پایان نامه ها (500)
چکیده در سالهای اخیر، با تغییر شرایط اجتماعی، فرهنگی، اطلاعاتی و ... زنان نگرش تازهای یافته و به تبع آن با نیازها و خواستههای جدیدی مواجه شدهاند. آنها نمیتوانند خود را مانند گذشته محصور در خانه ببینند و خواهان مشارکت گسترده سیاسی – اجتماعی هستند. پایاننامه حاضر با هدف بیان علت تفاوت تفاسر فقها و اندیشمندان مسلمان در رابطه با حقوق سیاسی – اجتماعی زنان از متون ثابت دینی (قرآن و روایات) به رشته تحریر درآمده است. طبق هرمنوتیک فلسفی گادامر، تفاوت تفاسیر، ریشه در تفاوت پیش فهمها، پیشفرضها و انتظارات مفسرین دارد. برای بررسی این مساله نگارنده ضمن بیان آیات و روایات کتب اربعه مرتبط با مساله زن و سیاست و مفروضات رویکردهای مختلف فکری، تفاسیر آنها در رابطه با حقوق سیاسی اجتماعی زنان را طرح و ارتباط تفاسیرها، مفروضات و رویکردها را بیان نموده است. روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی بر مبنای نظریه هرمنوتیک فلسفی گادامر میباشد. نتایج برخاسته از مطالعات نویسنده نشان میدهد که افق معنایی و نحوه نگرش سنتگرایان به متون دینی را میتوان چنین بیان نمود. فقه مساوی با قوانین خداوند بوده و نباید تغییر کند. بنابراین حد و حدود حقوق و تکالیف سیاسی – اجتماعی زنان در فقه کاملاً مشخص بوده و تغییرپذیر نمیباشد. لذا، برای در امان ماندن از تصمیمات و عقل ضعیف زنان، زنان باید در مسائل اجتماعی و سیاسی داخل نشوند. این دسته، از میان آیات قرآن، فقط بر آیاتی که به نوعی حاکمیت مردان از آن فهمیده میشود، استناد میکنند و روایاتی را که به نیکی از زنان یاد کردهاند؛ اصلاً مورد توجه قرار نمیدهند. از سوی دیگر، افق معنایی نصوص را تبدیل به افقی مردسالارانه میکنند که همواره زنان را به خانهنشینی و ... دعوت کرده و مردان را حاکم بر جامعه و زنان قرار میدهند که نتیجهای جز حکم عدم جواز فعالیتهای سیاسی اجتماعی زنان را در پی ندارد. در مقابل سنتگرایان، افق معنایی و نحوه نگرش اصول گرایان به متون دینی بدین ترتیب است: حقوق سیاسی اجتماعی زنان در شرع کاملاً مشخص و احکام آن معین میباشد؛ ولی با تغییر شرایط و زمینهها، مصادیق حقوق و تکالیف زنان عوض شده است که باز فهمی نصوص و یافتن حکم مصداقهای جید از آنها را میطلبد. در جایی که زن و مرد به عنوان دو صنف مختلف مطرحند، هر کدام تکالیف و وظایف خاص خود را دارند. بنابراین ورود زنان مانند مردان به اجتماع جایز و گاهی واجب میشود. فقط یک استثناء مطرح کرده و معتقدند کارهایی که نیاز به ارتباطات گسترده داشته و مربوط به مسائل اجرایی وسیع میباشد را بهتر است و گاهی باید مردان بر عهده بگیرند. اصولگرایان با دیدی کلیتر به آیات قرآن توجه دارند و باتوجه به شأن نزول و معنای مرکزی شریعت به تفسیر آیات میپردازند. به این ترتیب که در میان آیات قرآن، به آیاتی که زنان را به فعالیتهای اجتماعی فرا میخواند، توجه کردهاند و تمام روایاتی را که برخلاف فعالیتهای اجتماعی – سیاسی زنان هستند، باتوجه به زمینه تاریخی روایت، سند آن و ... مورد تحلیل قرار میدهند این افق معنایی شرایط مناسبتری را برای فعالیتهای سیاسی اجتماعی زنان فراهم میآورد. در مقابل دو رویکرد سنتگرایان و اصول گرایان، افق معنایی اصلاحگرایان و نوع نگاه آنها به متون مذهبی بدین قرار است: قانونگذاری تنها حق خداست و از آن جا که فهم ثابت از شریعت وجود ندارد و ذهنیت فقها تحت تاثیر شرایطی که در آن زندگی کنند قرار میگیرد؛ لذا، با تغییر شرایط به بازفهمی نصوص و در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان و عرف جدید نیاز است. اصلاح گرایان آیات قرآن را در کلیت آن مورد توجه قرار میدهند. آنها معتقدند فضای حاکم بر قرآن حاکی از دیدی مثبت به فعالیتهای سیاسی اجتماعی زنان است. بنابراین در صورتی که افق معنایی اصلاحگرایان با افق معنایی متون مذهبی ترکیب شود نتیجهای جز جواز فعالیتهای سیاسی – اجتماعی زنان در تمام سطوح را نخواهد داشت. بدین صورت مشخص میشود که پیشفرضها، پیشداوری و علایق فقها و اندیشمندان اسلامی، تأثیر بسزایی در تفسیر و فهم آنها از متون مذهبی داشته است. به نحوی که در مورد مسألهای واحد از متنی واحد، از سوی آنها تفاسیر متفاوت و حتی متضاد ارائه میگردد.
چکیده تبعیض علیه گروهی از انسانها عملی غیراخلاقی و در بسیاری از جوامع عملی غیرقانونی است. وجود تبعیض در بازار کار میتواند در دراز مدت منجر به هدر رفتن نیروهای انسانی زیادی شود. همچنین از آنجا که زنان به صورت بالقوه نیمی از بازار کار هستند، وجود تبعیض اثرات مخربی در زندگی ایشان و کل اقتصاد دارد. در این پایاننامه، با استفاده از روش مقایسهی تابع دستمزد زنان و مردان به صورت تقریبی میزان تبعیض علیه زنان در این حوزه به دست آمد. این مطالعه با استفاده از نمونهگیری «خصوصیات اقتصادی – اجتماعی خانوار» در سال 1374 توسط مرکز آمار ایران انجام شده است. نتایج این پایاننامه حاکی از آن است که در بازار کار ایران، علیه زنان تبعیض وجود دارد و مقدار آن نیز در مقایسه با مطالعاتی که در ایالات متحده انجام شده است، نسبتاً بالا میباشد. در این تحقیق دیده شد که زنان با این که کارایی بالاتری نسبت به مردان دریافت میکنند. همچنین با جداسازی نواحی شهری و روستایی دیده شد که تبعیض در نواحی روستایی شدیدتر است. تبعیض در مشاغل مزد و حقوقبگیری نسبتاً پایین بود. این موضوع نشان دهنده متفاوت بودن ساختار بازار کار در مشاغل مزد و حقوقبگیری است. مهمترین نتیجه این پایان نامه به نظر نگارنده این است که تحصیلات بالاتر میتواند مقدار قابل توجهی از تبعیض علیه زنان را کاهش دهد.
چکیده موضوع این رساله بررسی تطبیقی ارث زن در تشیع با مذاهب اربعه میباشد. که با توجه به اهمیت مسئله ارث. در فصل اول به اهمیت علم ارث و تشویق و تحریضی که به فراگیری فرائض شده است و همچنین بررسی اجمالی تحولات ارث از زمان جاهلیت تا پس از ظهور اسلام و نظام نوین ارثی و تحولات ارث زن از جاهلیت تا پس از اسلام پرداخته شده است. در فصل دوم به بررسی واژههای ارث، فرائض و ترکه و حقوق متعلق به ترکه و زمان انتقال ترکه که مرتبط با موضوع مورد بحث میباشد پرداخته شده است. در فصل سوم موجبات ارث را از دیدگاههای فقهای اهل تسنن و تشیع مورد بررسی و تحلیل قرار دادهایم و در فصل چهارم تعریف مانع و موانع ارث از دیدگاه فقهای تشیع و تسنن و سپس موانعی که موجب میشوند زن از ارث شوهرش ممنوع گردد مورد بررسی قرار گرفته است. فصل پنجم به سهمالارث زوجه در حالتی که زوج اولاد داشته باشد و حالتی که زوج اولاد واقربای نسبی نداشته باشد و همچنین در حالتی که تعداد همسران از یکی بیشتر باشد پرداخته شده و در پایان این فصل به بررسی این موضوع که احتمال دارد حتی بیش از چهار زوجه از ارث زوج بهرهمند گردند پرداختهایم. فصل ششم به اموالی که زوج از آن ارث میبرد پرداخته، که این مبحث از متفردات و منفردات امامیه است و در آن اقوالی دارند که مورد بررسی قرار گرفته است. فصل هفتم به شرایط توارث زوجین پرداخته و سپس به موارد استثنایی که به این شرایط وارد شده تفصیلاً پرداختهایم. در فصل هشتم به مسئله دخول و اثر آن در توارث و یا عدم توارث پرداخته شده و مورد استثناء این قاعده تفصیلاً بررسی شده است. فصل نهم به میراث زنی که شوهرش مفقود شده و این که چه مقدار باید انتظار بکشد تا سهمالارث خود را دریافت نماید و دیدگاههای فقهاء امامیه و اهل تسنن مورد بررسی قرار گرفته است.
چکیده در دهههای اخیر در اثر دگرگونیهای اجتماعی از جمله تغییر ساختار خانواده، تبدیل خانواده به یک واحد مصرفی، کاهش تعداد فرزندان و مشارکت زنان در فعالیتهای اجتماعی و کارهای درآمدزا، نقش زنان در درون خانواده و در جامعه دگرگون شده است. با بالا رفتن اشتغال و با گسترش تحصیلات عالی در میان زنان، هم در موقعیت اجتماعی و هم در ارزشها و نگرشهای آنان تغییراتی حاصل شده است. به نظر میرسد که در اثر تحولات ذکر شده گروههای بیشتری از زنان وارد عرصه فرهنگی جامعه شدهاند و بر متقضایان کالاهای فرهنگی تفصیر کتاب، فیلم و نشریات افزوده شده است. از طرفی دیگر با رشد جامعه مصرفی و تکثیر شیوههای زندگی زنان یکی از عوامل مهمی که بر رفتارها و نگرشهای آنان اثر میگذارد نحوه مصرف و سبک زندگی است. مصرف و سبک زندگی هم بر هویت و شخصیت انسان و هم بر رفتارهای او تأثیر میگذارد. در پژوهش حاضر نحوه و میزان مصرف کالاهای فرهنگی را که میتواند در زندگی زنان و ارتقای موقعیت و جایگاه اجتماعی آنها نقش تعیین کننده داشته باشد مطالعه و عوامل اجتماعی تأثیر گذار را مورد بررسی قرار دادهایم. روش مورد استفاده در این تحقیق، روش پیمایشی بوده است جامعه آماری زنان 20 تا 50 ساله شهرستان جهرم و حجم نمونه 390 نفر بوده است. نتایج این پیمایش نشان میدهد که از میان کل عوامل مورد مطالعه، سبک زندگی بیشترین تأثیر بر میزان مصرف کالاهای فرهنگی در بین زنان جامعه مورد مطالعه داشته، هر چه سبک زندگی زنان نوگراتر باشد مصرف کالاهای فرهنگی آنان بیشتر است. در میان مولفههای سبک زندگی ابتدا اوقات فراغت و سپس نحوه تقسیم کار در خانه با نوع و میزان مصرف کالاهای فرهنگی ارتباط داشتهاند. پس از آن پایگاه اجتماعی، اقتصادی خانواده پاسخگویان از عوامل تأثیرگذار بر چند و چون مصرف کالاهای فرهنگی آنان بوده است و همچنین براساس یافتههای بین سن و تأهل زنان و مصرف کالاهای فرهنگی آنها رابطهای وجود ندارد. اشتغال و تحصیلات زنان نیز هرچند در همبستگیهای جداگانه اولیه رابطه متوسط و معناداری را با مصرف کالاهای فرهنگی زنان نشان دادهاند اما در مدل رگرسیونی با ورود سایر متغیرها تأثیرشان کمرنگ و بدون معنا نشده است.
چکیده هدف این پژوهش ترسیم جایگاه و منزلت زن در قرآن و عهدین می باشد. موضوعی که همیشه با افراط و تفریط هایی همراه بوده است. اگرچه تشخیص جایگاه زن در عهدین به علت ارائه ادبیات ناهمگون، مشکل به نظر می آید؛ اما با تأمل در آنها اثبات می شود که این متن مقدس برای زن، چه در محیط خصوصی و چه در حیطه اجتماعی جایگاه خاص و با ارزشی قائل است. در سفر پیدایش کتاب مقدس از مادرانی نام برده که نه تنها در محیط خانواده نقش همسری و مادری را ایفا می نمودند، بلکه هر کدام در تعالی دین و تاریخ دینی تأثیر بسزایی داشته اند و سرنوشت تاریخ را به نحوی که می خواستند و مرضی خداوند بوده رقم زدند. عده ای از زنان مانند مریم و خواهر موسی را معرفی نمود که پله های ترقی معنویت را پیموده و به مقام نبوت نائل آمده اند، گروهی مانند هاجر و دختران صلفحاد را نیز به عنوان اسوه زنان معرفی کرده است تا زنان معاصر و هر عصر دیگر با الهام از سیره آنان، راه هدایت را طی نمایند. تنها در جریان خلقت، گناه اولیه و موضوع قیمومت مرد در عهدین که بر اساس فاکتورهای خاص اعلام شده است، این جایگاه برای زن بدست نمی آید. اما قرآن کریم در همه آیات خود به نیکی از شخصیت و مقام زن سخن رانده و میان زن و مرد در موضوعات متعدد مانند خلقت، عبادت و ترقی و تعالی به سوی خداوند و همچنین پاداش و عذاب اعمال صالح و طالح، تمایزی ننهاده است. در تطبیق این دو کتاب آسمانی در اکثر موارد، همسانی به چشم می خورد فقط در مورد خلقت، گناه اولیه و فاکتورهای قیمومت مرد است که اختلاف جدی دیده می شود.






