چکیده: بزهکاری پدیدهای اجتماعی و دارای بستر اجتماعی است هر چند که عوامل زیستی، روانی، جغرافیائی و... در نحوه شکلگیری و بروز نوع بزه، نقش بسیار مهمی ایفاء میکند، تبیین مسأله براساس عامل محیط اجتماعی، تحدید نگرش حوزه جامعهشناختی و روانشناسی اجتماعی است، خصوصاً نحوه عملکرد کوچکترین و مهمترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده که نقش مهمی را در همکاری و متجانس کردن رفتارهای هنجاری افراد با محیط اجتماع برعهده دارد. در تحقیق حاضر به بررسی نقش خانواده به عنوان عامل و مانع بزهکاری نوجوانان (با تکیه بر نظم در خانواده) میپردازیم. هرچه افراد خانواده در روابط خود بتوانند به نفع مشترک رسند (همبختی) و برای رسیدن به نفع مشترک سازش بیرونی دو جانبه داشته باشند (همگامی) و همچنین نسبت به یکدیگر احساس تعلق داشته باشند (همدلی) و از درک مشترک و ارزشیابی مشترک نسبی (تفاهم) برخوردار باشند (همفکری) لذا نظم آن خانواده متعادل و با ثبات است و احتمال طلاق و از هم گستگی و اختلال در آن کاهش مییابد و این مسئله خود روی کاهش بزهکاری نوجوانان در خانواده مؤثر خواهد بود. اینگونه تحقیقات ضرورت مییابند تا کجرویها و جرایم بهتر و عمیقتر شناخته شود، منشاء آنها کشف گردد و بالاخره راههای اصلاح و بازپروری بزهکاران هموار گردند. هدف ما در تحقیق حاضر این است که ببینیم چه عوامل باعث ایجاد اختلال در نظم خانواده میشود، نظم را با چه معرفهایی میتوان سنجید. آیا اختلال در نظم خانواده میتواند منجر به طلاق شود و آیا اختلال در نظم خانواده میتواند منجر به بزهکاری اعضاء خانواده از جمله فرزندان گردد و بالاخره آیا طلاق والدین روی بزهکاری فرزندان تأثیر میگذارد. تحقیق حاضر مشتمل بر 7 فصل میباشد و در بخش اول به مقدمه و طرح مسأله، اهمیت و ضرورت موضوع و اهداف تحقیق پرداختیم. در فصل دوم ابتدا به تعریف مسأله پرداخته و سپس تئوریهای مختلف که در مورد بزهکاری و انحراف و نظم در خانواده بود، مورد بررسی قرار گرفت. از آنجا که چلبی عوامل مؤثر بر نظم در سطح خرد را به طور کامل و جامع مطرح کرده در بخش سوم یعنی چهارچوب تئوریکی به نظریه چلبی پرداختیم و سپس فرضیات محوری تحقیق و الگوی علّی بزهکاری مطرح گردید. فصل چهارم به بحث روش تحقیق اختصاص دارد. واحد تحلیل در این پژوهش خانواده است و سطح مشاهده فرد میباشد. پرسشنامه به عنوان ابزاری برای سنجش نقش خانواده در بزهکاری فرزندان در نظر گرفته شد. سپس متغیرها و معرفها و سطح سنجش متغیرها مشخص گردید و برای سنجش نظم در خانواده از طیف لیکرت یا مجموع نمرات استفاده شد. پرسشنامه در ابتدا با 50 نفر از پاسخگویان در زندان و مدارس تست گردید و جهت حذف گویههای نامناسب آزمون روایی انجام گرفت و ضریب آلفا کرونباخ محاسبه گردید که ضریب روایی برای طیف همگامی مشترک، همبختی مشترک، همدلی مشترک و همفکری مشترک در تحقیقات مقدماتی و اصلی، در حد بالا و قابل قبول میباشد. در تحقیق حاضر علاوه بر جامعه آماری بزهکار (در کانون اصلاح و تربیت و زندان اوین) به عنوان گروه آزمایش، دانشآموزان سطح شهر تهران را به عنوان گروه گواه در نظر گرفتیم که در محدوده سنی 19ـ14 سال قرار داشتند. حجم نمونه در تحقیق حاضر 240 نفر میباشد (که مشتمل بر 30 دختر و 70 از زندان و 70 دختر و 70 پسر از مدارس میباشد). آزمودنیهای گروه آزمایش را با استفاده از روش نمونهگیری اتفاقی ساده انتخاب کردیم و برای انتخاب اعضاء گروه گواه از روش نمونهگیری خوشهای استفاده کردیم و دو منطقه 1 و 14 انتخاب شد سپس در هر دو منطقه چند مدرسه انتخاب و با استفاده از روش سیستماتیک تعداد دانشآموز در هر مدرسه انتخاب و با آنان مصاحبه شد. در فصل پنجم به نتایج تحقیق اشاره شد ابتدا به تحلیل تک متغیرها سپس به تحلیل دو متغیری و چند متغیری نظیر رگرسیون چند متغیری و رگرسیون لجستیک و در نهایت به تحلیل مسیر پرداختیم. بین متغیر همگامی مشترک، همبختی مشترک، همدلی مشترک، همفکری مشترک با شاخص نظم در خانواده رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین هر چه همگامی مشترک، همبختی مشترک، همدلی مشترک، همفکری مشترک و نظم در خانواده بیشتر باشد نمره انضباط فرزند هم بیشتر میباشد و مدت محکومیت در زندان کمتر (بزهکاری کمتر) میباشد. علاوه بر این بین ابعاد نظم و شاخص نظم در خانواده با متغیر طلاق و بزهکاری فرزند رابطه منفی وجود دارد. هر چه نظم در خانواده با ثباتتر باشد وقوع طلاق والدین و بزهکاری فرزند کمتر میباشد. همبختی مشترک به عنوان مانع طلاق والدین و همدلی مشترک باعث تداوم خانواده و حفظ آن میگردد. همچنین بین طلاق والدین و بزهکاری رابطه مثبت معناداری وجود دارد و هر چه اعتقادات مذهبی والدین قویتر باشد نظم در خانواده با ثباتتر و امکان وقوع طلاق کمتر میباشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده