چکیده: بمنظور بررسی ارتباط بین هسته کنترل فرزندان و محیط خانوادگی آنان، نمونهای مشتمل بر 318 نفر از دانشآموزان دختر دبیرستانهای چهارگانه شهر شیراز به شیوه نمونهگیری تصادفی خوشهای برگزیده شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل مقیاس هسته کنترل درونی-بیرونی راتر (1966) و پرسشنامه محیط خانوادگی نقاشیان (1358) که بر مبنای پرسشنامه شیفر (1965) تهیه شده بود، توسط آزمودنیها بدست آمد. براساس تحقیقات پیشین پیرامون سابقه شکلگیری هسته کنترل، فرض شد که: -1 هسته کنترل فرزندان در محیط های خانوادگی گرم، درونیتر از فرزندان محیط های سرد خانوادگی میباشد. -2 در محیط های خانوادگی با کنترل کم، هسته کنترل درونی و در محیط های خانوادگی با کنترل زیاد، هسته کنترل بیرونی در فرزندان شکل میگیرد. -3 تعامل محبت و کنترل در شکلگیری هسته کنترل فرزندان مؤثر است . جهت بررسی فرضیههای فوق از روش تحلیل واریانس دوطرفه استفاه شد. از آنجا که پرسشنامه محیط خانواده حاوی دو بعد، آزادی-کنترل، گرمی-سردی (محبت) میباشد، با توجه به میانگین نمرات در هر بعد، آزمودنیها در چهار محیط خانوادگی: -1 کنترل کم-محبت زیاد. -2 کنترل زیاد-محبت زیاد. -3 کنترل کم-محبت کم. -3 کنترل زیاد-محبت کم، جای گرفتند که پس از بررسی نمرات هسته کنترل ایشان در هر محیط خانوادگی، نتایج نشان داد که هسته کنترل دختران در محیط های کنترل زیاد-محبت زیاد (محیط دوم) از همه درونیتر و پس از آن محیط دارای کنترل کم-محبت زیاد (محیط اول) نمرات نزدیک به میانگین را کسب نمودند. نتایج حاصل از آزمون توکی نیز بیانگر آن بود که دومین محیط تربیتی (کنترل زیاد-محبت زیاد) بطور معنیداری از سایر محیط های خانواده متفاوت است . یافتههای تحقیق حاضر حاکی از آن است که وجود محیط های گرم و تایید کننده خانواده، هسته کنترل فرزندان را به سمت عوامل درونی تقویت سوق میدهد، خواه این محیط ها در شرایط کنترل کم یا زیاد باشند که این امر مؤید فرضیه اول تحقیق میباشد. اما عامل کنترل به تنهایی نقش مؤثری در شکلگیری هسته کنترل فرزندان ندارد، بلکه کنترل فرزندان به همراه روابط گرم و محبتآمیز والدین میتواند مؤثر باشد. از این رو یافتههای تحقیق در جهت رد فرضیه دوم و تایید فرضیه سوم قرار گرفتند. منبع/ مرکز تحقیقات زن و خانواه