چکیده جامعه انسانی فراهم آمده از انسانهاست و زن نیمی از پیکرهی جامعهی انسانی را تشکیل میدهد. اما از دیدگاه اسلام زن تا چه اندازه درجامعه زمینهی نقشآفرینی دارد و محدودهی مشارکت اجتماعی زنان و حضور عینی آنان در جامعه تا کجاست؟ آیا مرد میتواند همسر خویش را از مشارکت در امور اجتماعی باز دارد؟ با این که موضوع مشارکت اجتماعی از اهمیت ویژه برخوردار است، اما با نگاه همه جانبه و دقیق مورد پژوهش قرار نگرفته است. ما مسئله را از زاویهی عقل، قرآن و حدیث بررسی کردهایم و در نهایت به نقد نظرات مخالف پرداختهایم. در این پژوهش به نتایج اساسی ذیل دست یافتهایم. 1- عقل مشارکت همه جانبهی زنان را تأیید میکند. 2- قرآن و حدیث همواره زن و مرد را دارای هویت واحدی میشمرد که هر دو به یکسان قابلیت استکمال و رشد دارند. 3- زنان از دو جنبه انسانی و مونث بودن برخوردارند. شریعت اسلامی در روابط اجتماعی بر بعد انسانی تکیه دارد و آن را قابل تفکیک از زنانگی محض میداند. و به منظور تفکیک این دو، در هنگام حضور در جامعه رعایت آدابی را برای زن و مرد مقرر کرده است. 4- هر انسانی که از لحاظ علمی و عملی و جسمی توانایی لازم برای عهده گرفتن مناصب مختلف را داشته باشد، میتواند به این امور بپردازد و اسلام تفاوتی بین زن و مرد در ین امور قائل نشده است. پیشنهاد: 1- بررسی ویژگیها و حدود وظایف ولی فقیه و این که آیا زنان از تصدی این منصب منع شدهاند یا خیر؟ 2- بررسی فیزیولوژیک جنس زن و مرد و تدقیق تفاوتهای این دو و میزن تأثیر این تفاوتها در تواناییهای جسمی و عقلی زنان.