این پژوهش به انتساب زن به اهریمن در اساطیر ایران و اسکاندیناوی می پردازد. نگارنده به مطالعه ی آثاری می‌پردازد که تقریباً برتمامی جوامع گذشته حاکم است و نقش اهریمنی زن و عناصر مادینه را هویدا می‌سازد. هدف نگارنده در این پژوهش مقایسه ای بین دیدگاه های اهریمنانه باستانی نسبت به مادینه در اساطیر ایران و اسکاندیناوی است که با تکیه برداستان هایی از شاهنامه و گرشاسب نامه از اساطیر ایران و مطالعه آثاری از اساطیر اسکاندیناوی انجام گرفته شده است.

عصر قاجار، به دلیل تغییر و تحول در همه‌ی ارکان زندگی اجتماعی و سیاسی و هم‌چنین، ارتباط ایران با فرنگ، از مهم‌ترین ادوار تاریخ ایران به شمار می‌رود و ازین رو، نسبت به دوره‌های دیگر متمایز است. این تغییر و تحولات در همه‌ی شئون زندگی اجتماعی و سیاسی اتفاق افتاد و البته یکی از تغییرات اساسی و مهم، تحول در جایگاه و نقش زن بود.

اسلام دینی است که وضعیت زن رادرموضع شایسته ای که بایدباشد، قرارمی دهد. درهیچ مکتبی ماننداسلام به زن وموقعیت اوتوجه نشده است.دراین مکتب زن ارزش ومقام بالای خودراپیداکرده است.اما تفاوت درجنسیت، به طورطبیعی سبب ایجادتفاوت درمسائل بیولوژیک، ساختاراخلاقی خاص، تمایزهایی دیگرازجمله پذیرش مسئولیتهاودرنهایت منجربه این که محورهایی ازآموزه هاودیدگاههاای اسلام موردمناقشه ونقدقرارگیرد.

ادبیات کلاسیک ایران، سیمایی تقریباَ مردانه و تا حدودی خالی از نگرش زنانه داشته است. جامعه ی مرد سالار و ذهن مردانه همواره سبب شده است تا چهره ی مخدوشی از زن در ادبیات به نمایش گذاشته شود. حضور کمرنگ زنان در عرصه ی پدیدآورندگان نیز در خلق تصویری نه چندان درخور، از آنان دامن زده است؛ اما از مشروطه به بعد، یعنی دوران بیداری، تحول و نوگرایی و ارتباط و آشنایی با فرهنگ و تمدن اروپایی و نیز با تغییر و تحولی که در زاویه ی دید جامعه نسبت به زن به وجود آمد، زنان نیز به میدان فعالیت های اجتماعی وارد شدند و به گونه ای رو به رشد در رأس آفرینش بسیاری از آثار ادبی قرار گرفتند.

چکیده زن در ادبیات کهن همواره مورد توجه شاعران و نویسندگان بوده‌است. هرچند در جوامع مردسالار گذشته، این توجه چندان مثبت نبوده‌است؛ اما نظامی گنجوی، در جامعه مردسالار خود بیشترین عنایت را نسبت به زنان داشته است. برخی از زنان در منظومه‌های وی به حدی والامقام و محترمندکه آدمی را به شک می‌اندازد که آیا این شاعر در همان جامعه زن‌ستیز می‌زیسته است یا نه؟

مضامین اصلی شعر شاعران زنان پس از انقلاب اسلامی هدف این پایان نامه آن است که با انتخاب 4 شاعر زن معاصر از دو حوزه فکری متفاوت (یعنی سیمین بهبهانی و ژاله اصفهانی از حوزه شعر نوگرای روشنفکری و طاهره صفارزاده و فاطمه راکعی از حوزه شعر مذهبی روشنفکری) ، اصلی ترین مضامین شعر زنان پس از انقلاب اسلامی را بررسی کند .

موضوع پایان نامه حاضر، مطالعه ی تطبیقی حقوق زنان، در عصر جاهلیت و پس از بعثت، در منطقه ی جزیره العرب است. هدف این نوشتار، مطالعه و بررسی تأثیر ظهور اسلام و نقش تاریخی آن در تحول حقوق مدنی زنان می باشد، که به منظور رسیدن به این هدف، حقوق زنان در سه مبحث حقوق شخصی، حقوق خانواده و حقوق مالی، در دو دوره ی جاهلیت و پس از بعثت تبیین و بررسی شده است.