چکیده: همسرآزاری در ادبیات آموزههای دینی عبارت است از هر نوع رفتار، گفتار یا سکوت ناحقی که آگاهانه یا ناآگاهانه و به صورت عمدی از سوی یکی از زوجین در برابر دیگری بروز نماید و موجب خسارات، رنجش خاطر یا تضییع حق دیگری شود. همسرآزاری به انواعی از جمله جسمی، کلامی، روانی، جنسی، اقتصادی و اجتماعی قابل تقسیم است که از نیم قرن گذشته مورد توجه اندیشمندان بوده و تبیینهای زیستشناسانه، روانشناسانه وجامعهشناسانه مهمترین تبیینهایی است که در این خصوص ارائه شده است. در بررسی علل همسرآزاری از دیدگاه آموزههای دینی را به طور کامل پشت سر نگذارند و صفات رذیلهای مثل حسادت، بدخلقی، غصب را درونی نمایند یا مرتکب شر خمر یا اعتیاد به مواد مخدر شوند بستر ارتکاب به آزار همسر فراهم خواهد شد. حال اگر در این جامعه الگوی انتخاب همسر متناسب با وضعیت فرهنگی موجود نباشد و افراد الگوی آمیزش جنسی و ارتباطات خانگی را درونی نکرده باشند شاهد بروز پدیده همسرآزاری خواهیم بود. عوامل اقتصادی مثل فقر، بیکاری و مشکل مسکن و همچنین ضعف در کنترل رسمی و کنترل غیررسمی نیز میتواند بروز این پدیده را تسهیل نماید. مقابله با پدیده همسرآزاری نیاز به سیاستگذاری در دو سطح کلان و خرد دارد که خود مستلزم هماهنگی و همکاری نهادهای مختلف است. مهمترین راهکار تحقق جامعهپذیری دینی است که تنها با هماهنگی آموزش و پرورش، رسانه و تربیت خانوادگی میسر است. تدوین و ترویج الگوی همسرگزینی مناسب فرهنگی اسلامی ـ ایرانی و آموزش مهارتهای ارتباطی لازم و همچنین مهار عوامل اقتصادی از یک سو و سیاستگذاری برای مداخلات رسمی از سوی دیگر میتوند در کاهش نرخ همسرآزاری به نحو جدی موثر باشد. تدابیر فرهنگی برای ایجاد کنترلهای غیررسمی و مداخلات مناسب خویشاوندان نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده