ایشان در بیان حقوق فردی و اجتماعی، حقوق اجتماعی را شامل حقوق فرهنگی، اقتصادی، قضایی، سیاسی و اجتماعی به معنای خاص دانست و گفت: حقوق سیاسی یعنی حق مشارکت سیاسی برای افراد ملت که به دو نحو کلی ظاهر میشود: یکی حق انتخاب شدن و اینکه افراد خود را در معرض آرای مردم قرار میدهند تا مردم آنان را برای تصدی مناصب سیاسی انتخاب کنند و دیگری حق انتخاب کردن و داشتن حق رأی همه مردم است که بدین وسیله میتوانند آزادانه انتخاب کنند. یکی از جرقههای اصلی انقلاب اسلامی بحث مشارکت سیاسی زنان بود. حق اجتماعی را نیز حق حضور زن در اجتماع برای تصدی مشاغل اجتماعی دانستند.
در ادامه ایشان به جواز یا عدم جواز حضور زن در اجتماع و برخورداری از حقوق سیاسی اجتماعی اشاره کرده و گفت: در این باره سه نظریه فقهی «منع مطلق»، «جواز مطلق» و «تفصیل» وجود دارد که بنابر شرایطی جایز است زنان در جامعه حضور داشته باشند. همچنین بر اساس مبانی فقهی و اصولی دو اصل اولی وجود دارد که برای عبور از این دو اصل به دلایل قوی نیاز است؛ اصل اول اینکه همه مردم اعم از زن و مرد در برخورداری از حقوق با یکدیگر مساوی هستند که این اصل مستنداتی از قرآن و حدیث و اصل قانوان اساسی نیز دارد. اصل دوم نیز جواز یا اباحه است. این اصل میگوید تا مادامی که رادع و مانعی بر چیزی نباشد، اصل بر جواز آن است.
دکتر ملک افضلی درباره برابری زنان و مردان در حقوق فردی و اجتماعی خود به آیه ۳۵ سوره احزاب استناد کرد و گفت: در ابعاد عبادی و اجتماعی و اقتصادی از این آیه استفاده میشود که زنان و مردان از نظر برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی خود، با هم برابرند. همچنین در روایتی از رسول اکرم(ص) آمده است: «مردم همانند دانههای شانه با هم برابرند». بر اساس نظر اسلام، حضور زن در اجتماع مکمل حضور مرد است و چه بسا در برخی موارد از نظر فقهی حضور زن واجب کفایی است؛ مانند تحصیل و کسب تخصص در زمینههای پزشکی ویژه زنان.
ایشان در ادامه با بررسی ادله مخالفان حضور زنان در اجتماع به آیه ۳۳ سوره احزاب اشاره کرده و گفت: همه اختلاف در کلمه قرن است. اینکه مخالفان حضور زنان در اجتماع با استناد به این آیه میگویند لازمه شرکت زنان در امور سیاسی و اجتماعی، خروج از خانه است که خلاف نظر قرآن است؛ در برداشت از آیه تنها یک معنا برای واژه قرن در نظر گرفتهاند در حالی که میتوان معنای دیگری را هم برای آن در نظر گرفت. اگر قرن از ریشه وقار باشد به معنای متانت و سنگینی است؛ یعنی در خانههایتان با وقار باشید و هر گاه در جامعه آمدید زینتهای خودتان را آشکار نکنید. ضمن اینکه این آیه و آیات قبل از آن درباره زنان پیامبر(ص) است و لزومی ندارد از این آیه الغای خصوصیت کنیم و آن را به عامه زنان مسلمان نسبت دهیم. ایشان با اشاره به آیه حلیت که مخالفان به آن استناد میکنند گفت: این آیه در سیاق آیاتی است که تبعیض عرب جاهلی درباره دختر و پسر را بیان میکند. ضمن آنکه این خصوصیت وجه اغلبی است و تنها اختصاص به زنان ندارد. چنانکه در موارد بسیاری در تاریخ دیده شده زنانی که در برابر همگان به خوبی ایستاده و استدلالات بسیار قوی و محکمی مطرح کردهاند. بنابراین از این آیه نمیتوان حکم کلی استخرج کرد و گفت زنان نمیتوانند در امور سیاسی و اجتماعی شرکت کنند.
در پایان نشست ایشان به سؤالات مطرح شده توسط حضار پاسخ دادند.
