چکیده: هدف از اين تحقيق بررسي تاثير پايگاه اقتصادي - اجتماعي دختران تحصيلكرده شاغل در سن تاخيري ازدواج بر نگرش آنها در مورد همسر ميباشد. اين تحقيق به صورت پيمايشي صورت گرفته و تعداد 400 نفر از دختران تحصيلكرده در سن تاخيري ازدواج كه در تمامي ادارات و دستگاههاي تابع نظام بودجه استاني مشغول به كار ميباشد را دربرميگيرد. دادهها با استفاده از پرسشنامه و در بهار1377 گردآوري شدهاند. پايگاه اقتصادي - اجتماعي دختران در اين تحقيق در دو بعد پايگاه اقتصادي - اجتماعي محول و محقق مورد ارزيابي قرار گرفت . جهت تحليل دادهها از روش آماري تحليل پراكنش استفاده گرديده است . نتايج حاصل نشان ميدهد كه شاخصهاي پايگاه اقتصادي - اجتماعي محقق پاسخگويان (ميزان سواد، درآمد و منزلت شغلي) با نگرش آنها در مورد همسان همسري رابطه معنيداري داشته و با افزايش سواد، درآمد و منزلت شغلي آنان انتظارات آنها در مورد همسران آيندهاشان نيز بيشتر ميگردد. همچنين از ميان شاخصهاي پايگاه محول با پاسخگويان، تنها سن آنها با نگرش آنها در مورد همسان همسري رابطه معنيدار دارند. اما ارتباط اين متغير با نگرش آنها در مورد همسان همسري منفي است و با افزايش سن پاسخگويان نمره همسان همسري آنها كاهش مييابد و اين بدان معني است كه با افزايش سن پاسخگويان انتظارات آنها از همسران آيندهشان كاهش يافته و معيارهاي آنان براي انتخاب همسر تا حد زيادي داراي حالت متعادل و تعديل يافته ميباشد. شايد عدم ارتباط پايگاه اقتصادي - اجتماعي محول پاسخگويان با نگرشي آنها در مورد همسان همسري به اين دليل باشد كه شخصيت دختران در سن بالاتر از 25 سال كه شاغل بوده و از تحصيلات نسبتا بالايي نيز برخوردار هستند، شكل گرفته شده ميباشد. و وابسته به سطح سواد والدين و نوع شغل آنها و ميزان درآمد والدين نميباشد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده