پژوهش نامه زنان شماره 5 (7)
چکیده
سنتِ دیرپای ستایشگری از آغاز ادب فارسی وجود داشت و مدیحهسرایی از جنبۀ رفتاری، عملی مردانه تلقی میشد و مردانِ شاعر یکهتاز میدان مدح بودند. در ادبیات زنان، بهندرت زنی شاعر در این حوزه دست به تجربه زده است. نخستین زنِ شاعری که شعری ستایشی در کارنامۀ خود دارد و برای نخستینبار ترکیببند سروده، زن بینامی است که شعرش در کتابی تاریخی ثبت شده است. او دخترِ حسامالدّینِ سالار مدیحهسرایی است که در آغازِ سدۀ هفتم قمری ترکیببند ستایشی در وصف عزالدین کیکاووس از سلاجقۀ روم سرود و به دربار پادشاه فرستاد و صله دریافت کرد. زنی که در ادبیات در بینامی خود به فراموشی سپرده شد و در تاریخ سلجوقیان نام و شعرش به یادگار ماند. در این مقاله کوشش بر این است تا با روش نقدِ تاریخنگر، فضای سیاسی ـ اجتماعی آن دوران بررسی شود و با رویکردی ادبی، نخستین شعر ستایشیِ زنانه و شیوۀ سرایش شعر او نقد شود و ضمن معرفی نخستین زنِ شاعر مدیحهسرا، شرایط شکلگیری اثر، هدف شاعر و تأثیر شعر او بر مخاطب از زاویۀ نگاه ممدوح مورد بررسی قرار گیرد
کلیدواژگان:دخترِ سالار؛ شعر مدحی؛ دورۀ سلجوقیان؛ زن شاعر؛ تاریخ ادبیات فارسی؛ ادبیات زنان
نویسنده:روح انگیز کراچی
مقاله 7، دوره 3، شماره 5، بهار 1391
بررسی و تحلیل سیر تاریخی سیمای خانواده در رمان فارسی از ابتدا تا دهۀ 50
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
رماننویسی در ادبیات فارسی گونۀ ادبی جدیدی است که مقارن با مشروطه رواج یافت. این نوع ادبی در ایران همزمان با ورود به دورۀ نوین اجتماعی شکل گرفت و واقعگرایی و توجه به مسائل اجتماعی یکی از اصلیترین مضامین آن گردید. رمان واقعگرا در ایران به دلیل اهمیت و کارکرد خاص خود، همواره در تعامل با نهادهای اجتماعی بوده است و نویسندگان عموماً بیان واقعیتهای اجتماعی را برای خود نوعی رسالت میدانستهاند. یکی از مضامین اجتماعی که در رمانهای فارسی طرح شده، مضمون خانواده و توجه به این نهاد اجتماعی است. مفهوم خانواده در اکثر رمانهای ایرانی نقش کلیدی دارد و همواره نقش اصلی داستان در درون خانواده معرفی میشود. از سویی، پرداختن به نقشهایی که انسانها در خانواده به خود میگیرند، غالباً تصویرگر واقعیتهای موجود جامعه است. به مناسبت شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر هر دوره، چگونگی توجه به مسئلۀ نهاد خانواده در آن دوره متفاوت است و دغدغۀ نویسندگان در بازتاب مسائل خانواده با اوضاع اجتماعی زمانه مناسبت تام دارد. در بسیاری موارد، نویسندگان در قالب ترسیم سیمای خانواده، سیمای اجتماع را تصویر میکنند و از مناسبات میان اعضای خانواده به عنوان نمونهای از روابط اجتماعی افراد، برای طرح مسائل کلان اجتماعی استفاده میکنند؛ بهگونهای که با پرداختن به جزئیات روابط افراد نزدیک به هم، الگویی از مناسبات کلان اجتماعی را بازتاب میدهند. مسئلۀ اصلی این پژوهش، چگونگی بازآفرینی مناسبات خانوادگی در رمان فارسی از آغاز تا دهۀ پنجاه است که در قالب جریانهای کلی ادبیات داستانی واقعگرا، به بررسی و تحلیل تصویری که از این نهاد اجتماعی در ادبیات بازتولید شده است، میپردازیم
گرا؛ رمان اجتماعی؛ روابط و مناسبات خانوادگی؛ نقد جامعهکلید واژگان:شناختی
نویسنده:مریم عاملی رضایی
زن در نمایشنامههای تراژدی زینب و راز شهرزاد اثر نویسندۀ یمنی، علی احمد با کثیر
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
زن در دو نمایشنامۀ راز شهرزاد و تراژدی زینب اثر نویسندۀ یمنی، علی احمد باکثیر، نقشی تأثیرگذار در پیشبرد نمایشنامه و جریان حوادث آن برعهدهدارد. به باور باکثیر، زنان تواناییهای شگفتانگیزی دارند؛ شهرزاد در راز شهرزاد در کسوت یک روانپزشک به یک بحران همهگیرِ انسانی خاتمه میدهد. در این اثر، باکثیر شهرزاد را تا حد یک اَبَرقهرمان بالا میبرد. همچنین، وی در نمایشنامۀ تراژدی زینب زن را به صورت یک انسان بسیار توانمند نشان میدهد؛ اما زینب در این نمایشنامه، به سرنوشتی تراژیک دچار میشود، زیرا او در کنار تواناییهای تحسینبرانگیزی که دارد، باورهای جامعۀ سنتی خود را بهخوبی نمیشناسد و در نتیجه، تلاشهای وی به شکست میانجامد و مظلومانه نابود میشود. باکثیر در این اثر با رویکرد دینی خود، میکوشد جنبۀ ضعف شخصیتی قهرمان را ترسیم کند تا راه خروج از سرنوشتی تراژیک را به زنان توانمند جامعۀ اسلامی نشان دهد
کلیدواژگان:نمایش نامۀ عربی؛ راز شهرزاد؛ تراژدی زینب؛ علی احمد باکثیر
نویسندگان:علی سلیمی؛ مصیب قبادی
مقاله 5، دوره 3، شماره 5، بهار 1391
چکیده
در آثار برخی اندیشمندان مسلمان نظیر غزالی، فخر رازی و خواجه نصیر طوسی تعالیم و آموزههایی راجع به آداب رفتار و معاشرت با زنان بهچشممیخورد. این آموزهها عموماً در حکمت عملی و بخش تدبیر منزل و یا در ضمن کتب اخلاق و سیاست مطرح میشود و در آن، زن در چند نقش معین یعنی مادر، همسر و فرزند (دختر) بررسی میشود و یا ذات و سرشت و طبیعت وی مورد ملاحظه و مداقه قرار میگیرد.
در این مقاله جایگاه زن را در اندیشۀ غزالی بررسی میکنیم. او در سه اثر بزرگش در علم اخلاق یعنی احیاءعلومالدین، کیمیای سعادت و نصیحۀالملوک به بررسی خلقوخو و روانشناسی زنان پرداخته و دربارۀ تعلیم و تربیت و حدود و حقوق و وظایف آنان اظهار نظر کرده است. ضمن تحلیل و نقد آرای وی در این سه اثر، میکوشیم تا با روشن کردن فضای اخلاقی حاکم بر بحث زنان در این آثار، ناهماهنگی محتوا و مدعای این کتب، یعنی تعلیم اخلاق را نشان دهیم
کلیدواژگان:غزالی؛ زن؛ دختر؛ مادر؛ همسر؛ احیاءالعلوم؛ کیمیای سعادت
نویسنده: فروغ السادت رحیم پور
فروغالسادات رحیمپورمقاله 4، دوره 3، شماره 5، بهار 1391
چکیده
انقلابها از حیث پیامدهای جنسیتی دو نوعاند: مساواتگرا، که رهایی زنان یکی از اهداف آنها بهشمارمیرود؛ و مردسالارانه، که زن را در قالب خانواده محصور میسازند. شایسته است پیش از بررسی مفهوم مشارکت سیاسی زنان در جامعۀ انقلابی ایران، درک کنیم که خبرگان تدوینکنندۀ قانون اساسی چه نوع نگرشی نسبت به مسئلۀ زن داشتهاند. گمان نخستین آن است که خبرگان دارای نگرشی پنجوجهی (مذهبی، بدیهی، عقلانی، انقلابی، فقهی) بودهاند؛ یعنی، از یک سو، مسئلۀ زن محصور در شرع محسوب شد، زیرا فقها بر فضای ذهنی مجلس خبرگان چیرگی داشتند؛ و از دیگرسو، نگاه جمعگرایانه بر نگرش فردگرایانه غلبه یافت و زن بهعنوان یک فرد، افزون بر ویژگیهای فردی، در مجموعهای به نام خانواده نیز اهمیت یافت.
کلیدواژگان:جنسیت و انقلاب؛ زنان؛ انقلاب اسلامی ایران؛ مجلس خبرگان قانون اساسی
نویسندگان:محسن خلیلی؛ نسترن صالحنیا
مقاله 3، دوره 3، شماره 5، بهار 1391
عوامل نفوذ تحریف در فرهنگ اسلامی و تأثیر آن بر تنزل جایگاه زن
نوشته شده توسط s-hashemiچکیده
مسئلۀ جنسیت همانند قومیت و ملیت قرنهاست که در تاریخ بشریت به سبب بیبصیرتی و جهالت تاریخی فرزند آدم، بحرانها و مصایبی را به ارمغان آورده است. زنان به دلیل تفاوتی که در عین تناسب بر اساس خلقت بدیع و حکیمانۀ خداوند با مردان داشته و به علت نقش اساسی که در طول تاریخ بر عهده گرفتهاند، در تعارض دوسویۀ افراط و تفریط قرار داشته، گاه او را فوق انسان دانسته و در حد پرستش بالا بردهاند و گاه او را از مقام انسانی فرود آورده و شیء انگاشتهاند. نگاهی به تاریخ ادیان و فرهنگهای اقوام و ملل جهان نشان میدهد زن ـجز در دین اسلام ـ مقام شایستهای نداشته و شخصیت او به عنوان موجودی جدا از کاروان انسانیت مطرح شده است. اسلام به حمایت از حقوق و شخصیت انسانی زن وارد میدان شد و او را انسانی برابر و مساوی با مرد دانسته و تحولی بنیادین در تفکر بشری و فرهنگ جامعۀ جاهلی آن روز ایجاد کرد.
پس از انقلاب عظیم اسلام و تحولات ناشی از این مکتب انسانساز، تحولی شگرف در مسائل زنان رخ داد. اما، به سبب حوادث بعد از رحلت پیامبر (ص) و بیراهه رفتن مسیر خلافت پس از رسولالله (ص)، مقابله با حاکمیت تفکر علوی، اقداماتی چون تعطیلی صدسالۀ نقل حدیث، مجال دادن به قصهپردازان در اشاعۀ اسرائیلیات در جامعۀ اسلامی، جعل حدیث، توطئه از سوی یهودیان و همدلی بنیاسرائیل و بنیامیه در توسعۀ اسرائیلیات، فقدان علم و معرفت لازم در پاسخگویی به مسائل روز، زمینهسازی برای بازگشت جاهلیت و عصبیت عربی در مسائل مرتبط با زنان و عواملی از این دست، موانعی را بر سر راه تداوم حرکت بنیادین اسلام در تحول جایگاه حقوقی و انسانی زنان ایجاد کرد. بر همین اساس و بهرغم تلاش امامان شیعی در تداوم سیرۀ پیامبر (ص)، در بسیاری از متون دینی مطالبی دربارۀ زنان بهچشممیخورد که رد پای روشنی از فرهنگ جاهلی و یهود عنود و تحریفآفرین است که لزوم بازنگری دقیق و موشکافانۀ آن را ایجاب مینماید تا دیدگاه حقیقی دین در مورد جایگاه و نقش زن در نظام آفرینش از میان این ابهامات نمایان گردد.
کلیدواژگان:اسلام؛ زنان؛ تعارض متون؛ تحریف متون؛ اسرائیلیات؛ فرهنگ جاهلی
نویسندگان:لیلی جعفری نجفی؛ عزت السادات میرخانی؛ نهله غروی نائینی
مقاله 2، دوره 3، شماره 5، بهار 1391
چکیده
در مقالۀ پیش رو، برای بررسی نقش زنان حرمسرا در اصلاحات دورۀ ناصری، با بهرهگیری از رویکرد انتخاب عقلانی به مثابۀ یکی از نظریههای عمومی جامعهشناسی تاریخی، به توصیف استدلالهای ارائه شده از سوی زنان حرمسرا، در مخالفت با سه بازة اصلاحی 1264-1267 (اصلاحات میرزا تقیخان امیرکبیر)؛ 1275- 1278 (اصلاحات شخص ناصرالدینشاه)؛ 1287-1290 (اصلاحات میرزا حسینخان سپهسالار) پرداختهایم. این مقاله، با نقد نگاه حاکم در تحلیلهای تاریخی که زنان حرمسرای شاهی را به ابژههایی جنسی فرو میکاهد که بازیچهای برای پیشبرد منافع درباریان، دیوانیان و روحانیان مخالف اقدامات اصلاحی بودند و بر اندام زنانۀ خود و اغواگری متوسل میشدند، با تمرکز بر دو تن از زنان حرمسرا یعنی مهدعلیا (مادر ناصرالدینشاه) و انیس الدوله (همسر ناصرالدینشاه)، بر انتخاب عقلانی این کنشگران حاضر در عرصۀ اصلاحات تأکید و استدلالهای آنان برای مخالفت با رویههای اصلاحی را بررسی میکند و نشان میدهد که نوع استدلالهای آنها در مخالفت با اصلاحات، تفاوت چندانی با دیگر گروههای مخالف رویۀ اصلاحی در دورۀ ناصری ندارد
کلیدواژگان:اصلاحات دورۀ قاجار؛ مخالفان اصلاحات؛ زنان حرم سرا؛ مهدعلیا؛ انیسالدوله؛ انتخاب عقلانی
نویسندگان:محمدرضا جوادی یگانه؛ ریحانه جوادی
مقاله 1، دوره 3، شماره 5، بهار 1391






