چکیده: موضوع این رساله ولایت در ازدواج است که یک بحث فقهی همراه با رویکرد کلامی و اعتقادی است. سعی بر این بوده که بحث سیر منطقی داشته و براساس شیوه صحیح استنباط باشد. در بخش اول، به تعاریف و اصطلاحات پرداخته شده است. تعریف لغوی و اصطلاحی ولایت و اقسام آن و نیز تعریف اقسام نکاح سپس در بخش دوم وارد بحث فقهی شدهایم. در ابتدا به اثبات پدر و جدّ پدری و نیز ولایت وصیّ و ولایت حاکم براساس ادله پرداختهایم. اقوال علماء نیز بیان گردیده و به این نتیجه رسیدیم که ولایت وصیّ همچون ولایت پدر و جدّ پدری بالقرابة نبوده بلکه بالتسبیب و در طول آنها میباشد و مشروط به تصریح ولی بالقرابة است. اما ولایت حاکم نیز از نوع ولایت پدر و جدّ پدری نیست بلکه ولایت به مناط اضطرار است. بنابر ادله مادر و جدّ مادری ولایت ندارند بر خلاف جدّ پدری که طبق اکثر اقوال ولایتش مستقل بوده و مشروط به حیات پدر نیست سپس از مصادیق مولیّ علیهم بحث نمودهایم. در فصل سوم همین بحش از شرایط ولیّ و اینکه در چه شرایطی از ولایت ساقط میشود بحث نمودهآیم و با توجه به رویکرد کلامی فلسفه ولایت خصوصاً ولایت بر دختر اشاره داشتهایم و بر این موضوع پافشاری نمودیم که ولایت تسلط و اختیارداری مطلق که حقی برای ولیّ ایجاد کند نیست نمونه آن نکاح شغار در زمان جاهلیت بوده که اسلام بر آن خط بطلان کشید بلکه از نظر اسلام آنچه مهم است رعایت مصالح و دفع مفاسد در امر ازدواج است. در بخش سوم به قوانین مدنی جمهوری اسلامی استناد نموده و به تطبیق مباحث فقهی پرداختهایم. در خاتمه بحث دو سؤال اساسی مطرح نمودیم: اول اینکه آیا ولایت توجیه عقلانی دارد؟ در پاسخ به آن نتیجه میرسیم که کاملاً منطبق بر عقل است مشروط بر انکه مفهوم ولایت در سنت فهمیده شود. ولایت در اینجا اختیاری محدود به مصالح مولیّ علیه است نه یک سلطله انتفاعی برای ولیّ. شارع مقدس عنایتی به روانشناسی دو جنس پدر و دختر داشته است گویا پدر که از جنس مردان است بهترین گزینه برای مصالح مولیّ علیه بخصوص دختر میباشد. دومین سؤال این بود که آیا با ولایت پدر و یا جدّ پدری حقوق و استقلال دختر محدود میشود؟ در پاسخ گفته شد که استقلال و حقوق دختر محفوظ است مخصوصاً از نظر اقتصادی و روح این ولایت و قیمومیت انجام وظیفه و کارگزاری است نه اختیار داری مطلق. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده