بنیان خانواده توسط زن و شوهر، پایهگذاری میشود. همبستگی عاطفی و احساسی میان اعضای خانواده، باعث میشود، نوع رابطه زوجین و طرز رفتار آنها نسبت بهم، سرنوشت خانواده را تعیین کند و آن را به سمت آرامش و خوشبختی و یا درگیری و اختلاف و تشنج، سوق دهد.
لذا میتوان گفت، مهمترین مسئله در هر خانواده، اصل تعاملات رفتاری و طرز رفتار زوجین نسبت به یکدیگر است و دوام و پایداری خانواده در گرو آن است. بنابراین میبایست برای استحکام این روابط، نهایت سعی و تلاش را به کار برد و در این راستا، اولاً از هرگونه شکاف و آسیب در این روابط و ایجاد اختلاف و کدورت پیشگیری نمود و ثانیاً چنانچه، زوجین به هر دلیلی، دچار درگیری و اختلاف شدند، راهحلهایی اساسی را برای حل این اختلافات و رفع تعارضها به کار گرفت. نگارند? پایاننامه، در این راستا، به تتبع در آموزههای دین مبین اسلام پرداخته و به استخراج مهمترین اصول و راهکارهای اساسی که بتوانند اهداف مذکور را تحقق بخشند، اقدام نموده است و به این دستاوردها نایل آمد که آیین اسلام با التفات ویژه به روابط همسران، از دو ابزار نیرومند اصول اخلاقی و حقوقی مدد گرفته و به تنظیم و استحکام روابط میان آنها پرداخته است. از یک طرف با محور قرار دادن اصل معروف در تعاملات رفتاری میان زوجین و مصداقهای آن یعنی اصول اخلاقی ارزشمند همچون دینداری، خوشاخلاقی، مودت و مهرورزی، تکریم، وفاداری، تعاون، مدارا و سازگاری، صبر، گذشت و احسان؛ علقههای عاطفی و روحی میان زوجین را محکمتر مینماید و زمینههای صمیمیت و سازگاری را میان آنها ارتقا میدهد و اینگونه هم از بروز بسیاری اختلافات که ناشی از پایمال این اصول اخلاقی است، پیشگیری مینماید و هم با استفاده از آنها، به درمان عیوب اخلاقی شخصِ ناسازگار و حل اختلافات و ترمیم روابط میپردازد. آیین اسلام، از طرف دیگر با مدد گرفتن از نیروی الزام و اجبار اصول حقوقی، ساختاری محکم به روابط زوجین میبخشد و در این جهت، به وضع حقوق و تکالیفی متقابل میان همسران در سایه اصل معروف میپردازد و زمینههای پایبندی و تعهد و مسئول بودن را در وجود آنها ارتقا میدهد. در این قلمرو برای وحدت و سازگاری بیشتر میان زوجین، از یکطرف، ریاست و سرپرستیِ خانواده، تأمین معاش و حفظ کیان آن را بر عهد? مرد میگذارد و از طرف دیگر زن را موظف به تمکین و پذیرش نظرات مرد میسازد تا مدیریتی واحد را در خانواده ایجاد نموده و از بروز اختلاف سلایق و تضادهای رفتاری میان زوجین پیشگیری نماید. همچنین اسلام، در زمانی که هر یک از زوجین با رفتارهای ناشایست و به اصطلاح «نشوز» خود، موجبات درگیری و اختلاف را ایجاد مینمایند راهکارهایی را برای رفع مشکل ارائه داده است. و نیز هرگاه، زوجین هر دو با کجخلقی و تخلفات رفتاری، اختلاف را ایجاد مینمایند و به اصطلاح حالتِ «شقاق» را پدید میآورند، با توصیه به تشکیل محکمه صلح خانوادگی و دخالت داورانی دلسوز و خبره، در صدد حل اختلافات و رفع کدورتها برمیآید.