چکیده خانواده سازمانی اجتماعی است که مبتنی بر روابط خویشاوندی سببی یا نسبی میباشد. نقش و وظایفی که هر یک از اعضای خانواده بر عهده میگیرند در تقابل نزدیک با یکدیگر بوده و این ایفای نقش هر یک از اعضاء میتواند موجبات رشد خانواده را فراهم کند. منظور از ساختار قدرت در خانواده الگوی تصمیمگیری زوجین در هزینه کردن پول و خرید امکانات برای خانواده، تربیت فرزندان و ... میباشد. نویسنده پایاننامه خود را با هدف بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده و موارد رضایتمندی زناشویی، میزان تحصیلات زن و شوهر، طول دوره زندگی زناشویی، میزان درآمد زن و شوهر و مشارکت شوهر در انجام وظایف خانگی، تدوین نموده است جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان کارمند و خانهدار شهر تهران است که به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی، تعداد 200 زن انتخاب شدهاند. ابزار مورد استفاده جهت جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه طراحی شده توسط پژوهشگر و پرسشنامه رضایتمندی زناشویی ENRICH میباشد. یافتههای پژوهش حاکی از این بود که با افزایش درآمد زن، تغییر در ساختار قدرت در خانواده رخ نمیدهد. زنان شاغل متحمل فشارهای روانی بیشتری نظیر انتظارات شغلی در مقابل انتظارات خانوادگی، تقسیم کارهای خانگی، تعارض و ابهام در نقشها میباشند. از سوی دیگر با افزایش تحصیلات شوهر، قدرت زن در خانواده کاهش پیدا میکند، اما با افزایش تحصیلات زن تغییر در ساختار قدرت خانواده ایجاد نمیشود. باورهای درونی شده در زن و مرد که مبتنی بر نقشهای جنسیتی است در طول دوره زندگی زناشویی تغییر نمیکند. همچنین با افزایش قدرت زن در خانواده، رضایتمندی زناشویی وی کاهش مییابد و نیز در مشارکت شوهر در امور منزل افزایشی دیده نمیشود.