چکیده در جامعه امروز ایران، نهاد خانواده همچنان منبع اصلی ارضای بسیاری از نیازهای افراد، اعم از نیازهای اقتصادی، اجتماعی و... بوده و منبع و مأمنی بیبدیل برای افراد به شمار میرود. چارچوب نظری تحقیق براساس تلفیقی از دیدگاههای مبادله، نظریههای همسان همسری و نظریه نیازها تدوین گردیده است. تحقیق به روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل دو گروه از زنان است: زنان مراجعه کننده به بهزیستی در شهرستان بابلسر و زنانی که به بهزیستی مراجعه نداشتهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهند که: میزان اختلاف زنانشویی در بین 8/44 درصد کل پاسخگویان در حد پائین، 8/32 درصد آنها در حد متوسط و 4/22 درصد در حد بالا بوده است. میزان نارضایتی جنسی 3/10 درصد پاسخگویان در حد پائین، 4/53 درصد آنها در حد متوسط و 2/36 درصد در حد بالا بوده است. همچنین یافتههای تحلیلی نشان میدهند که هر چقدر میزان نارضایتی جنسی بیشتر بوده است. میزان اختلافات زناشویی نیز افزایش یافته است. هر چقدر اختلاف در سطح دینداری زوجین بیشتر بوده، میزان اختلافات زناشویی نیز بالا رفته است. وضعیت مالی افراد تأثیری بر میزان اختلافات زناشویی آنها نداشته است. همچنین همسانی یا ناهمسانی قومی نیز تأثیری بر میزان اختلافات زناشویی نداشته است. اجباری نمودن دوره آموزش ویژه روابط جنسی همسران برای جوانان در شرف ازدواج، برگزاری کارگاههای آموزشی به منظور افزایش آگاهی افراد جامعه و انتشار و پخش بروشورها و کتابچههای آموزشی در بین متأهلین، ایجاد و گسترش مراکز مشاوره در زمینه مسائل جنسی و اشاعه فرهنگ مراجعه به مشاور در زمینه مسائل جنسی از طریق رسانههای جمعی از جمله پیشنهاداتی هستند که میتوان آنها را به منظور کاهش میزان اختلافات زناشویی در میان جامعه مورد بررسی ارائه داد.
جمعه, 02 بهمن 1394 ساعت 22:05
بررسی تاثیر نارضایتی جنسی بر اختلافات زناشویی در مقایسه با سایر عوامل (مطالعه زنان مراجعه کننده به مراکز شورای حل اختلاف شهرستان بابلسر)
نوشته شده توسط مدیر2
منتشرشده در
پایان نامه ها






