چکیده: پدر و مادر دو ركن اساسي خانواده هستند كه با بوجود آوردن محيط امن و سالم رشد رواني فرزندان خود را ميسر مي سازند، لذا عدم حضور هر يك از والدين در خانواده تعادل آن را بر هم زده و آثار سوئي بر رشد طبيعي فرزندان مي گذارد (شين، 1989). طي چند دهه اخير عنوان فقدان پدر توجه بسياري از محققان علوم تربيتي و روان شناسي را به خود جلب كرده است و نتايج تحقيقات اجرا شده در اين زمينه موجب تغيير و اصلاح ديدگاههاي سنتي شده است (بيلر،1971). پترسن (1995) يافته است كه يك خانواده سالم و بهنجار مي تواند آثار مرگ پدر را تحمل كند. در چنين خانوادهاي، عزاداري دوره خاص خود را طي مي كند و افراد آن به بازسازي هويت خود موفق مي شوند(عطاران، باقري، 1370). هترينگتون (1998) طي تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده است كه كلا بيشتر كودكان، تشكيل دوباره خانواده و به صحنه آوردن جانشين پدر را امري فشارزا مي يابند و گروهي از آنها چندان واكنشي نشان نمي دهند در حاليكه گروه ديگر دچار مشكلات رفتاري متوسط يا شديد مي گردند و اگر در سنين نوجواني باشند ممكن است بناي پرخاشگري و ناسازگاري را با مادران بگذارند. بيشتر مطالعات و پژوهشهايي كه ساخت خانواده و مسائل خانواده هاي تك والدي را مورد بررسي قرار داده اند به مسئله ازدواج مادر نيز پرداخته است. يافته هاي تحقيقاتي مختلف در اين زمينه حاكي از آن است كه جانشين پدر (پدرخوانده) مي تواند هم تاثيرات مثبت و هم آثار سوء بر شخصيت فرزندان داشته باشد. امروز جامعه ما با تعداد قابل توجه اي از خانواده ها و نوجواناني مواجه است كه پدر خود را در جنگ از دست داده اند. با توجه به اهميت سلامت روان در دوره نوجواني پژوهش حاضر به بررسي تاثير ازدواج مجدد و يا تك والد بودن همسران شاهد بر سلامت روان نوجوانان آنان پرداخته است. فرضيه تحقيق : نيمرخ روان شناختي (سلامت عمومي) نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند در مقايسه با نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند تفاوت دارد. نمونه مورد مطالعه كه به روش نمونه گيري تصادفي مرحله، شامل 200 نوجوان، 100 (50 دختر و 50 پسر) كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند و 100 (50 دختر و 50 پسر) كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند از دبيرستانهاي شاهد تهران مناطق 1 و 3 و 8 انتخاب شدند. روش تحقيق در اين پژوهش علي مقايسه اي است و ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه سلامت عمومي گلدبرگ مي باشد. به منظور تجزيه و تحليل اطلاعات حاصل از پژوهش از روشهاي آماري، آمار توصيفي آزمون t براي دو گروه مستقل استفاده شده است. در پايان بررسي فرضيه تحقيق نشان داد كه : بين سلامت روان نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد داشته اند و نوجوانان شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند تفاوت معناداري وجود دارد. بدين معني كه دختران و پسران شاهدي كه مادرانشان ازدواج مجدد نداشته اند از سلامت روان بالاتري برخوردارند. البته با توجه به تحقيقات ضد و نقيض داخل و خارج از كشور نتايج اين پژوهش فقط قابل تعميم به جامعه مورد مطالعه است. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده