چکیده پژوهش حاضر با عنوان نقد و تبیین مبانی انسانشناختی «فمینیسم» و دلالتهای تربیتی آن (با تاکید بر اهداف و محتوا) میباش و به منظور مطالعه این نهضت اجتماعی که بعدها به نظریهای سیاسی مبدل شد و شناخت تصویری که از انسان ترسیم میکند و هم چنین با توجه به تحولاتی که در قلمرو اندیشه زنان ایجاد کرده است به دنبال بررسی تاثیرات آن در تعلیم و تربیت زنان میباشد. فمینیسم کالبدی از اندیشه است که به وضوح بر تمامی ابعاد زندگی زنان و حتی مردان در جهان غرب و تا حدودی در کشورهای دیگر تاثیر گذاشته و در این راستا نظامهای تعلیم و تربیت متأثر نموده و سبب رنگ باختن تعاریف سنتی از مفاهیم «زن» و «مرد» گشته است. نظریاتی که درباره زن از سوی مکاتب مختلف بشری ارائه گردیده است – همچون برخی دیگر از رهآوردهای فکری بشر – از افراط و تفریط بیرون نیست. از این رو، این موضوع شایسته ژرف نگریهای گسترده و حقیقت جویانه میباشد. آرمان فمینیستها «ایجاد برابری کامل بین زن و مرد»، در کلیه شؤون زندگی (اعم از بعد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی و غیره) میباشد که در جای خود با اهمیت و ارزشمند میباشد و از توجه به حقوق طبیعی انسان نشأت میگیرد و برار سیدن به اهداف خواهان تحول و دگرگونی در نظامهای تعلیم و تربیت میباشند. از این رو طرحهای وسیعی درخصوص ایجاد تغییر در برنامه و محتوای آموزش و پرورش ارائه کردهاند که به سبب جامع نگری و نکته سنجی آنان قابل تقدیر میباشد، اما در عمل این «برابری خواهی افراطی آنان به «همسان خواهی» و ایجاد «تشابه» بین زنان و مردان منجر گردیده و تنها در اشکال ظاهری ستم تغییراتی ایجاد شده است. از نگاه منتقدین فمینیسم نیز انتقاداتی جدی به این دیدگاه وارد است، چرا که فمینیسم ویژگیهای طبیعی و انکارناپذیر هستی «زنانه» را منکر میگردد و سبب میشود که زن «خویشتن» خود را گم کند و «هویت» خود را به فراموشی بسپارد و شانه از بار سنگین رسالت «مربی جامعه» بودن خالی کند. لذا به منظور نقد این دیدگاه و اتخاذ آموزههای صحیح تربیتی و هضم آن در نظام آموزش و پرورش کشور و همچنین تجهیز و واکسینه شدن در قبال تاثیرات منفی آموزههای ناهمگون با فلسفه دینی و اجتماعی جاکم بر جامعه ما و در پاسخ به سوالات مطرح شده در این پژوهش که در باب انسانشناسی و اهداف و محتوای تربیتی فمینیسم است و همچنین نقدی که اسلام نسبت به فمینیسم دارد، در پی شناخت این نهضفت فکری برآمدیم. اسلام فمینیسم را به خطار پیامدهای منفیاش از جمله تزلزل و فروپاشی بنیان خانواده و به تبع آن، نابسامانیهای روحی و روانی ایجاد شده در جوامع، رواج همجنسگرایی، افزایش آمار طلاق و میزان جرائم، و عدم استفاده زنان از پوشش مناسب (که در جهت حفظ سلامت جامعه توصیف شده است)، مورد انتقاد قرار میدهد و تحقق آرمانهای عدالتخواهانه اسلام، پرهیز از هرگونه ظلم بر زنان را ضروری میداند.