چکیده: دانشمندان مسلمان در مسأله رشد جمعيت، افزايش يا كاهش آن آراء و نظريات متفاوتي بيان نمودهاند. اين آراء بيشتر مربوط به متفكران معاصر است و همزمان با ورود برنامههاي تنظيم خانواده به كشورهاي مسلمان ابراز شده است. ديدگاه دانشوران مسلمان در اين خصوص به دو دستة كلي: موافقان افزايش جمعيت (مخالفان تحديد نسل) و مخالفان افزايش جمعيت (موافقان تحديد نسل) تقسيم ميشود. عمده ادلهاي كه مخالفان تحديد نسل بر ادعاي خود اقامه كردهاند، بر اصول و مباني کلي شريعت مبين اسلام مبتني است. آنها با استناد به ادلّه شرعي مثل آيات و روايات و ديگر ادله فقهي در صدد اثبات اين مطلب برآمدهاند كه نظر اسلام بر افزايش نسل مسلمانان است و اين اصل مبنايي است كه مخالفت با آن جايز نيست. بنابراین هر برنامهاي كه در صدد تحديد و پيشگيري از افزايش نسل مسلمانان باشد از نظر شرع مردود است. البته در برخي موارد استثنايي آن هم در حالت فردي نه اجتماعي، ممكن است اين برنامهها از راههايي كه مطابق نظر شرع است تجويز گردد. از سوي ديگر موافقان تحديد نسل، علاوه بر اينكه از منظر ديني به طرح ادله شرعي در اثبات مدعاي خود و پاسخ به مخالفان پرداختهاند، توجّه جدّي به نظريات كارشناسان جمعيتي، اقتصادي و اجتماعي را ضروري دانستهاند. به عبارت ديگر مسأله كنترل جمعيت را در زمره مسائل مستحدثه به شمار آورده و با توجه به نظريات كارشناسان، به دنبال صدور حكم شرعي مناسب با اوضاع عصر حاضر بودهاند. به عقيده ايشان، در مباحثي نظير تحديد نسل و مسائل خاص مربوط به آن به ويژه در سطح كلان اجتماعي كه به هيچ وجه در صدر اسلام سابقه نداشته است، نميتوان به روايات و ادلهاي كه يا مربوط به زمان خاص بوده و يا تنها به جنبههاي فردي و شخصي توجه داشته است، استناد نمود. از اين رو ضروري است اين مسأله از منظر احكام ثانوي و يا حكومتي مورد مطالعه قرار گيرد. بنابراين، موضوع شناسي كنترل جمعيت يعني توجه به نظر كارشناسان مورد اعتماد، سپس حكم شناسي آن يعني صدور احكام شرعي مناسب با اوضاع اجتماعي ـ اقتصادي عصر حاضر، امري لازم و ضروري است.از آنجايي كه وحدت رويه در آراء و نظريات كارشناسان در مورد كنترل جمعيت مشاهده نگرديده است، عالمان و فقيهان، نظريات قطعي ابراز نداشته و اغلب به پاسخ چند استفتاء در اين خصوص بسنده كردهاند. تنها معدود افرادي به عنوان مسأله مستحدثه و با مختصر بحثي، در صدد تبيين حكم فقهي آن برآمده¬اند. نظريات موافقان تحديد نسل، در ميان شيعه و اهل سنت سمت و سوي واحدي دارد. هر چند در مقام استناد به ادله شرعي با يكديگر تفاوتهايي دارند. به هر جهت ادعاي اصلي آنها اين است كه گرچه شواهد زيادي بر توجه شريعت مقدس اسلام بر مسأله حفظ و ترغيب بر افزودن نسل مسلمانان وجود دارد اما هدف اسلام تنها افزايش نفوس، بدون توجه به وضعيت ديني، تربيتي و اجتماعي نسل مسلمين نيست، بلكه هدف اصلي به وجود آوردن يك امت اسلامي صالح است. بنابراین بايد در برخورد با ادله و مباني شريعت اسلام، بر مسئوليت دشواري كه در قبال جامعه مسلمين وجود دارد توجه همه جانبه صورت پذيرد. اعلام موافقت با كنترل جمعيت از سوي عالمان و فقيهان مسلمان مبني بر اراده آن معنايي است كه در مباحث جمعيتي، تحت عنوان سياستهاي تنظيم خانواده از آن ياد ميشود و به معناي پذيرش همه نوع سياستهاي تحديد مواليد به طور مطلق نيست. بلكه كنترل جمعيت را تنها در زمان و مواقع خاص جايز ميشمارد. به بيان ديگر سياست تنظيم خانواده مورد پذيرش فقهاي مسلمان، متوجه رفاه، بهزيستي، تسهيلات و آينده افراد خانواده؛ به ويژه كودكان و مادران است. در ميان مخالفان كنترل جمعيت، اين بحث مطرح مي شود كه با وجود اينكه كنترل جمعيت از نظر شريعت اسلامي جايز نيست، آيا دولت و يا حاكم اسلامي مي تواند بنا به تشخيص خود و طبق مصالح و مفاسد امر، اقدام به اين كار نمايد و يا سياستهاي الزامي و اجباري در پيش بگيرد؟ مخالفان كنترل جمعيت از اهل سنت در رابطه با اين سؤال به دو دسته تقسيم ميشوند: گروهي كه به كلي با كنترل جمعيت مخالف هستند و برنامه تنظيم خانواده را چه در سطح فردي و چه در سطح كلان اجتماعي جايز نمي دانند. عدهاي ديگر استفاده از برنامههاي تنظيم خانواده را در سطح فردي جايز ميدانند اما اقدامات پيشگيرانه از رشد جمعيت را در سطع جامعه و طبق برنامههاي عمومي و به صورت الزامي مجاز نميدانند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده