| مداخل | شناسه |
|
اختلافات ←ناسازگاری |
ناسازگاریزنان با دیگران در ارتباطات |
| اجبار | از بین بردن اراده آزاد فرد و جانشین ساختن ضرورت در رفتار |
|
اجتماعیشدن ←جامعه پذیری |
ـ مجموعهای از رفتارها و فعالیتهای از پیش تعیین شده به منظور انتقال هنجارهای رفتاری؛ یادگیری هنجارها، عرفها و ارزشهای اجتماع با اهداف خاص، آماده شدن برای به عهده گیری نقشهای اجتماعی با هدف خاص؛ فراگرد مستمر و دائمی جهت کسب ارزشها، هنجارها، دانشها، مهارتها و نگرشها جهت قدرت بر کنش اجتماعی |
|
احساسات ←عاطفه |
یک حالت تأثر درونی همراه با ابراز بیرونی. |
|
اختلاط ←تفکیکجنسیت |
عدمجداسازی فضاها با توجه به جنسیت. |
| اختلال جنسی |
مشکلات عمل، لذت و میل جنسی. |
| ادبیات | آثار هنری منظوم و منثور شامل داستان (کوتاه و بلند)، شعر یا نمایشنامه. |
|
ارتباط اجتماعی ←روابطاجتماعی |
Relationship)( کنشها و واکنش های ارادی و آگاهانه زنان با دیگران ـ کنشهای انسانی منجر به ایجاد یک رابطة متقابل، مستمر و دائمی برای ارضای نیازها. |
| ارزش←هنجار | امور مطلوب اکثریت جامعه. |
| ازدواج | پیوند زن و مرد به جهت آرامش و احتمال تولید مثل بر اساس هنجارهای دینی و اجتماعی. |
|
ازدواج موقت →متعه →میسار |
تعهد زناشویی بین زن ومرد برای مدت معین با مهریهای معلوم. |
|
حالت و ویژگی نسبتاً پایدار خانواده که در آن نقشها به طور مناسب ایفا میشود. |
|
|
| توانايي بهرهمندي از آموزش وپرورش در يك حوزه خاص. | |
|
عدموابستگی در امر معیشت، مسکن و پوشاک به دیگری. |
| اشتغال (اقتصادی) | داشتن کار یا حرفه دائمی و تمام وقت مناسب در مقابل دریافت دستمزد. |
|
حرفه یا کار زن در قبال حقوق یا خدمتی معین. |
| اشتغال(روانشناسی) | حرفه یا کار زن در قبال حقوق یا خدمتی معین. |
| اضطراب | نگرانی و ترس مبهم یا بدون تناسب با منبع ترس. |
| اطاعت | پیروی از خواستههای ولی و همسر در خانواده پدری و همسری. |
| اطاعتپذیری سیاسی | توجیه و پذیرش اِعمال قدرت سیاسی حاکم. |
|
اعتماد اجتماعی ←سرمایهاجتماعی |
اتکا به نوعی کیفیت و حقیقتی در جامعه جهت تسهیل روابط. |
| اعتماد به نفس | شناخت فرد از توانایی های خود و استفاده از آن. |
|
اعتیاد |
عادت به رفتارهای نامناسب نهادینه شده در روان انسان از قبیل عادت به مواد مخدر، سکرآور، فضای مجازی، برنامههای صوتی ـ تصویری و.. . |
|
اندوه نهادینه شده، ضعف انگیزه و بیرغبتی به لذتهای زندگی. |
|
فعالیتهای در راستای تولید و توزیع کالا و خدمات. |
|
اقتصاد خانواده |
برقراری تعادل بین منابع درآمدی و مخارج بر اساس اولویتها در خانواده(تدبیر منزل) _ تحلیل اقتصادی خانواده (رویکرد گری بیکر). |
| اقناع | پذیرش رضایتمندانه یا قبولاندن یک موضوع به فرد. |
| امنیت (اجتماعی) | توانایی جامعه برای حفظ ویژگیهای اساسی خود، کنترل شرایط ترس و ایجاد زمینههای آرامش فردی و اجتماعی در شرایط تغییر و تهدید. |
| امنیت (اقتصادی) | ـ وضعیت با ثبات از شرایط و ساختار فعلی و افق روشن از آینده که در آن خانوارها بدون احساس خطر بتوانند در محیط رقابتی سالم به بهینه سازی رفتار اقتصادی بپردازند. |
| امنیت (روانی) | احساس پیشبینی پذیر امور مرتبط با زندگی فرد. |
| امنیت(سیاسی) | مصونیت زنان از تعرض و تجاوز به حقوق سیاسی مشروع و ایجاد شرایط مشارکت سیاسی. |
|
انتخاب شریک زندگی در زمان معین، طبق معیارهای خاص. |
| انحراف | هرگونه رفتار یا تظاهرفردی ناسازگار با هنجارها. |
|
انحراف اجتماعی ← انحراف |
بروز رفتارهای نابهنجار برهم زنندة نظم اجتماعی و ناسازگار با انتظارات مشترک افراد جامعه. |
|
انزوای اجتماعی |
عدم مشارکت و بیگانگی فرد با فعالیت های اجتماعی. |
|
انسجام اجتماعی |
همبستگی و همگرایی متقابل اعضای جامعه یا گروهها با یکدیگر. |
|
انسجامخانواده استحکام خانواده→ |
همبستگی و همگرایی متقابل اعضای خانواده به یکدیگر. |
| انگیزش | محرک درونی، نیرو و جهت دهنده رفتار. |
|
اوقات فراغت |
_فعالیتی غیراجباری به منظور استراحت و آرامش یا ایجاد تنوع _ زمانی که انسان با انتخاب خود خارج از موظفی فعالیتهایی با اراده یا داوطلبانه انجام میدهد |
| آراستگی | نظافت، پاکیزگی و بهداشت در پوشش و رفتار و گفتار. |
| آرایش (روانشناسی) | خودنمایی و تأمین روانی زن با مواد آرایشی. |
| آرایش(جامعهشناسی) | مجوعه کارهایی که ظاهر فرد را برای دیگران زیباتر جلوه دهد. |
| آرایش(علوم تربیتی) | مجموعه کارهایی که ظاهر فرد را زیباتر جلوه دهد |
| آزادی اجتماعی | امکان بهرهمندی از مزایا و فرصتهای اجتماعی، امکان عملی ساختن تصمیمات فردی و جمعی در جامعه و عدم محدودیت آن (فقدان مانع) در اندیشه، گفتار و کردار. |
| آزادی سیاسی | امکان انتخاب کنش سیاسی در جامعه. |
| آموزش حرفهای | پرورش دانشها و مهارتهاي لازم براي انجام درست فعاليت هاي لازم در يك شغل. |
| آموزش عالی | آموزشهای دانشگاهی منتهی به مدارک کاردانی تا دکتری. |
|
آموزش(جامعهشناسی) ←جامعه پذیری |
|
| آموزش(روانشناسی) | استعدادهاو قابلیتهای روانی در آموزش و یادگیری (معلمی و متعلمی). |
| آموزش(علومتربیتی) | فراهم آوردن زمینه برای رشد و پرورش استعداد. |
|
باروری (روانشناسی) بارداری→ |
توانایی تولید مثل |
|
باروری(جامعهشناسی) بارداری→ |
توانایی تولیدمثل |
| بازار کار | نهادی که عرضه کنندکان و تقاضاکنندگان نیروی کار خواسته های خود را تبادل می کنند و نرخهای دستمزد در آن تعیین می شود. |
| باکرگی | خویشتنداری از رفتار جنسی قبل از ازدواج منجر به حفظ بکارت. |
| بدن | ساختمان بیولوژیکی جسم انسان |
| برابری |
برخورداري از فرصتهاي يكسان در بهره مندي از مواهب و مزايای اجتماعی، اقتصادی، آموزشی |
| برنامه درسی |
مجموعهای از تصمیمهای از پیش اتخاذ شده درباره محتوا، روش و هدف آموزش. |
| بزهکاری | سرپیچی از الگوهای اجتماعی در افراد نابالغ. |
|
بلوغ (اجتماعی) |
مرحله تکامل یافته جسمی و روحی و روانی فرد. |
|
بلوغ (جنسی) |
ـ مرحله تکامل یافته جسمی فرد، ـ رشد اعضای جنسی تا حد توانایی ایفای وظایف و بروز صفات ثانویه جنسی. |
| بلوغ(روانشناختی) | مرحله تکامل یافته روانی فرد. |
| بیوگی | وضعیت زن پس از مرگ شوهر. |
|
پایگاه اجتماعی ← منزلت |
جایگاه و منزلت اجتماعی. |
|
پورنوگرافی ← هرزه نگاری |
آثارتولید شده(مکتوب، صوتی و تصویری) با هدف تحریک جنسی. |
| پوشاک | استفاده از لباس برای پوشاندن بدن. |
|
پوشش ستر→ حجاب→ |
پوشاندن شرعی بدن زن. |
|
تبعیض ← برابری |
نابرابری در توزیع فرصتها و مزایای اجتماعی. |
| تبلیغات | رساندن یک پیام یا فکر به مخاطبان جامعه. |
| تجاوز | رابطه جنسی نامشروع و بدون رضایت زن. |
| تجرد | بی همسری ناشی از عدم ازدواج، طلاق و مرگ همسر. |
| تربیت | فراهم آوردن زمينه براي پرورش بينشها، باورها، صفات و رفتارهاي مطلوب در متربي. |
|
تربیت اجتماعی ← جامعه پذیری |
پرورش بينشها، باورها، صفات و رفتارهاي مورد نياز براي حضور فعال در اجتماع. |
|
تربیت بدنی |
ـ فعاليت هاي مرتبط با فيزيك بدن انسان با هدف رشد، تقویت ارگانیزم و اندام ها و شکوفایی استعدادهای جسمی انسان. |
| تربیت جنسی | پرورش بینش ها، باورها، صفات و رفتارهای مطلوب جنسی و جنسیتی. |
|
تربیت حرفه ای ←آموزش حرفه ای |
|
| تربیت دینی | پرورش بینشها، باورها و صفات و رفتار مطلوب از نظر دین. |
|
تساوی ← برابری |
|
| تعامل سیاسی | برقراری ارتباط تاثیرگذار و همکاری اثر بخش میان دو بازیگر سیاسی با در نظرگرفتن مصلحت (فردی و جمعی). |
|
تعدد زوجات ← چند همسری |
ازدواج دائمِ شرعی یک مرد با بیش از یک زن در یک دوره زمان معین. |
|
تعلیم و تربیت ←آموزش(علوم تربیتی) |
ـ فراهم آوردن زمينه براي رشد و پرورش استعدادهاي متربي در جهت قرب الي الله، ـ فراهم آوردن زمينه براي رشد و پرورش دانشها، باورها، صفات و رفتارهاي مطلوب در متربي. |
| تعهد | پایبندی به قراردادهای فردی و اجتماعی. |
| تفکیک جنسیتی | جداسازي فضاها بر اساس جنسیت. |
| تنبیه | انجام فعالیتی برای کاهش یا حذف یک رفتار. |
| تنظیم خانواده | مدیریت فرزند آوری. |
|
تنهایی
|
سطح پایین روابط اجتماعی فرد علیرغم میل به روابط بیشتر. |
| توزیع | ایجاد زمینهها و ساختارهای دستیابی اعضاء جامعه به مواهب خانواده و مشروع ثروت ها. |
|
توسعه |
ـ فرآیندی که زمینه دست یابی به فرصتها و امکانات متفاوت اجتماعی وتکنولوژیک را بسط میدهد، ـ فرآیندی که همراه با تغییرات بنیادین در ساختارها و نهادهای اقتصادی و اجتماعی ظرفیت های فیزیکی، انسانی و اجتماعی جامعه افزایش یافته و جامعه پیشرفت می کند. |
| توسعه سیاسی | فرآیند نهادینه کردن تشکل ها و مشارکت سیاسی. |
| تولید (اقتصاد) | فرآیند ترکیب داده های فیزیکی و غیر فیزیکی به منظور ساخت چیزی یا ارائه خدمتی. |
|
تولید مثل ← فرزند آوری |
زادآوری انسان به طور طبیعی و غیر طبیعی. |
|
ثبات خانواده ← استحکام خانواده |
ـ تعادل در خانواده و پایبندی کلیه اعضاء به ایفاء نقشهای مرتبط. |
|
جامعه پذیری آموزش (جامعه → شناسی) |
ـ مجموعهای از رفتارها و فعالیتهای از پیش تعیین شده به منظور انتقال هنجارهای رفتاری؛ یادگیری هنجارها، عرفها و ارزشهای اجتماع با اهداف خاص، آماده شدن برای به عهده گیری نقشهای اجتماعی با هدف خاص؛ فراگرد مستمر و دائمی جهت کسب ارزشها، هنجارها، دانشها، مهارتها و نگرشها جهت قدرت بر کنش اجتماعی، |
|
جایگاه اجتماعی منزلت → |
(Status) قرار گرفتن فرد در موقعیتی در جامعه. |
|
جرم (اجتماعی) |
عمل معارض با قانون و بر هم زنندة نظم و آرامش اجتماعی و جریحهدار کننده وجدان جمعی جامعه. |
|
جرم (حقوقی) |
هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد. |
| جشن ازدواج | برگزاری مراسم شادمانی و اعلام تشکیل خانواده. |
|
جنبش |
پدیدهای اجتماعی در اندازههای مختلف منجر به تغییر در ترکیببندی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه. |
|
جنسیت |
ـ نقشها و اندیشههای اجتماعی که فرهنگ حاکم بر عهده دو جنس زن یا مرد میگذارد، ـ خصلت اجتماعی متمایز کننده زنان و مردان از یکدیگر. |
|
جنگ |
درگیری سامانیافته مسلحانه میان دولتها، ملتها یا گروهها، همراه با خشونت شدید و تلفات جانی و مالی. |
| جهیزیه | دارایی و مالی که عروس هنگام ازدواج به خانه مشترک میبرد. |






