زن و جامعه شماره 7 (9)
مقایسهی الگوهای بالینی شخصیت بر اساس پرسشنامهی بالینی چند محوری میلون در زنان
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
هدف از این مطالعه، مقایسهی الگو های بالینی شخصیت بر اساس پرسشنامهی بالینی چند محوری میلون سه در دو گروه از زنان مبتلا به درد مزمن و نا-مبتلا بود. برای این منظور، 202 نفر شرکت کننده شامل 119زن مبتلا به درد مزمن و 83 زن نامبتلا با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شدند. افراد مبتلا به درد مزمن ابتدا پرسشنامهی ارزیابی پزشکی درد جهت تشخیص نوع، شدت و سیر درد را پاسخ دادند و سپس، هر دو گروه شرکتکننده پرسشنامهی بالینی چند محوری میلون سه را تکمیل کردند. دادههای بدست آمده از پژوهش از راه تحلیل واریانس یکطرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتیجه نشان داد که بین گروههای مبتلا به انواع درد مزمن با یکدیگر و با گروه سالم در برخی زیر مقیاسهای الگوهای بالینی شخصیت به لحاظ آماری تفاوت معنادار وجود دارد.
کلیدواژگان:الگوهای بالینی شخصیت؛ درد مزمن؛ پرسشنامهی بالینی چندمحوری میلون
نویسندگان:حسن احدی؛ فرحناز مسچی؛ فرناد ایمانی؛ محمد رهگذر
مقاله 3، دوره 2، شماره 8، زمستان 1390
بررسی عوامل اجتماعی درخواست طلاق در بین شهروندان زن شیرازی
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
موضوع این پژوهش، بررسی عوامل اجتماعی موثر بر گرایش شهروندان زن شیرازی به طلاق میباشد. (چارچوب نظری این پژوهش ترکیبی از نظریههای جامعهشناسی خانواده و انحرافات اجتماعی میباشد). روش پژوهش پیمایشی و ابزار مورد استفاده برای گرد آوری دادهها پرسشنامه بوده است. حجم نمونه 353 نفر بود که به صورت تصادفی انتخاب گردید. تجزیه و تحلیل دادهها در سطح توصیفی از نوع همبستگی انجام گرفت و نتایج بدست آمده نشان دادند که متغیرهای مدت زندگی مشترک، میزان شناخت پیش از ازدواج (کوتاه بودن دوران نامزدی) و تعداد فرزندان، با گرایش به طلاق زنان رابطهای معنادار و معکوس دارند. متغیرهای نظر خانوادهی فرد نسبت به طلاق، دخالت دیگران در زندگی زوجین، عدم مشورت در امور زندگی، سوءزن یکی از زوجین و رابطهی نامشروع با میزان گرایش زنان به طلاق رابطهای معنادار دارند. در تحلیلدادهها از رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام استفاده شد و متغیرهای میزان شناخت پیش از ازدواج، دخالت دیگران در زندگی زوجین و سوءزن یکی از زوجین توانستند 72٪ از واریانس متغیر وابسته (گرایش زنان به طلاق)را پیش بینی کنند.
کلیدواژگان:طلاق و شهروندان زن شیرازی؛ عوامل اجتماعی طلاق؛ انحرافات اجتماعی؛ رابطهی نامشروع
نویسندگان:پروین غیاثی؛ لهراسب روستا؛ مرضیه براری
مقاله 9، دوره 2، شماره 7، پاییز 1390
قدرت پیش بینی ویژگیهای شخصیتی و سبک زندگی بر رضایتمندی زوجی زنان پرستار شهر شیراز
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
هدف از این پژوهش بررسی قدرت پیش بینی ویژگیهای شخصیتی و سبک زندگی بر رضایتمندی زوجی زنان پرستار میباشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعهی آماری، کلیهی پرستاران زن متاهل بیمارستانهای شهر شیراز بوده که تعداد 140 نفر با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و مورد پژوهش قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامهی رضایتمندی زوجی انریچ، شخصیتی(NEO-FFI) و سبک زندگی میلر و اسمیت بود. برای تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و همچنین، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره از روش SPSS استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که بین عامل عصبی بودن و مدت ازدواج با رضایتمندی زوجی رابطهی منفی، ولی بین عامل توافق و سبک زندگی با رضایت-مندی زوجی رابطه وجود دارد و بین عامل برونگرایی، بازبودن، وجدانی بودن و سن با رضایتمندی زوجی رابطهای یافت نشد. نتایج دیگر پژوهش نشان داد که عامل عصبی بودن، توافق و مدت ازدواج به صورت معناداری رضایتمندی زوجی را پیش بینی می-کنند. در حالیکه برای عامل برونگرایی، باز بودن، وجدانی بودن از متغیرهای شخصیتی و عامل سن سهم معناداری پیدا نشد.
کلیدواژگان:ویژگیهای شخصیتی؛ عصبی بودن؛ برونگرایی؛ بازبودن؛ وجدانی بودن؛ توافق رضایتمندی زوجی؛ سبک زندگی؛ زنان پرستار
نویسندگان:امین الله فاضل؛ حسن حق شناس؛ زهرا کشاورز
مقاله 8، دوره 2، شماره 7، پاییز 1390
رابطهی بین افکار ناکارآمد و تمایل به افکار خودکشی در همسران آزار دیده
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطهی افکار نا کارامد و تمایل به افکار خودکشی در همسران آزار دیده در شهرستان جهرم بود. جامعهی آماری پژوهش شامل زنان و مردان مورد خشونت و آزار بود که به دادگاه حمایت خانواده، پزشکی قانونی و شورای حل اختلاف جهرم مراجعه کرده بودند که از میان آنان تعداد 292 نفر از همسران آزار دیده (162 زن و130 مرد) درگروه سنی 45-20 سال با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامهی نگرش-های ناکارآمد "وایزمن و بک" و پرسشنامهی سنجش میزان افکار خودکشی "بک" در مورد آنان به اجرا در آمد. نتایج پژوهش نشان دادند که بین افکار ناکارآمد و تمایل به افکار خودکشی در همسران آزار دیده رابطهی مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، بین افکار ناکارآمد در همسران آزار دیده زن و مرد تفاوتی معنادار دیده میشود، اما بین تمایل به افکار خودکشی در همسران آزار دیدهی زن و مرد تفاوتی معنا دار وجود نداشت. این نتایج نشان دادند که بین تمامی ابعاد افکار ناکارآمد با تمایل به افکار خودکشی نیز رابطهی مثبت و معنادار وجود دارد. در بررسی و تحلیل میزان تحصیلات بر افکار ناکارآمد در همسران آزار دیده، یافتهها نشان دادند که تحصیلات بر میزان افکار ناکارآمد تأثیری معنادار دارد در حالی که بر تمایل به افکار خودکشی در گروه تأثیری معنا دار نشان نداد.
کلیدواژگان:افکار ناکارآمد؛ تمایل به افکار خودکشی؛ همسرآزاری
نویسندگان:آذر میدخت رضایی؛ زهرا خدادادی؛ لیلا میر محمدی
مقاله 7، دوره 2، شماره 7، پاییز 1390
مقایسهی الگوهای ارتباط و تعارضات زناشویی در زنان متاهل شاغل در بانکهای دولتی و زنان خانه دار شهر شیراز
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
این پژوهش با هدف « مقایسهی الگوهای ارتباطی و تعارضات زناشویی در زنان متاهل شاغل در بانکهای دولتی و زنان خانه دار» انجام شد. روش پژوهش از نوع علی - مقایسه ای است. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسشنامهی تعارضات زناشویی (MCQ )و پرسشنامهی الگوهای ارتباط زناشویی (CPQ ) بود. جامعهی آماری را زنان متاهل شاغل دربانکها و زنان خانه دار در شهر شیراز در سال 1388 تشکیل میدادند. افراد نمونهی پژوهش را 100 نفر از زنان متاهل شاغل که با روش نمونه گیری خوشهای تصادفی و 100 نفراز زنان خانهدارکه با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند، تشکیل دادهاند. دادههای پژوهش با استفاده از آزمون tمستقل جهت تعیین تفاوت میانگین های دو گروه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که زنان شاغل بیشتر از الگوی ارتباطی سازنده متقابل (( P<0/05 و زنان خانه دار بیشتر از الگوی ارتباطی اجتناب متقابل (P<0/01)استفاده میکنند. در زمینهی تعارضات زناشویی نیز زنان شاغل در خرده مقیاس جدا کردن امور مالی از ِیکدیگر دارای تعارضات بیشتری هستند (p<0/01 ) و زنان خانه دار در خرده مقیاسهای افزایش جلب حمایت فرزندان و افزایش واکنشهای هیجانی ((P<0/05 دارای تعارضات بیشتری بودند.
کلیدواژگان
الگوهای ارتباط زناشویی؛ تعارضات زناشویی؛ زنان شاغل؛ زنان خانه دار
نویسندگان:نازنین هنرپروران؛ زهرا قادری؛ کبری قبادی
مقاله 6، دوره 2، شماره 7، پاییز 1390
رابطهی بین ویژگیهای شخصیتی با ابعاد کمال گرایی و شیوههای مقابله با استرس در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد مرودشت
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
هدف از این پژوهش بررسی رابطهی ویژگیهای شخصیتی با ابعاد کمالگرایی و شیوههای مقابله با استرس در دانشجویان دختر و پسر گروههای مختلف تحصیلی است. بدین منظور 370 نفر(185 دختر و 185 پسر) از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد مرودشت به روش تصادفی خوشهای چند مرحلهای از گروههای مختلف انسانی، تجربی و ریاضی انتخاب شدند و به پرسشنامههای نئو، کمالگرایی و مقابله با استرس پاسخ دادند. نتایج از راه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون به شیوهی گام به گام تحلیل گردید نشان دادند که: بین ویژگیهای شخصیتی (عاملهای برونگرایی، باز بودن، توافق پذیری و وجدانی بودن) با کمال گرایی مثبت رابطهی مثبت معنادار و بین عامل روان نژندی و کمالگرایی منفی رابطهی مثبت و معنادار وجود دارد. بین روان نژندی و شیوههای مقابلهای هیجان مدار رابطهی مثبت و معنادار و بین توافق پذیری و شیوههای مقابلهای هیجان مدار رابطهی منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، بین وجدانی بودن و شیوهی مقابلهای مسئلهمدار رابطهی مثبت وجود دارد. بین کمالگرایی مثبت و شیوههای مقابلهای مسئله مدار و بین کمالگرایی منفی و شیوههای مقابلهای هیجان-مدار، رابطهی مثبت معنادار وجود دارد.
کلیدواژگان:ویژگیهای شخصیتی؛ کمالگرایی؛ شیوههای مقابله با استرس
نویسندگان:سیروس سروقد؛ مجید برزگر؛ طاهره بلاغی
مقاله 5، دوره 2، شماره 7، پاییز 1390
بررسی رابطهی سبکهای دلبستگی، بخشش و تعارضات زناشویی در زوجهای مراجعهکننده به مراکز مشاورهی شهر کرج
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
هدف از این پژوهش بررسی رابطهی سبکهای دلبستگی، بخشش و تعارضات زناشویی در زوجهای مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر کرج بود. به همین منظور، تعداد 200 زوج (400نفر) از زوجهای مراجعه کننده به مراکز مشاوره به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از سه پرسشنامهی تجارب شخصی در روابط صمیمانه، بخشش و تعارضات زناشویی براتی و ثنایی استفاده شد. داده-های بدست آمده با استفاده از روشهای آماری همبستگی پیرسون و آزمون تی برای گروههای مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که میان سبکهای دلبستگی، تعارضات زناشویی و بخشش رابطهای معنادار وجود دارد. همچنین، میزان تعارضات زناشویی در زوجهایی که سبک دلبستگی هر دوی آنها ایمن است کمتر و میزان بخشش در آنها بیش-تر از زوجهایی است که سبکهای دلبستگی هر دوی آن-ها ناایمن و یا سبک دلبستگی یکی از آنها ایمن و دیگری ناایمن است. در نهایت، زوجهای بدون تعارض نسبت به زوجهای دارای تعارضات زناشویی، یکدیگر را بیشتر میبخشند.
کلیدواژگان :سبکهای دلبستگی؛ بخشش و تعارضات زناشوی
نویسندگان:زهره خسروی؛ محمدرضا بلیاد؛ فرزانه ناهیدپور؛ شهدخت آزادی
مقاله 4، دوره 2، شماره 7، پاییز 1390
رابطهی بین سبکهای فرزند پروری، دلبستگی و تعهد زناشویی در زنان متاهل دانشگاه علامه طباطبایی
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
این پژوهش با هدف بررسی رابطهی بین سبک فرزند پروری، دلبستگی و تعهد زناشویی در دانشجویان زن متاهل انجام گرفت. جامعهی مورد مطالعهی پژوهش دانشجویان زن متاهل دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 88-89 بودند که نمونهی مورد نظر شامل 120 دانشجوی متاهل بود که به گونهی در دسترس از این جامعه انتخاب گردیدند و. ابزارهای پژوهش بین آنها توزیع گردید و تکمیل شد. ابزارهای پژوهش پرسشنامههای اقتدار والدینی (فرم پدر و فرم مادر)، سبک دلبستگی و تعهد زناشویی است. برای تحلیل دادههای بدست آمده از پژوهش از روش همبستگی استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که بین سبک فرزندپروری و دلبستگی به صورت کلی رابطه وجود دارد به این ترتیب فرضیهی نخست تایید گردید. هم-چنین، نتایج حاکی از این بود که به صورت کلی بین سبک دلبستگی و تعهد زناشویی رابطهی معنادار وجود ندارد بنابراین، فرضیهی دوم به صورت کلی رد شد. همچنین، بین سبک فرزند پروری و تعهد زناشویی به صورت کلی رابطهی معنادار یافت گردید و از این رو، فرضیهی سوم پژوهش تایید گردید
کلیدواژگان :سبکهای فرزند پروری؛ سبکهای دلبستگی؛ تعهد زناشویی
نویسندگان:بهرام علی قنبری هاشم آبادی؛ ابوالفضل حاتمی ورزنه؛ معصومه اسمعیلی؛ کیومرث فرحبخش
مقاله 3، دوره 2، شماره 7، پاییز 1390
ارزشیابی آموزشهای فنی حرفهای زنان روستایی در زمینهی صنایع دستی
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
آموزش زنان روستایی گامی اثربخش در راستای توسعهی پایدار روستایی است. هدف کلی این پژوهش توصیفی – پیمایشی، ارزشیابی آموزشهای فنی حرفهای غیررسمی زنان روستایی بود. جامعهی آماری این پژوهش را زنان روستاهای شهرستان سنندج در استان کردستان تشکیل دادند و با محاسبهی حجم نمونهای معادل120 نفر با استفاده از جدول کرسجی و مورگان KrejcE,1980 ) Morgan &) از روش نمونهگیری چند مرحلهای استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که روایی ظاهری و محتوایی آن به وسیلهی پانل متخصصین تایید گردید. جهت تعیین پایایی پرسشنامه از روش آزمون مجدد استفاده شد و پایایی آزمون مورد تایید قرار گرفت. بر اساس یافتهها، تفاوتی معنادار بین مهارت پیشین و کنونی پاسخگویان در زمینهی صنایع دستی پس از شرکت در برنامههای آموزش فنی و حرفه ای بدست آمد. بررسی تفاوت در تغییر دانش زنان روستایی بر حسب سطح تحصیلات، حاکی از آن بود که اختلافی معنیدار بین تغییر دانش زنان روستایی در سطوح گوناگون تحصیلی وجود دارد. با توجه اینکه هدف از اجرای این آموزشها اشتغال زایی در راستای توسعهی اقتصادی روستا میباشد، اما متاسفانه به علت محدودیت اعتبارات، نبود صرفهی اقتصادی تولید در سطح خرد و... امکان اشتغال زنان روستایی در زمینهی صنایع دستی بسیار محدود است. جهت برطرف شدن این معضل، تشکیل شرکتهای تعاونی زنان روستایی و شرکتهای تعاونی فرش بافی در روستا پیشنهاد میشود.
کلیدواژگان:ارزشیابی؛ توسعهی روستایی؛ زنان روستایی؛ صنایع دستی؛ آموزشهای فنی حرفهای
نویسندگان:عبدالحمید پاپ زن؛ خوشقدم خالدی؛ عادل سلیمانی
مقاله 2، دوره 2، شماره 7، پاییز






