چکیده: بدون شک در تمام جنگها، تنها قشری که حتی بیشتر از نظامیان آسیبدیده است، زنان و کودکان بودهاند؛ چون دشمن همیشه سعی میکند که از طریق فشار بر جمعیت غیرنظامی، طرف مقابل را تسلیم خواستههای خود کند. هدف پایاننامه حاضر بررسی وضع زنان و کودکان در درگیریهای مسلحانه و موضع حقوق بشر دوستانه در قبال این افراد میباشد. موضوعات مهم مورد بحث در این پایاننامه شامل موارد ذیل میباشد: حقوق بشر دوستانه و تفاوت آن با حقوق بشر، ویژگیها، اصول و قواعد این رشته حقوق، زمینههای وقوع جنایت علیه زنان در مناقشات مسلحانه، آثار و پیامدهای جنگ نسبت به زنان و کودکان، تاریخچه حقوق بشردوستانه از ابتدا تا جنگ جهانی دوم و سپس تا دهه 1990 و تحولات این دهه، حقوق بشر دوستانه اسلام، قوانین بشر دوستانه ژنو و نقصان این قوانین در حمایت کامل از زنان، وضع زنان در زمان محاصره نظامی، شرکت مستقیم کودکان در درگیریهای مسلحانه و آثار و پیامد ورود کودکان در جنگ، و در نهایت، مسائل مربوط به کودکان پناهنده و آواره و لزوم حمایت همه جانبه بینالملی از این کودکان، یافتههای برخاسته از این برررسی حاکی است که تاکنون نقش زنان در صحنه بینالمللی و کنفرانسهای دیپلماتیک ضعف بوده است. بهتر است که نقش زنان در مجامع و کنفرانسهای بینالمللی افزایش یافته و حداقل زنان نیز همسطح مردان در مجامع بیناللملی و تصویب اسناد حقوقی حضور داشته باشند. حقوق بینالملل برای اجرای حقوق بشر دوستانه، راهکارهایی در قوانین بینالمللی بهویژه در قوانین ژنو ارائه نموده است. یکی از اصولی که تمام نظامهای حقوقی پایبندی خود را به آن اعلام نمودهاند، اصل وفای به عهد است، که این اصل، بهترین تضمین برای اعمال حقوق بشر دوستانه میباشد. موضوع دیگری که میتواند اجرای حقوق بشر دوستانه را تضمین نماید، اقدامات اجرایی مندرج در ماده 80 پروتکل اول 1977 میباشد. نویسنده در پایان این توصیه را ضروری دانسته که دولتها هر چه زودتر اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری (1988) رم را جهت تصویب به قوه مقننه و یا مقام صلاحتیدار تقدیم کنند تا حد نصاب لازم جهت تأسیس و آغاز فعالیت این دادگاه فراهم شود. تاسیس این دادگاه میتواند نقش مؤثری در تعقیب و محاکمه جنایتکاران داشته باشد. منبع/مرکز تحقیقات زن و خانواده