در این جمله سه کلمه وجود دارد که نیاز به ترجمه و توضیح دارد: العدل، تنسیق و قلوب. عدل مخالف ظلم وجور و به معنای برابر قراردادن، یکسان کردن، مساوی گذاشتن و نیز قرار دادن هر چیز در جا و در رتبه خود است. قلوب جمع قلب است، به معنای دل که مرکز اُنس و الفت و دوستی و محبت است. اما تنسیق از ریشه نسق است، به معنی نظم دادن و به شکلی و نظامی واحد در آوردن. در اصطلاح به حروف عطف که دو یا چند کلمه را هم پایه قرار می دهند، حرف نسق میگویند. تنسیق هم به معنای چیزی را به نظم در آوردن است. (نه به معنای پیراستن که شما در ترجمه عبارت خود آورده اید). حضرت فاطمه در این خطبه میفرماید: "خداوند عدل را برای تنسیق قلوب قرار داد".
می دانیم که ظلم دل ها را از هم جدا کرده و آدمیان را از هم متفرق می سازد. اما وقتی عدالت باشد، میان دل ها اتحاد و هماهنگی خواهد بود. نتیجة ظلم، گسسته شدن نظام جامعه و رو در رویی طبقات مختلف و حکومت ها و ملت ها می باشد، ولی نتیجه عدل، اعتماد افراد حکومت ها و ملت ها به یکدیگر و ارتباط عمومی و همبستگی اجتماعی و تفاهم خواهد بود.
نکته جالبی که از این قسمت به دست می آید، ارتباط آن با قسمت های بعد میباشد، زیرا حضرت در ادامه میفرماید: "خداوند اطاعت و فرمانرداری از ما اهل بیت را واجب کرد، زیرا موجب بر قراری نظم در شریعت میشود و امامت ما را واجب کرد، زیرا از تفرقه جلوگیری میکند". جملات حضرت میتواند کنایه ای باشد به برکناری به ناحق امیر مؤمنان
علی(ع) از خلافت پیامبر و غصب آن توسط دیگران که اوّلاً سبب کدورت میان مسلمان گردید و ثانیاً سبب تفرقه در جامعه و گسیختگی نظم شریعت شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
[1]اعیان الشیعه، ج 1، ص 461.