که : هرقدر یکی از متغیرها کاهش یابد، متغیر دیگر افزایش می‌یابد و بالعکس . به طور مثال، هر قدر نگرش به خانواده منفی‌تر باشد سلطه‌گری افزایش خواهد یافت و یا هرقدر سلطه‌گری نوجوانان بیشتر باشد، نگرش آنها نسبت به خانواده منفی‌تر است . در پایان، با توجه به یافته‌های پژوهش ، پیشنهادات اجراییی و پژوهشی برای بهبود کیفیت تحقیقات مشابه ارائه شد، و همچنین توصیه‌هایی به نهادهای تعلیم - تربیت جامعه و اولیاء و مربیان بعمل آمد، از جمله : - همکاری بیشتر وزارتخانه‌ها و نهادهایی که به نوعی در تعلیم - تربیت جامعه شرکت دارند، و توجه بیشتر مسئولین با ارائه برنامه‌های تربیتی هماهنگ برای پیشگیری از این اختلالات در نوجوانان . - ارتباط بیشتر مربیان و مسئولین مدرسه، با والدین و برقراری واحدهای در انجمن اولیاء و مربیان برای مشاوره خانواده . - توجه بیشتر به برنامه درسی، محتوای کتابهای درسی و توجه به اهداف حیطه عاطفی و اجتماعی کردن نوجوانان با برنامه‌های تربیتی مناسب در مدارس . - تربیت نیروی انسانی متخصص برای ورود به نظام آموزشی کشور. - بالابردن آگاهی عمومی نسبت به ویژگیهای دوره نوجوانی با استفاده از وسایل ارتباط جمعی . - ایجاد مراکز مشاوره خانواده . استفاده از شیوه‌های انضباطی مناسب در برخورد با مشکلات نوجوانان در مدارس. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: بمنظور بررسی ارتباط بین هسته کنترل فرزندان و محیط خانوادگی آنان، نمونه‌ای مشتمل بر 318 نفر از دانش‌آموزان دختر دبیرستانهای چهارگانه شهر شیراز به شیوه نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای برگزیده شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل مقیاس هسته کنترل درونی-بیرونی راتر (1966) و پرسشنامه محیط خانوادگی نقاشیان (1358) که بر مبنای پرسشنامه شیفر (1965) تهیه شده بود، توسط آزمودنیها بدست آمد. براساس تحقیقات پیشین پیرامون سابقه شکل‌گیری هسته کنترل، فرض شد که: -1 هسته کنترل فرزندان در محیط های خانوادگی گرم، درونی‌تر از فرزندان محیط های سرد خانوادگی می‌باشد. -2 در محیط های خانوادگی با کنترل کم، هسته کنترل درونی و در محیط های خانوادگی با کنترل زیاد، هسته کنترل بیرونی در فرزندان شکل می‌گیرد. -3 تعامل محبت و کنترل در شکل‌گیری هسته کنترل فرزندان مؤثر است . جهت بررسی فرضیه‌های فوق از روش تحلیل واریانس دوطرفه استفاه شد. از آنجا که پرسشنامه محیط خانواده حاوی دو بعد، آزادی-کنترل، گرمی-سردی (محبت) می‌باشد، با توجه به میانگین نمرات در هر بعد، آزمودنیها در چهار محیط خانوادگی: -1 کنترل کم-محبت زیاد. -2 کنترل زیاد-محبت زیاد. -3 کنترل کم-محبت کم. -3 کنترل زیاد-محبت کم، جای گرفتند که پس از بررسی نمرات هسته کنترل ایشان در هر محیط خانوادگی، نتایج نشان داد که هسته کنترل دختران در محیط های کنترل زیاد-محبت زیاد (محیط دوم) از همه درونی‌تر و پس از آن محیط دارای کنترل کم-محبت زیاد (محیط اول) نمرات نزدیک به میانگین را کسب نمودند. نتایج حاصل از آزمون توکی نیز بیانگر آن بود که دومین محیط تربیتی (کنترل زیاد-محبت زیاد) بطور معنی‌داری از سایر محیط های خانواده متفاوت است . یافته‌های تحقیق حاضر حاکی از آن است که وجود محیط های گرم و تایید کننده خانواده، هسته کنترل فرزندان را به سمت عوامل درونی تقویت سوق می‌دهد، خواه این محیط ها در شرایط کنترل کم یا زیاد باشند که این امر مؤید فرضیه اول تحقیق می‌باشد. اما عامل کنترل به تنهایی نقش مؤثری در شکل‌گیری هسته کنترل فرزندان ندارد، بلکه کنترل فرزندان به همراه روابط گرم و محبت‌آمیز والدین می‌تواند مؤثر باشد. از این رو یافته‌های تحقیق در جهت رد فرضیه دوم و تایید فرضیه سوم قرار گرفتند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواه

چکیده: ساختار توزیع قدرت، نقش بسیار مهمی در تعاملات میان اعضای خانواده دارد. کم و کیف ساخت قدرت در خانواده، در جامعه‌پذیری و شکل‌گیری شخصیت فرزندان، عزت نفس اعضاء، انسجام خانواده و حتی خوشبختی زناشویی، اثر می‌گذارد. هدف نویسنده از نگارش این پایان‌نامه، بررسی ساختار توزیع قدرت در خانواده‌های تهرانی از دیدگاه زنان و عوامل مؤثر بر آن است. روش تحقیق به صورت پیمایشی بوده و ابزار جمع‌آوری داده، پرسشنامه به شیوه پرس‌و‌جو شفاهی یا مصاحبه حضوری می‌باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل زنان متأهل دارای حداقل یک فرزند است که پژوهشگر یک نمونه 200 نفری را مورد مطالعه قرار داده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که عواملی نظیر تصور اقتدار‌گرای شوهر نسبت به همسر، تصور زن از نقش فرمان‌برانه خود، مشارکت زن در انتخاب همسر خود و سطح تحصیلات زنان، نقش بسیار مهمی را در کم و کیف ساخت دموکراتیک خانواده بر عهده داشته‌اند. همچنین زنان نمی‌پذیرند که زن بایستی فرمانبر و مطیع و مرد، آمر و حاکم باشد. این مسأله، تضاد بین عرف و باور‌های سنتی جامعه به معنای فرمانبری مطلق زن از یک سو و مخالفت زنان با این تصور را نشان می‌دهد. از دیگر یافته‌های پژوهش این است که باور‌های فرهنگی که از طریق جامعه‌پذیری به وسیله خانواده‌ها به افراد منتقل می‌شود، به طور ناخواسته منجر به استبدادی یا دموکراتیک شدن ساختار خانواده‌های آینده خواهد شد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده

چکیده: هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر انسجام و انعطاف‌پذیری خانواده بر خود‌پنداره‌ی نوجوانان پسر و دختر بود. بدین منظور 521 نفر از دانش‌آموزان دبیرستانی و پیش‌دانشگاهی شهرستان سپیدان انتخاب شدند (255 دانش‌آموز پسر و 266 دانش‌آموز دختر). ابزار‌های مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه‌ی «انسجام خانواده»، «انعطاف‌پذیری مثبت» و «خود‌پنداره» (P.M.S.P.S) نتایج حاصله نشان داد که بین دختران و پسران از لحاظ نمره‌ی خود‌پنداره‌ی کلی تفاوت معنی‌داری وجود دارد (02/0=P و 84/4= (1.503) F). میزان انعطاف‌پذیری خانواده نیز تأثیر معنی‌داری بر نمره‌ی خود‌پنداره‌ی کلی داشت (001/0=P و 86/10= (2.503) F). در ضمن میزان انسجام خانواده نیز به‌گونه‌ای معنی‌دار بر میانگین نمره‌ی مذکور تأثیر داشت (001/0=P و 91/13= (2.503) F) در مورد خود‌پنداره‌ی تحصیلی نتایج حاکی از آن بودند که میزان انعطاف‌پذیری خانواده بر میانگین این نمرات تأثیر معنی‌دار داشت (004/0=P و 56/5= (2.503) F). علاوه بر این میزان انسجام خانواده بر خود‌پنداره‌ی تحصیلی معنی‌دار داشت (002/0=P و 13/6= (2.503) F). در زمینه‌ی نمرات خود‌پنداره‌ی ورزشی نتایج نشان داد که بین دختران و پسران از لحاظ میانگین نمره‌ی مذکور تفاوت معنی‌داری وجود دارد (001/0=P و 32/10= (1.503) F). میزان انعطاف‌پذیری خانواده نیز تأثیر‌ معنی‌داری بر نمر‌ه‌ی خود‌پنداره‌ی ورزشی داشتند (001/0=P و 61/6= (2.503) F). در ضمن میزان انسجام خانواده نیز به‌گونه‌ای معنی‌دار بر میانگین این نمرات تأثیر داشت. (002/0=P و 1/6= (2.503) F). در مورد خود‌پنداره‌ی اجتماعی نتایج حاکی از آن بودند که میزان انعطاف‌پذیری خانواده تأثیر معنی‌دار بر این نمرات داشت (001/0=P و 38/7= (2.503) F). علاوه بر این میزان انسجام خانواده نیز بر خود‌پنداره‌ی اجتماعی تأثیر معنی‌دار داشت (001/0=P و 81/6= (2.503) F). در زمینه‌ی نمرات خود‌پنداره‌ی ارزشی نتایج نشان داد که میزان انعطاف‌پذیری خانواده تأثیر معنی‌داری بر این نمرات داشتند (015/0=P و 21/4= (2.503) F). در ضمن میزان انسجام خانواده نیز به‌گونه‌ای معنی‌دار بر میانگین این نمرات تأثیر داشت(001/0=P و 81/6= (2.503) F). منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده