پایان نامه ها (500)
چکیده: پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مداخلات خانواده درمانی راهبردی در اختلافات زناشویی میپردازد. به این منظور 39 زوج از زوجینی که برای حل اختلافات زناشویی طی 6 ماه اول سال 81 به مراکز مشاوره بهزیستی مراجعه کرده بودند، بطور تصادفی در دو گروه آزمایشی (21 زوج) و گواه (18 زوج) قرار گرفتند. برای ارزیابی زوجین در این پژوهش از مصاحبه بالینی و آزمون رضایت زناشویی انریچ استفاده شد. ابتدا زوجین با آزمون رضایت رناشویی مورد ارزیابی قرار گرفتند، پس از آن برنامه مداخلات خانواده درمانی راهبردی در مورد گروه آزمایش اجرا گردید، در حالیکه گروه گواه در لیست انتظار بودند. بعد از 6 هفته مجدداً دو گروه مورد ارزیابی قرار گرفتند به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون t و تحلیل واریانس و آزمونهای تعقیبی استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان میدهد که مداخلات خانواده درمانی راهبردی نه تنها منجر به افزایش رضایت زناشویی در بین گروه آزمایش شده، بلکه تعارضات بین فردی آنان را نیز کاهش داده است، این مداخلات در زنان مؤثرتر بوده است همچنین نتایج پژوهش حاکی از این بودند که این مداخلات روی مشکلات ارتباطی نسبت به سایر مؤلفههای سببشناسی اختلاف تأثیر بیشتری دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: خانواده به عنوان یکی از عناصر مهم جامعه و نهادی اجتماعی همیشه مورد توجه محققان مسائل اجتماعی بوده است ، بنابراین در تاریخ تحقیقات اجتماعی بویژه تحقیقات مربوط به مسائل خانواده تداوم و از هم گسیختگی ناشی از تضاد در خانواده بخش وسیعی از تحقیقات را به خود اختصاص داده است . ما نیز با الهام از تعاریف زیر و تعاریف دیگری که محققین از تضاد در خانواده ارائه دادهاند (که بعدا در فصل چهارچوب تئوریک بدان اشاره میشود) به بررسی آن پرداختیم. تضاد هنگامی رخ می دهد که چیزی رضایت (Satisfaction) را برای شخصی فراهم کرده در حالیکه همان چیز برای دیگری محرومیت (Deprivation) را بدنبال میآورد (Saxton, 1996:391). تضاد میان زوجین وقتی ایجاد میشود که یکی از همسران احساس بد و ناامیدکنندهای نسبت به همسر دیگر داشته باشد (Kluwer et.al 1997: 636). در این تحقیق ما به بررسی تضاد در خانواده و ابعاد آن (شدت و محتوی تضاد) بویژه در سطح تضاد میان همسران میپردازیم. تضاد در خانواده همانند بسیاری از مسائل اجتماعی تحت تاثیر عواملی در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی قرار میگیرد که در اینجا ما به بررسی عوامل فردی (که بعضی از عناصر مهم آن عبارتند از تحصیلات زن و شوهر، انحرافات همسر، اعتقاد و تمایل پاسخگویان به طلاق، تمایل زن و شوهر به تجملگرایی، یادگیری ناسازگاری هر دو همسر از والدین، طول مدت ازدواج، اختلاف در مورد رابطه زناشویی، میزان سختیها و حوادث فشارآور در زندگی، میزان رضایت ، میزان انسجام خانواده، شیوه مثبت تعامل و کنش متقابل میان اعضای خانواده، ادراک زنان از تضاد میان آنها و همسرشان، میزان دست یافتن به انتظارات پیش از ازدواج، انتظار زیاد همسران از نقشهای یکدیگر به عنوان همسر، بیاعتمادی و شک داشتن همسر نسبت به زن، ارزیابی مثبت از رابطه زوجی در مقایسه با روابط زوجی دیگران، میزان اهمیت به اهداف یکدیگر و کمک به هم در رسیدن به این اهداف ، اختلاف در عقاید مذهبی، دینی و اعتقادی، میزان عدم طرفداری از فرزندان در مقابل آنها) عوامل خانوادگی (که بعضی از عناصر مهم آن عبارتند از پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده، وضعیت تضاد در میان والدین و دخالت خانواده هر یک از همسران) میپردازیم. برای بررسی مسئله مورد نظرمان در سطح مناطق 19گانه تهران با 200 خانم خانهدار یا شاغلی که همسرشان در قید حیات بوده و در زمان تحقیق با هم زندگی میکردند مصاحبهای انجام دادیم. پرسشنامای که مصاحبهها با آن صورت گرفت حاوی 105 سوال بسته و باز برای سنجش متغیرهای مستقل و 15 گویه برای سنجش شدت تضاد در قالب طیف گوتمن و 21 گویه برای سنجش محتوی تضاد در قالب طیف برش قطبین (در مجموع 36 گویه برای سنجش متغیر وابسته) بود. در نهایت میانگین تضاد کل در خانواده که حاصل ترکیب شدت و محتوی تضاد بود 1/041 یعنی تضاد بین کم تا متوسط بدست آمد. مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: تحقیق حاضر نشان داد میزان تفکرات غیرمنطقی در افرادی که دارای نارضایتی زناشویی بودند بیشتر از افرادی بود که دارای رضایت زناشویی بودند و آزمون T معنیدار بودن تفاوت را در سطح05ˆ0 نشان داد. بنابراین نتایج این تحقیق با اعتقادات آلیس که معتقد است تفکرات غیرمنطقی باعث نارضایتمندی در روابط زن و شوهر میگردد همخوانی دارد. تحقیقات متعدد دیگری نیز در این زمینه انجام گرفته و تاثیر تفکرات غیرمنطقی بر نارضایتی زناشویی را مورد تایید قرار دادهاند از جمله تحقیقات نورمن اپستاین نشان داد سه طبقه از پدیدههای شناختی که میتوانند باعث کاهش رضایت زناشویی گردند عبارتند از : 1 - افکار اتوماتیک 2 - انتظار اتفاق حوادث در رابطه 3 - اعتقادات غیر منطقی و غیر واقع بینانه. تحقیقات تروکس و پل نیز باورها و انتظارات غیرواقعی را بعنوان یک عامل شناخته مهم در بروز اختلالات زناشویی مطرح کردهاند. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیق حاضر این بود که هیچ گونه تفاوت معنیداری را بین میزان تفکرات غیرمنطقی در زنان و مردان نشان نداد، با توجه به اعتقادات عامیانه که معتقدند زنان غیر منطقیتر از مردان هستند، این تحقیق هیچگونه تفاوت تفاوت معنیداری را در این زمینه نشان نداد و مشخص شد که بین دانشجو معلمنان زن و مرد از نظر میزان تفکرات غیرمنطقی تفاوت معنیداری وجود ندارد. این تحقیق همچنین نشان داد که میزان نارضایتی زناشویی در زنان بیشتر از مردان است . یکی از دلایل این امر شاید محدودیتهای زنان در جامعه ما باشد، البته سگالن مینویسد تعدادی از محققان معتقدند که رضامندی زناشویی با تولد فرزندان کاهش مییابد و زنان بیش از مردان آنرا احساس میکنند و چون آزمودنیهای این تحقیق در دامنه سنی قرار دارند که در مرحله تولد معلمان زن نسبت به دانشجو معلمان مرد همین مسئله تولد و تربیت فرزند میباشد، گرچه وینچ هم در این زمینه مینویسد یافتههای مارلو نشان میدهد که زنها همیشه در سطح رضایت زناشویی پایینتر از مردان هستند. گرچه زنان و مردان در میزان تفکرات غیرمنطقی با یکدیگر تفاوت معنیداری نشان ندادند اما در انواع تفکرات غیرمنطقی بین آنها تفاوتهایی مشاهده گردید. در تفکرات نوع AO و DA میانگین نمرات مردان بطور معنیداری بیشتر از زنان بوده و در تفکر نوع PA میانگین نمرات زنان بطور معنیداری بیشتر از مردان بود و در بقیه، انواع تفکرات غیر منطقی تفاوت معنیداری بین زنان و مردان مشاهده نگردید منبع/ مرکزتحقیقات زن و خانواده
چکیده : -1 عوامل اقتصادی بر رضامندی زناشویی تاثیر دارد. -2 اعتقادات مذهبی در رضامندی زناشویی نقش موثری دارد. 3 - عامل آداب و سنن اجتماعی نقش مثبت در رضامندی زناشویی دارد. 4 - تحصیلات زوجین در این بررسی به عنوان عامل موثری شناخته نشده و فرضیه رد شد. 5 - ارضای عاطفی زوجین عامل موثری در رضامندی زناشویی دارد. 7 - تفاهم فکری زوجین عامل موثری در رضامندی زناشویی میباشد. 8 - مقایسه نگرش سه گروه پزشکان، کارمندان و کارگران در رابطه با تاثیر عوامل فوق در رضامندی زناشویی نشان داد که تنها در دو عامل مذهب و تحصیلات تفاوت معنیداری بین سه گروه وجود دارد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده
چکیده: پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه باورهای غیرمنطقی و رضامندی زناشویی در بین خانواده هایی می پردازد که زوجین آنها در دو سطح تحصیلی لیسانس و بالاتر از آن و دیپلم و پایین تر از آن می باشند. هدف کلی پژوهش بر این استوار است که به سوالاتی از این قبیل پاسخ گوید که:1- آیا میزان باورهای غیرمنطقی زوجین تحصیلکرده (لیسانس و بالاتر) با زوجین فاقد تحصیلات عالیه (دیلپم و زیر آن) تفاوت معنی داری دارد؟2- آیا میزان رضامندی زناشویی بین زوجین تحصیلکرده (لیسانس و بالاتر) با زوجین فاقد تحصیلات عالیه تفاوت معنی داری وجود دارد؟به عبارت بهتر آیا سیستم آموزشی کشور توانسته است وجه تمایزی از نظر سلامت فکر و عقاید و تعادل در نگرشها بین افراد تحصیلکرده و غیرتحصیلکرده ایجاد کند؟ و آیا نظام آموزشی در آماده سازی نسل جوان برای زندگی واقعی در برخورد علاقه با مشکلات زندگی، بخصوص زندگی زناشویی موفق بوده است؟در کنار این دو سوال، چند سوال نیز در مورد تعامل باورهای غیرمنطقی و رضامندی زناشویی در زوجین مطرح می گردد که پس از مطالعه و بررسی پیشینه پژوهش، فرضیاتی برای پاسخگویی به این سوالات تدوین گردید. گروه نمونه مورد مطالعه در این پژوهش را 74 زوج از فرهنگیان شاغل در سه منطقه 6، 10 و 11 تهران و کارگران کارخانه های سطح شهر و بیرون شهر تهران تشکیل می دهد که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب گردیدند و سه متغیر کنترل مدت ازدواج، شغل و سطح تحصیلی نیز به شیوه ذیل کنترل شد:1- هر دو زوج شاغل می باشند (شغل دولتی)2- سن ازدواج زوجین بین 10 - 3 سال می باشد. 3- هر دو زوج مورد مطالعه در خانواده از نظر سطح تحصیلی یکسان می باشند. ابزارهای پژوهش را دو پرسشنامه تشکیل می دهند. پرسشنامه نخست، پرسشنامه رضامندی زناشویی ENRICH می باشد که شامل 115 سوال و 12 مقیاس می باشد که فرم کوتاه شده و 47 سوالی آن توسط سلیمانیان (1373) تهیه شده و پس از تایید اساتید محترم و اعتباریابی (با ضریب 95%) مورد استفاده پژوهش ایشان و سایر پژوهشهای پس از ایشان قرار گرفته است.پرسشنامه دوم تحت عنوان پرسشنامه باورهای غیرمنطقی (IBT) می باشد که توسط جونز 1968 تهیه و تدوین شده است و شامل 100 سوال و 10 خرده مقیاس می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از اجرای پرسشنامه ها، میانگین نمرات مربوط به باورهای غیرمنطقی و رضامندی زناشویی زوجین محاسبه گردید و با استفاده از روش آزمون t مستقل و وابسته و آزمون همبستگی و رگرسیون و MANOVA این میانگینها مورد بررسی قرار گرفتند و معنی داری تفاوت آنها نیز در سطح 5 0/0 و 1 0/0 مشخص و معین گردید. نتایج پژوهش را می توان به شرح ذیل خلاصه نمود.1- بین باورهای غیرمنطقی و رضامندی زناشویی زوجین رابطه معنی دار مشاهده شد. این ارتباط در مقایسهای T, FR,HC, EI معنی دار و منفی می باشد. 2- بین باورهای غیرمنطقی کلی زنان و مردان تفاوت معنی داری مشاهده نشد اما دو گروه مذکور در مقیاسهای EI, AO,PA, D تفاوت معنی داری را از خود نشان دادند. 3- بین باورهای غیرمنطقی در دو گروه زوجین با مدرک تحصیلی یکسان و غیریکسان تفاوت معنی دار مشاهده نشد. 4- بین باورهای غیرمنطقی کلی زوجین و سطح تحصیلات آنان رابطه معنی دار مشاهده نشد اما در مقیاس EI زوجین، مردان و زنان گروه لیسانس به طور معنی داری میزان بیشتری را در این مقیاس نشان دادند. 5- بین رضامندی زناشویی زنان و مردان تفاوت معنی دار نبود.6- بین رضامندی زناشویی زوجین و سطح تحصیلات آنان رابطه معنی دار نبود7- بین رضامندی زناشویی زوجین با سطح تحصیلات یکسان و غیریکسان تفاوت معنی دار مشاهده نشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده






