چکیده در سالهای اخیر افزایش کمی حضور در سازمانها با بهبود کیفی منزلت و جایگاه آنان همراه نبوده، و از این نیروی عظیم و خلاق که نیمی از صاحبان تفکر و اندیشه به شمار میروند، در سطوح مدیریتی بهره چندانی گرفته نشده است. بر این اساس سئوال قابل طرح این است که چه چیز باعث شده زنان کمتر به سطوح بالای مدیریتی دست یابند. گرچه برای پاسخگویی به این پرسش راههای متفاوتی را میتوان در پیش گرفت، اما به نظر میرسد بررسی نگرش مدیران ارشد دربارة ویژگیها و مهارتهای مدیریتی زنان میتواند مفید باشد. تحقیق حاضر به همین دلیل به بررسی رابطه بین نگرش مدیران و ارتقاء شغلی زنان اختصاص یافته است. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه و مصاحبه استفاده شد و دادههای حاصل از پرسشنامه با استفاده از درصد، فراوانی، آزمون میانه و آزمون t تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان میدهد که شانس مدیر شدن زنان در مقابل مردان 14 درصد است ولی نگرش مدیران به ویژگیها و مهارتهای مدیریتی زنان مثبت بوده است. محاسبات به عمل آمده نشان میدهد که بین شانس مدیر شدن زنان و نگرش مدیران به ویژگیها و مهارتهای مدیریتی رابطه معنیدار وجود نداشته است، بر این اساس میتوان چنین نتیجه گرفت که یا عمل مدیران ارشد در انتخاب مدیران سطوح پایینتر از نگرش آنان تأثیر نمیپذیرد و یا آن که شرایط کلی اجتماع و ساختار اداری اقتضای گزینش زنان به پستهای مدیریتی را ندارد. در هر صورت پیشنهاد میشود در گزینش مدیران به مسأله شایستگی بیش از جنسیت توجه شود و مدیران ارشد از آموزشهای لازم در این زمینه برخوردار گردند.