چکیده: خداوند همه انسانها را آزاد و مختار خلق نموده است و ولایت شخصی بر شخص دیگر بر خلاف اصل اولی میباشد و نیاز به دلیل متقن و محکم دارد تا از شمول آن اصل کلی استنثاء شود و در فقه امامیه، استنثاء بودن دختر بالغه و ولایت پدر بر او محل بحث قرار گرفته است و این بحث در همه ادوار فقهی از گذشته تا کنون مطرح بوده است و فقهاء در مورد ولایت پدر بر دختر باکره اختلاف نظر دارند اما در مورد عدم ولایت پدر بر دختر غیرباکره اتفاق نظر وجود دارد. ولایت پدر بر دختر باکره، معرکة آراء متعدد فقهی قرار گرفته است و برای هر قول ادله مختلفی ذکر شده است. دو قول اصلی در این بحث وجود دارد. قول اول عدم ولایت پدر بر دختر باکره و استقلال او در امر ازدواج خویش میباشدکه این قول دختر را با رسیدن به سن بلوغ و رشد در همه امور از جمله ازدواج آزاد و مختار معرفی میکند و قول دوم بر خلاف اصل اولی، ولایت پدر بر دختر بالغه باکره را بیان میکند. البته ولایت پدر صرفاً در امر ازدواج دختر بیان شده است و این قول با هدف مراعات غبطه و منفعت دختر، او را تحت ولایت پدر در امر ازدواج معرفی میکند. از آنجا که جعل ولایت در فقه امامیه اصولاً برای تأمین مصلحت مولی علیه و جبران نقصی است که در او وجود دارد لذا شرایط متعددی برای ولایت پدر بر دختر بالغه رشیده بیان شده است و در مواردی که پدر شرایط لازم را نداشته باشد و یا درصدد تأمین مصالح دختر نباشد و به دنبال ضرر رساندن به دختر و کسب منافع خود باشد ولایت پدر ساقط است. این تحقیق در سه بخش انجام شده است. بخش اول به بیان کلیات مطرح در اطراف عنوان تحقیق میپردازد و ضمن تبیین و توضیح واژههای کلیدی تحقق از لحاظ لغت و اصطلاح، بر مبنای پذیرش ولایت پدر بر دختر بالغه رشیده، جایگاه فقهی این ولایت را در آیات، روایات و سیره عقلا، بیان میکند. در بخش دوم، ادله ولایت پدر و جد و دامنه ولایت هر کدام بر دختر بالغه رشیده تبیین میشود و شرایط لازم در پدر برای پذیرفتن مسئولیت ولایت بر دختر و موارد سقوط ولایت او بیان میشود. در بخش سوم این تحقیق که مباحث مهم و فقهی آن میباشد به بیان و بررسی فقهی نظریات متعدد فقهاء در زمینه ولایت پدر بر دختر و ادله مختلف هر قول و اشکالات وارد بر هر قول پرداخته میشود و بیان میکند که در صورت پذیرش ولایت پدر بر دختر بالغه رشیده، مفهوم متقضای این ولایت، حکم وضعی بودن آن میباشد لذا عقد واقع شده بدون اجازه پدر باطل خواهد بود. اما اگر ولایت پدر را ثابت ندانیم و قائل به وجوب کسب اجازه پدر برای دختر شویم میتوان این حکم را یک حکم تکلیفی لحاظ نمود. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده