زنان نیز مانند مردان از حقوق اساسی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی برخوردارند، ولی این مسئله که این مبانی، در اسلام و غرب چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند، در خور تأمّل و بررسی است. حقوق اساسی در هر جامعه و ملتی از باورها، ارزش ها و آرمان های آن اثر میپذیرد و اصلیترین و بدیهی ترین حقوق فردی و اجتماعی افراد را شامل میشود.
تصویری که اسلام از زن ارائه میدهد این است که زن "انسان" است، اما مرد نیست. چنان که مرد نیز "انسان" است ولی زن نیست. اما آنچه مبانی فکری اندیشه غربی را تشکیل می دهد، اومانیسم )فردگرایی( است. سئوال اصلی این تحقیق این است که حقوق زنان چه تاثیری بر سیاست خارجی امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه ما بر این است که حقوق زنان بر سیاست خارجی امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذار بوده است و یکی از عوامل تداوم دشمنی و اعمال فشار امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، به شمار میرود. موضوع ایران و جایگاه آن در سیاست نرم آمریکا را باید حاصل چالش سی ساله با تهران در عرصههای گوناگون سیاست اجتماعی مثل حقوق بشر زنان دید که آنان را به این باور رساند که در کنار مشروعیت بخشی به سیاستهای مقابله گرای خود؛ باید زمینه مشارکت سایر بازیگران و اقناع افکار عمومی جهانی را که در مسیر پیشبرد منطق سیاست خارجی این کشور مبتنی است، تامین کنند. ایران هم در جهت ارتقای منافع امنیتی خود به پاسداری از عرصههای سخت و نرم حاکمیت ملی خود پرداخته است. با وجود کنوانسیون و قوانین متعدد در نظام غرب و با شعار برابری و نیز منشور حقوق و مسئولیت های زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایه عدالت جنسیتی، سهم زنان در حوزه سیاست و تصمیمگیری کشورها با توجه به توانایی آنان همچنان پایین است. روش تحقیق در این پایان نامه رویکرد کیفی و توصیفی با توصیف و تحلیل و استفاده از ابزار کتابخانهای است.