ادبیات داستانی و از آن میان رمان در نگرش کارکردگرایانه به بازآفرینی حقایق جامعه میپردازد و آنچه را در پیرامون زندگی فردی و جمعی انسان وجود دارد به تصویر میکشد و در انتقال هرچه سریعتر مسائل نقش دارد. درونمایه اندیشه، احساسات و عواطف انسانی است که از طریق داستانها منتقل میشود.
درونمایه به شکل فراگیری در کلّ اثر ادبی وجود دارد و نویسنده را در پیشبرد ایدههایش یاری میرساند و هماهنگ کننده اجزا و عناصر مختلف داستان است. آشنایی با ایده نویسنده رمان و پی بردن به دلمشغولی اصلیای که درصدد بازتاب آن است ما را به سوی مسائل مهمّ جامعه امروزی رهنمون میسازد. در این پایاننامه درونمایه رمانهای برگزیده زنان ایرانی در دهه هشتاد مورد تحلیل قرار میگیرد تا به این پرسشها پاسخ داده شود که مضمون غالب این رمانها و مهمترین دغدغههای نویسنده زن این رمانها چه بوده است؟ آنها از چه راههایی برای نمودار کردن اندیشه درونی خود بهره جستهاند این پژوهش بر آن است با روش توصیفی ـ تحلیلی درونمایه مسلط رمانها را تحلیل نماید و شیوه هایی را که نویسندگان زن از آن برای بازگویی مضمون های خود استفاده کردهاند، معرفی کند. نویسندگان زن در نگاه کلّی از سویی به مسائل خانوادگی و اجتماعی زنان در جامعه و بازتاب امیال و خواستهها و فردیّت زنانه میپردازند و از سویی دیگر به مسائلی توجه دارند که به همه افراد جامعه مربوط است. اظهارنظرها و تفسیرهای راوی و شخصیت ها، لحن روایت، زاویه دید، عنوان داستان، طرح، صحنهپردازی، تأکیدهای نمادین، انگارههای تکراری و همکناری کنایی و چگونگی ترکیب و تلفیق این عناصر سر نخ دستیابی به مضمون این رمانهاست.