شنبه, 18 ارديبهشت 1395 ساعت 06:38

برداشت های عرفی مفسران متقدم از آیات قرآن در موضوع زن و آسیب‌های آن

نوشته شده توسط 

اولین برنامه جشنواره پژوهشی بین المللی بانو امین به ارائه مقاله خانم فریبا علاسوند به عنوان پژوهشگر برتر تحت  عنوان «انباشت مفهومی ادبیات خانواده در خوانش مفسران» اختصاص داشت. وی با بیان این که این مقاله بخشی از پروژه بزرگی است که در قالب جامعه شناسی تاریخی دانشمندان و دانش اسلامی تهیه شده است افزود: بخشی از این پروژه اختصاص به تحول واژگانی خانواده در خوانش مفسران اختصاص دارد که منجر به انباشت مفهومی شده است.

مراد از انباشت مفهومی


ساحت عظیم قرآن در طول زمانی که به دانش بشری تبدیل می‌شود و آن را تفسیر می‌کند در بخش‌هایی دچار انباشت مفهومی شد یعنی برخی مفاهیم تراکم پیدا کرد که بنا به برخی شرایط به‌مرورزمان به وجود آمد و در عرف مسلمانان واژه‌های اصیل قرآن از مفاهیم اصلی خودشان فاصله گرفتند و چیزی که در زندگی مسلمانان جریان پیدا کرده است و مستند به قرآن پیدا می‌کند مراد صاحب قرآن نیست.


برخی از مفسران مصری این برداشت ها را بکار برده‌اند و ادعا می‌کنند که بسیاری از آیات موضوع زن و خانواده در این مسیر هستند درحالی‌که چنین نیست. لذا برای پالایش تفکرات مسلمانان ضرورت دارد که خط علم تفسیری مطالعه شود و این جداسازی و تفکیک صورت بگیرد.


باید توجه داشت که هیچ نویسنده‌ای نمی‌تواند ادعا کند که از فضای تقلیدی جامعه خودش مبرا است؛ هرچند با استفاده از برخی عوامل ممکن است برخی نویسندگان از این شرایط فاصله بگیرند ولی شواهد زیادی وجود دارد که نویسندگان متأثر از فضای جامعه خودشان هستند و اعمال سلیقه می‌کنند. ما می‌خواهیم در علم تفسیر این خط را دنبال کنیم.


بسیار روشن است که بسیاری از دانش‌ها در دامان دانش تفسیری شکل‌گرفته‌اند و اولین علمی است که در حوزه دانش‌های اسلامی شکل گرفته است.


سؤال اصلی ما این است که چه عواملی در این تحول و تفاوت واژگانی که منجر به انباشت مفهومی واژگان قرآنی شده است نقش داشته‌اند؟


پاسخ من این است که ممکن است عواملی در این مسئله دخالت داشته‌اند.

در مطالعه خط تاریخی مفسران از تفسیر مقاتل ابن سلیمان تا تفاسیر سده اخیر پنج عامل را استخراج کرده‌ام:


1-    عدم تفسیر معصومانه از آیات و روایات در موضوع زن و خانواده؛ این مسئله یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های تفاسیر شیعه و اهل سنت است.

2-    کلان نگری و توجه به اخلاق و اصول حاکم بر خانواده؛ بخشی از مفسران نگاه کلان نگر داشته‌اند و برخی جزءنگر بوده‌اند.
3-    کلان فکرها و روش‌های علمی هر مفسر
4-    اختلاف نگرش مفسران در برخی موضوعات خاص
5-    سیاق محوری یا استنباط قواعد کلی از آیات و روایات.


چرا ادعای انباشت مفهوم کرده‌ایم؟ در این تحقیق نزدیک به صد تفسیر با توجه به‌توالی تاریخی از میان کتب شیعی و اهل سنت مورد مطالعه قرار گرفته است که تفاوت ادبیات در این کتاب‌ها قابل‌مشاهده است. ادبیات عرفی و زن ستیزانه و مبتنی بر نگاه تحقیرآمیز و برداشت‌های نامتعادل از خانواده در کتب اهل سنت بیشتر از شیعه منعکس شده است البته نه به این معنا که کتب شیعه خالی از آن باشد ولی در دو جهت تفاوت دارد:


1-    نویسندگان شیعی اصراری بر استفاده از کلمات تحقیرآمیز در مورد زنان ندارد.
2-    ادبیات آن‌ها به گزندگی مفسران اهل سنت نیست.

 

مثلاً واژه قوامیت در کتاب‌های اهل سنت به معنای «الاخذ علی ایدیهن» گرفته شده است که به معنای کنترل زنان است. مالکیت و سلطه و استبداد یعنی تا زمان شیخ طوسی کسی کلمه قوامیت را در شرح آیه 34 سوره نساء به معنای قیام برای امور خانواده به کار نمی‌برد و اولین کسی که این معنا را اخذ می‌کند شیخ طوسی در تفسیر التبیان است. هرچند او بیشترین مماشات را با اهل سنت داشته است. محمد بن جریر طبری در جامع البیان که از کتاب‌های مفسرین سده‌های متقدم است و روایات او مشهور و متکثر است. او کلمه قوامیت را وادار کردن زن به انجام تکالیف الهی معنا کرده است؛ اعم از حقوق الله و حقوق همسر. عدم اطاعت زنان به‌طور مطلق را مجوزی برای کتک زدن زنان دانسته است. ابن حاتم در تفسیر القرآن العظیم قوامون را به امرا تفسیر کرده است.
تفسیر محرر که نویسنده‌اش متوفای اواخر سده پنجم و اوایل قرن ششم است استبداد در مراقبت و استیلا و مالکیت زن را معنا کرده است.


همین مفسران در تفسیر آیه «بما فضل‌الله» کلمه فضل را در طول زمان دچار انباشت مفهومی کرده‌اند و هرکدام به‌تناسب زمان خودشان فضل را معنا کرده‌اند؛ مثلاً در کتاب کشاف برتری مردان بر زنان و حتی قدرت مردان در تیراندازی و اسب‌سواری را مصداق فضل می‌داند. در تفسیر روح البیان که 1138 سال وفات نویسنده آن است حتی قدرت مردان در نویسندگی را مصداق فضل می‌داند؛ یعنی به‌مرورزمان هر قابلیت در جامعه مردان پیدا می‌شد مصداق فضل که مفهوم قرآنی است می‌دانند.


این مطلب در کتب شیعی به‌وضوح دیده نمی‌شود؛ اگرچه در برخی موارد بخصوص در سده‌های متقدم و میانی وجود دارد. به نظر می‌رسد یکی از عوامل مهم این مسئله این است که احادیثی که اهل سنت برای شرح آیات استفاده کرده‌اند همگی به اصحاب می‌رسد و هیچ‌کدام از آن‌ها نبوی نیست. اعمال سلیقه اصحاب شاید بر اساس آموزه عدالت صحابه که آن‌ها معتقدند در این زمینه بسیار مؤثر بوده است.

 

این مسئله‌ای است که در میان مفسران شیعه کمتر دیده می‌شود. نهایت چیزی که در کتاب‌های دانشمندان شیعه در بیان معنای فضل بیان شده است این است که انبیاء از بین مردان انتخاب‌شده‌اند یا قدرت عقلانی یا عقل معاش نسبت به زنان دارند. علت دیگر تفاوت تفسیر شیعه و سنی در این است که راویان اهل سنت دخل و تصرف زیادی در متن احادیث می‌کنند و یک حدیث با عبارات متفاوتی دیده می‌شود.

 

علاوه بر این، هیچ‌کدام از مفسران اهل سنت درصدد توجیه و تفسیر و تبیین این گونه روایات نیستند؛ درحالی‌که مفسران شیعه این روایات را توجیه می‌کنند و بین آن‌ها داوری می‌کنند و کمک به تطهیر دامان قرآن کریم از اعمال سلیقه‌ها می‌کنند.


در بیان نوع ادبیات بکار رفته در این موضوع به یک مثال بسنده می‌کنم. در بیان رابطه زوجیت در هیچ کجای قرآن مگر یک مورد از واژه تحت استفاده نشده است و آن‌هم داستان زنان حضرت لوط و نوح بکار رفته است که می‌فرماید: «و کانتا تحت عبادنا». در سایر موارد، هر جا قرآن کریم می‌خواهد از رابطه زوجیت حکایت کند با این تعابیر استفاده‌شده است که مثلاً شما را برای آن‌ها خلق کردیم و آن‌ها را برای شما. در مثال دیگری از این موضوع، در روایاتی که مفسر اهل سنت از امام علی (ع) نقل می‌کند، خود مفسر از واژه تحت استفاده کرده است درحالی‌که همان روایت در منابع شیعه از واژه «عند» استفاده کرده است. بحث من این است که ادبیات عرفی و تحقیرآمیز در کتاب‌های اهل سنت منعکس شده است و بیشتر این کتاب‌ها فرهنگ عامه مردم را بازنمایی کرده‌اند.


نکته مهم‌تر دیگر این است که برخی مفسران سلیقه‌های خود را در تفسیر دخالت می‌داده‌اند؛ مثلاً در تفسیر همین معنای فضل، راوی می‌گوید برای این‌که بر همسر خودم برتری داشته باشم همه حقوق خودم را استیفا نمی‌کنم. در کتاب های مفسران، این معنا جزء معنای فضل شده است؛ درحالی‌که ما شیعیان قول و فعل و تقریر غیر معصوم را حجت نمی‌دانیم و چنین چیزی در کتاب‌های شیعه به‌ندرت دیده نمی‌شود.


البته این رویکرد در صدسال گذشته در کتاب‌های اهل سنت تغییر جدی پیدا کرده است و مفسران اهل سنت مانند شیخ محمد عبده و شاگردان او بر تغییر و تحول مفهوم واژگان تفسیر متمرکزشده‌اند. این مسئله به‌نوعی ادامه پیدا کرد که جریان‌های اخیر نص گریز بودند و نسبت به تراث خودشان پشت پا زدند.


در مثال دیگری در آیه‌ای که به اصلاح شرایط زن در وضعیت نشوز که قرآن سه مرحله وعظ و هجر و ضرب را مطرح می‌کند مثال‌هایی که تفاسیر اهل سنت در تفسیر این آیه ارائه می‌کنند بسیار تأسف‌بار است. یکی از مفسران اهل سنت در معنای «هجر» گفته است: یکی از معانی هجر در زبان عربی، بستن شتر در جایگاه خودش است و شاید معنای هجر در این آیه این باشد که زن را در بستر ببندند تا مجبور به تمکین شود. این معنا با آن روح اصلی این مفهوم و خاستگاه این ادبیات که به هوای اصلاح مشکل زن است زمین تا آسمان متفاوت است. این ادبیات در کلام مفسران شیعه وجود ندارد.

 

نکته بعد کلان نگری و توجه به اهداف و اصول حاکم بر ازدواج است که رویکرد جدید مفسران یک قرن و نیم پیش است. این ادبیات نسبت به مردان غیر جانب‌دارانه‌تر و حتی نسبت به زنان جانب‌دارانه‌تر است. اولین کسانی که این جریان را ایجاد کردند در میان اهل سنت است؛ زیرا زن‌ستیزی در میان آن‌ها بیشتر به چشم می‌خورد. شیخ محمد عبده اولین کسی است که این مسئله را پیشنهاد می‌کند البته عبده نص گرا است؛ یعنی وقتی به مسائلی می‌رسد که در فرهنگ مصری موردانتقاد او است می‌گوید: اگر این مسئله در قرآن بود سمعا و طاعتا ولی چون در قرآن نیست نمی‌پذیریم.

 

مفاهیمی مانند اجرای عدالت و معاشرت به معروف مطالبی است که در بیان عبده بکار می‌رود. تفسیر «الظلال» سید قطب یک تفسیر پارادایم محور نظام معرفتی است. گزاره‌های حقوقی اخلاقی در این نگاه کل‌نگر جای خود را پیدا می‌کنند و یک نگاه سیستمی است.


علامه طباطبایی این بحث را به صورت بسیار منبسط مطرح کرده است و تأکید می‌کند که نفس اسلام را در طول تاریخ دو گروه بریده‌اند: 1- مبلغانی که اسلام را به‌صورت قشری و منسکی معرفی می‌کنند و 2- مجریانی که در اجرای احکام نگاه سیستمی ندارند. مرحوم علامه این بحث را در مباحث زنان مطرح می‌کند.


برخی معتقدند شاید مفسران جدید تحت تأثیر تحولات غربی مجبور به چنین مواضعی شدند؛ درحالی‌که این‌گونه نیست. مفسران، قیود و مفاهیمی که حیثیت تحلیلی و تعلیلی برای آیات و روایات داشته است آن‌ها را جلوی چشم خودشان آورده‌اند؛ یعنی علامه طباطبایی وقتی می‌خواهد استناد کند به کلمه‌ای استناد می کند که هدف اصلی یا روش حاکم یا مبنا یا اصل کلی که خداوند در نظر داشته است و دیگران با تأکید بر دین منسکی از آن مسئله اصلی غافل شده‌اند؛ مثلاً در مسئله طلاق می‌گوید اگر کسی زن خود را طلاق دهد و به او مهریه دهد قرآن می‌فرماید یا زندگی بر اساس معروف کند یا طلاق بر اساس معروف دهد. این در حالی است که ممکن است در برخی عرف‌ها ندادن مهریه عرف باشد. علامه تأکید می‌کند که ما از این مسائل غافل شده‌ایم که گرفتار قشری گری شده‌ایم. در این قسمت از مقاله به نکات مهم موردنظر علامه اشاره‌کرده‌ام.

 

تفکرات اصلی که مفسر دارد در ادبیاتی که بکار می‌برد مؤثر است؛ یعنی این‌که فلسفی یا جامعه‌شناسی یا عرفانی فکر کند در تفسیر او بسیار مهم است؛ مثلاً در کتاب تفسیری عرفانی بر اساس این اصل که عارفان معتقد به وحدت وجود هستند کلمات طعن آمیز نسبت به زن کمتر است و زنان را یکی از مظاهر الهی می‌دانند. این مسئله در تفاسیر اهل حدیث متفاوت است و پیرو این نظریه که قرآن را من خوطب به متوجه می‌شود و درنتیجه به شرح و بسط آیات نمی‌پردازند در ایجاد ادبیاتی به نفع یا علیه زنان نقش مستقیمی ندارند، همچنین انسجام عقلانی در محتوا ندارند.

 

در تحولات علمی صدسال اخیر نگرش‌های جدید علمی در تفاسیر تأثیر گذاشت. در جوامع شیعی نیز تفسیری مانند تفسیر علامه طباطبایی ممتاز شده است. ایشان از روش‌های تحلیلی فلسفی و طبیعت گروی استفاده می‌کنند. ایشان بر این اساس داوری و انتخاب می‌کنند و اگر بتوانند بین روایات جمع می‌کنند.


درباره رویکرد مسئله زناشویی می‌توانم ادعا کنم تفاسیر اهل سنت تا قبل از صدسال اخیر رویکردشان جنسی بوده است و آیات مربوطه را بر این مبنا تفسیر کرده‌اند. درحالی‌که مثلاً در آیه نسائکم حرث لکم در تفاسیر صدساله اخیر چنین رویکردی دیده نمی‌شود.

 

بخش زیادی از تفاسیر گذشته تا صدساله اخیر این کلمات را در قالب سیاق می‌فهمیدند یعنی اگر آیات در خلال آیات طلاق است فقط با فهم از آیات طلاق فهمیده می‌شد؛ درحالی‌که مفسرانی مانند علامه طباطبایی برداشت می‌کنند که قواعد و اصول کلی تأسیس می‌کنند و بسیاری از موارد در مورد زنان را فهم می‌کنند و به‌صورت شاه‌کلید برای فهم مطالب دیگر در مورد زنان تبدیل شده است.

 

به نظر می‌رسد با بررسی‌های تاریخی در مورد خط تولید دانش در حوزه کشورهای اسلامی می‌توانیم بیشتر به اهمیت این بررسی‌ها پی ببریم.

 

خواندن 65 دفعه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید