چکیده زنان میتوانند در دگرگون کردن چهره اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی کشورها نقش مؤثری داشته باشند. اخیراً حضور زنان در ردههای مدیریت چشمگیرتر شده است. موضوع مشارکت زنان در چالشهای اجتماعی و پذیرفتن مسئولیتهای مدیریتی از جمله مباحثی است که بیشتر در جوامع صنعتی مطرح میگردد. هر چه کشوری توسعه یافتهتر باشد، سهم زنان در مدیریت نسبت به اشتغال بیشتر است. پایاننامه حاضر در راستای اهداف شناسایی عوامل فردی و مرتبط و بررسی میزان ارتباط این عوامل با احراز پستهای مدیریتی توسط بانوان در سازمان مرکز دانشگاه تهران به تدوین رسیده است. از دیگر اهداف نویسنده، یاری رساندن به مدیران سازمان مرکزی دانشگاه تهران جهت شناسایی استعدادهای بالقوه بانوان شاغل سازمان و همچنین کمک به این بانوان در جهت شناخت تواناییهای خود برای دستیابی به موقعیتهای مدیریتی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه میباشد، جامعه آماری شامل کلیه کارکنان زن سازمان مرکزی دانشگاه تهران میباشند که تعداد 314 نفر به روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند. روش تحقیق پیمایشی – مقطعی (نظرسنجی) میباشد. نتایج پژوهش نشان داد که خودباوری عامل بسیار مهمی در جهت قبول مسئولیتها در سازمان مرکزی دانشگاه تهران میباشد. نگرش جامعه به خصوص مردان نسبت به کار زنان باید تغییر کرده و این باور در آنها تقویت شود که زنان نیز میتوانند جامعه را رهبری کنند و مسئولیتهایی مشابه مردان را بر عهده گیرند. از سوی دیگر، فراهم کردن زمینههای لازم جهت حضور زن در سطوح سیاستگذاری و تصمیمگیری نیاز به مقدماتی دارد که از آن جمله تأمین امکانات لازم برای حضور اوست. انتخاب و انتصاب مدیران و کارگزاران براساس نظام شایستگی موجب خواهد شد که ضوابط و شایستگیها به عنوان عامل تعیین کننده محسوب شوند. در نتیجه استعدادها و خلاقیتها ظهور پیدا میکنند و در این راستا دیگر جنسیت – مگر در موراد خاص – مطرح نبوده، بلکه فرد حائز اهمیت خواهد بود. توسعه بینش و دانش زن، مسئولیت بیشتری به وی میبخشد. دستیابی به مهارتهای مختلف، مرعوب نشدن از انجام کارها، پایداری در دستیابی به اهداف و تفکر آگاهانه، میتواند به زنان در دستیابی به مشاغل مدیریتی کمک کند.