چکیده: با توجه به این واقعیت که زنان معمولا دارای نقشهای متعددی در حیطههای خاموادگی، شغلی و اجتماعی میباشند و نیز با توجه به تاثیراتی که نقشهای مختلف میتواند بر بهداشت روانی داشته باشد، پژوهش حاضر انجام شد. فرضیههای این تحقیق عبارت بودند از: الف) میزان استرسی زنانی که دارای نقشپذیری بیشتری هستند، زیادتر از آنهایی است که نقشپذیری کمتری دارند. ب) میزان عزت نفس زنانی که دارای نقشپذیری بیشتری هستند، زیادتر از آنهایی است که نقشپذیری کمتری دارند. ج) میزان استرس زنانی که رضامندی بیشتری از نقشهای خود دارند کمتر از آنهایی است که رضامندی کمتری دارند. د) میزان عزت نفس زنانی که رضامندی بیشتری از نقشهای خود دارند، بیشتر از آنهایی است که رضامندی کمتری دارند. به منظور بررسی فرضیههای فوق، جامعه آماری خود را کلیه دبیران لیسانس زنی در نظر گرفتیم که در دبیرستانهای دخترانه مشهد، در سال تحصیلی 1372-73 به تدریس مشغول بودند. بر اساس شیوه نمونهگیری خوشهای نمونه مورد نظر مشتمل بر 234 آزمودنی انتخاب شد. برای جمعآوری دادهها از سه پرسشنامه استفاده کردیم. پرسشنامه اول، پرسشنامه محقق ساختهای است که برای سنجش میزان نقشپذیری و رضامندی از آن طرح شده است . برای اندازهگیری میزان استرس ، از مقیاس استرس ادراک شده (PSS) و برای سنجش میزان عزت نفس آزمودنیها از مقیاس عزتنفس آیزنک استفاده کردیم. پس از اجرای پرسشنامهها و کد گذاری متغیرهای مورد نظر، اطلاعات بدست آمده وارد کامپیوتر شد و با استفاده از برنامه SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . برای آزمون فرضیههای فوق از روش مقایسه و میانگین مستقل استفاده شد. در نتیجه تجزیه و تحلیل آماری انجام شده فرضیههای اول و سوم این تحقیق رد و فرضیههای دوم(a=0.01) و چهارم(a=0.003) مورد تایید قرار گرفت . همچنین متوجه شدیم که بر حسب متغیرهایی نظیر وضعیت تاهل، سن، سنوات خدمت ، تعداد فرزندان و وضعیت سکونت ، تفاوت معنیداری از لحاظ استرس و عزتنفس بین آزمودنیها به چشم نمیخورد. وقتی بیشترین میزان نقشپذیری بیشتری میزان رضامندی بر حسب اولویت در نقشهای اجتماعی، نقشهای خانوادگی یا نقشهای شغلی، ملاک تقسیم آزمودنیها قرار گرفت ، معلوم شد که نقشپذیری بیشتر در یکی از حیطههای سه گانه مذکور یا رضامندی بیشتر در یکی از موارد فوق، تفاوت معنیداری در مقایسه با دو نقش دیگر در میزان استرس ادراک شده و عزتنفس آزمودنیها بوجود نیاورده است . بیشترین میزان نقشپذیری و بیشترین میزان رضامندی از نقشها، به ترتیب اولویت در نقشهای اجتماعی، خانوادگی و سپس در نقشهای شغلی دیده شد. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواده