دیدگاههای نقد فمینیستی و مفاهیم مربوط به آن در دهههای اخیر وارد حوزههای مختلفی از علوم شدهاند. در این میان مطالعات ادبی فضایی بارور در تئوریهای فمینیستی بودهاند. از آنجا که این مباحث در دانشگاهها نیز مورد بحث قرار میگیرند، ضرورت نقد و بررسی آثاری که با کاربرد این تئوریها انجام گرفتهاند احساس میشود.
برای هر نوع رویکرد انتقادی به کاربرد این تئوریها در پژوهشهای ادبی ابتدا نیاز به چشماندازی دقیق وجود دارد. این پایان نامه به شیوهی توصیفی- تحلیلی با ارائهی یک منبع شناسی از پژوهشهای ادبی، از سال 1313تا1391 که زن را محور اصلی خود قرار دادهاند، ضمن آنکه چگونگی و بسامد پژوهشها را نشان میدهد، به بررسی موضوعی آنها پرداخته، تکرارها و جاهای خالی و بررسی نشده را نیز مشخص میکند. همچنین تلاش شده است تا نمودارها و جداول ارائه شده خوانش و تحلیل شوند. بررسی پژوهشها سیر صعودی تعداد پژوهشها را در سالهای اخیر، نشان میدهد. در بررسی موضوعی، نوع رویکرد پژوهشگران و چگونگی ورود به مبحث، بررسی شده است. همچنین مرور و تحلیل نمونههایی از پژوهشها نشان دهندهی این واقعیت است که در بسیاری از آنها تنها بر مبنای دیدگاه نویسنده و با سوگیریهای اولیه، بهبررسی کلی سیمای زن در آثار ادبی پرداخته شده است و پژوهشها چندان منطبق بر تئوریهای نقد ادبی در این حوزه نبودهاند.