با پژوهش و تحقیق در متون فقهی معلوم میشود عیوب منصوصه در احادیث اسلامی حصری هستند و دلیلی بر تسرّی حکم فسخ نکاح از عیوب منصوصه به عیب غیرمنصوصه وجود ندارد بنابراین نمیتوان عیوب جدید و غیرمنصوصه را به عیوب مزبور در روایات ملحق نمود چون هیچ دلیل معتبر عقلی و نقلی مبنی بر تمثیلی بودن عیوب وجود ندارد بلکه هم روایات وارده در این باب با اداة حصر که مفید حصر موجبات فسخ در این عیوب است وارد گردیده و هم اصل لزوم موافق حصری بودن عیوب است علاوه مقایسه عیوب و امراض مشابه و مستحدثه با عیوب منصوصه از حیث جواز فسخ نکاح قیاس محرّم و باطل است و احدی از فقهاء به این قول ملتزم نشده است بنابراین فسخ نکاح بواسطه عیوب مذکور صحیح نمیباشد لکن برای جبران زیان احد از زوجین که زن یا شوهر او به این امراض مبتلا شده است میتوان دو طریق ارائه نمود. اوّل آنکه چنانچه مرد زن او به این بیماریها دچار شود میتواند با طلاقدادن او به ادامه زندگی با وی خاتمه دهد و اگر زوجه همسر او مبتلا به این امراض شود میتواند به جهت عسر و حرج از حاکم شرع تقاضای طلاق نماید دوّم آنکه اگر زوجین نخواهند از طریق طلاق اقدام نمایند میتوانند عقد نکاح را بواسطه تدلیس و فریب در امر ازدواج یا تخلّف از شرط صفت فسخ و منحلّ نمایند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده